به گزارش صراط نیوز روزنامه تهران امروز نوشت:
شرح گوشههايي ديگر از ابعاد اختلاس 3 هزار ميليارد توماني و موضوعاتي نظير اينكه عاملين اختلاس صدها هكتار زمينهاي مرغوب در كيش و كاشانك را به بهاي هر متر 16 ريال! دريافت كردهاند، روح و روان كساني كه سفرههاي خود را با هزاران زحمت از خالي شدن حفظ ميكنند چنان به جوش و خروش مياندازد كه پيش خود به اين انديشه ميافتند بر فرض كه زمينههاي فساد و دزدي تا اين حد براي مفسدين يادشده باز بود آيا درون اين افراد تا آن حد از جوانمردي و اخلاق تهي شده است كه به اختلاس 3 هزار ميليارد توماني بسنده نكرده و صدها هكتار زمين مجاني را با طيب خاطر به تصرف درآوردهاند؟ آيا واقعا اخلاق و جوانمردي تا اين حد نزد عدهاي مرده است كه بدون توجه به رنج و غمي كه به ساير مردم وارد ميشود، تنها به فكر پر كردن جيبهاي خود باشند و انگار نه انگار كه در اين مملكت فقيري هم وجود دارد؟
اگرچه چند سالي است دولت از اعلام خط فقر خودداري كرده و استدلال ميكند كه اعلام خط فقر نتيجهاي جز افزايش درد و اندوه كساني كه درآمدي زير خط فقر دارند، ندارد، اما با اين وجود برخي آمارهاي غير رسمي حاكي از آن است كه حدود 20 ميليون نفر از ايرانيان در تامين حداقل معيشت خود با مشكلات عديده دست و پنجه نرم ميكنند و طيف زيادي از اين مردم هم مستاجراني هستند كه انتهاي آرزوي آنان چيزي جز داشتن يك سر پناه چندده متري نيست. يقينا كساني كه دست به اختلاسهاي آنچناني زده و با حرص فراوان اراضي صدها هكتاري را به ثمن بخس تصرف كردهاند خود بيش از همه از مشكلات 20 ميليون ايراني با درآمد پايين آگاه هستند. اگر عاملين و حاميان اين اختلاسها به صورت كامل از انسانيت و اخلاق تهي نشده باشند، حداقل هنگام ارتكاب تخلفات و بالا كشيدن اراضي كه ميتواند هزاران نفر را در خود جاي دهد، تصويري از هموطنان گرفتار در مشكلات را به ذهن خود خطور ميدادند، دستكم تا اين حد روي اموال عمومي و امكانات بيتالمال جولان نميدادند. به اصطلاح در ديزي باز بود، حياي گربه كجا رفت؟ اين واقعه اسفناك نشان ميدهد خطوط اخلاقي و جوانمردي هم نزد چنين افرادي كاملا رنگ باخته است و ضرورت دارد مسئوليني كه به ريشهيابي زمينههاي ارتكاب اختلاس
3 هزار ميليارد توماني ميپردازند، نگاهي هم به ابعاد اخلاقي ماجرا داشته باشند. به عبارت روشنتر جاي پاسخ به اين سوال خالي است كه چرا اخلاق تا اين حد نزد عدهاي فراموش شده است به گونهاي كه اگر مانعي اجباري بر سر راه آنان قرار نگيرد حاضرند هست و نيست ديگران را قرباني اميال و هوسهاي خود كنند! بررسي ابعاد اخلاقي ماجرا از آن روي حائز اهميت است كه خطر تبديل شدن آن به يك الگوي خطرناك نزد طيفهايي از افراد وجود دارد. ديگراني كه راه كار و تلاش را براي تامين خواستههاي خود انتخاب كردهاند و اخلاقا هم به قوانين و عرف جامعه پايبندند اما به ناگهان ميبينند كساني با فراموشي كامل اخلاق و مروت انساني و پشت پا زدن به قوانين دست به غارتگريهاي بزرگي ميزنند كه حدي براي آن متصور نيست. ضرباتي كه چنين اختلاسهايي به قانونمداري و اخلاق عمومي جامعه وارد خواهد كرد اگر مورد ريشهيابي قرار نگيرد ميتواند تبعات منفي بزرگي را در پي داشته باشد.
اگرچه چند سالي است دولت از اعلام خط فقر خودداري كرده و استدلال ميكند كه اعلام خط فقر نتيجهاي جز افزايش درد و اندوه كساني كه درآمدي زير خط فقر دارند، ندارد، اما با اين وجود برخي آمارهاي غير رسمي حاكي از آن است كه حدود 20 ميليون نفر از ايرانيان در تامين حداقل معيشت خود با مشكلات عديده دست و پنجه نرم ميكنند و طيف زيادي از اين مردم هم مستاجراني هستند كه انتهاي آرزوي آنان چيزي جز داشتن يك سر پناه چندده متري نيست. يقينا كساني كه دست به اختلاسهاي آنچناني زده و با حرص فراوان اراضي صدها هكتاري را به ثمن بخس تصرف كردهاند خود بيش از همه از مشكلات 20 ميليون ايراني با درآمد پايين آگاه هستند. اگر عاملين و حاميان اين اختلاسها به صورت كامل از انسانيت و اخلاق تهي نشده باشند، حداقل هنگام ارتكاب تخلفات و بالا كشيدن اراضي كه ميتواند هزاران نفر را در خود جاي دهد، تصويري از هموطنان گرفتار در مشكلات را به ذهن خود خطور ميدادند، دستكم تا اين حد روي اموال عمومي و امكانات بيتالمال جولان نميدادند. به اصطلاح در ديزي باز بود، حياي گربه كجا رفت؟ اين واقعه اسفناك نشان ميدهد خطوط اخلاقي و جوانمردي هم نزد چنين افرادي كاملا رنگ باخته است و ضرورت دارد مسئوليني كه به ريشهيابي زمينههاي ارتكاب اختلاس
3 هزار ميليارد توماني ميپردازند، نگاهي هم به ابعاد اخلاقي ماجرا داشته باشند. به عبارت روشنتر جاي پاسخ به اين سوال خالي است كه چرا اخلاق تا اين حد نزد عدهاي فراموش شده است به گونهاي كه اگر مانعي اجباري بر سر راه آنان قرار نگيرد حاضرند هست و نيست ديگران را قرباني اميال و هوسهاي خود كنند! بررسي ابعاد اخلاقي ماجرا از آن روي حائز اهميت است كه خطر تبديل شدن آن به يك الگوي خطرناك نزد طيفهايي از افراد وجود دارد. ديگراني كه راه كار و تلاش را براي تامين خواستههاي خود انتخاب كردهاند و اخلاقا هم به قوانين و عرف جامعه پايبندند اما به ناگهان ميبينند كساني با فراموشي كامل اخلاق و مروت انساني و پشت پا زدن به قوانين دست به غارتگريهاي بزرگي ميزنند كه حدي براي آن متصور نيست. ضرباتي كه چنين اختلاسهايي به قانونمداري و اخلاق عمومي جامعه وارد خواهد كرد اگر مورد ريشهيابي قرار نگيرد ميتواند تبعات منفي بزرگي را در پي داشته باشد.
