به گزارش صراط نیوز آرش فهیم در وبلاگ شخصی خود نوشت:
مدتي است كه موج جديدي در برنامه هاي سيما پديد آمده است؛ در هفته هاي اخير، سريال ها و برنامه هاي طنز و كمدي به شكل بي سابقه اي افزايش يافته و تبديل به رويكرد اصلي و غالب در ميان محصولات نمايشي رسانه ملي شده است. اين موج كه در نتيجه يك صورت دستورالعمل به وجود آمده، اولين بار خود را در صحبت هاي معاونت سيما نمايان كرد. از جمله اينكه دكتر علي دارابي ماه گذشته در نشستي با سازندگان برنامه هاي طنزآميز گفت: «ما مي خواهيم با كمك شما نهضت بزرگ و جديدي براي توليد آثار كمدي و طنز در پنج سال آينده طراحي كنيم ... اعلام كرديم كه هيچ شبكه اي در طول سال نبايد از طنز خالي باشد.»
اين سخنان خيلي زود عملياتي شد. به طوري كه ناگهان شبكه هاي سيما شروع به پخش چند سريال كمدي كردند. تا آنجا كه حالا ديگر در ساعات پربيننده تلويزيون - حد فاصل ساعت هاي 19 تا 24- حداقل يكي از شبكه ها برنامه اي را با قالب طنزآميز نمايش مي دهد.
درصدر اين برنامه ها نيز سريال «ساختمان پزشكان» قرار دارد. سريالي كه با گرد هم آمدن گروهي از طنزپردازان با تجربه سينما، تئاتر و تلويزيون توانسته در جذب مخاطب، نسبتاً موفق باشد. اگر هدف توليد چنين برنامه اي صرفاً جذب مخاطب در پاي گيرنده سيما و سرگرم كردن مردم باشد، هدف رسانه ملي محقق شده است. همچنانكه نمي توان اهميت اين هدف را براي صدا و سيما و هر رسانه ديگري انكار كرد. به خصوص اينكه اين دستگاه، به عنوان مهم ترين و استراتژيك ترين رسانه جمهوري اسلامي ايران، امروز مسئوليت بزرگ رقابت با ساير رسانه هاي رقيب را برعهده دارد. ضمن اينكه يك رسانه، زماني مي تواند به اهداف فرهنگي و تبليغي خودش برسد كه مخاطب داشته باشد.
اما مسئله اينجاست كه اساساً رسالت صدا و سيما سرگرم سازي نيست، بلكه جذابيت و سرگرمي وسايلي هستند براي نيل به مقاصد فرهنگي و آرمانگرايانه. تأكيد دوباره بر رسالت و هدف اصلي رسانه ملي به عنوان يك «دانشگاه عمومي» توضيح واضحات و تكرار مكررات است، اما مي توان باز هم از اين مهم دم زد كه پخش برنامه هاي سرگرم كننده و طنز آميز در سيما تنها زماني مقبول واقع مي شود كه به خودآگاهي و تعالي مخاطب كمك كنند و يا حداقل اينكه تأثيري منفي بر بينندگان سيما نگذارند، اما آيا مجموعه «ساختمان پزشكان» با اين تعاريف همخواني دارد؟ تلاش اين نوشتار، يافتن پاسخ اين پرسش است.
براي تحليل محتوا و گفتمان حاكم بر اين سريال ابتدا بايد به گونه شناسي آن پرداخت. ساختار «ساختمان پزشكان» آميخته اي است از كمدي كلامي و موقعيت. يعني هم حرف ها و ديالوگ هاي كاراكترها عامل ايجاد طنز است و هم رفتارها و كنش ها و واكنش هاي آنها. در اين نوع از كمدي ها، تكيه اصلي طنزآفريني بر تيپ و يا شخصيت پردازي آدم هاي داستان است. به همين دليل امكان لغزش به پرتگاه هايي چون تمسخر يك طايفه يا قشر خاص و يا لوده شدن روابط انساني وجود دارد. مگر اينكه كمدين به قدري توانا و در عين حال داراي تعهد انساني و اجتماعي باشد كه از اين پرتگاه ها ايمن عبور كند و با روش هاي فاخرتري مخاطب را به خنده و تفكر وادارد.
در سريال «ساختمان پزشكان» سوژه محوري طبيبان هستند؛ نيما افشار به عنوان يك دكتر روان شناس شخصيت اصلي اين سريال است و جايگاه ساير كاراكترها و شخصيت هاي سريال در رابطه با وي تعريف شده است.
معمول است كه وقتي در يك سريال به خصوص كمدي، يك گروه، هدف طنز و نقد قرار مي گيرند، كنترل از كف داده و شاكي مي شوند. به عنوان مثال پيش از اين شوخي با برخي اصناف در سريال هاي كمدي زبان اعتراض آنها را برآورده بود. سال گذشته بود كه به نمايش درآوردن رشوه گرفتن دو كارمند بانك در سريال «به كجا چنين شتابان» باعث شد كه مديران چند بانك از سازندگان اين مجموعه تلويزيوني شكايت كنند، اما چه اتفاقي افتاده كه درباره سريال «ساختمان پزشكان» هيچ اعتراضي از ناحيه صنف پزشكان جامعه برنخاسته است؟ آيا پزشك ها سعه صدر بالايي يافته اند و يا اينكه در اين سريال به شكل محترمانه اي به آنها پرداخته شده است؟ به نظر مي رسد كه پاسخ، هيچ كدام باشد. بايد جواب اين سوال را در متن و مضمون كلي سريال يافت، نه مسائل فرامتني و بيروني. كافي است به محتواي كلي و اصلي آن توجه كنيم تا راز اين سكوت و مماشات را بيابيم.
محوري ترين مضمون در سريال «ساختمان پزشكان» نگاه تحقيرآميز و آميخته به توهين آن به مردم و هموطنان ماست. اگر نوع نگاه اين سريال به پزشك ها هجوآميز و همراه با شوخي است، اما مردم عادي تصويري به شدت توهين آميز در آن يافته اند، به طوري كه در اين مجموعه، عموم مردم از قشرها و طبقات گوناگون دچار انواع و اقسام بيماري هاي اخلاقي و رواني معرفي مي شوند. حتي بزرگترهاي ما نيز از گزند توهين و تحقير اين سريال در امان نمانده اند. پدر و مادر دكتر نيما افشار، نماينده نسل هاي قبلي جامعه ايراني در اين سريال هستند. تصويري كه در «ساختمان پزشكان» از اين نسل ارائه مي شود، نه تنها محترمانه و ارزشمند نيست كه بسيار نفرت انگيز و مشمئزكننده است. شخصيت هاي مسن اين مجموعه افرادي حريص و منفعت طلب هستند كه براي مطامع خود حتي به فرزندان و نزديك ترين خويشان خود نيز رحم نمي كنند.
نكته عجيب اين است كه به جز موارد بسيار كوچك و استثنايي، تقريباً تمام مردم عادي به نمايش درآمده در اين سريال، آدم هاي منفي هستند. اين نوع نگاه، در قسمتي كه نيما به عنوان يك كارشناس روان شناسي در تلويزيون حاضر شد، نمود عيني يافت. در آن قسمت ديديم كه وي سخناني را بر زبان آورد كه خارج از آستانه تحمل جامعه بود و عكس العمل منفي مردم را برانگيخت. تا آنجا كه عده اي از مردم از نيما افشار شكايت كردند و حتي يكي از شاكيان وي را «غرب زده» خطاب كرد، اما در خلال اين كشمكش ها به اين موضوع هم اشاره شد كه حرف هاي او علمي بوده اند. به اين معني كه مردم، هركس را كه علمي صحبت كند، متهم به اخلاق ستيزي و غرب زدگي مي كنند.
طبق معمول آنچه در آثار هنري شبه روشنفكرانه اتفاق مي افتد، در «ساختمان پزشكان» نيز قشر زحمت كش و رنجبر جامعه داراي شخصيتي مونگوليستي و خشن هستند. در اين سريال هم سرايدار آپارتمان فردي به شدت عقب مانده، خشن و منزجر ترسيم شده است. در يكي از قسمت هاي سريال ديديم كه وقتي دكتر نيما و برادرش ناصر براي يافتن محل زندگي قديمي شان رفتند، از يك مرد زحمتكش آدرس پرسيدند، اما او دچار آلزايمر بود و دائم يك حرف را تكرار مي كرد. چند دقيقه بعد نيز با يك رفتگر روبه رو شدند كه 40 سال در آن محله زندگي مي كرد. او نيز تنها براي يك كمك و راهنمايي كوچك، مقدار زيادي از آنها پول مطالبه كرد! اين تصاوير تكميل كننده حلقه توهين هاي سريال «ساختمان پزشكان» به مردم و به خصوص قشرهاي سنتي و مستضعف جامعه است.
اما به جز اين مسائل نگاه سياسي جاري در سريال بسيار سطحي است. يكي از رسالت هاي يك اثر هنري و به خصوص طنز اين است كه در آن، آنچه مردم عادي به چشم ظاهر نمي بينند، بازنمايي شود، اما در «ساختمان پزشكان» نگاه سياسي نه تنها فاقد عمق است كه حتي از آن چيزي هم كه عامه مردم مي دانند و مي پندارند نيز واپس گراتر است.
ضمن اينكه الگوسازي سريال در روابط انساني آميخته با نوعي «حيازدايي» است. اين مسئله، هم در نوع روابط بين افراد خويشاوند جريان دارد و هم بين زن و مرد. در روابط بين نزديكان، آنچه اتفاق افتاده القاي بي ارزشي در نسبت هاي برادري و والدين و فرزندان است. ناصر به عنوان برادر بزرگتر نيما، به سادگي به او توهين مي كند و به هر بهانه اي او را هدف تهديد مشت هاي خود قرار مي دهد. جايگاه پدر و مادر نيز در رابطه با فرزندان، همان طور كه شرح داده شد، بسيار لغزنده و بي حرمت نشان داده شده است. در روابط بين زن و مرد غريبه نيز همين مسئله وجود دارد. كافي است به نوع رابطه منشي مطب با همكاران مذكرش و همچنين نحوه برخورد همسر نيما با برادر شوهرش توجه كنيد.
متأسفانه سريال «ساختمان پزشكان» هم به سياق بسياري ديگر از كمدي هاي سال هاي اخير در سينما و تلويزيون، نتوانسته وارد دايره طنز فاخر شود. چه اينكه، نتوانسته از پرتگاه هايي چون تحقير مردم و لودگي، به سلامت عبور كند. البته موفقيت يك برنامه تلويزيوني براي عبور از اين موانع تنها به اتكاي سازندگان آن اثر مربوط و محدود نمي شود، بلكه نقش نظارت و هدايت مديريتي هم بسيار مهم و تأثيرگذار است.
اين سخنان خيلي زود عملياتي شد. به طوري كه ناگهان شبكه هاي سيما شروع به پخش چند سريال كمدي كردند. تا آنجا كه حالا ديگر در ساعات پربيننده تلويزيون - حد فاصل ساعت هاي 19 تا 24- حداقل يكي از شبكه ها برنامه اي را با قالب طنزآميز نمايش مي دهد.
درصدر اين برنامه ها نيز سريال «ساختمان پزشكان» قرار دارد. سريالي كه با گرد هم آمدن گروهي از طنزپردازان با تجربه سينما، تئاتر و تلويزيون توانسته در جذب مخاطب، نسبتاً موفق باشد. اگر هدف توليد چنين برنامه اي صرفاً جذب مخاطب در پاي گيرنده سيما و سرگرم كردن مردم باشد، هدف رسانه ملي محقق شده است. همچنانكه نمي توان اهميت اين هدف را براي صدا و سيما و هر رسانه ديگري انكار كرد. به خصوص اينكه اين دستگاه، به عنوان مهم ترين و استراتژيك ترين رسانه جمهوري اسلامي ايران، امروز مسئوليت بزرگ رقابت با ساير رسانه هاي رقيب را برعهده دارد. ضمن اينكه يك رسانه، زماني مي تواند به اهداف فرهنگي و تبليغي خودش برسد كه مخاطب داشته باشد.
اما مسئله اينجاست كه اساساً رسالت صدا و سيما سرگرم سازي نيست، بلكه جذابيت و سرگرمي وسايلي هستند براي نيل به مقاصد فرهنگي و آرمانگرايانه. تأكيد دوباره بر رسالت و هدف اصلي رسانه ملي به عنوان يك «دانشگاه عمومي» توضيح واضحات و تكرار مكررات است، اما مي توان باز هم از اين مهم دم زد كه پخش برنامه هاي سرگرم كننده و طنز آميز در سيما تنها زماني مقبول واقع مي شود كه به خودآگاهي و تعالي مخاطب كمك كنند و يا حداقل اينكه تأثيري منفي بر بينندگان سيما نگذارند، اما آيا مجموعه «ساختمان پزشكان» با اين تعاريف همخواني دارد؟ تلاش اين نوشتار، يافتن پاسخ اين پرسش است.
براي تحليل محتوا و گفتمان حاكم بر اين سريال ابتدا بايد به گونه شناسي آن پرداخت. ساختار «ساختمان پزشكان» آميخته اي است از كمدي كلامي و موقعيت. يعني هم حرف ها و ديالوگ هاي كاراكترها عامل ايجاد طنز است و هم رفتارها و كنش ها و واكنش هاي آنها. در اين نوع از كمدي ها، تكيه اصلي طنزآفريني بر تيپ و يا شخصيت پردازي آدم هاي داستان است. به همين دليل امكان لغزش به پرتگاه هايي چون تمسخر يك طايفه يا قشر خاص و يا لوده شدن روابط انساني وجود دارد. مگر اينكه كمدين به قدري توانا و در عين حال داراي تعهد انساني و اجتماعي باشد كه از اين پرتگاه ها ايمن عبور كند و با روش هاي فاخرتري مخاطب را به خنده و تفكر وادارد.
در سريال «ساختمان پزشكان» سوژه محوري طبيبان هستند؛ نيما افشار به عنوان يك دكتر روان شناس شخصيت اصلي اين سريال است و جايگاه ساير كاراكترها و شخصيت هاي سريال در رابطه با وي تعريف شده است.
معمول است كه وقتي در يك سريال به خصوص كمدي، يك گروه، هدف طنز و نقد قرار مي گيرند، كنترل از كف داده و شاكي مي شوند. به عنوان مثال پيش از اين شوخي با برخي اصناف در سريال هاي كمدي زبان اعتراض آنها را برآورده بود. سال گذشته بود كه به نمايش درآوردن رشوه گرفتن دو كارمند بانك در سريال «به كجا چنين شتابان» باعث شد كه مديران چند بانك از سازندگان اين مجموعه تلويزيوني شكايت كنند، اما چه اتفاقي افتاده كه درباره سريال «ساختمان پزشكان» هيچ اعتراضي از ناحيه صنف پزشكان جامعه برنخاسته است؟ آيا پزشك ها سعه صدر بالايي يافته اند و يا اينكه در اين سريال به شكل محترمانه اي به آنها پرداخته شده است؟ به نظر مي رسد كه پاسخ، هيچ كدام باشد. بايد جواب اين سوال را در متن و مضمون كلي سريال يافت، نه مسائل فرامتني و بيروني. كافي است به محتواي كلي و اصلي آن توجه كنيم تا راز اين سكوت و مماشات را بيابيم.
محوري ترين مضمون در سريال «ساختمان پزشكان» نگاه تحقيرآميز و آميخته به توهين آن به مردم و هموطنان ماست. اگر نوع نگاه اين سريال به پزشك ها هجوآميز و همراه با شوخي است، اما مردم عادي تصويري به شدت توهين آميز در آن يافته اند، به طوري كه در اين مجموعه، عموم مردم از قشرها و طبقات گوناگون دچار انواع و اقسام بيماري هاي اخلاقي و رواني معرفي مي شوند. حتي بزرگترهاي ما نيز از گزند توهين و تحقير اين سريال در امان نمانده اند. پدر و مادر دكتر نيما افشار، نماينده نسل هاي قبلي جامعه ايراني در اين سريال هستند. تصويري كه در «ساختمان پزشكان» از اين نسل ارائه مي شود، نه تنها محترمانه و ارزشمند نيست كه بسيار نفرت انگيز و مشمئزكننده است. شخصيت هاي مسن اين مجموعه افرادي حريص و منفعت طلب هستند كه براي مطامع خود حتي به فرزندان و نزديك ترين خويشان خود نيز رحم نمي كنند.
نكته عجيب اين است كه به جز موارد بسيار كوچك و استثنايي، تقريباً تمام مردم عادي به نمايش درآمده در اين سريال، آدم هاي منفي هستند. اين نوع نگاه، در قسمتي كه نيما به عنوان يك كارشناس روان شناسي در تلويزيون حاضر شد، نمود عيني يافت. در آن قسمت ديديم كه وي سخناني را بر زبان آورد كه خارج از آستانه تحمل جامعه بود و عكس العمل منفي مردم را برانگيخت. تا آنجا كه عده اي از مردم از نيما افشار شكايت كردند و حتي يكي از شاكيان وي را «غرب زده» خطاب كرد، اما در خلال اين كشمكش ها به اين موضوع هم اشاره شد كه حرف هاي او علمي بوده اند. به اين معني كه مردم، هركس را كه علمي صحبت كند، متهم به اخلاق ستيزي و غرب زدگي مي كنند.
طبق معمول آنچه در آثار هنري شبه روشنفكرانه اتفاق مي افتد، در «ساختمان پزشكان» نيز قشر زحمت كش و رنجبر جامعه داراي شخصيتي مونگوليستي و خشن هستند. در اين سريال هم سرايدار آپارتمان فردي به شدت عقب مانده، خشن و منزجر ترسيم شده است. در يكي از قسمت هاي سريال ديديم كه وقتي دكتر نيما و برادرش ناصر براي يافتن محل زندگي قديمي شان رفتند، از يك مرد زحمتكش آدرس پرسيدند، اما او دچار آلزايمر بود و دائم يك حرف را تكرار مي كرد. چند دقيقه بعد نيز با يك رفتگر روبه رو شدند كه 40 سال در آن محله زندگي مي كرد. او نيز تنها براي يك كمك و راهنمايي كوچك، مقدار زيادي از آنها پول مطالبه كرد! اين تصاوير تكميل كننده حلقه توهين هاي سريال «ساختمان پزشكان» به مردم و به خصوص قشرهاي سنتي و مستضعف جامعه است.
اما به جز اين مسائل نگاه سياسي جاري در سريال بسيار سطحي است. يكي از رسالت هاي يك اثر هنري و به خصوص طنز اين است كه در آن، آنچه مردم عادي به چشم ظاهر نمي بينند، بازنمايي شود، اما در «ساختمان پزشكان» نگاه سياسي نه تنها فاقد عمق است كه حتي از آن چيزي هم كه عامه مردم مي دانند و مي پندارند نيز واپس گراتر است.
ضمن اينكه الگوسازي سريال در روابط انساني آميخته با نوعي «حيازدايي» است. اين مسئله، هم در نوع روابط بين افراد خويشاوند جريان دارد و هم بين زن و مرد. در روابط بين نزديكان، آنچه اتفاق افتاده القاي بي ارزشي در نسبت هاي برادري و والدين و فرزندان است. ناصر به عنوان برادر بزرگتر نيما، به سادگي به او توهين مي كند و به هر بهانه اي او را هدف تهديد مشت هاي خود قرار مي دهد. جايگاه پدر و مادر نيز در رابطه با فرزندان، همان طور كه شرح داده شد، بسيار لغزنده و بي حرمت نشان داده شده است. در روابط بين زن و مرد غريبه نيز همين مسئله وجود دارد. كافي است به نوع رابطه منشي مطب با همكاران مذكرش و همچنين نحوه برخورد همسر نيما با برادر شوهرش توجه كنيد.
متأسفانه سريال «ساختمان پزشكان» هم به سياق بسياري ديگر از كمدي هاي سال هاي اخير در سينما و تلويزيون، نتوانسته وارد دايره طنز فاخر شود. چه اينكه، نتوانسته از پرتگاه هايي چون تحقير مردم و لودگي، به سلامت عبور كند. البته موفقيت يك برنامه تلويزيوني براي عبور از اين موانع تنها به اتكاي سازندگان آن اثر مربوط و محدود نمي شود، بلكه نقش نظارت و هدايت مديريتي هم بسيار مهم و تأثيرگذار است.
