به گزارش سرویس وبلاگ صراط آوا در وبلاگ جوان با بصیرت شیعه نوشت:
معلمی هم عالم جالبی داره ! قبل از اینکه معلم بشی برای خودت یه لیست بلند و بالا از اقداماتت بعد از معلم شدن می نویسی اما وقتی وارد مدرسه می شی و شروع به کار می کنی تازه می فهمی فاصله بین حقیقت و واقعیت رو !
وقتی بهت می گن:
"ما بودجه نداریم که یه دانش آموز درسی رو بیافته و دوباره برداره، نمره بده بره" !!!!!
تازه میفهمی که کجا اومدی !
آموزش و پرورشی که بزرگترین ومهم ترین هدفش" قبول شدن دانش آموزه" وهمه تلاشها ودغدغه ها به نمره قبولی ختم می شه خروجی هاش .....
خیلی ها دارن تلاش می کنن که اینجوری نباشه و خدا وکیلی خیلی ها هم شرف و انسانیت شون رو به نمره قبولی دانش آموز نمی فروشند. خودم مدیر مدرسه ای رو دیدم که با اینکه براش گرون تموم می شد اما پای نمره واقعی دانش آموزان(حتی به قیمت قبول نشدن او) وایساد و دروغ نگفت. این نمونه ها کم نیستند اما حرف سر سیاستهای کلیه.
گاهی یک معلم دلش می خواد که اگه 90 درصد وقتش رو برای آموزش گذاشته لا اقل 10 درصد هم برای پرورش وقت بذاره اما آنچنان قبولی آخر سال دانش آموزان براش بزرگ شده که از خیر پرورش می گذره و اون 10 درصد رو هم فدای آموزشی می کنه که هدفش ساختن "انبار کتابه" نه انسان !
از وضع بد معاون های پرورشی هم فقط همین رو بگم که مثلا معلم ریاضی رو به علت کمبود نیرو یا زیادی بودن اون معلمه میذارن معاون پرورشی و البته حقوق بسیار عالی برای چند تا مراسم تکراری در سال بر گذار کردن و چند تا عکس و فیلم و گزارش !
امیدوارم که همه تحلیل هام اشتباه باشه ، اما من اون چیزی رو که می بینم می نویسم و نگرانی اصلی من بی سواد شدن نسل آینده است.
مثلا تعطیلی پنج شنبه ها با هدف کم کردن ترافیک و صرفه جویی در مصرف انرژی و گرم شدن کانون خانواده ها (!) آیا به قیمت بی سواد شدن دانش آموزان ارزش داره؟ تا حالا فکر کردین اون ساعاتی که روز پنج شنبه بوده کجا رفته؟
اکثر معلم های دلسوز مخالف این طرح هستند چون ساعات درسی دانش آموزان مثلا از 48 ساعت در هفته به 40 ساعت در هفته رسیده و مدیران مدرسه ها هرچه زنگ تفریح رو کوتاه میکنن،و متاسفانه در اکثر موارد زورشون به ساعت نماز رسیده و صد افسوس که ساعت نماز رو حذف میکنن، اما باز هم 40 ساعت جور نمی شه !
این کمبود ساعتها و این حذف کارهای پرورشی کجا جبران می شه؟ آیا ترافیک شهر مهمتر از نماز خون شدن بچه های ماست؟ معلم هم که مجبوره (تاکید میکنم"مجبوره") همون حجم درسی رو در ساعات کمتری بگه.شما فکر کن که چقدر راندمان این جور درس دادن پائینه!
من خیلی امیدوارم که آقایون برای تعطیلی پنج شنبه ها دلیلی قانع کننده تر از ترافیک و انرژی و خانواده دوستی داشته باشند.
اگه معلم بودین ، برای اصلاح این وضع چه کار میکردین؟