به گزارش صراط نیوز به نقل از جهان نیوز-، واقعیت اما، غیر از این است. چرا که بسیاری از نخبگان داخلی حتی از کوچکترین و ضروری ترین تسهیلات و حمایت های وعده داده شده، محرومند که حتی مطرودند. همین چند روز پیش بود که قائم مقام بنیاد ملی نخبگان گفت: ۴۰ درصد دارندگان مدال طلای المپیادهای دانشآموزی در خارج کشور هستند.
" شهرام كرمي" ۲۲ ساله یکی از همین جوان های نخبه است که ابتکارات خیره کننده او از نظر متولیان علمی کشور بی ارزش است یا دست کم اهمیت چندانی ندارد.
نویسنده وبلاگ "ساعت هفت" درباره آقای کرمی می نویسد: "چند سال پیش یکی دو بار از او عکس و مصاحبه چاپ شد. مخترعی جوان که توانسته بود چند اختراع خوب و ممتاز را به نام خود ثبت کند.
حتی دو – سه سال پیش روزنامه کیهان مصاحبه ای مفصل با او انجام داده بود. مصاحبه ای که نیم صفحه از صفحه «جوانی» کیهان را در برمی گرفت.
دو سالی از او بی خبر بودم تا هفته پیش به صورت کاملاً اتفاقی دیدمش. پس از احوالپرسی های معمول از او پرسیدم که این روزها و با پایان دوران خدمت سربازی اش چه کار می کند و چه کاره است؟
در ذهن خودم شغلی مناسب را برایش پیش بینی می کردم. اما وقتی گفت: شغل خاصی ندارم و به کار بنایی و… می پردازم بدجوری توی ذوقم خورد."
شهرام کرمی اسفند سال ۸۶ درباره اوضاع نابسامان خود و برخورد تلخ مسئولان با ابتکاراتش توضیحات بیشتری به کیهان داده بود.
این نخبه شیرازی "ديپلم برق صنعتي را هم سال ۸۵ گرفتم. اولين كاردستياي! را كه خودم ساختم يك پنالتي زن اتوماتيك بود كه در نه سالگي ساختمش. پدرم كارگر ساختماني است و خودم هم از بچگي، تابستان ها كنار او كار كرده ام، گچ درست كردن و دست مزد آن روزها هم تماما خرج لوازم مورد نياز اختراعم شده است. مثلا يك صبح تا بعدازظهر دست مزدم مي شود ۳هزار تومان كه اين مقدار هزينه يك قطعه كوچك الكترونيكي است. گاهي صداي پدرم در مي آيد كه چرا اين همه زحمتت را مي دهي خرج وسيله اي مي كني كه هيچ نتيجه اي هم برايت ندارد نه تشويقي نه توليدي. هيچ! ولي من باز هم...»
شهرام حتی گفت که خودم كه در خانه كامپيوتر ندارم كه خب بودنش خيلي هم در پيشرفت كارهايم موثر است. به هر حال اگر كامپيوتر بود طراحي مدارها با آن خيلي راحت تر مي شد. در شهرمان هم كه كافي نت نيست يك مغازه خدمات كامپيوتر هست كه معمولابراي تايپ از آن جا استفاده مي كنم اما هزينه هاي اينترنت، سنگين است. بايد يك كارت ۲هزار توماني بخرم و ساعتي ۳۰۰ تا ۴۰۰ تومان هم بپردازم كه اين برايم خيلي هزينه دارد. دو سال پيش در جشنواره خوارزمي يك cd نرم افزاري به ما دادند كه هنوز نمي دانم داخلش چيست؛ خب كامپيوتر نداريم ديگر!» لطفا يكبار ديگر همين چند خط را بخوانيد و اعداد و ارقامش را چك كنيد!
او در ادامه یک خاطره تلخ و هشدار دهنده را تعریف کرد: «براي ثبت هر اختراع حدودا بايد سه تا چهار ماه صبوري كرد كه حالااين مدت يك طرف، هر بار آمد و شدمان هم به تهران يك طرف. يادم مي آيد دو سال پيش كه براي ثبت دستگاه هشداردهنده زلزله آمده بودم تهران آن شبي كه مي بايستي مي ماندم تا دستگاه را تحويل بدهم جايي براي ماندن نداشتم. اولين باري هم بود كه آمده بودم تهران آن هم تنها. رفتم حرم امام تا هم زيارتي كرده باشم و هم جايي امن براي ماندن داشته باشم اما حتي اجازه ورود به حرم را هم به من ندادند البته حق هم داشتند دستگاه را كه ديدند شك كردند اما حتي نپرسيدند اين دستگاه چي هست يا من كي هستم؟ و بعد خودم را هم راه ندادند اما جالب اينجا بود كه در محوطه باز حرم هم يك سربازي نگهباني مي داد كه اجازه نمي داد از صندلي هاي موجود در محوطه استفاده كنم بايد روي زمين مي نشستم آن هم تا صبح. كلي هم مضطرب بودم كه نكند خوابم ببرد و دستگاه را بدزدند. خلاصه تا صبح در خيابان چرخيدم. يك بار ديگر هم كه آمده بودم شب را در خيابان ها خوابيدم. باز كارتون خواب ها يك تكه كارتون دارند من كه همان را هم نداشتم و اتفاقا در جايي گلي هم نشسته و خوابم برده بود...»
«...بله خب خودم هم كه خيلي تلاش مي كنم مثلايكي از اختراعاتم كه جزء برگزيدگان جشنواره خوارزمي هم بود را خودم بردم به شيراز و بعد هم وزارت دفاع، يك گوشي است كه به صورت هوشمند صداهاي محيط جنگي و نظامي را كه باعث عارضه هاي رواني و جسمي- مثل همين موجي ها و تومورهاي مغزي-مي شود، آرام مي كند. بعد از چند ماهي كه در نوبت مانديم تا اين دستگاه را ارائه بدهيم با وجود تاييد مؤسسه تحقيقاتي صنايع دفاع و كارشناسان شان، گفتند كه فعلابرو بعد جوابت را مي دهيم. بعد كه تماس گرفتم نتيجه را بپرسم گفتند: «چون مدرك تحصيلي دانشگاهي! نداري ما هم نمي توانيم دستگاهت را توليد كنيم برو اول (مهندس!) شو و بعد ما هم دستگاهت را توليد مي كنيم.»
¤ خاموش كننده خودكار خودرو؛ هنگام آتش سوزي خودرو و يا تصادف به صورت اتوماتيك برق و جريان بنزين اتومبيل قطع مي شود.
¤ هشدار دهنده زلزله؛ با توجه به شدت و نوع زلزله آژير خطر مي كشد و آب و برق و گاز آن منطقه را قطع مي كند.
¤ دستگاه اعلام وضعيت افراد صرعي و تشنجي؛ اين دستگاه كه به اندازه تلفن همراه است به كمر بيمار وصل شده و هنگام حملات صرع و يا تشنج اطرافيان را آگاه مي كند.
¤ گوشي هوشمند براي مناطق جنگي؛ اين گوشي به طور اتوماتيك و هوشمند صداهاي اطراف را كه براي بيمار مضر است، به حد طبيعي مي رساند.
¤ دستگاهي براي نشان دادن وضعيت اطراف ناشنوايان كه به صورت ويبره نسبت به صداهاي اطراف واكنش نشان داده و فرد ناشنوا را متوجه مي كند.