شاید تنها فیلمی که از صداو سیما پخش میشه و نکات منفیش خیلی کمتر از نکات مثبتشه این روز ها سریال مختارنامه باشه.
این سریال به دلیل پشتوانه ی تاریخی که داره از نظر داستانی غنی محسوب میشه به همین دلیل نکات اخلاقی که میشه ازون برداشت کرد زیاده.
به راحتی میشه حوادث فیلم رو با حوادث امروز خودمون مقایسه کنیم.مختار قیام کرد جهت خونخواهی امام حسین و برقراری حکومت اسلامی و در واقع تنها حکومت شیعی زمانش و امام خمینی هم قیام کرد برای برقراری حکومتی برمبنای اصول اسلامی و بازهم تها حکومت شیعی زمان.
در طول این دو قیام هم حوادث مشابهی رخ میده وهر دو با فتنه هایی مواجه میشن.
بعد از حضرت امام هم حضرت امام خامنه ای با حوادث مشابهی مواجه شدند.آخرینش هم همین فتنه ی 88 و حالا هم این فتنه ی جریان انحرافی.
اما در قیام مختار افرادی بودن که نه تنها هم قدم با مختار بلکه هم نفس با وی در مسیر قیام چه قبل و چه بعد از انقلاب گام برداشتند.عده ای هم بودن که اگر چه قبل از قیام با مختار همراهی کردند و چه بسا از فرماندهان لشکر وی بودند اما بعد از قیام به بهانه ی سهم خواهی از مسیر قیام منحرف شدند.
عین همین اتفاق در انقلاب ما هم افتاده است.امام به همران یاران نزدیک خود و با کمک مردم قیام کرد اما بعد از قیام و بعد از تشکیل حکومت عده ای از همین یاران از خط امام فاصله گرفتند.
بعضی از این انحرافات در همان سال های اول انقلاب نمود پیدا کرد و مردم با طینت اصلی منحرفین آشنا شدند.اما عده ای هم هنوز بودن که در زمان حیات امام جرات مخالفت نداشتند و فکر می کردن شاید بعد از امام بتوانند به بهانه ی همراهی امام و نزدیک بودن به امام یا به قول خودمون داشتن عکس دونفره با امام به سهم خواهی بپردازند و از این راه به منافعی برسند.
اما زهی خیال باطل که بعد از امام رهبری وظیفه ی حفاظت از کیان جامعه ی اسلامی رو به عهده گرفت که به حق در همه ی ابعاد به امام خمینی شباهت داشت و اشبه الناس خلقا و خلقا به امام بود.
اما متاسفانه انحراف بعضی از به اصطلاح خواص پایانی نداشت و باز هم عده ای به فکر منافع شخصی بودن تا جایی که وقتی دیدن امام خامنه ای جلوی اونها ایستاده شروع به موضع گرفتن علیه آرمان ها گرفتند.از تلاش برای دوره ای کردن رهبری گرفته تا مصوبه ای برای جدا کردن پایگاه های بسیج از مساجد
اما باز هم نتونستد ذره ای از ارادت و عشق مردم رو به رهبری کم کنند.
کار تا جایی پیش رفت که حتی همین جریان انحرافی نامه ی بی بسم الله به رهبری نوشت و در مدت ایجاد فتنه تا همین الان از لفظ فتنه استفاده نکرد و موضعی علیه این جریان آشوب گر نگرفت
البته طبیعی هم هست چون این آشوبگرها در حال اجرای نقشه های چندین ساله ی اونها بودن و توسط همین جریان انحرافی هم حمایت می شدن.
انقلاب ما امروز نیاز به افرادی داره که به مثابه کیان برای مختار باشند.
قطعا در آینده ای نزدیک در عرصه ی مدیریت کشور نسلی ظهور میکند که بسیار خالص تر از نسل فعلی است و قطعا آنها قدر حضور امام خامنه ای را بهتر درک خواهند کرد.
آيا شما مي توانيد قسم بخوريد كه آن نامه بدون بسم ا... به نگارش درآمده است و نويسنده هيچگاه بسم ا... را بر زبان جاري نكرده است ؟ يا خداي ناكرده توقع داريد بسم ا... را قبل از اينكه خداوند سبحان بشنود يا روي كاغذ ببيند شما بشنويد يا لزوما" روي كاغذ ببينيد ؟ آيا ضرورتي دارد موارد اينچنيني نمود ظاهري داشته باشد ؟ آيا براي شما يقين شده است ولايتمداري ها...... نسبت به ان كساني كه شماها حمايت كرديد وآقاي ها......... همواره انان را طرد مي كرد كمتر است ؟ آيا معيارتان ولايت فقيه است ؟ پس چرا ولايت را بعنوان نرده بان استفاده مي كنند وقتي هم بالا رفتند كسي نمي تواند آنان را پائين بكشد و او ان بالا ساز خود را مي زنند و ما پائيني ها هم ساز خود را . آيا ما ماموريم فقط داد بزنيم مرگ بر ضد ولايت فقيه . حالا اگر مرگش فرا نرسيد چي ؟ آيا اجازه دهيم همچنان كار خود را بكنند ما هم نظاره گر باشيم ؟ به قول شما ها..... و ها........ان چكار كردند كه اح...... و اح.........ان نكردند ؟ و آخرين سوال : همانطور كه مي دانيم همواره از دولت ها...... دولت سرمايه داري و شكم پروري ياد مي كنند پس چرا رهبر بزرگوار انقلاب بعد از پايان دولت ها........ گفتند هيچكس برايم ها...... نمي شود آيا ايشان طرفدار سرمايه داران و شكم گنده ها بودند و يا عاشق چشم و آبروي ها...... بودند و يا براي چيز ديگر ؟ لطفا" پاسخ منصفانه و خداپسندانه دهيد البته با بسم ا...