بسم الله الرحمن الرحيم
صراط – سيد حسين علوي / وقتي در بحبوحه فتنه 88 با همكاري جمعي از دوستان حزباللهي، تصميم به راهاندازي يك پايگاه خبري – تحليلي در راستاي مقابله رسانهاي با جريان فتنه گرفتيم، شايد كمتر كسي فكرش را ميكرد كه از يك جمع بيپول كه نه حقوقي ميگرفتند و نه بيمهاي داشتند و نه از جانب رجال سياسي سرشناس حمايتي ميشدند، سايتي ساخته شود كه مبدل به يكي از اثرگذارترين پايگاههاي خبري – تحليلي سياسي گردد. اينكه ميگويم «اثرگذارترين ...» بدان سبب نيست كه معمولا رسانهها براي خودشان نوشابه بازميكنند! نه، واقعيت اين است. چه بنده خوشم آيد، چه نيايد. حقيقت اين است كه «صراط نيوز» توانسته با انتشار اخباري از حقيقت كثيف جريان فتنه، نالههاي بيبيسي و صداي آمريكا و سايتهاي رسمي موسوي و كروبي و سايت صهيونيستي بالاترين و ... را درآورد ... حقيقت اين است كه صراط با انتشار اخبار و تحليلهاي كاملا هدفمند، در صدر منتقدان فتنه موسوم به «جريان انحرافي» قرار داشته و سيل شكايتهاي عناصر متخلف اين جريان از صراط، نشانگر فشار بيسابقهاي است كه به واسطه نشر حقايق به اين جريان فاسد آمده است ... حقيقت اين است كه وزير ارشاد فعلي، هماكنون صراط را زير ذرهبين گرفته تا نكند انتقادي عليه او منتشر كنيم و جايگاهش را در وزارتي كه از اول نه تجربهاش را داشت و نه سوادش را داشت و نه صلاحيتش را داشت(!) سست نمائيم. او اكنون با حربههايي چون فشار فيلترينگ و شكايت در دادگاه، گريبان يك سايت را فشرده است تا ثابت شود كساني كه به دروغ ادعاي مدارا با مخالفانشان را مطرح نمودهاند و هردم سخن از پس گرفتن شكايات دولتي از اصحاب رسانه ها ميگويند، چقدر مذاقشان از افشاي تخلفاتشان در صراط، تلخ گشته كه گونيگوني(!) شكايات «دولتي» از صراط را راهي دادسرا كردهاند! ... وقتي گفتم صراط «اثرگذار» است، منظورم دقيقا همين بود. منظورم اين بود كه اصحاب قدرت و ثروت، از انتشار تخلفاتشان در اين رسانه مظلوم هم ميترسيدند، هم ميترسند و هم انشاءالله خواهند ترسيد.
و از دلايل كليدي موفقيت صراط در اين دو سال، آن بود كه صراط به تاسي از روح خدا «با احدي عقد اخوت نبسته بود». براي صراط هيچ رجل سياسياي «خط قرمز» محسوب نميشد. هرچند خدمتگزارن نظام جمهوري اسلامي همه در چشم صراط محترم بودند، اما تخلف از اسلام و قوانين كشور از جانب هر شخص و فرقهاي بايد در صراط منعكس ميشد. هرچند همه برادران همكار صراط، در انتخابات رياست جمهوري اخير با علم به خيرالموجودين بودن دكتر احمدينژاد به ايشان راي داده بودند (و اكنون ذرهاي از راي خود پشيمان نيستند) اما حمايت عجيب آقاي رئيس جمهور از كسي كه انحرافاتش فرياد همه نيكان را درآورده و البته تحسين همه دشمنان بيروني را نيز برانگيخته بود، نبايد از چشم تيزبين يك رسانه مستقل بيرون ميماند. ما به احمدينژاد راي داديم، اما خط قرمزمان احمدينژاد نبود. ما تا جايي با ايشان هستيم كه ايشان با قانون و ولايت فقيه باشد. لذا انتقاد شفاف از مفاسد جرياني كه وليّمان آن را «مايه اختلاف و سرخوردگي در ميان هواداران رئيسجمهور» خواندند را نخستين تجليگاه شعاري ديديم كه بر سردر صراط نوشته بوديم؛ «ما با كسي عقد اخوت نبستهايم»! ... اما رجال سياسيِ ديگر نيز اوضاعي مشابه داشتند. آقاي لاريجاني و جريان سياسيشان، آقاي قاليباف و جريان سياسيشان، آقاي رضايي و طيف حاميانشان و... نيز هرگز از دايره نقدهاي صراط بيرون نبوده و نيستند. امروز اگر كسي در موتور جسنجوگر صراط نام اين آقايان را جسنجو نمايد، بيشك با انبوهي از اخبار مربوط به آنها مواجه ميشود كه عموما حاكي از انتقادات شفاف به عملكردهاي ناصواب ايشان است. و صدالبته در جايي كه خدمتي از يك مسئول عالي جمهوري اسلامي ديده شده نيز بدون توجه به اينكه احمدينژاد است يا قاليباف يا لاريجاني و يا ... در پوشش خبري آن ترديد نكردهايم ... و اين يعني كه ما حقيقتا «با كسي عقد اخوت نبستهايم.» اينجا فقط يك خط قرمز وجود داشت و آن ولايت مطلقه فقيه بود. خط قرمزي كه ملاك و طراز برخورد با تمامي رجال و جريانات سياسي به حساب ميآمد. و خدا را شاكريم كه هيچگاه رضايت وليّمان را از نظر دور نداشتهايم. انشاءالله كه مولايمان نيز از ما راضي باشند.
دليل ديگري كه همواره مايه قوت صراط به حساب ميآمد، داشتن شناسنامه عقيدتي بود. ما تابلويي داشتيم با عنوان «صراط نامه» كه بر سردر صراط آويخته بوديم. تابلويي كه در آن مانيفست استراتژيك سايت نمايان بود. هركس ميخواست بداند «صراط چيست؟» صراط نامه را كه ميخواند با هويت سايت و گردانندگان آن آشنا ميشد و يقين دارم كه اين كار در اعتمادسازي متقابل، ميان ما و حجم انبوهي از كاربراني كه روزانه به سايت ما وارد شدهاند، نقش تعيينكنندهاي داشته است.
و صدالبته نقائصي نيز در كار ما بوده كه ترديدي در آن نداشته و همواره سعيمان بر اصلاح و ترميم آن عيوب بوده است. نواقصي اعم از عيوب شكلي تا عيوب محتوايي. عيوب شكلي، مايه تجربه بودند و نهايتا راهگشا و مثبت. اما عيوب محتوايي تجربياتي تلخ بودهاند. در ميان دهها هزار خبري كه در صراط منتشر ساختيم، يقينا اخباري نيز بودند كه احتمالا در آنها بيدقتيهايي نيز از جانب برخي همكاران صورت گرفته است. هرچند در موارد معدودي كه اين بيدقتيها شائبه تضييع حقي را در خود مستتر داشتند، صراط رسما از فرد مورد نظر عذر خواهي نموده (و البته عذرخواهي را نه مايه سرافكندگي بلكه نشانه تقواي رسانهاي خود دانسته و ميدانيم) اما با مغتنم شمردن فرصت حاضر، بابت تمام قصورها و تقصيرها از همه كساني كه در اين حجم انبوه اخبار، احتمالا حقي از ايشان تضييع شده حلاليت ميطلبيم.
اما اكنون
هميشه در اين آرزو بودم كه روزي شرايطي ميداشتم كه به جاي روزمرگي ناشي از كار رسانهاي فرصتي حاصل ميشد تا كتابهاي نيمهتمامم را به اتمام رسانم و دغدغهي محوري خويش، كه كار كردن در حوزه بازانديشي انتقادي در مبادي علوم انساني غربي بود را جامه عمل بپوشانم. اما اولويت ويژه مجاهده با فتنهگران و عناصر جريان انحرافي، چند سالي بود كه نگارنده اين سطور را از كار اصلياش باز ميداشت. لكن اكنون كه احساس ميكنم، صراط به بلوغي رسيده كه ميتواند راه خود را بدون حقير نيز بپيمايد و انشاءالله در صراط مستقيم، استوار بماند و ببالد و ترقي كند، ماموريت شرعي خود را در راهاندازي رسانهاي كه خار چشم دشمنان ولايت فقيه باشد پايانيافته ميبينم.
اميدوارم دوستاني كه اين مجموعه را به دستشان سپردهام نيز فراموش نكنند كه چه بسيار بودهاند، تشكلها و جمعيتها و رسانههايي كه در روزهاي اول با مشي اصولي و انقلابي، كار خويش را شروع كردند، اما با گذشت زمان و تغيير نيروها آرام آرام از خط اصولي خويش عدول نمودهاند. اين بدان معني نيست كه برادران مخلصي كه ادامه كار را به ايشان ميسپارم، خداي ناكرده خللي در عزمشان و نقصاني در كارشان وجود دارد. نخير! اينان از پاكان و اخيارند. مسئولان جديد صراط از جمله آحاد ملتي هستند كه در مقابله با موج سياه فتنه 88 و حباب تزوير جريان انحرافي، همواره پيشتاز بودهاند. اما هميشه بايد از سرنوشت گذشتگان عبرت گرفت و همواره بايد علاج واقعه، قبل از وقوع كرد.
در اينجا شايسته است از خدمات بيشائبه جناب آقاي غفاريان كه در اين مدت، هم سردبير صراط بودند و هم غمخوار نداريها و مشكلات ريز و درشت آن، تشكر ويژه نموده و بدان سبب كه زين پس تمام مسئوليتهاي صراط برعهده متوليان جديد آن است، پايان همكاري ايشان و همه دوستاني كه با حكم بنده مسئوليتي داشتند را اعلام نمايم. بديهي است دوستان جديدي كه توليت صراط را بر عهده خواهند گرفت قطعا از توانمنديهاي ايشان كمال استفاده را خواهند نمود.
در پايان با يادآوري اينكه؛ مادامي كه صراط، در صراطِ مستقيم باشد، اين پايگاه خبري را خانه خود ميدانم و همكاري قلمي خويش را با آن امتداد خواهم داد، از خداوند متعال توفيق روزافزون اين رسانه حزباللهي و پايبندي همواره آن به «صراطنامه» را خواستارم.
والسلام علي من التبع الهدي
سيد حسين علوي
صراط – سيد حسين علوي / وقتي در بحبوحه فتنه 88 با همكاري جمعي از دوستان حزباللهي، تصميم به راهاندازي يك پايگاه خبري – تحليلي در راستاي مقابله رسانهاي با جريان فتنه گرفتيم، شايد كمتر كسي فكرش را ميكرد كه از يك جمع بيپول كه نه حقوقي ميگرفتند و نه بيمهاي داشتند و نه از جانب رجال سياسي سرشناس حمايتي ميشدند، سايتي ساخته شود كه مبدل به يكي از اثرگذارترين پايگاههاي خبري – تحليلي سياسي گردد. اينكه ميگويم «اثرگذارترين ...» بدان سبب نيست كه معمولا رسانهها براي خودشان نوشابه بازميكنند! نه، واقعيت اين است. چه بنده خوشم آيد، چه نيايد. حقيقت اين است كه «صراط نيوز» توانسته با انتشار اخباري از حقيقت كثيف جريان فتنه، نالههاي بيبيسي و صداي آمريكا و سايتهاي رسمي موسوي و كروبي و سايت صهيونيستي بالاترين و ... را درآورد ... حقيقت اين است كه صراط با انتشار اخبار و تحليلهاي كاملا هدفمند، در صدر منتقدان فتنه موسوم به «جريان انحرافي» قرار داشته و سيل شكايتهاي عناصر متخلف اين جريان از صراط، نشانگر فشار بيسابقهاي است كه به واسطه نشر حقايق به اين جريان فاسد آمده است ... حقيقت اين است كه وزير ارشاد فعلي، هماكنون صراط را زير ذرهبين گرفته تا نكند انتقادي عليه او منتشر كنيم و جايگاهش را در وزارتي كه از اول نه تجربهاش را داشت و نه سوادش را داشت و نه صلاحيتش را داشت(!) سست نمائيم. او اكنون با حربههايي چون فشار فيلترينگ و شكايت در دادگاه، گريبان يك سايت را فشرده است تا ثابت شود كساني كه به دروغ ادعاي مدارا با مخالفانشان را مطرح نمودهاند و هردم سخن از پس گرفتن شكايات دولتي از اصحاب رسانه ها ميگويند، چقدر مذاقشان از افشاي تخلفاتشان در صراط، تلخ گشته كه گونيگوني(!) شكايات «دولتي» از صراط را راهي دادسرا كردهاند! ... وقتي گفتم صراط «اثرگذار» است، منظورم دقيقا همين بود. منظورم اين بود كه اصحاب قدرت و ثروت، از انتشار تخلفاتشان در اين رسانه مظلوم هم ميترسيدند، هم ميترسند و هم انشاءالله خواهند ترسيد.
و از دلايل كليدي موفقيت صراط در اين دو سال، آن بود كه صراط به تاسي از روح خدا «با احدي عقد اخوت نبسته بود». براي صراط هيچ رجل سياسياي «خط قرمز» محسوب نميشد. هرچند خدمتگزارن نظام جمهوري اسلامي همه در چشم صراط محترم بودند، اما تخلف از اسلام و قوانين كشور از جانب هر شخص و فرقهاي بايد در صراط منعكس ميشد. هرچند همه برادران همكار صراط، در انتخابات رياست جمهوري اخير با علم به خيرالموجودين بودن دكتر احمدينژاد به ايشان راي داده بودند (و اكنون ذرهاي از راي خود پشيمان نيستند) اما حمايت عجيب آقاي رئيس جمهور از كسي كه انحرافاتش فرياد همه نيكان را درآورده و البته تحسين همه دشمنان بيروني را نيز برانگيخته بود، نبايد از چشم تيزبين يك رسانه مستقل بيرون ميماند. ما به احمدينژاد راي داديم، اما خط قرمزمان احمدينژاد نبود. ما تا جايي با ايشان هستيم كه ايشان با قانون و ولايت فقيه باشد. لذا انتقاد شفاف از مفاسد جرياني كه وليّمان آن را «مايه اختلاف و سرخوردگي در ميان هواداران رئيسجمهور» خواندند را نخستين تجليگاه شعاري ديديم كه بر سردر صراط نوشته بوديم؛ «ما با كسي عقد اخوت نبستهايم»! ... اما رجال سياسيِ ديگر نيز اوضاعي مشابه داشتند. آقاي لاريجاني و جريان سياسيشان، آقاي قاليباف و جريان سياسيشان، آقاي رضايي و طيف حاميانشان و... نيز هرگز از دايره نقدهاي صراط بيرون نبوده و نيستند. امروز اگر كسي در موتور جسنجوگر صراط نام اين آقايان را جسنجو نمايد، بيشك با انبوهي از اخبار مربوط به آنها مواجه ميشود كه عموما حاكي از انتقادات شفاف به عملكردهاي ناصواب ايشان است. و صدالبته در جايي كه خدمتي از يك مسئول عالي جمهوري اسلامي ديده شده نيز بدون توجه به اينكه احمدينژاد است يا قاليباف يا لاريجاني و يا ... در پوشش خبري آن ترديد نكردهايم ... و اين يعني كه ما حقيقتا «با كسي عقد اخوت نبستهايم.» اينجا فقط يك خط قرمز وجود داشت و آن ولايت مطلقه فقيه بود. خط قرمزي كه ملاك و طراز برخورد با تمامي رجال و جريانات سياسي به حساب ميآمد. و خدا را شاكريم كه هيچگاه رضايت وليّمان را از نظر دور نداشتهايم. انشاءالله كه مولايمان نيز از ما راضي باشند.
دليل ديگري كه همواره مايه قوت صراط به حساب ميآمد، داشتن شناسنامه عقيدتي بود. ما تابلويي داشتيم با عنوان «صراط نامه» كه بر سردر صراط آويخته بوديم. تابلويي كه در آن مانيفست استراتژيك سايت نمايان بود. هركس ميخواست بداند «صراط چيست؟» صراط نامه را كه ميخواند با هويت سايت و گردانندگان آن آشنا ميشد و يقين دارم كه اين كار در اعتمادسازي متقابل، ميان ما و حجم انبوهي از كاربراني كه روزانه به سايت ما وارد شدهاند، نقش تعيينكنندهاي داشته است.
و صدالبته نقائصي نيز در كار ما بوده كه ترديدي در آن نداشته و همواره سعيمان بر اصلاح و ترميم آن عيوب بوده است. نواقصي اعم از عيوب شكلي تا عيوب محتوايي. عيوب شكلي، مايه تجربه بودند و نهايتا راهگشا و مثبت. اما عيوب محتوايي تجربياتي تلخ بودهاند. در ميان دهها هزار خبري كه در صراط منتشر ساختيم، يقينا اخباري نيز بودند كه احتمالا در آنها بيدقتيهايي نيز از جانب برخي همكاران صورت گرفته است. هرچند در موارد معدودي كه اين بيدقتيها شائبه تضييع حقي را در خود مستتر داشتند، صراط رسما از فرد مورد نظر عذر خواهي نموده (و البته عذرخواهي را نه مايه سرافكندگي بلكه نشانه تقواي رسانهاي خود دانسته و ميدانيم) اما با مغتنم شمردن فرصت حاضر، بابت تمام قصورها و تقصيرها از همه كساني كه در اين حجم انبوه اخبار، احتمالا حقي از ايشان تضييع شده حلاليت ميطلبيم.
اما اكنون
هميشه در اين آرزو بودم كه روزي شرايطي ميداشتم كه به جاي روزمرگي ناشي از كار رسانهاي فرصتي حاصل ميشد تا كتابهاي نيمهتمامم را به اتمام رسانم و دغدغهي محوري خويش، كه كار كردن در حوزه بازانديشي انتقادي در مبادي علوم انساني غربي بود را جامه عمل بپوشانم. اما اولويت ويژه مجاهده با فتنهگران و عناصر جريان انحرافي، چند سالي بود كه نگارنده اين سطور را از كار اصلياش باز ميداشت. لكن اكنون كه احساس ميكنم، صراط به بلوغي رسيده كه ميتواند راه خود را بدون حقير نيز بپيمايد و انشاءالله در صراط مستقيم، استوار بماند و ببالد و ترقي كند، ماموريت شرعي خود را در راهاندازي رسانهاي كه خار چشم دشمنان ولايت فقيه باشد پايانيافته ميبينم.
اميدوارم دوستاني كه اين مجموعه را به دستشان سپردهام نيز فراموش نكنند كه چه بسيار بودهاند، تشكلها و جمعيتها و رسانههايي كه در روزهاي اول با مشي اصولي و انقلابي، كار خويش را شروع كردند، اما با گذشت زمان و تغيير نيروها آرام آرام از خط اصولي خويش عدول نمودهاند. اين بدان معني نيست كه برادران مخلصي كه ادامه كار را به ايشان ميسپارم، خداي ناكرده خللي در عزمشان و نقصاني در كارشان وجود دارد. نخير! اينان از پاكان و اخيارند. مسئولان جديد صراط از جمله آحاد ملتي هستند كه در مقابله با موج سياه فتنه 88 و حباب تزوير جريان انحرافي، همواره پيشتاز بودهاند. اما هميشه بايد از سرنوشت گذشتگان عبرت گرفت و همواره بايد علاج واقعه، قبل از وقوع كرد.
در اينجا شايسته است از خدمات بيشائبه جناب آقاي غفاريان كه در اين مدت، هم سردبير صراط بودند و هم غمخوار نداريها و مشكلات ريز و درشت آن، تشكر ويژه نموده و بدان سبب كه زين پس تمام مسئوليتهاي صراط برعهده متوليان جديد آن است، پايان همكاري ايشان و همه دوستاني كه با حكم بنده مسئوليتي داشتند را اعلام نمايم. بديهي است دوستان جديدي كه توليت صراط را بر عهده خواهند گرفت قطعا از توانمنديهاي ايشان كمال استفاده را خواهند نمود.
در پايان با يادآوري اينكه؛ مادامي كه صراط، در صراطِ مستقيم باشد، اين پايگاه خبري را خانه خود ميدانم و همكاري قلمي خويش را با آن امتداد خواهم داد، از خداوند متعال توفيق روزافزون اين رسانه حزباللهي و پايبندي همواره آن به «صراطنامه» را خواستارم.
والسلام علي من التبع الهدي
سيد حسين علوي