تبيين معناي زندگي معضله و مقوله بنيادين بشر امروز است به نحوي که بسياري از مشکلات جامعه امروز در گرو آن است. مکاتب عالم به دو قسم الهي و مادي تقسيم ميگردند. درمکاتب مادي برخي اساس معناداري را مخدوش و برخي معناي زندگي را تنها در لذات دنيوي محض جلوهگر ميدانند. برخي ديگر نيز فراتر از لذات محض، به اخلاق و ايدهآلهاي اخلاقي معتقدند اما در عين حال از حوزه اين ماديت خود خارج نشدهاند.
زمانيکه معناي زندگي را در مکاتب مختلف و نظرات متفکران غرب جستجو ميکنيم با سکوتي معنادار مواجه خواهيم شد که حاکي از فقدان آراي منسجم و نظريه پردازيهاي دقيق و
ريشه اي بوده و حتي الامکان نظرياتي که دستکم پاسخگوي سئوالات کليدي در امر معناي زندگي باشد را نيز شاهد نميباشيم. متفکران مادي بيش از آنکه به مباحث شناخت معنا و حقيقت زندگي دقت کنند از ورود به چنين مباحثي پرهيز کردهاند.
الف- مکاتب ميل محور:
امروزه ظهور و بروز متنوع ديدگاه ميل محوري و اصالت لذت و فراگير شدن آن در مکاتب غربي و در ابعاد مختلف زندگي اجتماعي جهان امروز بهخوبي قابل تشخيص است: 1-الف) لذت گرايي؛ 2-الف) انسان گرايي؛3-الف) مدرنيسم: اصول آن عبارت است از: ماديگرايي، انسان محوري، احساس گرايي، دنياگروي؛ 4-الف) پست مدرنيسم
چالشهاي بنيادين مکاتب ميل محور، در تبيين معناي زندگي: 1- ضعف فلسفي مکاتب ميل محور؛ 2- نا پايداري.
مکاتبي که زندگي خود را بر اساس رويکردهاي مادي تنظيم مي کنند چاره اي جز دست و پنجه نرم کردن با چالش هاي مهم و غير قابل انکار گذرايي و بي ثباتي ماده ندارند. اميال وابسته به ماده دقيقا از همان ويژگيهاي ماده برخوردار است. قبول ناپايا بودن اميال از يک سو و ميل خواست آدمي براي اعتماد و اتکا بر ايده دائمي از سوي ديگر مشکلات جدي را پيش روي آنها نهاده است. همين که اميال مانند منشا آنها تنها براي زماني مبهم و غير مشخص ارزشمند باشد، موجبات اضطراب را در شخص ايجاد مي کند و شور و مستي لذتي را که در مکاتب به طور فراگير مورد تاکيد قرار مي گيرد، از رونق مي اندازد.
لذت و معناي زندگي در ديدگاه ديني
1- ارزش لذات مادي
در آموزه هاي ديني لذات به عنوان اموري محرک و نشاط بخش در عالم طبيعت که باعث فوايد بسياري در جهان هستي ميشود، داراي اهميت و ارزش خاصي است. بدون ترديد نميتوان دنيايي متحرک و پرتکاپو را بدون وجود لذت متصور شد. وجود لذات منحصر به انسان نيست حتي حيات حيوانات نيز بر همين اساس مبتني است. ساختن لانه، توليد مثل، نگهداري از فرزندان، شکار و ... در ميان حيوانات بر اساس لذايذ غريزي است. به نظر ميرسد نمي توان غير از لذت و تمايل دروني توجيه ديگري براي فعاليت حيوانات و تکاپوي آنها براي ارائه بقا در نظر گرفت.
ادامه بحث را ان شاء الله در شماره بعد پي خواهيم گرفت.
از نظر قرآن کريم آفريننده هستي اين لذت را براي انسان قرار داده است اما نه براي اينکه بدين وسيله تمام آنچه حقيقت وجودي او را تشکيل ميدهد، تحقق يابد. لذات به نفس سافل و نازل آدمي مربوط است و آن تنها بخشي از وجود اوست. انسان بنابراين بعد از نفس خود بايد بخورد و بياشامد، توليد مثل کند، خانواده تشکيل داده و از اموال خود محافظت کند. زندگي در دنيا و تامين نيازهاي مادي از امور غير قابل اغماض در زندگي يک مومن است. دنياي که تهي از لذات باشد، دنياي سرد و بيرمق است. بهگونهاي که امکان زندگي در آن از بين ميرود. لذت محرک خوبي است تا با آن چرخه حيات انسان به حرکت درآيد. علامه طباطبايي در اين رابطه لذات را وسيلهبراي "تحصيل نتيجه خلقت" ياد کرده است؛ بطوري که درصورت نبود لذايذ نتايج تکويني عالم مانند بقاي انسانها و دوام نسل حاصل نميشد و حکمت تکوين و ايجاد بدون شک لغو ميگرديد. (1)
2- ايجاد تعادل:
با نگاهي اجمالي به تمايلات انسان درمييابيم که تمايلات انسان در بسياري از مواقع در تزاحم و ستيز با يکديگرند؛ بويژه اگر دامنه تمايلات، به گرايشات روحي که وابسته به ماديت است نيز کشانده شود، اين تعارضات بيش از پيش خواهد شد. براي مثال گاه تمايل انسان به ثروت اندوزي با تلاش و سخت کوشي همراه است و سبب ميشود راحتي و آسايش او کاهش يابد يا ميل انسان به تشکيل زندگي مشترک موجب قبول مسئوليت و زحمات بسياري مي شود. پيامد اوليه تزاحم ميان لذايذ آن است که آدمي نتواند به "لذت محض" دست يابد و تنها به گونهاي نسبي از آن بهرهمند شود. سئوال مهم بعدي اين است که لذايذ نسبي تا چه حد ميتواند عطش انساني که لذت را محور زندگي خود قرار داده، برطرف سازد؟ در آموزههاي ديني مکررا به اين موضوع اشاره ميشود که آنهايي که به دنبال لذايذ دنيوي هستند، دنيا را مطابق خواستهها و توقعات خود نمييابند. لذات به همين دليل که کامل نيستند، هميشه با نوعي نقص همراهند و به صورت محض نميتوان بدان دست يافت. چنين اموري جوابگوي عطش محض انسان نيستند و نميتوانند وجود او را سيراب سازند. آنها وقتي لذتي را مييابند با رنجهاي نو و تازهاي روبهرو ميشوند که بايد همت ديگري براي رفع آنها صرف نمايند و اگر رنجي از سر راه برداشتند چشمانشان در جستجوي لذتي دوباره است و اين دو هميشه ادامه دارد. حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام ميفرمايند: "لم يکن امرو منها في حيره أعقبته بعدها عبره و لم يلق من سرائها بطنا الا منحته من ضرّائها و لم تطلّه فيها ديمه رخاء الا هنت عليه مزنه بلاء؛ هيچکس از سرور و شادماني دنيا بهرهمند نشد جز آنکه شاديش را اشکي در پي بود. کسي از خوشيها به کسي روي نياورد مگر آنکه عاقبت به واسطه بديها و زيانها، بر او پشت کرد و بر کسي باران نرم آسايش نباريد الا اينکه پس از آن به رگبار بلا گرفتار شد".با توجه به مطالب فوق الذکر ميتوان درک نمود که از ديدگاه دين مبين اسلام و پيشوايان ديني آن، "ميل به ماديات" و لذت مادي هيچگاه هدفي نيست که بتوان بهطور کامل بدان دست يافت. خستگي و ملالت انسانها که لذت را به عنوان هدف خود زندگي انتخاب کردهاند، ناشي از همين امر دانسته شده است. آنها در اين مسير پس از طي راههاي طولاني تازه خود را در ابتداي مسير ديده و احساس خستگي و ملالت ميکنند. لذت دنيوي تشنگي هميشگي پيشروي انسان ميگذارد که انتهايي براي آن متصور نيست. مسيري که آدمي چشم به نهايت آن دوخته اما پايان نمييابد.(2)
3- گذر از لذت:
انسان از نظر دين الهي، موجودي ابدي است. او گرچه تلفيقي بين ملک و ملکوت جسم و روح و ماده و معنا است و اين در وجود عجيب او بهطور زيبايي جمع شده است اما در عين حال حقيقت او را بعد روحي و ملکوتي او تشکيل ميدهد. قرآن کريم انسان را بعد از اعطاي نفخه الهي و روح خود، داراي خلقتي متمايز دانست و سپس خود را به سبب چنين خلقي ستود: "ثم أنشءناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقين؛ سپس او را به نوعي ديگر خلق کرديم سپس مبارک باد بر خداوندي که بهترين خالق است".همچنين بعد از نفخه الهي بود که او لياقت سجود فرشتگان را پيدا نمود: "فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين؛ پس هنگامي که کار آنها را به پايان رسانيده و از روح خود در او دميدم همگي بر او سجده کنند".اين مطالب ثابت ميکند که از ديدگاه ديني بعد روحي و معنوي انسان بر بعد جسماني و مادي او تفوق داشته و ارزش واقعي او در گرو اين بعد است. در شماره بعد به بسط اين مطلب و نتيجهگيري از بحث مبادرت خواهيم ورزيد.
پي نوشتها:
1- ر.ک: ترجمه تفسير الميزان، ج7، صص 483 و 485
2- برگرفته از کتاب "معناي زندگي، تاملي بر ديدگاه دين و مکاتب بشري"، عليرضا موفق، انتشارات کانون انديشه جوان، 1388.