90: همهچيز تحتتاثير داربي بود و به همين دليل اغلب كارمندان از اين بازي صحبت ميكردند. نكته جالب اين كه تهيه بليت و دستيابي به آن براي حضور در ورزشگاه حكم طلا را داشت. حاضرين تلاش زيادي ميكردند تا هر طور شده بليت داربي را تهيه كنند. آنها از كانالهايي كه داشتند استفاده كرده تا به هدف خود دست يابند جالب اين كه آقايان VIP هم ميخواستند!
بحث فني بياني با مالك
90: شاهرخ بياني كه با حضور در طبقه چهارم باشگاه و واحد روابط عمومي در حال خواندن روزنامههاي پنجشنبه بود، با شور و اشتياق خاصي از داربي صحبت ميكرد، گويي خود فردا بايد مثل آن سالها بازوبند كاپيتاني آبيها را بر بازو بسته و ليدر استقلال در زمين باشد. در اواسط صحبتهاي او حاج آقا مالك هم به جمع اضافه شد. مالك هم از داربي سخن به ميان آورد و عنوان كرد. دلم به حال هواداران ميسوزد! اين بازي براي آنها فوقالعاده مهم است. اميدوارم با برد حريف خوشحال شوند.
خاطرهاي از ناصرخان
90: طبقه سوم باشگاه اتاق كميته فني باشگاه استقلال است. يادش به خير پارسال در چنين زماني ناصر حجازي آنجا حضور داشت و قبل از داربي 69 مفصل با هم صحبت كرديم، اما حالا او نيست و پوسترهايش روي ديوار نقش بسته. امير رفيعي مشاور فتحالهزاده و دبير كميته فني آبيها در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود خاطرهاي ازناصرخان مربوط بهآخرين داربي را به ميان آورد. او گفت:
با هم بازي را نگاه ميكرديم. مظلومي هوار محمد را تعويض كرد. اين اتفاق ناراحتي ناصرخان را به همراه داشت و با صداي بلند گفت: اگر تيم نتيجه نگيرد مظلومي بايد جواب پس دهد زيرا بهترين بازيكن زمين را تعويض كرد. رفيعي در آخر داربي را با برتري استقلال با چهار گل پيشبيني كرد(!)
روشن مهمتر از داربي!
90: رضا رجبي با حضور در باشگاه استقلال آخرين آناليز پرسپوليس را به همراه شاهرخ بياني انجام داد. او باز هم صحبت از حسن روشن به ميان آورد و اين كه برخي رسانهها يك طرفه به قاضي رفته و صحبتهاي روشن را منتشر ميكنند، اما با او تماسي نگرفته و اظهارات رجبي را در نقطه مقابل كار نميكنند. رجبي انتقادي از روشن كرد مبني بر اين كه در آستانه داربي عليه تيم و باشگاه صحبت كرده و اين جمله را عنوان كرد: «روشن استقلالي نيست».
استقلال دزد گرفت
90: حوالي ظهر بود كه مقابل درب باشگاه سر و صدايي به پا شد. حال داستان چه بود. يك جوان را به جرم دزدي گرفته بودند. او با علي نظري صحبت كرده بود و با عنوان اين كه پدرش در زندان است از معاون باشگاه مبلغ سيصد و پنجاه هزار تومان پول گرفته بود. جالب اين كه آن فرد پس از چند روز اين بار با معاون ديگر باشگاه تماس گرفته و از او چنين خواستهاي داشته است. ديروز مشت او براي حاضرين باز شد و دقايقي مورد بازخواست قرار گرفت. كار در حال كشيده شدن به حضور 110 بود كه آبيها دلشان براي او سوخت و جوان را تحويل پليس ندادند.
همه به استقلال راي دادند غير از...
90: كارمندان باشگاه با توجه به شرايط استقلال در آستانه داربي اميد زيادي به برتري تيمشان داشتند و بازي را با برد استقلال پيشبيني ميكردند، آنها از پيروزي با اختلاف يك گل گرفته تا سه چهار و حتي زدن پنج گل پيشبيني ميكردند. در اين بين فقط يك نفر تاكيد داشت كه اين بازي براي پرسپوليس است و هيچ اميدي به برتري آبيها ندارد. او آنقدر محكم صحبت ميكرد كه گويي از امداد غيبي استفاده كرده و يا با روح پل پيشگو در ارتباط است.
حمله به واحد روابط عمومي
90: مدير روابط عمومي باشگاه كه آمد جمعيت به اتاق او سرازير شد براي گرفتن بليت داربي در اين راه كار به التماس كردن هم افتاده بود. از ليدر و كارمند گرفته تا تماسهاي تلفني برخي بازيكنان. سررشتهداري كلافه بود و ميگفت: شرمنده آنها هستم. زيرا ميزبان داربي پرسپوليس است و از نظر بليت در محدوديت قرار داريم. من 30 بليت دارم تقاضا كنندگان تعدادشان به نزديك هفتاد نفر ميرسد. سررشتهداري خسته به نظر ميرسيد و به گفته خودش هفتهاي بسيار سخت را از نظر كاري پشت سر گذاشته بود. به برد استقلال خيلي اميدوار بود و عنوان كرد اگر تيم ببرد خستگي از بدنش خارج خواهد شد.
ليدرها در باشگاه
90: تعدادي از ليدرهاي استقلال خود را به سعادتآباد رسانده بودند تا آخرين هماهنگي را براي كنترل سكوهاي آزادي و حمايت از آبيها انجام دهند. آنها با شور و حرارت خاصي از خاطرات خود در تاريخ داربيها حرف به ميان ميآوردند و اميدوار بودند استقلال برنده بازي لقب گيرد. ليدرها بعد از ساعتي حضور و صحبت با رئيس كانون محل را ترك كردند.
باشگاه تعطيل شد
90: حوالي ساعت 3 بود كه در باشگاه استقلال بسته شد. آنهايي كه در تهيه بليت بازي موفق بودند با خنده ساختمان باشگاه را ترك كرده و آنهايي كه در اين باره ناموفق بودند با چهرههايي گرفته راهي منازل خود شدند. آنها وعده ديدار را به شنبه موكول كرده و اميدوار بودند با برتري تيم محبوب خود با شيريني راهي باشگاه شوند.