به گزارش صراط نیوز روزنامه ی کیهان به قلم محمد ايماني نوشت:
چند سالي است كه همه و حتي دشمن ترين دشمنان اذعان مي كنند باد به پرچم اسلام و ايران افتاده است. اين شوكت و اقتدار و عزت را دوست و دشمن همه مي فهمند اما مهم اين است كه از اين «رونق اقتدار» چه دركي بايد داشت و چه نتايجي را استخراج كرد؟ آيا بايد غرور و بي عملي و بي پروايي و اسراف در فرصت ها و غفلت از چالش ها را نتيجه گرفت يا نه، به ضرورت مجاهدت و احتياط و اعتدال و دقت بيشتر اهتمام داشت؟ در واقع «نعمت اقتدار» را چگونه بايد تحليل كرد و چه معامله اي با اين نعمت داشت؟ شايد تأني در ابعاد اين پرسش ها بتواند ما را به فهم بيانات اخير رهبر فرزانه انقلاب در خطبه هاي عيدفطر رهنمون سازد كه هم از انتخابات به عنوان نعمت الهي ياد كردند و فرمودند «از نعمت الهي انتخابات پاسداري كنيد» و هم در عين حال تذكر دادند كه «انتخابات هميشه در كشور ما تا حدودي يك حادثه چالش برانگيز است... مراقب باشيد اين چالش به امنيت كشور صدمه نزند. انتخابات كه مظهر حضور مردم است، مظهر مردم سالاري ديني است، بايد پشتوانه امنيت ما باشد. نبايد اجازه داد كه اين چيزي كه ذخيره امنيت است، پشتوانه امنيت است، به امنيت ما صدمه وارد كند.»
انتخابات به عنوان جشن مردم سالاري را بايد در متن تحولات مهم منطقه اي و جهاني ديد. آنجا كه 85 درصد واجدان حق رأي در يك كشور در آغاز دهه چهارم پيروزي انقلاب خود پاي صندوق هاي رأي مي روند و 8 ماه بعد اكثريت قريب به اتفاق همان ها جنبش اجتماعي-سياسي 9 دي را رقم مي زنند، بي ترديد سلسله انقلاب ها را از همسايگان تا صدها فرسنگ دورتر استارت زده اند و بلاشك در نقطه مقابل، مستكبران وقتي به خوبي مي كاوند كه اين همه ضربات پي درپي را از كدام كانون خورده اند، به سرچشمه الهام بخش همه اين اتفاقات برمي گردند. بنابراين تعاملات سياسي در ايران و از جمله انتخابات، دركانون توجهات جهاني دوستان و دشمنان ملت ايران قرار مي گيرد. سال 86 هنوز انتخابات مجلس هشتم برگزار نشده بود كه مقامات انگليسي- از جمله جان ساورز رئيس بعدي سازمان جاسوسي اين كشور- علناً گفتند «دو انتخابات مهم مجلس و رياست جمهوري طي 2 سال آينده در ايران برگزار مي شود. اين انتخابات مي تواند سرنوشت بسياري از تحولات جهاني از جمله چالش هسته اي را رقم بزند و بايد با چكاندن ماشه فشارها به مردم ايران فهماند كه مقاومت، هزينه بردار است». آنها در تحميل هزينه به ملت ايران فقط به تحريم بسنده نكردند بلكه كوشيدند جشن مردم سالاري را به آتش آشوب و فتنه گري نيز بيالايند. اين، سناريوي مهندسي شده دشمن بود و البته ابزار و امكانات آن را طيف هايي از دوست نمايان در گروه هاي سياسي داخلي تدارك كردند، كه خود داستاني مفصل است. فتنه زشت سيمايي كه آن ايام صورت آراست و به دلبري از ظاهرپرستان برخاست، صرف نظر از ابعاد خارجي و مهندسي شده پروژه، حاوي ابعاد نفساني و روان شناختي بود و وجود همين ابعاد است كه با جلوه ها و بروز هاي متنوع مي تواند فرصت هاي سياسي ظهور اقتدار ملت ايران را - از جمله در انتخابات و ساير سرفصل هاي سياسي- تبديل به چالش كند.
خداوند در اين باره از قاعده اي عجيب كه البته قابل پيشگيري است خبر مي دهد و مي فرمايد: «هنگامي كه زياني به انسان مي رسد ما را به پهلو يا نشسته يا ايستاده مي خواند اما زماني كه آن شر و زيان را از او برطرف كرديم، چنان عمل مي كند كه گويا هرگز ما را در آن ضرر به ياري نخوانده است. و اين چنين براي اسراف كاران، رفتارشان زينت داده شده است» (آيه 12 سوره يونس). كافي است برگرديم و ببينيم در انواع انتخابات مجلس يا رياست جمهوري سي وچند سال گذشته، شماري از حاضران چه تبختر و تفاخرهايي به خرج دادند و چگونه از خود متشكر شدند و چه سرمستي ها و خوشي هايي كه زير دلشان نزد! كساني جانب ادب به جا آوردند و با خدمتگزاري بي منت، شكر نعمت كردند و ديگراني كفران نعمت نمودند و خدا هم پس كله شان زد. اما فارغ از اينكه سرنوشت هر يك از رجال و طوايف سياسي پس از اين شكر يا كفران نعمت چه مي شود، مسئله مهم تر، سرنوشت اجتماعي است. هشدار الهي بايد تا ابد، آويزه گوش همه اهل خرد باشد آنجا كه مي فرمايد «آيا ديدي كساني را كه نعمت خداوند را به كفر تبديل كردند و قوم خويش را شايسته خانه هلاكت و دوزخ ساختند؟» (آيه 28 سوره ابراهيم). آري مي شود بسياري از پديده هاي انساني در عين اينكه نعمت هستند تبديل به چالش و حتي نقمت و مصيبت شوند. اينجاست كه راه سطحي نگران و ظاهربين ها با ژرف انديشان و راه بردگان به باطن امور از هم جدا مي شود.
طايفه اول- از جمله در عرصه سياست- به افراط و تفريط مي افتند. اگر ناكام و محروم بمانند، دچار نوعي از افسردگي و بي عملي و رها كردن امور ناشي از يأس و نااميدي مي شوند و اگر هم كامي از قدرت و ثروت و منصب و موقعيت بگيرند، باز دچار نوعي از خواب خرگوشي، بي عملي و طغيان ناشي از اميد موهوم (غرور) مي شوند چندان كه صاحب مغرور آن باغ پرآب و بركت گفت. «داخل باغ خويش شد در حالي كه ستمگر بر خويش بود. گفت گمان نمي كنم كه هرگز اين باغ نابود شود و پايان پذيرد.» اين توهم توأم با تبرج و تفاخر از كجا آمد؟ از خودمتشكر بودن و يك باور متناقض. «گمان نمي كنم كه قيامت برپا شود و اگر به سوي پروردگارم بازگردانده شوم، به يقين [!؟] جايگاهي بهتر از اين خواهم يافت.» (آيات 35و 36 سوره كهف). عين همين اخلاق خودفريبانه و منطق سفسطه اندود را خداوند در آيات 48 تا 50 سوره فصلت متذكر مي شود. «انسان از خواستن خير خسته نمي شود و اگر شري به او برسد، پس بسيار مأيوس و كافر مي شود. و اگر پس از آسيبي، رحمتي را به او بچشانيم، مي گويد اين، به خاطر شايستگي و استحقاق من بوده و گمان نمي كنم قيامت برپا شود. و اگر به سوي پروردگارم بازگردانده شوم، براي من نزد او پاداش هاي نيك است. ما كافران را از اعمالي كه انجام داده اند، باخبر خواهيم كرد و به يقين از عذاب شديد به آنها خواهيم چشاند.» اين روش و مرام سطحي نگران است. استاد آتش در خرمن زدن و از نردبان موهوم هيجان هاي نفساني بالا رفتن و سپس فسردن و پشيماني بي حاصل و يأس مطلق و كولي دادن هاي جديد به ابليس چندان كه جناب برسيسا كرد.
اما طايفه دوم به رسم پارسايي، نزد خويش متهم به كم كاري هستند و به تعبير اميرمؤمنان عليه السلام «لايرضون من اعمالهم القليل و لايستكثرون الكثير، فهم لانفسهم متهمون و من اعمالهم مشفقون. از اعمال اندك خود راضي نمي شوند و عمل فراوان خود را فراوان نمي شمارند، بنابراين خود را متهم مي كنند (و به خاطر خود، نزد خود متهم هستند) و از اعمال خويش نگرانند». اگر خير و خدمتي به دستشان جاري شود كه صرفاً توفيق و نعمت ديگري از جانب خدا و شايسته امتنان و فروتني بيشتر مي دانند و اگر كم گذاشته اند و خود را بدهكار مي يابند، كه باز جاي طغيان نيست بلكه اقتضاي آن، تلاش و تحرك و مجاهدت بيشتر است. اين گروه به اعتبار احتياط و مراقبت، به رفتارهاي پرخطر و نعمت سوز نزديك نمي شوند و چه درحال توانگري و چه در وضعيت محدوديت و محروميت، به ورطه غرور يا يأس سقوط نمي كنند، چنان كه جماعت هايي در آغاز دهه 60 يا دهه هاي 70 و 80 سقوط كردند. اين بي احتياطي را با بسامدها و نوسان هاي متفاوت در برخي دولت ها و ادوار مجلس مشاهده كرده ايم. آدمي آنجا كه پرده يأس يا غرور بر ديدگانش كشيده مي شود، پا در تاريكي جهل مي گذارد و «جاهل را نمي يابي مگر در افراط (زياده روي) يا تفريط (كم كاري)». يا به مردم و زمين و زمان بد مي گويد و از همه باورهاي خود برمي گردد چون به منصب و مسند نرسيده، و يا از پيروزي خود كه صرفاً ايستگاه و منزل است نه مقصد- و طريقيت دارد نه موضوعيت- الهه و بتي مي تراشد براي خودپرستي و تكاثر قدرت و زدن ركوردهاي تازه رأي و محبوبيت! از خاطر مي برد كه آن ساعت صفر نامزدي، كدام شعارهاي نيكو و آرمان هاي پسنديده را آويزه جان و زبان ساخته بود. كم نبودند آنها كه در همين سي وچند ساله پس از انقلاب از ياد بردند كه چرا به رأي مردم توفيق يافته اند به صندلي هاي قرمز و سبز تكيه بدهند. شگفتا كه آدمي چه استعداد شگرفي در سوزاندن فرصت ها و گم كردن راه يا هدف دارد! هدف كه شهرت و محبوبيت و زدن ركورد رأي نبود، بود؟! آيا مي شد عشرت طلبي و برآوردن همه خواهش ها را با تعصب خدمت و ديانت و مردم دوستي يكجا جمع كرد؟ نمي شد و به شهادت همه تاريخ- و از جمله همين 30سال در مقاطعي- نشد. آنجا كه روكش توهم و تخيل و عجب، قضاوت ها و ارزيابي هاي ما را انباشت، در هويت حركت ها نيز خدشه افتاد. و اين گونه كه شد، فلان آقاي مدعي احياي خط امام، از اردوگاه رذالت پيشگاني سردرآورد كه حرمت عاشوراي حسيني را شكسته بودند اما آقاي مدعي همان ها را مردمان خداجو مي خواند و... كم نبوده اند از اين جماعت در طوايف سياسي گوناگون.
اميرمؤمنان(ع) ذيل آيه «الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا» فرمود «همانا گفتيد پروردگار ما الله است، پس استقامت كنيد بر كتاب و مسير فرمان او و بر همان راه شايسته عبادت خداوند، و از دايره فرمانش خارج نشويد و در آن بدعت نياوريد و از آن سرپيچي ننماييد» (خطبه 617 نهج البلاغه) و خاضعانه دعا كرد «از پروردگار سبحان مي خواهيم ما و شما را از كساني قرار دهد كه هيچ نعمتي آنها را مست و مغرور نمي كند و هيچ عنايتي آنها را از اطاعت پروردگار باز نمي دارد و پس از فرا رسيدن مرگ [به خاطر آن مستي و سرپيچي] سزاوار ندامت و اندوه نمي شوند» (خطبه26 نهج البلاغه)
آنچه خودي ها و اغيار (دوستان و دشمنان انقلاب) را در تقاطع فتنه به هم مي رساند تا حتي بدون هماهنگي، هم آهنگ شوند- چه رسد كه هم آهنگي ها در برخي مواقع با هماهنگي قبلي بود- همين سكه دوروي خود بسندگي و از خود متشكر بودن است؛ گاه به شكل غرور و زماني به صورت نااميدي و تشبث به انواع دستاويزها بدون پرسش از حرمت يا حليت آن جلوه گر مي شود. اگر اين شعار قرآني امام علي و امام حسين عليهم السلام كه «ما كنت متخذ المضلين عضدا. من گمراهان را به ياري نمي گيرم» همواره پرچم راهنما بود، نه ابوالحسن بني صدر و آيت الله سيدكاظم شريعتمداري و آيت الله منتظري در آن ورطه ها مي افتادند و نه دولت هاي سازندگي و اصلاحات و عدالت- البته با شدت و ضعف هاي متفاوت- دچار آسيب هاي پديد آمده مي شدند. امروز هم جبهه افسرده و مستأصل استكبار به همراه پياده نظام ازهم پاشيده آن، در نهايت يأس به سر مي برند الا اينكه روي «نفوذ» در فضاي انشقاق و تفرقه و مجادله و گروكشي، و استفاده از «فضا»ها و «فاصله»هاي ايجاد شده به دست جبهه خودي اميد بسته اند. فرقي نمي كند اين فضا و فاصله را اطرافيان رئيس جمهور و رئيس مجلس و شهردار درست كنند يا گروه ها و رسانه ها و نشريات مدعي اصولگرايي. جشن مردم سالاري را بايد با بستن راه هاي رخنه و به عنوان نعمتي الهي پاسداري كرد.
کیهان
هم آهنگي در تقاطع فتنه
کد خبر : ۳۱۸۶۹