۲۴ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۸
رسالت

فرهنگ سياسي يا سياست فرهنگي

کد خبر : ۳۳۰۶۱
به گزارش صراط نیوز روزنامه ی رسالت در‌گفتگو با حميد رضا اسماعيلي، نويسنده کتاب انقلاب و فرهنگ سياسي نوشت:

بعد از قريب به سه دهه از پيروزي انقلاب در بهمن 57 نظريات متفاوتي درباره شکل‌گيري و بسط انقلاب مطرح شده است. حميدرضا اسماعيلي نويسنده کتاب «انقلاب و فرهنگ سياسي» به گفته خودش با نگاه فرهنگي به دنياي سياست مي‌نگرد لذا ديد سياسي خود را با نگرش فرهنگي به تحرير درآورده است. گفتگوي زير با حميدرضا اسماعيلي براي کتاب «انقلاب و فرهنگ سياسي» است که قرار است توسط انتشارات سوره مهر در نمايشگاه بين المللي کتاب عرضه شود.

انگيزه و هدفي را که براي نوشتن کتاب «انقلاب و فرهنگ سياسي» داشته ايد بيان کنيد؟

اين کتاب قصد دارد از منظر فرهنگ، مسائل سياسي تا 22بهمن 57 را تبيين و بررسي کند. به نظرم انگيزه و ديدگاه نسل سومي‌ها که بنده هم جز اين طبقه هستم با دو نسل قبل متفاوت است. مطالبات، خواسته‌ها و نگرش‌هاي نسل ما بي‌ شک با رويکردهاي فرهنگي عنوان و عرضه مي شود.

انقلاب اسلامي را شما ملهم از کدام فرهنگ و انديشه مي‌دانيد؟

ببينيد من از دوران صفويه به بررسي انديشه‌اي که منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 شده است پرداخته‌‌ام و معتقدم انقلاب 57 برگرفته از فرهنگ شيعي است که از زمان صفويه تا به حال ادامه داشته است. در اين بين نظريات و مکاتبي را که از آن زمان تا انقلاب 57 شکل گرفته است مورد بررسي و کنکاش قرار داده ام.

کتاب از چه فصل‌ها و مطالبي تشکيل شده است؟

کتاب «انقلاب و فرهنگ سياسي» داراي سه فصل کلي است. فصل اول به مباحث نظري، فلسفي و فرهنگ سياسي مي‌پردازد. در اين فصل سعي شده به بازخواني نظريات متفاوت مطرح شده درعرصه فرهنگ پرداخته شود و همچنين نظرياتي که در حوزه فرهنگ‌شناسي تلفيقي بين مکاتب مختلف ارائه شده و مورد بحث قرار گرفته‌اند. اين موضوعات به اجمال در فصل اول بررسي شده تا خواننده بتواند در ابتدا تصويري از عقايد و ديدگاه‌هاي مطرح شده پيرامون موضوع فرهنگ سياسي را در ذهن خود شکل داده و بتواند مطالب فصول بعد را بهتر درک کند. بعد از بررسي روش فرهنگ شناسي و مفهوم آن، نگاهي دوباره بر مفهوم فرهنگ شناسي و فرهنگ سياسي شده و همچنين نظرياتي که پيشتر در اين زمينه مطرح بوده‌اند مورد بحث و بررسي و در نهايت نيز دريافت نويسندگان و نظريه‌پردازان اين عرصه که ديدگاه‌هايشان مورد استناد و نيز مورد مشاهده قرار گرفته‌است.از آنجا که قصد داشته‌ام انقلاب اسلامي را بر اساس پارادايم فرهنگ سياسي نگاه و تبيين کنم، بايد در اين کتاب دريافت دقيقي از فرهنگ سياسي به مخاطب ارائه مي‌کردم تا بتواند دريافت کلي بنده و همچنين ديدگاه هاي حاکم بر موضوع فرهنگ سياسي را به وي ارائه کنم. پس فصل اول مقدمه اي است براي آشنايي کلي مخاطب با آنچه قصد بررسي آن را دارم.

فصل دوم و سوم کتاب به چه مباحثي مي پردازد؟

در فصل دوم به بررسي شکل گيري فرهنگ سياسي ايران در دوره صفويه و مشروطه پرداخته‌ام، چرا که براي شناخت فرهنگ سياسي ايران در زمان فعلي نياز به مرور سير تطور فرهنگ سياسي ايران اين دو دوره امري حياتي است. بررسي دوره هاي صفويه و مشروطه از اهميت بسياري برخوردار است چرا که در دو دوره صفويه و مشروطه برخي مولفه‌هاي فرهنگ سياسي ايران دچار تحولاتي اساسي مي‌شود و از اين‌رو بررسي اينکه در هيئت طبقه حاکم و جامعه چه اتفاقاتي رخ داده مي‌تواند راهگشا باشد. در آخر بايد بگويم فصل سوم را مي توان فصل اصلي کتاب دانست، چرا که نظري به زمان فعلي و فرايند سياسي عصر جديد دارد به نوعي مي‌توان گفت فصل کليدي کتاب محسوب مي‌شود.در اين فصل اوضاع سياسي ايران در آستانه وقوع انقلاب اسلامي انجام مي‌شود و به بررسي اين نکته مي‌پردازد که در سال 1357 جامعه و حکومت ايران در چه شرايطي به سر مي‌برده و فرهنگ سياسي حاکم برآن چگونه بوده است.در واقع اين سه فصل برگرفته از سه روش تحقيق پوزتيويستي، روش پيشينه تاريخي و روش تحليل محتوايي است. البته بايد اضافه کنم نکته کليدي کتاب در اين است که براي نخستين بار مفهوم فرهنگ سياسي تبديل شده به نظريه اي براي تبيين انقلاب اسلامي و از اين‌رو داراي اهميت بسياري خواهد بود و مي‌تواند مقدمه‌اي باشد براي تحقيقات گسترده‌اي که در آينده انجام شود.

در کتابتان از چه شخصيت‌ها و مکاتبي نام برده و ملهم شده‌ايد؟

من تمام آثار امام خميني (ره)، مرحوم دکتر شريعتي و مرحوم جلال آل‌احمد و افراد ديگري را که به نوعي در پيروزي انقلاب نقش داشته‌اند مطالعه و در کتابم انديشه‌هاي آنان را مورد اشاره قرار داده ام.

تدوين اين کتاب از چه پروسه زماني آغاز شده است؟

از سال 86 تا پايان سال 88 ، قريب به دو سال تدوين اين کتاب به طول انجاميد.

آقاي اسماعيلي در عنوان کتابتان به اسم فرهنگ اشاره شده است. آيا به بررسي زمينه‌هاي فرهنگ در سياست پرداخته‌ايد؟

اعتقاد من بر اين است که بايد سياست را در قالب فرهنگ آورد، نه آنکه فرهنگ را در قالب سياست گنجاند. لذا من در کتابم موارد فرهنگ چون، موسيقي، سينما، شعر و... را که به نوعي به روند منتهي به انقلاب منجر شده و يا نگرشي انقلابي داشته ‌است قيد کرده‌ام. به عنوان مثال من موسيقي هايي را که در قبل از انقلاب رواج داشته و تاثيري که بر جامعه قبل از انقلاب داشته است مورد بررسي قرار داده ام؛ يا مثلاً در حوزه سينما از فيلم «گاو» داريوش مهرجويي تا فيلم «قيصر» مسعود کيميايي را تحليل کرده ام.

در تمام انقلاب‌هاي دنيا يک سري خط مشي‌ها و فصول مشترک وجود دارد، بالاخص از نظر فرهنگ که شاخصه مورد بررسي در کتاب شما هم هست، مثلاً در انقلاب اکتبر 1917 روسيه ما با آيتم‌ هاي فرهنگ زيادي روبه‌رو مي‌شويم مثل کتاب‌هاي انقلابي، موسيقي انقلابي و يا سينماي انقلابي. آيا شما در کتاب به تطبيق، بررسي، شباهت ها و تأثيرگذاري انقلاب‌هاي دنيا بر انقلاب 57 پرداخته ايد؟

به صورت مشخص خير ولي اشاراتي در کتاب به آن شده است که خواننده با خواندن کتاب پي به اين استنادها مي برد.