۰۶ مهر ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۹

سياست از جان ورزش چه مي‌خواهد؟

کد خبر : ۳۴۸۴۲
به گزارش صراط نیوز روزنامه ابتکار نوشت:
گروه ورزشي - از وضعيت ورزش حرفه اي در کشور خبرهاي خوبي به گوش نمي‌رسد. به اعضاي تيم ملي فوتبال ساحلي در سفر ايتاليا شام نمي‌دهند و مي‌گويند پول نداشتيم. مربي موفق فوتبال سالني ايران که اين تيم را به رده جهاني کشانده است به دلايل ناگفته از کار برکنار مي‌کنند. تکليف مربيان ملي رشته هاي دوميداني کشورمان مشخص نيست. بحث ارزان سازي ورزش که در اوايل کار دولت احمدي نژاد مداوماً از آن دم زده مي‌شد بلاتکليف است و در اين ميان البته تنها قسمتي از ورزش ما که به خوبي و همپاي استانداردهاي جهاني! به پيش مي‌تازد، بحث مبالغ قرارداد بازيکن حرفه اي بويژه در فوتبال باشگاهي و پاداش و مزايا و غيره است. اين راه به کدام مسير ختم مي‌شود؟
آيا ايجاد وزارتخانه ورزش و جوانان و معرفي وزير براي توليت ورزش کشور توانست اين را سامان بخشد يا اينکه دخالت هاي دولت و بي توجهي مديران ارشد ورزش کشور سبب ساز بهم ريختگي بيشتر اين اوضاع است...؟!
اوضاع اخلاقي برخي از بازيکنان ملي و مطرح نيز تعريفي ندارد. از اجابت مزاج در کنار زمين بازي گرفته تا گردنبندهاي طلا و نقره اي که بر گردن بازيکنان واليبال و بسکتبال و فوتبال و... زمين مقدس رقابت را تبديل به ويترين جواهر فروشي کرده است.
برخي از بازيکنان ملي به راحتي بر روي بدن خود تاتوهاي عجيب و غريب نقش مي‌کنند و رسانه ملي هم از نشان دادن آنها ابايي ندارد و از طرف ديگر مي‌بينيم و مي‌شنويم که بازيکنان فلان تيم ملي در حاشيه بازي با داور زن مسابقه دست داده اند و انگار نه انگار که اينجا مملکت اسلامي است.
در سطح ورزش فوتبال نيز به عنوان يک ورزش پرطرفدار شاهديم که سوء مديريت هاي عجيب و غريب و ضعف هاي نظارتي مديران چه بلاهاي سختي را به اين ورزش جذاب تحميل کرده است.
بازيکنان محروم و دو اخطاره را در بازي تيم ملي اميد وارد زمين کردند و به راحتي ثمره ساعت ها تمرين و اميد و هزينه پول بيت المال از دست رفت و کسي هم پاسخ قانع کننده اي نداد. و باز مي‌بينيم که همين اشتباه را براي رقابت هاي آسيايي تيم سپاهان هم تکرار مي‌کنند و آقاي مدير مربوطه در باشگاه سپاهان هم در رسانه ملي اعلام مي‌کند که مسئوليت را بر عهده مي‌گيرم و البته جمله اي را بر زبان مي‌راند که تعبير آن در ورزش ما مساوي با هيچ چيز نيست. نه استعفا، نه پرداخت غرامت و نه هيچ چيز ديگر.
هواي ورزش کشور اين روزها آفتابي نيست. کسي منکر تک موفقيت هاي ورزشي برخي تيم هاي ملي نيست. اما بايد دانست که با وضع موجود و اشتباهات خنده دار و البته پر آسيبي که اين روزها رخ مي‌دهد، به هيچ وجه نمي‌شود منتظر آينده مطلوب و مدال هاي رنگارنگ ايران در رقابت هاي ورزشي بين‌المللي بود.
در آخر نيز كه از همه بدتر شخصيت هاي سياسي وارد هيات مديره دو باشگاه استقلال و پرسپوليس شدند. به قول فردوسي پور نزديك انتخابات همه آقايان طرفدار مردم و ورزش شدند. واقعا چه دليلي دارد در اين برهه زماني چند نماينده در هيات مديره اين دو باشگاه آمدند؟
گماشتن افراد سياسي در هيئت مديره 2 باشگاه ورزشي در حالي كه اين همه كارشناس خبره ورزشي در كشور وجود دارد توهين به جامعه ورزشي كشور و دوست داران اين حوزه نيست؟ آيا تا به حال حضور سياسيون در ورزش كارنامه روشني داشته است؟
به راستي نمايندگان و همه مسئولاني که وارد عرصه ورزش شده اند چه تصوري در مورد مردم و قضاوت افکار عمومي دارند؟ در اين شرايط و در بازار داغ ضد و نقيض گويي ها آيا بايد به حرف هاي دهقان صحه گذاشت و به او اعتماد کرد که اينچنين به فکر مردم است و براي دلسوزي اين مردم اين چنين انتقاد مي‌کند يا بايد به حرف هاي فروزنده اعتماد کرد؟! هزاره ارتباطات را پشت سر مي‌گذاريم اما مسئولان عزيز ورزش دوست ما هنوز اندر خم کوچه تناقض گويي ها و... قرار دارند.
در برنامه 90 مديران براي آنکه نشان دهند با مديريت ورزش بيگانه نيستند از بررسي برنامه هاي ورزشي گرفته تا تماشاي مسابقات داخلي و خارجي سخن به ميان آوردند، ‌اما به نظر مي‌رسد که گره کور اين شکل از مديريت در زواياي ديگري پنهان شده است؛ پست و مقام خوب است به شرط آنکه بتوان به درستي و با اشراف کامل براي حوزه تحت اختيار مديريت کرد.
باز شدن گره هاي کور مديريت ورزشي شکل و شمايل گوناگوني دارد؛ شايد يک مدير براي ماندن به دانش و اطلاعات ورزشي اش اشاره کند، شايد ديگري از فعاليت ورزشي خودش بگويد و يک مدير ديگر هم با استعفا کنار بکشد، ‌اما آنچه که برآن ظلم مي‌شود و کمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد؛ واژه اي به نام” ورزش” است.
سال آينده رقابت هاي المپيک را در پيش داريم. ساده نشسته ايم و به اين مناظره هاي بي فايده تمرکز کرده ايم، در حالي که روزها مي‌گذرند تا يک قدرت سياسي يا يک قدرت ورزشي حرف خود را بر کرسي بنشاند.
آيا اين نمايندگان دلسوز يا همه سياسيوني که به ورزش راه پيدا کرده اند مي‌دانند سال هاست استقلال و پرسپوليس در عرصه آسيايي جايگاهي نداشته اند و اين همه سوروسات و جنجال ها داخلي است و ديگر در آسيا کسي از نام اين دو تيم نمي‌ترسد؟ آيا مي‌دانند همه سرمايه اين دو باشگاه فقط هوادارانش هستند. هواداراني که سرمايه هاي اين باشگاهند اما دستشان از اين باشگاه ها کوتاه است. چرا استقلال و پرسپوليس با ميليون ها هوادار نمي‌توانند خود را در قاره کهن دوباره پرآوازه کنند و از ميان اين هواداران ميليوني کمتر کسي از مديريت سرخابي ها رضايت دارد!
بنابراين بايد پذيرفت که اين دعواها يا اين مناظره ها بيشتر رنگ و بوي شخصي دارند و فرجام آن نيز هيچ فايده اي براي ورزش کشور در پي نخواهد داشت.اتهام ها و بعضا کج رفتاري ها ادامه دارند و با همين روش است که روز به روز به کهنه شدن دردها و مشکلات ورزشي کشور به ويژه فوتبال افزوده مي‌شود.