چنانچه در مقام آسيبشناسي فضاي سياسي كشور، به ويژه طي سالهاي اخير برآييم و بخواهيم زمينههايي را برشماريم كه باعث ميشوند شكلگيري چارچوب منظم تعامل جناحها و تشكلهاي سياسي به تعويق بيفتد بايد به عواملي چون عدم بلوغ احزاب سياسي در ايران، راديكاليسم و غلبه رگههاي افراط بر رويههاي اعتدالي، شكافهاي ايدئولوژيك و بياعتقادي به كارآمدي مقولة تحزب به عنوان ساز و كاري مؤثر در پيگيري مطالبات شهروندان اشاره كرد.
با اينكه از ابتداي استقرار نظام اسلامي، همواره تلاش بر اين بوده تا در كشور زمينه فعاليت احزاب و تشكلهاي سياسي با يك الگوي مطلوب نهادينه شود اما متأسفانه كماكان شاهديم كه گروههاي فعال در عرصه سياسي ـ اجتماعي از ثبات و انضباط برخوردار نبوده و داراي هويت طبقاتي مشخصي نيستند كه نمايندگي لايههاي خاصي از طبقات اجتماعي را عهدهدار شوند. به طور مثال كماكان ميشنويم كه گفته ميشود در ايران هيچ «حزب مدرني» نداريم و اصولاً «نظام حزبي مدوني» در ساختار سياسي كشور تعبيه نشده است. احزاب به درستي نميتوانند بستر تربيت نيرو و چرخش نخبگان باشند و هدايت افكار عمومي را عهدهدار شوند و قادر نيستند پشتوانة مناسبي براي تقويت مديريت اجرايي كشور باشند.
به هر روي شايسته است صاحبنظران و محققان در خصوص الگوي مطلوب رقابتهاي سياسي كشورمان بحثهايي به راه اندازند و بستري آماده كنند تا در چارچوب آن، تشكلهاي سياسي ناكارآمد به احزاب سياسي كارآمد و موفقي تبديل شوند و كاركردهاي حقيقي خود را ايفا كنند و روند توسعه سياسي در قالب پارادايم جمهوري اسلامي به سمت و سويي مطلوب حركت كند. اگر جريان اصولگرا كه امروز مناصب اجرايي و تصميمگيري و سياستگذاري را با رأي و خواست اكثريت ملت عهدهدار گشته متولي ساماندهي فعاليتهاي حزبي و تدوين نظامنامة تحزب گردد، سر فصل مثبت و درخشاني را دركارنامة خود به ثبت خواهد رسانيد.
در اين بين ضروري است در وهله اول گروههاي زير مجموعة اصولگرايان به تقويت روابط تشكيلاتي خود بپردازند و آرايش فراگيري بر مراودات و مناسبات درون جناحي (ضمن احترام به اختلاف نظرهاي جزئي) حكمفرما كنند. تنوع ديدگاهها و آراء در تشكيلات جريان ارزشي و اصولگرا طبيعي است و همواره وجود داشته و اساساً طي سالهاي گذشته با لحاظ همين تفاوتهاي فكري و روشي در جريان اصولگرا، ساز و كارهایي تحت عناوین «شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي، جبهه متحد اصولگرایان و کمیته وحدت 7+8» تشكيل گرديد تا به هماهنگ سازي رويهها و همگون سازي فعاليتهاي گروهي و تشيكلاتي بپردازند لذا امروز نيز در قالب ساز و كارهاي مختلفي ميتوان به انسجام و همگرايي اصولگرايان شتاب بيشتري بخشيد.
هرگونه تأكيد بر اينكه احزاب سياسي و تشكلهاي سياسي، كارآمدي خود را در راهبري افكار عمومي و نمايندگي مطالبات اجتماعي و نيازهاي انساني جامعه از دست دادهاند اشتباهي استراتژيك است و بايد اين باور تقويت شود كه با تشكيلات منضبط و هدفمند حزبي و گروهي ميتوان هم از ظرفيتهاي مادي و معنوي نظام بهره جست و هم با ظرفيت سازي، در عرصههاي تئوريك و عملي با توفيقات بيشتري قرين گشت.
بايد هرچه سريعتر به دورة تعليق فعاليتهاي منسجم جريان اصولگرا پايان داد و گفتمان «همگرايي و اجماع» را بر هر روندي غالب ساخت. اولين آثار اجماع و تحرك تشکیلاتی اصولگرايان در انتخابات مجلس شورای اسلامی نمود مييابد.
يكي از برآيندهاي مهم اثربخشي فعاليتهاي تشكيلاتي گسترش پايگاه اجتماعي يك تفكر و جريان سياسي است. در قالب حزب سياسي و پياده سازي كارويژههاي آن است كه ميتوان به نحوي مستمر نيازمنديهاي طبقات اجتماعي را بازخواني كرد و به نقد و ارزيابي باورها، هنجارها و شبكه تعاملات اجتماعي افكار عمومي پرداخت. با توجه به پيچيدگي دامنة مطالبات شهروندان و چند ساحتي شدن گفتمانهاي ناظر به رضايتمندي و مقبوليت عامه، بايد گفت جریان اصولگرا، ميبايست در اين عرصهها پيشتاز و پيشقدم شوند و به تحليلي دقيق و خوانشي عميق از فرايندهاي ذهني و هنجاري شهروندان دست يابند.
اگر هر روز بخواهیم بدلیل اشتبا هات و انحرافات یکی را کنار بزنیم دیگر کسی نمی ماند یک روز قا............ و یک روز لا............ و ... بلکه باید انحرافات را متذکر شد و اعضا را اصلاح نمود و بر هدف اصلی که اصول انقلاب است متمرکز شد.