۰۴ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۸:۴۵
سجاد عسگري

يك روح در دو كالبد!

کد خبر : ۲۶۷۳۳

در عصر فناوري اطلاعات و ارتباطات، رسانه‌هاي جمعي و به خصوص شبكه‌هاي تلويزيوني تأثير زيادي روي جوامع بشري و به خصوص كودكان، نوجوانان و جوانان دارند و با توجه به نقش بي‌دليل رسانه‌ها در فرهنگسازي، تمام كشورها تلاش دارند تا با تقويت و راه‌اندازي شبكه‌هاي مختلف، اهداف سياسي، اقتصادي و آموزشي خود را پيش ببرند. از طرف ديگر يكي از مهم‌‌ترين شيوه‌هاي انتقال فرهنگ ملي، خود از طريق مسائل آموزشي است و اصولاً آموزش، كليد شكوفايي تمامي مسائل همچون اقتصاد، سياست، فرهنگ، ورزش و... است و بدون آموزش اهداف يك كشور نمي‌تواند محقق شود و بر همين اساس در تمامي كشورهاي جهان روي امر مهم آموزش و پرورش رسمي توجه جدي صورت مي‌گيرد.
 بدين ترتيب مي‌توان گفت آموزش و پرورش و صدا و سيما يك روح در دو كالبدند و در بسياري از كشورها يك يا چند شبكه محلي، ملي و ماهواره‌اي به امر آموزش و پرورش رسمي با همكاري وزارت آموزش و پرورش اختصاص داده شده است و در آن برنامه‌هايي چون فيلم‌ها و سريال‌هاي خانوادگي با رويكرد تربيتي و آموزشي براي تمام افراد جامعه، طنزهاي تربيتي، مستند‌هاي آموزشي، ميزگرد‌هاي مسائل روز آموزش و پرورش يا حتي ميزگردهايي با محوريت آموزش خانواده و... پخش مي‌شود و گفتني است كه اين شبكه‌ها بيشترين مخاطب را به خود اختصاص داده است، اما در كشور ما به رغم فعاليت‌هاي صورت گرفته در صدا و سيما و آموزش و پرورش هنوز حلقه ارتباط بين صدا و سيما و آموزش و پرورش تعريف نشده است و دشمنان مي‌توانند از اين خلأ سوءاستفاده كنند و بسياري از فرهنگ‌هاي غلط را بين خانواده‌هاي ايراني و كودكان و نوجوانان گسترش دهند.


متأسفانه با وجود شبكه‌هاي متعدد ماهواره‌اي و تلويزيوني در صدا و سيما، هنوز مسئولان رسانه ملي به اين جمعبندي يا ضرورت نرسيده‌اند كه در رسانه ملي ايران نيز همانند كشورهايي چون تاجيكستان، قطر، مصر، تركيه و... يك يا چند شبكه از شبكه‌هاي تلويزيوني خود را به آموزش و پرورش اختصاص دهند و چه بسا ايجاد اين ارتباط موجب شود كه تهيه‌كنندگان برنامه‌ها در عوض توليد طنزهايي كه بعضاً جز ناهنجاري و رفتارهاي زشت چيز ديگري به جامعه و كودك و نوجوان نمي‌آموزد يا جامعه فرهيخته معلمان و شخصيت والاي آنان را همچون سريال‌هاي نوروزي پخش شده در سال 89 زير سؤال مي‌برد، همكاري مشتركي را براي تقويت هويت ملي نسل آينده آغاز كنند. همچنين اين گلايه متوجه مسئولان وزارت آموزش و پرورش نيز هست كه اگر صدا و سيما در اين زمينه پيش قدم نشده است، بايد وزارت آموزش و پرورش به ياري رسانه ملي بشتابد.
 
متأسفانه بايد اذعان كرد كه ساليان سال است وزارت آموزش و پرورش عمده توان خود را مصروف حقوق معلمان و حق سنوات بازنشستگان و مسائل مالي كادر خود مي‌كند و فرصت چنداني براي ايجاد تحول در برنامه‌هاي تربيتي ندارد و رسانه‌هاي جمعي نيز به جاي پرداختن به مسائل مهم آموزش و پرورش، دنباله رو وزارت آموزش و پرورش شده‌اند و تنها در زمينه‌هاي مالي جريان‌سازي و خبررساني مي‌كنند.