حداقل خوبياي كه افشاي بحث دستمزدها ـ بخصوص بازيگرها ـ داشت اين بود كه نگاه ما ناخودآگاه به طرف ديگر مشاغل سينما و تلويزيون جلب ميشود.
اينكه وقتي ميگويند فيلمنامه زيربنا و اصل يك فيلم است آيا به اندازه چنين كلمات پرطمطراق و دهنپركني به آن كسي كه عنوان نويسنده فيلمنامه را دارد و از ابتداي كار حي و حاضر مشغول جرح و تعديل و حك و اصلاح فيلمنامهاش است به اندازه يك بازيگر درجه 3 سينما يا تلويزيون هم دستمزد پرداخت ميشود؟
جواب اين سوال كمي باعث خجالت مسوولان خواهد شد. نه! هيچ وقت چنين اتفاقي نيفتاده است. فيلمنامه فقط در حرف و شعار، چيز قيمتي و فوقالعادهاي است اما هيچ كس حاضر نيست قيمت واقعي آن را پرداخت كند.
عجيب است وقتي هم كه فيلم يا سريالي به هزار و يك دليل به چيزي كه بايد تبديل نميشود در قدم اول همه كاسه كوزهها بر سر فيلمنامه و فيلمنامهنويس شكسته ميشود! همان اتفاقي كه هر روزه در همه مطبوعات و رسانههاي ديداري و شنيداري ميبينيم.
فيلمنامهنويس هميشه متهم رديف اول است. هميشه او را بازخواست ميكنند و حتي چيزهايي كه عملا به او مربوط نيست را به لطايفالحيلي به گردن او مياندازند. اما همين متهم رديف اول، وقت حساب و كتاب كه ميشود در رديف اول و دوم و حتي سوم هم نمينشيند. اصلا به چشم نميآيد.
با چنين نگاهي به حرفه فيلمنامهنويسي معلوم است كه نبايد توقع داشت ايده تازهاي در قالب يك فيلمنامه خوب و منسجم شكل بگيرد و ارائه شود. در چنين شرايطي اصلا توقع اينكه فيلمنامهنويس اثر مطلوب خودش و ما را توليد كند، كمي به شوخي شبيه است.