یکی دو هفته پیش بود که بازم به عنوان یه خبرنگار بعد از هفت، هشت ماه پا به این دانشگاه گذاشتم و طبق عادت همیشگی، قبل از هر کار دیگهای به طرف مزار شهدای گمنامِ جلوی مسجد دانشگاه تهران رفتم.
اول سال تحصیلی بود و چهره بیشتر دانشجوها نشون می داد که هنوز آب و هوا تهران بهشون نخورده و یا اینکه هنوز مزه درس خوندن تو یه همچین جایی و خوشگذرانیهای دوستانه زیر دندونشون نرفته که یاد نماز اول وقت افتادن.
یه چند دقیقهای وقت داشتم. کنار مزار شهدا نشستم و با تعجب دور و اطراف رو نگاه کردم. خلوت بود، خیلی هم خلوت بود!!!
دلم میخواست جواب این سوال رو بدونم که چرا دانشجوهای دانشگاه تهران (یا هر دانشگاه دیگه)، فقط و فقط زمانی که می خوان تجمع برپا کنن یا مراسم خاصی برگزار بشه سر مزار شهدا جمع میشن؟
آیا اساتید محترم (خصوصاً اونایی که ادعای وطندوستی و اسلامشناسی و روشنفکری دارن) تو چند دقیقهای که به دانشجوهاشون استراحت میدن، نمی تونن با اونا یا تنهایی بیان سر مقبره شهدا؟
نمیدونم شایدم ما باید فقط زمانی سراغ شهدا بریم که بهشون احتیاج داریم یا یه مشکل اساسی واسمون پیش اومده باشه . . .
البته روی صحبت من بیشتر به مدیران فرهنگی دانشگاههاس که با چارتا کار ساده ولی قشنگ و معنوی اجازه ندن جوونای پاک ما به دام غولهای انحراف، تفکرات ضاله و یا تشکلهای فتنهگر بیوفتن.
راستی یادتون هست قرار بود با دفن شهدا تو دانشگاهها، یه جورایی از غربتِ گمنامی بیرون بیان؟ پس چی شد؟ چرا شهدا حتی جلوی مسجد دانشگاه تهران هم غریب موندن؟