گرچه در سال های مختلف همه منتقدین به طرف مقابلشان انگ نقد ناپذیری زدند اما باید قبول کرد که ادبیات نقد کردن و تمسخر نکردن را هنوز یاد نگرفته ایم و "من" را در نقد مهم تر از هر چیزی می دانیم .به عبارت دیگر برا ی بسیاری نقد کردن یعنی اثبات من به هر طریق و به قول بچه های حوزه:بلند کردن صدا به "انا رجل"
اما نقد کردن هر چه که در سابق بود ،امروزه صورت جدیدی به خود گرفته است.شرایط اجتماعی – سیاسی کشور خصوصا بعد از فتنه و مواضع دولت دهم،نقد کردن را به صورت یک هنر و یا یک کلاس دراورده است.این نشان از این می دهد که فعلا کسی صلاح نمی داند که موافق صد درصدی و سینه چاک باشد.آنچنان که قبلا بوده است.
با این حال،جهت گیری کلی فرد نسبت به نظام و دولت دو صورت دارد:1-یا اینکه از طرفداران و دلبستگان فتنه و ... است و اصولا با نظام و دولت یک فاصله ای دارد و 2- از طرفداران دولت و نظام بوده اما در شرایط کنونی و سوتی های دولت!!ترجیح می دهد یک منقد منصف باشد تا یک طرفدار متعصب.
صدا و سیمای ما هم که مثل بسیاری از سازمان ها و شخصیت های نظام در ماجرای فتنه نمره قبولی نگرفت و در عوض متوجه مخالفات ها شد،سعی کرد همین استراتژی با کلاس و گول زننده را انتخاب کند.تا هم از زیر بار انتقاد های سنگین منتقدان آن جناح براید و هم خودش را فرا جناحی و فرادولتی بداند و هم وجهه مردمی بودن(!)خودش و به اصطلاح پیگیری مطالبات مردم را حفظ کند.
اما در عمل به جای هزینه کردن برای نظام و برای مردم نظام و مردم 9 دی،در مسیر نقد بی روش دولت که منجر به نقد نظام خواهد شد حرکت کرد.با راحت ترین روش که در برنامه های ورزشی اش جواب مثبت داده بود،با مدد گرفتن از ادبیات تکه و کنایه،نقد عوامانه را در سیاست ترویج کرد.رفتاری که مطالبه سیاسی را بدل به طلبکاری سیاسی کرد.
اینگونه شد که صدا و سیما که تمام قد در برابر هر کونه انتقاد از هر شخصیت وابسته به خودش ایستاد و به تقدیر تام و کامل از خودش پرداخت و خود برتر بینی و خود تشکری را با فرار از نقد عجین ساخت و با امپراطوری رسانه ای ترویج کرد،شد منتقد و یا به اصطلاح بهتر منتقد نمای دولت و نظام و زبان گویای مردم!!
و اینچنین صدا و سیمای این نظام پر شد از حرف های خاله زنکی و تکه پراکنی و طلبکاری و تمسخر و استهزای رئیس دولت و وزرا.با قالبی رنگین و فریب دهنده به نام طنز.که بهترین حربه برای رد توطئه و تخریب است.
در فضای خالی از برنامه هایی چون دیروز،امروز ... و برنامه سازانی چون یامین پور ،صدا و سیما جولانگاه طلبکارانی شد که مثلا طنز می سازند و مطالبه مردمی می کنند و در پشت پرده عقده وا می کنند و حرمت می شکنند.حال در بین مونولوگ های مجریان و کارشناسان و یا در طنز های علی حده ای چون کلاغ نیوز و نقل نقلی و جمعه بازار .
و جالب است که این سیاست به سایر استان ها نیز کشیده شد و در قالب خبر های ویژه و ...نقد شخصیت ها و بلکه حمله به آنان آغاز شد.
مدیران سیاست پیشه و قدرتمند صدا و سیما این بار باز هم با خاطری آسوده مشغول به کاری هستند که بنیان های اخلاق مداری این جامعه را خرد خواهد کرد و دودش را به چشم همگان خواهد برد.
شاید اگر آن روز ها به ادبیات حاشیه گرا،طلبکار و پر مغلطه برنامه هایی چون 90 بهتر رسیده می شد و بیشتر پیگیری شد تا صدا و سیمایی ها توجیه نکنند که 90 آستانه تحمل را بالا می برد،امروزه مطالبه این تغییر روش از ریاست صدا و سیما آسان تر می شد.اما صد حیف که در غیاب واضح و جالب شورای نظارت،سازمان هر آنچه خواهد هم آن کند.
سیاست امروز صدا و سیما ذیل خودخوانی و خود خندی تعریف می شود و با دور شدن از مطالبات حق مردم در ظاهر پیگیری آن ها .
و اصولا این سیاست در این سه جمله خلاصه می شود:
بنویسیم:تکه و تمسخر
بخوانیم:نقد عملکرد ها و خط مشی ها در قالب طنز
و تفسیر کنیم:حمله کن تا به تو حمله نکنند و یا نقد کن و مطالبه کن تا نقدت نکنند و از تو مطالبه نکنند.