۲۱ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۳:۵۸

حاشیه‌های تشییع مادر خرمشهر+عکس

در حاشیه افراد دیگری هم آمده‌اند. مجید مجیدی گوشه‌ای ایستاده است. سردار فضلی هم گوشه‌ای دیگر ایستاده است / پدرجهان آرا‌ها میکروفن را در دست می‌گیرد. از مردم می‌خواهد که نماز لیله الدفن را حتما امشب بخوانند
کد خبر : ۳۲۶۲۵
حامد هادیان؛ به گزارش «فردا»:چند کوچه فاصله داشتیم. اما نمی‌دانستم که خانواده جهان‌آرا‌ها این قدر نزدیکند. بعضی از سایت‌ها خبر داده‌ بودند که مراسم تشییع از میدان گرگان راس ساعت 8:30 شروع می‌شود. وقتی که رسیدم. سردار شمخانی زیر بازوی پدر جهان آرا‌ها را گرفته است و انگار آمبولانس مادر را زود‌تر به بهشت زهرا برده است. میدان گرگان کم و بیش شلوغ است. زن‌های مسن کنار کوچه ایستاده‌ بودند و حرف می‌زدند و برای تازه وارد‌ها توضیح می‌دادند. که جهان آرا‌ها که بوده‌اند و مادرشان که بوده است.

۴ اتوبوس برای انتقال تشییع گذاشته‌ بودند. جوانی همه را دعوت می‌کرد تا سوار اتوبوس‌ها شود. به روحانی اشاره کرد که آقای علم الهدی شما نمی‌آیید. روحانی گفت: «خودم ماشین دارم» برادر «علم‌الهدی‌ها» بود. تا در خانه‌شان می‌روم. پارچه نوشت‌های سیاه زده‌اند و تسلیت گفته‌اند. زنی زنگ خانه را می‌زند. لهجه غلیظ جنوبی دارد. زن‌های که جلوی در هستند را‌‌ رها می‌کند و داخل می‌شود.

سوار اتوبوس می‌شوم. اکثر افراد جنوبی‌های مقیم تهران هستند و یا خانواده شهدا. اتوبوس‌ها نیم ساعته به بهشت زهرا می‌رسند. قرار است که مادر را در قطعه ۲۵ خاک کنند. همه تصمیم می‌گیرند اول سر قبر محمدجهان آرا بروند و از آنجا مادر را تشییع کنند. قطعه‌های اطراف خیلی شلوغ است. یکی از نوه‌ها زیر دست پدرجهان آرا‌ها «سیدهدایت‌الله جهان آرا» گرفته است. او هم تسبیح چوبی‌اش را دست گرفته و با‌‌ همان تیپ همیشگی و کلاه مخصوصش ذکر می‌گوید و هر از چندی شانه‌هایش می‌لرزد. تا به جهان آرای بزرگ برسیم خیلی‌ها در آغوش می‌گیرندش و تسلیت می‌گویند. یکی از خواهر‌ها بیشتر از بقیه بی‌تابی می‌کند. مردم دور قبر شهید را گرفته‌اند.

وقتی خانواده به دور قبر می‌رسند. صدای شیون‌ها بالا می‌رود. خانواده از دست عکاس‌ها ناراحت می‌شوند که به زور می‌خواهند عکس بگیرند و اجازه راحت بودن نمی‌دهند. پدرجهان‌آرا روی یک نیمکت در نزدیک قبر می‌نشیند. خواهری که از بقیه بیشتر بی‌تابی می‌کند می‌گوید «محمد مراقبش باش.»

محسن رضایی که از راه می‌رسد عکاس‌ها دوباره یک جا دیگر جمع می‌شوند. بالاخره فرماندهٔ محمدجهان آرا بوده است. آقای دوربینی هم در بین جمعیت حضور دارد.

از انتهای قطعه ۲۷ جنازه مادر را می‌آورند. گروه مارش نظامی مادر را روی دست می‌گیرند. جمعیت «لااله الا الله» گویان مادر را تشییع می‌کنند. چند باری بدن مطهر را روی زمین می‌‎‌گذارند و دوباره بلند می‌کنند. آیت‌الله قائم مقامی برای نماز آمده‌ است. خانواده جهان آرا از مردم می‌خواهند دور شوند تا مادر را برای آخرین بار ببینند. در حاشیه افراد دیگری هم آمده‌اند. مجید مجیدی گوشه‌ای ایستاده است. سردار فضلی هم گوشه‌ای دیگر ایستاده است. خبرنگار‌ها افراد موجه را برای مصاحبه انتخاب می‌کنند. یحتمل جمعیت تشییع کننده از ۴۰ نفر خیلی بیشتر است. آیت الله قائم مقامی نماز میت را سریع می‌خواند. انگار مادر جهان آرا‌ها گرفتاری در این دنیا ندارد و خیلی زود می‌خواهد پیش فرزندانش برود. شاید پسران شهیدش هم اینجا باشند.

صاحبان مجلس دوباره از مردم خواهش می‌کنند که از جنازه دور شوند تا محرم‌ها مادر را در قبر بگذارند. آیت‌الله قائم مقامی تلقین را می‌خواند. مردهای خانواده روی بدن را چادر گرفته‌اند. یکی از پسرهای جهان آرا میکروفن را می‌گیرد و می‌گوید مادرم گفته است بالای سر من گریه و شیون نکنید. می‌خواهم آرام بروم پیش پسر‌هایم. بعدش پدر جهان آرا میکروفن را دست می‌گیرد. از مردم می‌خواهد که نماز لیله الدفن را حتما امشب بخوانند. می‌گوید مادر جهان‌آراها ۱۳ فرزند به دنیا آورده که یکیشان محمد بوده است که آن کار‌ها را برای ایران کرد.‌‌ همان طور که رهبرمعظم انقلاب گفته است صدام ۵ روز نتوانست بغداد را از گزند آمریکا دور نگه دارد. ولی جهان آرا با ۳۰۰۰ نفر نیرو ۳۴ روز جلوی عراق، خرمشهر را حفظ کرد. بعد از صحبت‌های پدر نوحه‌خوان می‌آید.

سردار فضلی در حال رفتن است که مادر شهیدی جلویش را می‌گیرد و می‌گوید من مادر شهید فلانی هستم. سردار می‌شناسد و لبخند می‌زند. انگار مشکلی دارد که سردار گوش می‌کند. اطراف قبر به غیر از خانواده جهان آرا پر از مادرهای شهید است که برای بدرقه آمده‌اند. یکیشان کیسهٔ کوچک گندمی دستش گرفته و کنار درخت‌ها می‌ریزد تا گنجشک و یاکریم‌ها بخورند.



از قبر دور می‌شوم. برای وسط هفته‌ی بهشت زهرا روز شلوغی است. کمی دور‌تر پیرمردی که به نظر پدر شهید می‌‎آید جلویم را می‌گیرد که مادر جهان آرا را ندیدی. نشانش می‌دهم. از آن طرف که صدا می‌آید.
نظرات بینندگان
حجت
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۰۱ - ۱۳۹۰/۰۶/۲۱
۵
اللهم ارزقنی توفیق الشهادت فی سبیلک