۲۴ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۶

آقازادگی و ظلم به سرمایه نظام!

وقتی رئیس حکومت تجمل پرست باشد تجمل پرستی تبدیل به فرهنگ می شود
کد خبر : ۲۸۵۳۹

به گزارش صراط نیوز به نقل از تعامل: در سوابق اجرایی، سیاسی و فرهنگی وی استادیار گروه جزا و جرم شناسی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، عضو حقوقدان و سخنگوی شورای نگهبان قانون اساسی و قائم مقام و معاون سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها و وزارت دادگستری دولت نهم و ریاست نهاد ریاست جمهوری و مشاور ویژه وی  به چشم می‌خورد.

وی در مسئولیت‌هایی چون معاون اداری و مالی دانشگاه تهران و رئیس مرکز تحقیقات شورای نگهبان قانون اساسی فعالیت داشته است.

الهام همچنین رئیس مرکز پژوهش‌های سازمان تبلیغات اسلامی بوده و دارای سابقه کار قضایی و حقوقی در بخش‌های مختلف قوه قضاییه، دادسرا، دادستانی کل و وزارت دادگستری است با هم این مصاحبه را می خوانیم

*********

با سلام و تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید به عنوان سوال نخست بفرمایید پدیده آقازادگی از چه زمانی در ایران شکل گرفت ؟و آغازش از کجا بود ؟

- شاید من نتوانم دقیق اعلام کنم اما  به نظرم این پدیده در جامعه ما می تواند ریشه داشته باشد همانطور که در قبل از انقلاب هم وجود داشت در فرهنگ اسلامی موضوع بر خلاف سالهای قبل بود یعنی ویژگی های خاندان اهل بیت مبتنی بر معیار های تقوا و عصمت می باشد. در فرهنگ اسلامی ما یک جوری آقا زادگی مثبت وجود دارد و اشکالی هم ندارد مثلا برای ازدواج می گویند بروید دنبال خانواده های اصیل ، منتها این اصالتها اصالتهای فرهنگی است و نه اصالتهای طبقاتی یا مادی و مالی و این اصالتها اصالتهای منتهی بر معیار می باشد. اگر یک فردی از یک بزرگ زاده ی علمی است گاهی شاید از نظر اقتصادی در فقر است ما به اون آقا زاده می گوییم او آقا زاده است به این معنا که پدر او عالم و متقی می باشد و خود این آقا زادگی به مثبتش در فرهنگ اسلامی ما وجود دارد که آقا زاده در اسلام به فرزندان علمای بزرگ می گفتند و البته با این نشان که اینها از فضیلت و تقوا بهره دارند که در یک بستر متعالی رشد کرده اند و میراث دار معنویت و اخلاق می باشند . به هر حال ما اینجا با دو نکته رو برو هستیم : نکته مثبت میراث داری متعالی و فرهنگی و نقته ی منفی انتقال قدرت ، ثروت و فساد که بعد از انقلاب ما نکته مثبت را مورد تقدیر قرار دادیم و با بخش منفی اون شروع به مبارزه کردیم . بخش منفی این می باشد که افرادی که وابسته به اصحاب معنویت ، علم و بعضا قدرت هستند با اتکا به این جایگاه دخالت های نامشروعی می کنند و خواسته های زیادی دارند که اینها نامشروع می باشد و اولین کسی هم که با اینها به مخالفت برخاست حضرت امام خمینی (ره) بود .

حتی امام در نامه ای به رئیس جمهور اعلام کردند که من شنیده ام از طرف بستگان من نامه هایی برای شما برای عزل و نصب برخی افراد می رسد که من به شما توصیه می کنم که به هیچ وجه به این نامه ها توجه نکنید و این نامه ها را به دیوار بکوبید . وقتی اول انقلاب کمیته وقت ، پسر مرحوم آقای طالقانی را دستگیر کردند که جرمش ظاهرا عضویت در یک گروه مارکسیستی بود که منافقین جنجال کردند اما امام در آنجا می فرمایند که اگر فرزند من احمد را هم دستگیر کنند که اگر به حق باشد هیچ اشکالی ندارد .و باید بر اساس قانون با او برخورد کنند و باید قانون در موردش تصمیم بگیرد .

ببینید امام معیار گرایی را در پیامی که به رزمندگان فرستادند تاکید کردند که می فرمایند برای همیشه در کشور باید جهاد و تقوا معیارسنجش واگذاری مسولیتها به افراد باشد چه در صلح چه در جنگ و این یک تعارف لفظی نیست و این باید وارد قانون بشود و اینها معیار گذاری های اصیل امام می باشد . من حتی در آن موقع از بچه هایی که نزدیک به جنگ بودند می شنیدم که فرزندان آقا جوان بودند که یکی از بچه های آقا در لشکر 27 خدمت می کردند یعنی از داوطلبان بسیجی جنگ بودند گاهی این بچه ها پیغام هایی می دادند که شما مثلا از آقا بخواهید که این کار را راه اندازی کنند و چنین چیز ها که طبیعی هم بود چون این فرد فرزند رئیس جمهور بود که بچه های آقا می فرمودند که آقا به ما گفته که شما در این کارها دخالت نکنید یعنی اساسا برای اینکه تفکرات غلط و جو سازی های غلطی شکل نگیرد ، آقا فرزندانش را از نوجوانی این جوری تربیت کردند که این فرزندان در امر حکومتی دخالت نکنند .اما متاسفانه در دوره های بعد از امام در خارج از رهبری این پدیده در برخی ها رشد کردند و بعد ها کم کم تبدیل به یک سرطان شد که در دوره ی آقای هاشمی متاسفانه این کار زیاد شد که علاقه و محبت ایشان به حمایت از فرزندان یک سنت بدی را به وجود آورد و کار را بر آسیب های سنگین به خصوص ورود این پدیده در عرصه اقتصادی رساند.

ببینید مهمترین سرمایه ی نظام ما اعتماد مردم بر نظام است که انجام چنین کارهایی این اعتماد را برهم می زند که این اتفاق بدی بود که رشد کرد و در دوره اصلاحات هم همین پدیده به صورت سیاسی رشد کرد .

در دوره آقای هاشمی این کارها تبدیل به نوعی فرهنگ شده بود وگرنه آقای هاشمی که نمی گفتند شما این کار را انجام بدهید حتی این کار در رده های استانی هم وجود داشت و سوال این است که این فرهنگ از کجا نشات گرفته است ؟

- ببینید وقتی در راس حکومت جلوی یک ناهنجاری گرفته نشود این موجب ایجاد یک فرهنگ سازی خود به خودی می شود . که آقا از ابتدای دولت سازندگی به همه این موارد تاکید کرده و توصیه می کردند که مراقب اینگونه فرهنگ سازی ها باشید . ببینید وقتی رئیس حکومت تجمل پرست باشد تجمل پرستی در خانواده وارد شده و تبدیل به فرهنگ می شود . ببینید امام خمینی جلوی اینگونه کارها ی تجمل پرستی را گرفت و اجازه نداد که اینها تبدیل به فرهنگ شوند اما این ها این کار را انجام ندادند .

مردم نیز از روی اعتماد و صداقت نمی خواستند اینگونه کار ها را تکذیب کنند و عده ای هم که از روی علم این کار ها را تکذیب می کردند دلیلش را واقعا می دانستند زیرا که هم می دانستند یک کار نا بحق در حال انجام است دوم اینکه آثارش را در آینده پیش بینی می کردند و اعتقاد داشتند که این جور کارها در آینده باعث بی اعتمادی در بین مردم خواهد شد . الان هم اگر از این جور اتفاق ها بیفتد  باید نظام شروع به مقابله با آنها  کند که دیگر این کارها را انجام ندهند ، مگر  نظام یک نظام  اسلامی نیست  ؟و خدای ناکرده تبدیل به یک حکومت سلطنتی شده است ؟. اصلا مهمترین اختلاف اسلام اموی که امام آن را در مقابل اسلام ناب قرار داد این بود که نظام اسلامی را به سلطنت تبدیل کرده بود .

این انحراف اگر ریشه بیاندازد ، نظام اسلامی منحرف خواهد شد که البته من مراقبت می بینم . مردم معیار ها را می فهمند ، اگر یک فردی آقا زاده هم باشد ولی خودش هم آقا باشد مردم با اون فرد مشکلی ندارند اما اگر یک کسی به زورآقایی بخواهد آقا زادگی و آقایی بکند مردم نسبت به او واکنش نشان می دهند من مثالی از آقای بهشتی می زنم : ببینید یک زمانی دو نفر کاندیدای نخست وزیری بودند که در حزب جمهوری که حزب غالب بود  که یکی آقای میر سلیم و یکی شهید رجایی که آقای میر سلیم عضو حزب جمهوری اسلامی و شهید رجایی عضو حزب نبود. که توی حزب رای گیری کردند که اکثریت حزب به آقای رجایی رای دادند. آقای بهشتی در جلسه ای به صراحت فرمودند که من اون روز به حزب جمهوری تبریک گفتم، گفتم این که در برابر یک کاندیدای حزبی و در برابر یک کاندیدای غیر حزبی  یک کاندیدای غیر حزبی انتخاب می شود این یعنی بنیان درست یک حزب.

ببینید اگر فردی به صرف پدر، برادر و یا فامیل سو استفاده کند از برخی چیزها، این جور کارها باعث سو استفاده از احساسات مردم می شود.

در زمان امام(ره) در یک جلسه ای که همراهان امام(ره) حضور داشتند یک فردی ابراز علاقه به خانواده امام کرد که مردم به شما ابراز علاقه می کنند در خطاب به خانم امام که ایشان بلافاصله جواب می دهند که مردم به چه مناسبت ابراز علاقه می کنند که اون فرد هم در جواب گفته بود که چون شما همسر امام هستید که همسر امام گفته بود که حساب آقا از حساب من جداست. مردم به امام علاقه دارند به من چه ارتباطی داره. یک نقل قول دیگر:

در زمان رئیس جمهوری آقا ، آقای دکتر مرندی نقل می کند که وزیر بودم، یک خانمی، بچه اش رانزد متخصص اطفال آورد و ایشان را هم زیاد معطل کرده بودند که به ناحق هم معطل کرده بودند و بعدا هم آمد شکایت کرد که چرا نوبت را رعایت نمی کنند که من هم جواب دادم و توضیحاتی ارائه کردم که بعدا متوجه شدم که این خانم همسر رئیس جمهور می باشند که بچه اش را برای درمان آورده بود که من ازش پرسیدم شما چرا نوبت می گیرید ؟ خودتون رو معرفی می کردید که ایشان جواب دادند چه مناسبتی داره که من خودم را معرفی کنم، من هم مثل بقیه مردم هستم و هیچ برتری نسبت به آنها ندارم. ببینید این یک نوع فرهنگ سازی است و این خیلی مهم است .

شما فرزندانتان آقا زاده هستند؟

 -از خودشان باید بپرسید

کجا تحصیل می کنند؟

یکی ازفرزندان من در دانشگاه امام صادق داره دکترا می خونه و یک فرزند دیگرم در خارج داره دکترای فنی می خونه.

می توانیم بپرسیم کدام کشور؟

- انگلیس نیست !

ارزیابی شما نسبت به اینکه فرزندان بسیاری از مسئولین آن هم بیش از دویست یا سیصد نفر که  در لندن تحصیل می کنند چگونه است؟

 ببینید کلا تحصیلات خارج از کشور یک بحثی بود که از اوایل انقلاب هم مطرح بود و من هم خودم جز افرادی بودم که از مخالفین بحث اعزام دانشجو بودم.و با اینکه امکان خارج رفتن من بود، خود من خارج نرفتم. اما امروز من به طور کامل نمی گویم که باید این کار را را تعطیل کنیم . به نظر من ما هم باید ظرفیتهای داخل مان را تقویت کنیم و هم از ظرفیت های خارجی استفاده کنیم. در اعزام به خارج نیز ما در برخی رشته ها که نیاز داریم و داوطلبان آن زیاد هستند باید کمک کنیم و سوق دهیم این افراد را برای بالا بردن علم و پیشرفت های داخل که البته خیلی از رشته های ما مثل برخی رشته های علوم انسانی اصلا  نیاز به چنین کاری ندارند حتی برخی از رشته های پزشکی هم این چنین هستند و ما ظرفیت های خوبی داریم که می توانیم خیلی بهتر از به خارج فرستادن در داخل از آنها استفاده کنیم.

آقای دکتر یکسری سوال های حاشیه هایی هم داشتیم که سوال اول را این چنین مطرح می کنیم چطور شد آقای دکتر الهام که در دولت نهم رابطه ی نزدیک و تنگاتنگی با دولت داشتند در دولت دهم یه جورهایی کناره گیری کردند؟

- ببینید چون از اینکه در جریان کارهای اجرایی نباشم احساس نا راحتی نمی کنم و آن هم که فرار نکردم یعنی احساس دین نمی کنم الان وضع خوبی دارم و یه جورهایی می خوام بگم که از این سوال معافم کنید. آن موقع در آخر دولت یک مشکل پیش آمد و آقای احمدی نژاد از من پرسید نظر شما چیه و من هم جواب دادم که من در شورای نگهبان راحت هستم چون که یه کار تخصصی بود و همچنین به رشته و کار من هم می خورد و اگر اظهار نظر کنم ممکن است راحتی خودم را ترجیح دهم و گفتم هر چی شما تصمیم بگیرید و ایشان ترجیح دادند شما در شورای نگهبان مفید هستید.

افرادی که در ابتدا جزو حلقه اول و نزدیکان احمدی نژاد بودند به تدریج کنار رفتند و به جای آنها در حلقه اول برخی نزدیکان رئیس جمهور قرار گرفتند که باعث حاشیه سازی های فراوانی برای دولت شدند و این جریان هنوز ادامه دارد ارزیابی شما از این ماجرا چیست؟

 ما با آنچه که باقی مانده است و نیاز داریم بیشتر دلبستگی داریم تا با آنچه از دست داده ایم و مشکل پیدا کرده ایم. ما موجودیمان و داراییمان که منشا آن در دولت نهم است یک دارایی با ارزش می باشد البته قصوراتی نیز داریم و ما فعلا باید این ویژگی های مثبت استکبار ستیزی و مبارزه با فساد اقتصادی را تقویت کنیم تا بتوانیم به اون هدفی که به نفع کشور و مردم این سرزمین هست دست پیدا کنیم و بتوانیم روز به روز در راهبرد و پیشرفت این ممکن کوشا باشیم و ما باید در حرکت های گفتمانی معیار را بررسی کنیم نه اشخاص را.

ببینید اگر ما معیار درستی داشته باشیم و شاخص سنجش درستی هم داشته باشیم می فهمیم که کجا این کاری که انجام می دهیم دچار انحراف شده یا نه، و ما باید همیشه مرد م را داشته باشیم، وقتی مردم را از یک انحراف گرفتید ،آن انحراف شکست خورده است.

 

نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۵/۲۵
باید به فکر آقازاده های جدید بود! ضمنا چند آقازاده و ایجاد طبقه ای از حاکمان به مراتب بهتر از یک آقازاده است.