سفر خبرنگار مشکوک آمريکايي به تهران لغو شد
کد خبر : ۳۴۶۶
"باربارا اسلوين "، خبرنگار آمريكايي كه سفر وي به ايران به دليل خبر اخير خبرگزاري فارس لغو شد، در مقالهاي در مجله "فارين پالسي " آمريكا به حمله عليه گزارش فارس پرداخت.
مطلب اسلوين كه با قلمي تند و از روي عصبانيت نوشته شده بود، خبرگزاري فارس را يك خبرگزاري افراطي ناميده و گزارش آن تحت عنوان "سفر مشكوك خبرنگار آمريكايي حـامي جريان فتنه به ايـران " را عامل لغو سفر وي به ايران عنوان كرد.
وي در بخشي از اين گزارش نوشت كه از مترجم و هماهنگكننده خود در ايران خواسته است تا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران بخواهد كه در صورت سفر وي به ايران، امينت شخصياش را تضمين كند، كه با اين پاسخ كه بهتر است سفر خود را به تعويق بيندازد مواجه شده است.
فارس اخيرا در گزارشي نوشت: "باربارا اسلوين " روزنامهنگاري كه در خلال حوادث پس از انتخابات مواضع ضد ايراني بسياري داشته و يكي از حاميان جنبش سبز در رسانههاي آمريكا به شمار ميرود، در اقدامي تأملانگيز توسط دستگاههاي مربوطه با دريافت ويزاي ايران، بزودي به كشورمان سفر خواهد كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، اسلوين يكي از مفسران دائم سياست خارجه آمريكا در "نشنال پابليك راديو "، " Public Broadcasting System " و شبكه " C-SPAN " است. وي قبل از آنكه به خارج از آمريكا حركت كند، نويسنده و ويراستار بخش "بازبيني هفته " روزنامه آمريكايي "نيويوركتايمز " بوده است. باربارا مدرك ليسانس خود را در رشته زبان و ادبيات روسي در دانشگاه هاروارد كسب كرده است و در دانشگاه دولتي لنينگراد نيز تحصيل كرده است. وي يكي از اعضاي شوراي روابط خارجي است.
نكته تامل برانگيز تر پيرامون سفر اين خبرنگار آمريكايي به كشورمان اين است كه نام موسسه اي كه اسلوين عضو آن است، در ليست اعلام شده موسسات برانداز وزارت اطلاعات آمده است، ولي چرا كارمند اين موسسه حكم برائت گرفته، و آزادانه مي تواند به ايران سفر كند مشخص نيست؟
اسلوين در بخشي از جديدترين مقاله خود با عنوان "مخالفان ايران مخفيانه در حال رشد هستند " در جهت حمايت از جنبش سبز نوشته است: كارشناسان ايراني بر اين باور هستند كه جنبش مخالفان ايران هنوز يك رهبر كاريزما ندارد اما داراي گروهي از سازماندهندگان رو به رشد و مختلف از جمله دانشجويان بيشمار و كارآزمودگان حادثه كوي دانشگاه در سال 1999 ميباشد.
وي ادامه داده "از آنجايي كه دولت ايران بر اين دو فرد [موسوي و كروبي] متمركز شده است، نسل جديدي از فعالان اين جنبش در پشت صحنه در حال تلاش هستند تا اين جنبش را حفظ كنند. "
وي كه قبلا به ايران آمده و با هاشميرفسنجاني و موسوي ملاقات داشته، طي مقالهاي در مجله واشنگتن تايمز به كمك سعاد .ج (دختر يكي از كارمندان فعلي دفتر حافظ منافع ايران در واشنگتن)، از موسوي حمايت كرده و بر عليه بسيج مقاله نوشتهاست. در حركت ديگر باربارا اسلوين به همراه مهدي جدينيا كه در تلويزيون WIN TV كه صاحب آن شخصي بنام بهروز بهبودي است و از دين اسلام به مسيحيت روگرادانيده است ! و با هدف براندازي ايران با سناتور مك كين و جمهوريخواه كار ميكند، مقالاتي را برعليه ايران نوشتند.در زمينه اهداف اين سفر به نظر ميرسد پيامهائي از طرف جمهوريخواهان آمريكا توسط باربارا با رهبران فتنه رد و بدل خواهد شد.
برخي از عناوين مقالات اسلوين كه در روزنامه آمريكايي واشنگتن تايمز اخيرا به چاپ رسيده عبارتند از "با گسترش تظاهرات، دولت ايران يكهزار نفر را دستگير كرد "، "بيثباتي در پس كجخلقيهاي ايران "، "مخملباف: تحريمهاي ايران ناكافي است "، "ايران به دنبال زمان بيشتري براي توافق تبادل اورانيوم است ".
همچنين باربارا اسلاوين سردبير سابق روزنامه دست راستي وصهيونيستي واشنگتن تايمز ، اخيراً در رابطه با سفرهاي خود به ايران نوشتهاست: من در طول 13 سال گذشته شانس آورده و هفت بار موفق به اخذ رواديد جهت سفر به ايران شدم. اما پس از مقالهاي در مورد رضا پهلوي اين مسئله را آموختم كه هيچگونه ضمانتي وجود ندارد.
وي در ادامه مينويسد: مرزبانان عوض ميشوند و لازم است "كارچاق كن "هاي جديد استخدام شوند تا راه را براي خبرنگار هموار نمايند. گاه بنظر مي رسد دولت ايران خبرنگاران آمريكائي كم اطلاع و انعطاف پذير را ترجيح ميدهد اما در مورد من اينچنين نبوده است. در حقيقت بايد بگويم دسترسي من به مقامات ايراني با گذشت زمان بهتر شده است. "
"باربارا اسلوين "، معاون سردبير بخش جهان و امنيت ملي در روزنامه آمريكايي "واشنگتنتايمز " قبل از آنكه در ژوئيه سال 2008 به روزنامه واشنگتنتايمز بپيوندد، نويسنده كتاب سال 2007 درباره ايران با عنوان "دوستان تلخ، دشمنان صميمي:ايران، آمريكا و مسير پيچيده به سمت تقابل " بود.
اسلاوين مينويسد كه براي نوشتن اين كتاب از حمايت مالي مركز وودرو ويلسون برخوردار بوده است. اسلاوين در اين كتاب كراراًً از خاتمي به عنوان فردي روشنفكر و اصلاحطلب ياد ميكند و از رئيس جمهور كنوني ايران با بكاربردن واژههائي حاكي از عدم آگاهي و عدم تجربه سخن ميراند و ميتوان گفت دولت خاتمي را تأييد و دكتر محمود احمدي نژاد را بعنوان فردي شديداً مخالف آمريكا محكوم مينمايد. نويسنده ميافزايد: "در مقايسه با خاتمي كه فردي با نزاكت و جذاب بود كه متأسفانه در آخر كار نتوانست موفق شود، [آيت الله]خامنهاي و ديگر روحانيون، دست راستي هاي مستبد بنظر ميآمدند. اما در مقايسه با احمدي نژاد، [آيت الله]خامنهاي ميانه رو بوده و رهبري فرزانه است كه بموقع در مسائل كشوري مداخله ميكند تا فعاليتهاي رئيسجمهور جوان راديكال را كنترل كند.