جدال مانيفست ها در اردوگاه فتنه
کد خبر : ۳۵۸۹
يك طرف اين دوئل سيدمحمد خاتمي است كه با 8 سال سابقه رياستجمهوري اين جناح و شخص اول اصلاحات مدعي است و حتي در چهار سال پس از دوران رياست خود نيز هيچكس از اصلاحطلبان ياراي رقابت با وي را نداشت و همچنان كشتي در آستانه به گل نشستن اصلاحطلبان را ناخدا بود و از طرف ديگر ميرحسين موسوي بود با سابقه دو دوره نخستوزيري زمان جنگ كه بايستي نقطه آغازين تفكر دوم خرداد را در دولت او جستوجو كرد.
دولتي كه خاتمي در مقطعي از آن بر كرسي وزارت ارشادش تكيه زده بود و يكي از ياران ميرحسين بود اما اين جايگاه رئيس و مرئوس سال 76 برعكس شد و خاتمي رياست دولت را بهدست گرفت و ميرحسين به مشاورت وي رضايت داد.
*جملهاي كه خاتمي را گرفتار ساخت
روزهاي پاياني سال 87 هنگامي كه از يك طرف ترس از تشتت فكري اصلاحطلبان و از طرفي قدرت رقابت با احمدينژاد وجود سران اصلاحطلب را پركرده بود، جملهاي كوتاه از خاتمي شنيده شده كه ميشد آن را تعيين تكليف اصلاحطلبان نام برد. وي با گفتن جمله "يا من ميآيم يا ميرحسين " چند هدف را با اين يك تير نشانه رفت. هدف اول اينكه اين جمله نشان ميدهد ميرحسين، خاتمي فاصلهاي در راهبردها و تاكتيكها ندارند و هركدام بيايند راه اصلاحات را ادامه خواهند داد، هرچند ممكن است از نگاه شخصيتي دو انسان متفاوت باشند.
هدف دوم بستن راه نفوذ ديگران به اين عرصه ممنوعه بود. خاتمي با گفتن اين جمله تلويحاً هشدار داد كروبي جايگاهي دربين اصلاحطلبان ندارد و حتي اگر خود او نيز نيايد، حاضر به حمايت از اين شخصيت براي كانديداتوري اصلاحطلبان نيست، مطلبي كه سخت بر كروبي گران آمد و موجب شد وي راه خود را از اين دسته جدا كند و حتي با درخواست و خواهش بزرگان اصلاحطلب نيز حاضر نشود به نفع كانديداي اصلاحطلبان كنار رود و شخصاً پا در ميدان رقابت گذاشت.
*حمايت محتاطانه
اين حمايت بيچون و چرا از ميرحسين و تشويق حاميان به ريختن رأي خود به نفع ميرحسين ديري نپاييد كه با حركات ساختارشكنانه ميرحسين عليه قانون و دموكراسي متوقف شد و از اين مرحله به بعد خاتمي سعي كرد از يك طرف در انظار عمومي خود را مدافع كانديداي اصلاحطلبان نشان دهد و از سويي استقلال هويتي خود را حفظ كند. براي همين درسخنان خاتمي كمتر كسي نام جنبش حاميان ميرحسين يعني جنبش سبز را شنيد و برخلاف ميرحسين كه در تمامي مواضع و بيانيهها جنبش سبز را مطرح ميسازد، خاتمي سعي ميكند تا هويت اصلاحطلبي را پررنگ سازد.
*تبديل حمايت محافظهكارانه به تقابل
طنين شعارهاي كوبنده مردم در نهم دي كه خيابانهاي پايتخت را درنورديد قبل از ميرحسين و كروبي، خاتمي را به فكر چاره انداخت كه بايستي راه خود را از تندرويهاي آن دو كاملاً جدا كند و با مستمسك شدن به راه قانون و عمل به قانون اساسي نشان دهد كه وي هنوز خواهان بازگشت به جايگاه قبلي خود در نظام جمهوري اسلامي است. از اينرو وي از اين مقطع به بعد سعي كرد در جلسات مختلف با مطرح كردن دوباره اصلاحات و اينكه بايد اصلاحات بازتعريف شود تلاش نمايد ياران سابق خود و حاميان كنوني ميرحسين را بار ديگر زير علم اصلاحات و نه جنبش سبز جمع كند تا در راهبردي ميانمدت خود را بار ديگر به عنوان علمدار اين قوم مطرح كند.
*جدال مانيفستي
تلاشهاي سيدمحمد خاتمي پس از آغاز سال جديد در قالب ديد و بازديدهاي نوروزي افزايش يافته و با استفاده از پلهاي ارتباطي خواص سعي در جذب دوباره تودهها و كسب اعتماد مجدد آنها دارد و همانگونه كه طي چند روز گذشته نيز شاهد بوديم، وي از تدوين جزوه اصلاحات خبر داد و از سوي ديگر ميرحسين موسوي نيز اخيراً به تكاپو افتاده تا به خاتمي از طريق تدوين مانيفست "سبز " پاتك بزند و با چارچوببندي براي جنبش خياباني خود هويتسازي كند.
*تماشاگر نه چندان آرام دوئل
هرچند شايعاتي اين روزها شنيده ميشود كه كروبي دچار يك بيماري سخت شده و حتي قرار است دكتري از اتريش به بالين وي آيد اما در كل بايد گفت بهرغم اينكه اين روزها كمتر خبري از كروبي به گوش ميرسد اما وي را بايد تماشاچي نهچندان آرام اين دوئل برشمرد.
تماشاچياي كه طي ساليان گذشته هميشه اميال خود را قرباني تكرويهاي خاتمي و ميرحسين و بازي ندادن وي در معركه ديده است و منتظر است تا اين بار خود را از سايه اين دو بيرون بكشد و بهعنوان ضلع سوم جناح دوم خرداد مطرح سازد.
تاكتيكهاي كروبي همانگونه كه درگذشته نيز تكرار شده بيشتر مبتني بر جنجالسازي و كارهاي هنجارشكنانهاي است كه ديگران كمتر بدانسو متمايل ميشوند. وي از هر راهي براي كسب وجهه استفاده ميكند و با متد "شعبانيزم " سعي ميكند خود را مطرح سازد.
*آيا اين دوئل برندهاي دارد؟
درحالي كه پيكار در مانيفست اصلاحطلبي و جنبش سبز به اوج خود نزديك ميشود و شايعاتي مبني بر تقابل تند سران اين دو مانيفست طي روزهاي گذشته به گوش ميرسد امّا بايد گفت كارنامه هر دو سر اين دوئل نشان ميدهد هيچكدام از آنان نخواهند توانست با غلبه بر ديگري زمام امور جبهه اصلاحات را در دستان خود ببينند بلكه بايد منتظر چهرههاي پشت پرده ماند كه با استفاده از اين فضا و با وساطت احتمالي بازيگر پنهان، هر دو اين افراد را كنار زده و نتيجه دوئل را به نفع خود مصادره نمايد.