۳۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۹
غلامرضا بني اسدي

از کوچه هاي کوفه تا کوچه هاي شهر ما

کد خبر : ۲۹۲۴۹

کوچه هاي کوفه، کوچه هاي کوفه اي که به پهنه زمين و زمان گسترش يافته است هنوز در حسرت مردي است که در قامت حاکم اسلامي، هم براي فقرزدايي برنامه داشت و با هدفگذاري حرکت مي کرد و هم فقرا را از نظر دور نداشت. براي امام علي به عنوان خليفه اسلامي موضوعيت داشت که پير جذامي در خرابه گرسنه نخوابد و پيرزن شوي از دست داده شرمنده کودکان خويش نماند.

امام آن قدر بر شانه خويش سنگيني بار مسئوليت را حس مي کرد که به شانه کشيدن کيسه نان و خرما برايش بسيار سبک بود. همان زمان هم شايد کساني بودند که مي گفتند اين چه کاري است. شايد مي گفتند اين در شان خليفه اسلام نيست که بار بر دوش، ناشناس در کوچه ها بگردد و نان وخرما توزيع کند و گوش و دل بسپارد به کلام محروم ترين مردم. علي (ع) خود را در مقابل جامعه، حتي در مقابل يکان به يکان مردم تحت حکومتش مسئول مي دانست لذا به همه زواياي زندگي شان توجه داشت.

او به دنبال «اتمام مکارم اخلاق» بود همان که پيامبر بزرگوار آن را فلسفه بعثت خود مي دانست. لذا انسان ها را بزرگ مي شمرد، از تحقير همديگر پرهيز مي داد و نسبت به تکريم مردمان خود را مسئول مي دانست و براي ارتقاء سطح زندگي مردم در حوزه معيشت و معاد مي کوشيد، هم مراقب بود، درازدستان فزونخواه به بيت المال چنگ نيندازند و هم مواظب اين که باطل باوران به باور و ايمان مردم درازدستي نکنند.

انسان جامعه علوي، يک انسان در مسير کمال بود، کمال در همه ساحت ها، نهج البلاغه ، اين کلام روشن، و «نهج رفتاري» امام تبيين کننده ويژگي هاي انسان موردنظر علي عليه السلام است و هرکس مي خواهد شيعه باشد و شيعگي کند بايد خود را و رفتار خود را بر کلام و سيره امام عرضه کند و به ديگر عبارت بايد فکر کند اگر الان امام علي(ع) در موقعيت او بود چگونه رفتار مي کرد، حالا هم او چنان کند، به راستي اگر امام علي(ع) امروز بودند، نسبت به مسائل و حوادث چگونه رفتار مي کردند؛ اين را از خود بپرسيم و پاسخ آن را به رفتار درآوريم که شيعه يعني رهرو ،رهرو راهي که امام پيمودند.

اگر امروز امام علي (ع) بودند و اين فقر را مي ديدند چه کار مي کردند. اين اوضاع فرهنگي را مي ديدند چه مي کردند؟ کوچه گردي کوفه اگر آن روز براي فقرزدايي اقتصادي بود، امروز در کوچه گردي زمان و زمين آيا فقرزدايي فرهنگي فراموش مي شد؛اگر آن روز نيازمندان به لقمه هاي نان و خرما تکريم مي شدند، امروزيان را نبايد به کلام نوراني و هدايت گر تکريم کرد؟ امربه معروف، دقيقا تکريم انسان و انسانيت است. بزرگداشت زيبايي و نيکويي است. از خوبي ها گفتن و بدان هدايت کردن، بزرگداشت انسان است. تفسير «اني بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» است و در مدرسه زندگي علوي اين يک فرض و فريضه هميشگي است.

«فرضيه» نيست که برخي به خاطر آزمون و خطا از آن چشم پوشند و دست شويند، «فريضه» است و واجب و همانطور که بايد در فقرزدايي در کوچه گردي کوفه، و انبان نان و خرما به دوش کشيدن امام علي را ديد و ستود بايد در کلام هدايتگر و امر به معروف و نهي از منکر هم به احترام امام برخاست و رفتار ايشان را در پيش کشيد. اگر فقر محدود اقتصادي و گرفتاري گروهي اندک از مردم زيبنده حکومت و جامعه اسلامي نيست که نيست، فقر فرهنگي در قالب الفاظ فريبنده و پشت پرده ايسم هاي گوناگون هم شايسته جامعه اسلامي و حکومت اسلامي نيست.

آمار بالاي طلاق و فسادهاي اخلاقي و اقتصادي و اجتماعي و سياسي و فراواني پرونده هاي قضايي هم در شان مردماني که خود را شيعه مي دانند نيست. پس بايد کاري کرد هم بايد حکومت برنامه ريزي کند و هم همه ما مردمان بايد برخيزيم و براي احياي شان جامعه اسلامي علي وار تلاش کنيم همه ما از مردم تا حاکميت و از حاکميت تا مردم! اصلاح امور هم جز با بعثت همگان محقق نمي شود.اگرقرار است کاري بشود، همه بايد تلاش کنند که اصلاح امور علوي ديدن، علوي انديشيدن وعلوي عمل کردن همگان را طلب مي کند...

نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۵۹ - ۱۳۹۰/۰۵/۳۰
بوی یزید تمام فضا را گرفته! به ویژه در شام!