به گزارش سرویس وبلاگ صراط نیوز عباس علوی در همسنگریها نوشت:
اتفاقات هفته گذشته پارک آب و آتش و بساط آب بازی دختر و پسرا چند روزی است که نقل محافل شده است و سر و صدای زیادی به راه انداخته
اولین نکته ای که در این رابطه به ذهنم رسید این بود که مطمئنا امت حزب الله با تفریح و شادی مخالف نیست اما این شادی باید دارای حد و مرزهایی باشد. هر جایی که تعادل از بین برود و پای افراط و تفریط به قضیه باز شود مطمئنا عده ای در آن متضرر می شوند. این ضرر مطمئنا مالی نیست بلکه اعتقادی است!
فرض کنید عکسهای مرتبط به این خبر را یک فرزند شهید، یا مادر شهید و یا یک جانباز قطع نخاعی که 30 سال است بروی یک تخت خوابیده است، دیده باشد؛
خودت را به جای مادر شهیدی بگذار که فرزندش را فدای این نظام کرده و امروز مجبور است چنین صحنه هایی را ببیند. کاری به تعصب های مذهبی و جهت گیری های سیاسی ندارم
اما باید قبول کرد ما در جامعه ای زندگی می کنیم که در همسایگی ما خانواده های شهید هم زندگی می کنند. باید طوری تفریح کنیم که فرزند شهید به دنبال ارمان های پدرش نگردد. باید در جامعه ای که با خون شهدا آبیاری شده است، بوی شهید و آرمان هایش را از هر کوچه و برزنی استشمام کرد نه اینکه برای کوچکترین آرمان شهدا، گشت ارشاد گذاشت.
بگذریم!
حرف دل زیاد است و حوصله مخاطب بسی محدود.
اما نکته ای که امروز در جستجوی اخبار حواشی پارک آب و آتش به آن برخورد کردم، گاف بزرگ روزنامه هفت صبح متعلق به آقای «م» است
اولین نکته ای که در این رابطه به ذهنم رسید این بود که مطمئنا امت حزب الله با تفریح و شادی مخالف نیست اما این شادی باید دارای حد و مرزهایی باشد. هر جایی که تعادل از بین برود و پای افراط و تفریط به قضیه باز شود مطمئنا عده ای در آن متضرر می شوند. این ضرر مطمئنا مالی نیست بلکه اعتقادی است!
فرض کنید عکسهای مرتبط به این خبر را یک فرزند شهید، یا مادر شهید و یا یک جانباز قطع نخاعی که 30 سال است بروی یک تخت خوابیده است، دیده باشد؛
خودت را به جای مادر شهیدی بگذار که فرزندش را فدای این نظام کرده و امروز مجبور است چنین صحنه هایی را ببیند. کاری به تعصب های مذهبی و جهت گیری های سیاسی ندارم
اما باید قبول کرد ما در جامعه ای زندگی می کنیم که در همسایگی ما خانواده های شهید هم زندگی می کنند. باید طوری تفریح کنیم که فرزند شهید به دنبال ارمان های پدرش نگردد. باید در جامعه ای که با خون شهدا آبیاری شده است، بوی شهید و آرمان هایش را از هر کوچه و برزنی استشمام کرد نه اینکه برای کوچکترین آرمان شهدا، گشت ارشاد گذاشت.
بگذریم!
حرف دل زیاد است و حوصله مخاطب بسی محدود.
اما نکته ای که امروز در جستجوی اخبار حواشی پارک آب و آتش به آن برخورد کردم، گاف بزرگ روزنامه هفت صبح متعلق به آقای «م» است
تصویر زیر کاریکاتوری است که امروز در این روزنامه به چاپ رسیده است.
جهت مشاهده تصویر بزرگ بر روی عکس کلیک کنید
به راستی مشخص نیست هدف مدیر مسوول این روزنامه از انتشار این کاریکاتور چه بوده؟اما در نگاه اول به نظر می رسد این کاریکاتور مهر تاییدی است بر آب بازی؛ آنهم از نوع مختلطش!!!
انتشار چنین کاریکاتور دو پهلویی در جوّی که این روزها به راه افتاده است و هر دلسخوته ای سعی دارد تا مرتکب شدگان را از گناه اختلاط و دریده شدن پرده حیا، با خبر سازد، اصلا به جا و درست نبود و به نظر می رسد انتشار این کاریکاتور نسخه ای جدید و نو از خود شیرینی و چاپلوسی آقای «میم» برای جوانهایی است که به هر قیمتی به دنبال شادی هستند و تنها چیزی که برایشان مهم نیست حد و مرزهاست.
به راستی برایشان مهم نیست که امروز خواهرشان با این پسر آب بازی کند و فردا و با آن یکی!
و این است گره کوری که دل امت حزب الله را سوزانده است.
ما با تفریحات سالم و شاد مشکلی نداریم. اما با لگدمال شدن غیرت در جامعه و دریده شدن پرده حیا و عفت به شدت برخورد خواهیم کرد
والعاقبه للمتقین


