در هر گوشه جهان، در هر كشور كوچك و بزرگي يك شهر گل و بلبل داريم، اما شيراز گل و بلبل، آرام آرام به خواب زمستاني فرو ميرود و همه تقصيرها برگردن كج شده خشكسالي، سنگيني ميكند.
با وجود اين كه چمن، گل و گياه، طبق تعريف استاندارد، فضاي سبز محسوب نميشود و با وجودي كه مسوولان هم به اين تعريف اشراف دارند، اما همچنان بلوارهاي سبز و بوستانهاي فاقد درخت، به سرانه فضاي سبز اضافه ميشود تا سرجمع با زحمت به عدد 9 مترمربع برسد، حال آن كه سرانه استاندارد فضاي سبز در جهان قريب به 15 مترمربع است.
باغهاي زيباي قصردشت كه روزي روزگاري نگين سبزي در ميان قلب فارس بود، حالا تكهتكه شده و هر روز خبري از سوختن يا خشكاندن بخشي از اين تن پاره پاره منتشر ميشود.
همين چند روز پيش آخرين خبرها حكايت از سوختن دو باغ داشت، سوختن 600 درخت، درخت نه نهال، كه بايد سالهاي سال عمر بهپايش بگذاريم تا درخت شود، درختاني كه بيش از بيست سال عمر دارند، درختاني كه روزي در گذشته نهچندان دور، ثمر ميدادند و سايه و امروز سوزانده ميشوند تا بهجايش تيرآهن و تيرچه بلوك برويد و ... حال مسوولان هرچه ميخواهد فرياد كنند كه با باغسوزها مقابله ميكنند و ....
اين در حالي است كه فارس مدعي داشتن بيشترين جنگل در سطح كشور است و بارها مديران اين بخش فرياد برآوردهاند كه از نظر مساحت، ميزان جنگلهاي فارس از شمال ايران بيشتر است، اما در شيراز كه سياحت كني درختان تن سوخته و باغهاي به خشكي مبتلا شدهاش، دلت را آتش ميزند.
شيراز امروز شهر دود و ترافيك است، شهري كه قرار است، زير يكي از بوستانهاي زيبايش، در كنار گوش باغهاي قصردشت، در زير زمين، پاركينگ بسازند! شهري كه مردان شورا و شهردارياش وعده ميدهند، "هركه بر بام چمني بكارد، جايزه ميگيرد"! اما نميدانند كه گرفتن يارانهها، دست ياري مردمان اين شهر را كه درختان مايملك شهرداري را روزگاران زيادي آب داده بود، كوتاه كرده است.
گويي در اين سالها فراموش كردهايم كه ميتوان شمشادها را بلند كرد، رشد درختان را سرعت داد و آب را بهشيوههاي مهندسي به درختان رساند و بهجاي مقابله با خشكسالي ميتوان آن را مديريت كرد!
خاطرات پيرمردهاي قصردشت را كه مرور ميكنيم، از تدبير پدرانشان در هنگامه خشكي و خساست آسمان ميگويند، از ميرآبهايي كه با انديشههاي مجرب خود، آب را آن گونه تقسيم ميكردند كه هيچ باغي بيآب و ثمر نماند، اما امروز آنقدر خشكسالي را بزرگ كرديم كه ديگر توان مقابله با اين غول خودساخته را نداريم و مدام كابوس خشكي را در خواب هم ميبينيم.
يك سئوال از نگاه صاحبنظران مديريت شهري بسيار مهم است، اينكه آيا راهكار بهتري از آنچه امروز انجام ميدهيم، وجود دارد؟ و پشت اين سئوال كمي جسارت و شجاعت در عمل، آنجا كه ميدانيم اشتباه است، آنجا كه بعد از سالها متوجه ميشويم بايد كار ديگري ميشد و نشد، آنجا كه... آيا از خود پرسيدهايم با اين همه ظرفيت چرا شيراز نتوانسته جايگاه خود را حفظ كند و همچنان شهر گل و بلبل بماند؟
كاش ايميل مديران شهرداري را داشتيم تا عكسهايي كه ديروز برايمان ميل شده بود را ارسال ميكرديم، عكسهايي از مديريت فضاي سبز، از ايجاد شادابي با همان شمشاد و درختچههاي كوتاه و زودرشد، دعا ميكنيم كاش درختكاري حاشيه رودخانه خشك ادامه پيدا ميكرد تا نفس شهر از اين همه دود باز ميشد و...
به گزارش ايسنا، يكبار ديگر آرشيو اخبار سالهاي قبل را ورق بزنيم، در ميان سطور فراوان اخبار شهرداري و فضاي سبز شهري در شيراز، تلاش مسوولان را در خصوص ايجاد هكتارها فضاي سبز كمربندي مطالعه كنيد، كاري بزرگ كه قدم اولش محكم برداشته شد، اما متاسفانه رها شد! اگرچه مديرعامل سازمان پارکها و فضاي سبز شهرداري از طراحي سه پارک باباکوهي، نور و گلستان در ارتفاعات شهر، خبر ميدهد، اما هنوز خبر اميدواركنندهاي از ايجاد اين پاركها در دست نيست.
هيچ يك از مديران شهرداري هيچوقت بابت درختاني كه خشكانده، سوزانده و بريده شدند، بازخواست نشدند، همين است كه مطمئن هستند اگر آتش بهجان تمام درختان شهر هم بيفتد، آنها همچنان شهرداران و مديران چرخشي اين شهر خواهند بود!





