۲۳ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۲

این 4 جمله شما را تکان نمی‌دهد..؟

زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...
کد خبر : ۳۷۹۵۳

زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد.

اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت‌ای شیخ خدا می‌داند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم مستی دیدم که...
افتان و خیزان راه می‌رفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده‌ای؟

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده‌ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می‌کرد. گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.

گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده‌ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟


منبع: داستانک

نظرات بینندگان
علیرضا
|
Germany
|
۱۱:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۳
۲
۳
جالب نبود!
ناشناس
|
United States of America
|
۱۴:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۳
۲
۲
خیلی بی موردبود
ناشناس
|
United States of America
|
۱۴:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۳
۱
خیلی بی موردبود
كوروش
|
United States of America
|
۱۵:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۳
۱
فارغ از هر چي دروغ نگوييم .
به عهد خود و صحبتي كه مي كنيم پايبند باشيم .
به قوانين هر چند ناخوشايند احترام بگذاريم.
اين 3 نكته را رعايت كن عمرا اگه جاييت بلرزه
مرتضي
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۵۴ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۳
۱
اصلا فكر مي‌كنيد مطلب مي‌گذاريد يا اينكه هرچي دم دستتون بياد مي‌گذاريد؟ تبليغ اباهي‌گري و هرهري مذهبي با ژست عارفانه!
ناشناس
|
France
|
۱۹:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۷/۲۳
۱
اصلأ مقصودتان از این نوشته چی بود ؟!!!بعضی وقتها حالتون زیاد خوب نیست.