۲۱ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۸
رسالت

فارسی وان، تيشه‌اي بر ريشه فرهنگ

کد خبر : ۳۲۵۴۹
به گزارش صراط نیوز روزنامه ی رسالت به قلم مسعود سمیعی نوشت:
مرداك يهودي، صاحب سيصد رسانه مختلف از جمله شبكه فاكس و فاكس نيوز است وبنابر يك آمار نيمه رسمي، گستره شبكه‌هاي تلويزيوني و ساير رسانه‌هايش نيمي از جهان را تحت پوشش دارد و جميع اين شركتهاي رسانه‌‌اي به نام نيوز كورپرشين، دفتر اصلي آن در هنگ كنگ است. از سال 1388 شمسي يا 2009 ميلادي از طريق ماهواره هاتبرد، يوتل ست و... برنامه‌اي با شكل و شمايل ايراني و با نام فارسي وان را در فضاي ايران چنان پخش نمود كه يك شبه ره صد ساله را پيمود. قصه و برنامه‌هاي فارسي وان در تحليل‌هاي سياسي مجلس مورد اشاره واقع شد .پاره‌اي از مسئولين فرهنگي وغير فرهنگي از فارسي وان به عنوان يك طرح و توطئه نام بردند. به اين معني كه مرداك وتشكيلات عريض و طويل وي قصد داشته و دارند كه لطمات فرهنگي و اخلاقي را به جامعه ايراني تحميل نمايند. برنامه‌هاي نمايشي فارسي وان به لحاظ ساختار نمايشي بسيار ساده وخطي هستند. پرسش اين است كه فردي با آن‌ همه ثروت وامكانات رسانه‌اي كه به راحتي مي‌تواند با بزرگترين كمپاني‌هاي سينمايي جهان رقابت نمايد ودر امكانش مي‌باشد كه از بازيگران ، قصه نويسان و كارگردانان صاحبنام وتوانا استفاده نمايد به چه دليل فيلم‌هايي توليد مي‌نمايد كه به لحاظ قصه و ساختار توليدي نه تنها در جهان منسوخ‌اند بلكه در سطح بسيار نازلي از جهات هنر فيلمسازي قراردارند. همچنين طي اطلاع رساني، فيلم‌هايش در ايران و افغانستان و كم وبيش در دبي پخش مي‌شوند و حسب آمارهاي نيمه رسمي بيشترين خواستارانش به ترتيب در ايران و افغانستان هستند.مهمترين علت اين امر را بايد شناخت سازندگان فارسي وان از روحيه و فرهنگ مخاطبين‌ اش دانست. مخاطبيني كه ذهن قصه‌پرداز ملودرام دارند و ادبيات كلاسيك آنان مشحون از همين قصه‌ها است. شيرين و فرهاد ليلي و مجنون وملودرام‌هاي عاشقانه‌اي كه امروزه در كتاب‌هاي منتشره به چاپ‌هاي دهم و بيستم مي‌رسد و بدين ترتيب اشعارهاي هجراني و دلدادگي. از خاصيت آثار ملودرام اين است كه نيازي به تفكر و پرسش ندارد، ملودرام اشاره به قلب و احساس سطحي دارد ( همانند بسياري از سريال‌هاي وطني). در قصه‌هاي ملودرام نياز به شخصيت پردازي به مفهوم هنري نيست وحتي برخلاف آثار رئاليستيك روابط علت و معلولي هم نياز نمي‌باشند. اين پارامترها و پارامترهاي ديگر از اين دست ، شيوه‌هايي را در توليد ايجاد مي‌كند كه بسيار با مناسبات رواني ايراني وهمسان فرهنگي‌اش خوانايي دارد. في المثل در ساختار اين دست قصه‌ها مي‌توان تكيه برگفتار نمود، تاديدار. ديدار در نمايش ، قصه و توليدي را طلب مي‌نمايد كه مخاطب را مجبور به انديشيدن و پرسش مي‌نمايد اما گفتار پرسش وپاسخ را در خود دارد. پس نيازي به انديشيدن نخواهد داشت و مهمتر از همه اين تحليل‌ها، هر دو ملت ايران وافغان ، ذهني شنيداري دارند تا ديداري و به همين دليل است كه هنر هر دو ملت قوالب شعرايي و سپس قصه‌پردازي دارند. در ذهن شاعر احساس گفتن موجب بروز گويش مي‌شود ونيز واژگان از روي احساس بر مي‌خيزند. در فرهنگ شنيداري به دليل آنكه احساس بر عقل مستولي است، باورپذيري نيز سرعت بيشتري دارد و طبعا تاثيرات به همين شكل قدرت بيشتري دارد. اين خصلت‌ها در تداوم به فرهنگ كرداري تبديل مي‌شوند. نتيجه غايي آنكه در فرهنگ اين نوع جوامع، جاذبه‌ها اگر از سر احساس برخيزند، جذب هم صورت مي‌پذيرد واگر از سر انديشه برخيزد موضوع را پيچيده ومشكل مي‌سازد. خاصه اگر قرار باشد كه به رفتار كرداري هم تبديل شود.

حال با اين زاويه از نگاه توليدات فارسي وان نگاهي به قصه‌ها وگفتارها مي‌اندازيم، اين بخش‌ها را مي‌توان به چند بخش كلي تقسم نمود؛

1- عشق‌هاي جنسيتي: معمولا در قصه‌ها رابطه عشقي بين مرد و زن وجود دارد و از سال 1388 تاكنون قصه و فيلمي ساخته و پخش نشده است كه مضمون عشق‌هاي جنسيتي محور اصلي آن نباشد.

2- مثلث ومربع عشقي: تعليق قصه‌هاي فارسي وان بر محور روابط مثلث عشقي مي‌چرخد. مرد يا زني علاقه‌مند به مرد يا زني ديگر است در حالي كه او علاقه‌مند به ديگري است و همه سريال بر سر نتيجه‌گيري غايي است كه بالاخره تكليف معشوق و رقيب چه خواهد شد؟

3- تركيب بخش‌هاي (1) و (2) به اضافه شيوه ملودرام، سبك كار را به گره ، تعليق وگره گشايي از طريق " گفتار يا ديالوگ" مي‌كشاند كه همه قصد و غرض وسرمايه وامكانات از براي اين بخش است. زيرا گفتار ، كلمات ، واژه‌ها و روابط بين انسان‌ها در هرجامعه ويا ايدئولوژي‌اي مبتني بر روابط گفتاري است و روابط گفتاري است كه روابط كرداري را مي‌سازد. گفتارها يا ديالوگ هاي فيلم‌ها در فارسي وان با هدف پرده‌دري و ايجاد جسارت در مخاطبين است آن‌هم با انتخاب قصه‌هايي كه ميانگين سني 30-25 سال از زنان تا مردان است. بخصوص كه بيشترين گفتارهاي مستهجن و جنسي از زبان زنان بيشتر شنيده مي‌شود تا مردان. جاذبه شنيدن اين‌گونه گفتارها در كساني كه عقده‌هاي جنسي دارند و زندگيشان در محاسبه نفس اماره ارزيابي مي‌شود، به قول روانشناسان سكسوتراپي تا جايي است كه در كمترين زمان ممكنه از احساس به ادراك وعمل كشانده مي‌شود. بنابراين هنگامي كه سازمان‌هاي اطلاعاتي دشمنان جهان متوجه مي‌شوند كه توطئه‌هاي هشت سال جنگ، انواع ترور و بمبگذاري و يا ترغيب جرياناتي امثال مرصاد راه به جايي نمي‌برد، به صراحت اعلام مي‌نمايند كه بايست تيشه را به ريشه فرهنگ فرود آورد و فارسي وان يكي از تيشه‌هاي كاري ومهم است كه سه سال است به صورت مداوم وارد مي‌شود، كه اگر بخواهيم ميزان تكرار را محاسبه نماييم با توجه به زمان شروع برنامه فارسي وان در مدت سه سال و پخش هر روزه و تعدد تكرار قصه‌ها نزديك به سي هزار دقيقه گفتار آن هم از يك مدل و يك جنس گفتار، ميزان كافي براي به‌هم ريختن فرهنگ خانواده و طبعا جامعه است ومسئله از رشد رو به تزايدي برخوردار مي‌شود كه ديده مي‌شود در سيماي ما، بدون تحليل ساختاري و ناخودآگاه شايد!! همان عبارات را مي‌شنويم و به نوعي ديگر، ليكن كم و بيش با يك محتوا از زبان شخصيت‌هاي سريال‌هاي وطني شنيده مي‌شود و ناگفته نماند كه در پاره‌اي از موارد ، سينماي ما ، كم از فارسي وان ندارد.

و پرسش اجتماعي اين است كه وقتي رابطه‌اي كرداري وگفتاري فارسي وان را كه با هدف مشخصي ساخته و پخش مي‌شود از زبان سينما به صورت عمده و كمتر از آن از سيما مي‌شنويم و مي‌بينيم، چگونه مي‌توانيم به جوانان وطن بگوييم كه نبينيد و نشنويد؟ سي واندي سال است كه تنها راه حل مسئله را در حذف و پاك كردن صورت مسئله ديده وعمل كرده‌ايم ونتوانسته‌ايم نتيجه بگيريم كه با هر حذفي دو چندان توليدپرسش مي‌شود وهنوز نتوانسته‌ايم درك و دريافت نماييم كه چاره‌ كار همواره از يك‌سر بام نيفتادن نيست.