۱۱ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۸

چه كساني نقره داغ شدند؟

کد خبر : ۳۵۸۳۳
به گزارش صراط نیوز روزنامه ی تهران امروز نوشت:
ورود مستقيم بانك مركزي به بازار ارز و سكه براي واقعي كردن قيمت آن، نخستين آثار خود را بر جاي گذاشت و سكه و دلار سقوط قيمتي نسبتا قابل توجهي را تجربه كرد.اقدام بانك مركزي در واقعي كردن قيمت سكه و نيز كاهش حداكثري فاصله قيمت دلار آزاد و دولتي، انتظاري است كه از بانك مركزي مي‌رود و در واقع تنظيم بازار مالي كشور از طريق سياست‌هاي پولي بدون انگيزه دلالي و سودآوري دلالانه، يكي از وظايف قانوني بانك مركزي به شمار مي‌آيد. اما ورود بانك مركزي به اين داستان و نوع رفتارش در نحوه تعيين قيمت ارز و سكه محل سوالاتي است كه جاي خالي توضيحات قانع كننده مديران بانك مركزي محسوس است.

نخستين سوال اين است كه چرا بانك مركزي يكي دو ماه پيش با صدور بخشنامه‌اي فروش ارز را به چند بانك دولتي محدود كرد و به اين ترتيب زمينه را براي كاهش عرضه دلار و تزريق التهاب به بازار فراهم كرد؟ بانك مركزي كه كنترل ذخاير ارزي كشور را در دست دارد خود بيش از همه مي‌داند كه كاهش عرضه دلار آن هم در شرايطي كه ولع خريد دلار در حال افزون شدن بود، به تحريك بازار و صعود سرسام‌آور قيمت در بازار آزاد منجر مي‌شود. با اين وجود بانك مركزي نيت خود را عملي كرد و با ايجاد محدوديت شديد در عرضه دلار موجبات فاصله 20 درصدي قيمت ارز آزاد و دولتي را فراهم آورد.

در اين مدت دلالان با ولع تمام در بازار خودنمايي كردند و رانت عظيمي به سبب فاصله قابل توجه ارز آزاد و دولتي ايجاد شد. گذشته از اينكه رانت بادآورده به جيب چه كسي رفته است اما متضرران آن كساني هستند كه طي مدت يادشده نياز واقعي به ارز داشتند و مجبور بودند دلارها را 20 درصد گرانتر از قيمت دولتي آن تهيه كنند. فرض كنيد در اين شرايط كسي با انگيزه توليد از بازار آزاد دلار تهيه كرده باشد حال يكباره قيمت آن شديدا سقوط مي‌كند يا بيماران و مسافراني كه به دلارهايي بيشتر از سهميه 2 هزار دلاري نياز داشته‌اند و ناچار مازاد ارز مورد نياز را از بازار آزاد تهيه كرده‌اند و حال با عدول بانك مركزي از بخشنامه اخير خود دچار ضرر و زيان هنگفت شده‌اند. البته بايد به شهرونداني هم اشاره كرد كه هر روزه با شنيدن خبر افزايش روزافزون قيمت دلار و سكه، تصميم به خروج سپرده‌هاي اندك خود از بانك‌ها گرفته‌اند و آن را در بخش دلار و سكه به كار گرفته‌اند اما به خاطر بي‌تجربگي و عدم تسلط به قوانين بازار به ناگاه مي‌بينند بخشي از سرمايه خود را از دست داده‌اند.

درست است كه بانك مركزي به شهروندان توصيه كرد كه از ورود به بازار ارز و سكه خودداري كنند چرا كه با ضرر و زيان احتمالي مواجه مي‌شوند ولي بايد گفت در شرايط التهاب چنين توصيه‌هايي چندان مثمرثمر نيست و شهروندان ترجيح مي‌دهند براي حفظ ارزش سرمايه اندك خود از خير سود اندك بانكي بگذرند و آن را به طلا و ارز تبديل كنند.
 
 غافل از اينكه بانك مركزي با تصميمات يك شبه چنان نظم و قاعده بازار را به هم مي‌زند كه متضرران چنين تصميمات يك شبه‌اي كساني جز نيازمندان واقعي ارز و نيز خرده سرمايه‌داران ناآگاه نيستند و البته در اين ميان دلالاني كه گرگ باران ديده هستند بهتر از همه نبض بازار را در دست دارند و مي‌دانند در هر شرايطي چگونه بازي كنند تا بخشي از رانت موجود را به جيب بزنند و سر بزنگاه هم سرمايه خود را از بازار خارج كنند. در واقع مي‌توان اينگونه نتيجه گرفت كه عدم تعادل در تصميمات بانك مركزي و صدور بخشنامه‌هايي با محتواي كاملا متناقض آن هم ظرف مدت بسيار كوتاهي يكي از عوامل اصلي بهم ريختگي بازار ارز و سكه است و بانك مركزي با چنين رفتارهايي باعث متضرر شدن مردمي شده است كه در شرايط عادي مي‌توانستند دارايي اندك خود را نزد بانك‌ها سپرده گذاري كنند تا با دريافت سود منطقي، سپرده‌هاي كوچكشان در بخش توليد كشور به‌كار گرفته شود. اما بانك مركزي نه از طريق تعيين نرخ سود سپرده منطقي كه از طريق «نقره‌داغ كردن» خرده سرمايه‌داران اين پيام را به مردم منتقل كرده است هر كس وارد بازار سرمايه شود به چنان حال و روزي خواهد افتاد كه هرگز فراموش نكند. بانك مركزي به جاي اينكه منبع تزريق اعتماد به مردم باشد به عامل شوك‌هاي هراس آور ارزي و سكه‌اي مبدل شده است و بيراهه نيست اگر بگوييم در لباس يك رقيب وارد بازارهاي مالي مي‌شود و سعي در كسب بيشترين سود را براي خود دارد. مسئولان بانك مركزي اگر توضيح بدهند در اين يكي دو ماهه كه التهاب بر بازار ارز حاكم شد و اختلافي 20 درصدي در نرخ دلار دولتي و آزاد ديده مي‌شد ناشي از چه عواملي بود و مهم‌تر اينكه رانت عظيم مدت ايجاد شده به جيب چه كسي يا كساني رفته است، بسياري از مسائل روشن خواهد شد. بانك مركزي بايد به اين سوال پاسخ بدهد كه علت صدور دو دستورالعمل كاملا متناقض آن هم ظرف مدتي كوتاه كه باعث بهم خوردن تعادل بازار شد، از چه توجيهي برخوردار است؟ آيا بانك مركزي اين اجازه را دارد كه هر طور بخواهد به دخالت در بازار بپردازد و امروز تصميم به كاهش شديد عرضه ارز بگيرد و موجب افزايش قيمت شود و ديگر روز تزريق نامحدود دلار به بازار را پيشه كند و التهابي از جنس ديگر بر بازار حاكم كند؟ با چنين شرايطي آيا بيراه است كه در اين انديشه باشيم فردا روز دگرباره تصميم بانك مركزي عوض مي‌شود و باز هم تزريق ارز محدود مي‌شود و اين چرخه معيوب تكرار خواهد شد؟ بعيد است بتوان در سراسر دنيا همساني براي بانك مركزي ايران با اين تصميمات عجيب و غريبش پيدا كرد.
نظرات بینندگان
محسن از ایران
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۱
چه کسانی میلیاردر شدند؟ ............؟ ................؟ ...............؟ .............؟ ......................؟