۰۸ تير ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۸

شيوه‌ی‌سخت‌بازجويي‌به‌معني‌شكنجه‌نيست

من از همه متخصصين ارشد حقوقي در دولت آمريكا خواسته بودم كه بررسي لازم را درباره روش‌هاي بازجويي به كار گيرند و آنها به من اطمينان داده بودند كه اين روش‌ها مؤيد شكنجه نيستند.
کد خبر : ۲۴۵۷۱

به گزارش فارس، "جورج واكر بوش "، رئيس جمهور پيشين آمريكا از جمله شخصيت‌هايي است كه در زمان وي و بعضاً به‎واسطه خودش اتفاقات بسيار مهمي در عرصه جهان به‎وقوع پيوست. شايد حوادث 11 سپتامبر مهمترين اين اتفاقات باشد كه خود بعدا منشأ تحولات بسيار مهمي در عرصه بين‌المللي از جمله دو جنگ در منطقه خاورميانه شد.
اين تحولات و شخصيت خود بوش كه عده بسيار زيادي او را مستحق رياست جمهوري آمريكا نمي‎دانستند و به‏علاوه نفرت زيادي كه در افكار عمومي جهان در زمان وي از آمريكا به‎وجود آمد، سبب شد تا خبرگزاري فارس دست به ترجمه و انتشار خاطرات او بزند.
به‎هرحال اين كتاب، بيان مسايل از نگاه بوش است و طبعاً تمام آن مورد قبول نخواهد بود ولي شخصيت بوش و خاطرات وي مي‌تواند از جمله اسنادي باشد كه به محققان و مخاطبان علاقه‎مند به اين حوزه كمك فراواني كند.
قسمتی از خاطرات جورج واكر بوش به خوانندگان محترم تقديم مي شود

* طراح حملات 11 سپتامبر دستگير شد

اول مارس 2003، جورج تنت [رئيس وقت سازمان سيا] حكايتي تعريف كرد كه به درد رمان‌هاي جاسوسي "جان لوكري " [داستان‌نويس انگليسي دهه هفتاد و هشتاد كه بخاطر داستان‌هاي جاسوسي‌اش مشهور است] مي‌خورد. اطلاعات حاصله از بازجويي‌هاي ابوزبيده و رمزي بن الشيبه و قرار دادن آنها در كنار ديگر اطلاعات جاسوسي به ما كمك كرده بود كه ردي را دنبال كنيم كه ما را به يكي از مقامات ارشد سازمان القاعده وصل مي‌كرد.
بعد از آن يكي از عوامل شجاع خارجي كه توسط سازمان سيا استخدام شده بود ما را به پشت درب يكي از مجتمع‌هاي آپارتماني در پاكستان كشاند. اين عنصر سازمان سيا بعداً چنين تعريف كرد كه "مي‌خواستم بچه‌هاي خودم را از دست اين مرد ديوانه كه چهره دين ما را مخدوش كرده بود و مردم بيگناه را مي‌كشت، خلاص كنم. "
نيروهاي پاكستاني هدف خود را از آن مكان بيرون كشيدند. فرد دستگير شده، عضو ارشد عملياتي القاعده و قاتل "دني پيرل " و طراح اصلي حملات 11 سپتامبر يعني "خالد شيخ محمد " بود.

*درخواست رئيس سيا براي به كارگيري روش‌هاي سخت بازجويي عليه خالد شيخ محمد

من از اين كه يكي از سران اصلي سازمان القاعده از ميدان نبرد بيرون انداخته شده بود، خيالم راحت شده بود. اما راحتي خيال من زياد به طول نينجاميد. عواملي كه مجمع اقامتي خالد شيخ محمد را جستجو مي‌كردند، چيزي يافتند كه بعداً يكي از مقامات از آن به عنوان "معدن طلا " اطلاعات جاسوسي توصيف كرد. مشخص بود كه خالد شيخ محمد مشغول طرحريزي حملات بيشتر بود. به نظر هم نمي‌رسيد كه او بخواهد هر اطلاعاتي كه درباره طرح‌هايش دارد را در اختيار ما بگذارد. او گفته بود: با شما حرف مي‌زنم. بعد از اين كه مرا به نيويورك برديد و من وكيلم را ديدم.
جورج تنت از من سوال كرد آيا مجوز به كارگيري از شيوه‌هاي تند بازجويي‌ از جمله غرق مصنوعي را بر روي خالد شيخ محمد دارد؟ به ديدارم با بيوه دني پيرل فكر كردم. وقتي كه دني پيرل كشته شد، همسرش حامله بود و پسري در شكم داشت. به فكر 2 هزار و 973 نفري افتادم كه خانواده‌هايشان بخاطر حملات 11 سپتامبر از داشتنشان محروم شده بودند و به فكر وظيفه‌اي افتدم كه بر دوشم براي حفاظت از كشور در برابر اقدام ديگر تروريستي بود. [به جورج تنت] گفتم: البته كه حق داري!

*خالد شيخ محمد سخت به حرف آمد

به حرف‌ آوردن خالد شيخ محمد دشوار بود. اما وقتي كه به زبان آمد، اطلاعات فراواني در اختيار ما قرار داد. او طرح‌هاي حمله به اهداف آمريكايي با استفاده از ويروس سياه زخم را برايمان فاش كرد و ما را به سوي دستگير كردن سه فردي برد كه در برنامه سلاح‌هاي بيولوژيكي القاعده دخيل بودند. او اطلاعاتي در اختيار ما گذاشت كه به دستگيري "همبالي " رئيس يكي از خطرناك‌ترين شاخه‌هاي القاعده در جنوب شرق آسيا و معمار حمله تروريستي در شهر بالي [اندونزي] كه 202 نفر را به كام مرگ فرستاده بود، منجر شد.
او جزئيات بيشتري فاش كرد كه نيروهاي امنيتي را به سوي برادر همبالي راهنمايي كرد.
اين فرد مشغول تربيت عواملي بود تا حملات ديگري در داخل ايالات متحده و نسخه‌ مشابه حملات 11 سپتامبر اين بار در سواحل غربي آمريكا و به برج "لايبرري " شهر لس آنجلس، صورت دهند.
سال‌ها بعد روزنامه واشنگتن‌پست در گزارشي در صفحه اصلي خود ماجراي تحول در خالد شيخ محمد را به رشته تحرير درآورد و در مقاله‌اي با عنوان "تبديل يك زنداني به دارايي " چنين توضيح داد كه "به نظر مي‌رسيد خالد شيخ محمد با ميل زياد و بطور پيوسته دوست داشت درباره فعاليت‌هاي دروني القاعده و طرح‌ها، ايدئولوژي و عمليات اين سازمان حرف بزند ... برخي اوقات نيز براي توضيح دادن حرف‌هاي خود از تخته سياه و كچ استفاده مي‌كرد.
" اطلاعاتي كه او در اختيار ما نهاد و براي حفظ جان آمريكايي‌هاي حياتي بودند، بطور مسلم در اختيار ما قرار نمي‌گرفتند اگر سازمان سيا از شيوه‌هاي سخت بازجويي درباره او استفاده نمي كرد.

*برنامه بازجويي‌ سازمان سيا درباره هزاران مظنون تروريستي به كار گرفته شد

از هزارن تروريستي كه ما در سال‌هاي بعد از حملات 11 سپتامبر دستگيركرديم حدود يكصد نفر از آنها در معرض اين برنامه بازجويي سازمان سيا قرار گرفتند و درباره حدود يك سوم از آنها شيوه‌هاي سخت بازجويي به كار گرفته شد و سه نفر از آنها مورد بازجويي با استفاده از شيوه غرق مصنوعي قرار گرفتند.
اطلاعاتي كه اين بازداشت شدگان طي اين برنامه بازجويي‌هاي سيا بر ملا كردند بيش از 50 درصد از كل اطلاعاتي را تشكيل مي‌داد كه سازمان سيا درباره سازمان القاعده مي‌دانست.
بازجويي از اين افراد به خنثي كردن نقشه‌هاي مربوط به حمله به ارتش، ديپلمات‌ها و تاسيسات آمريكا در خارج از كشور، حمله به فرودگاه هيترو و اسكله قناري شهر لندن و اهداف متعدد در داخل ايالات متحده آمريكا منجر شدند. كارشناسان جامعه اطلاعاتي به من گفتند كه بدون اجراي اين برنامه سازمان سيا، حتماً حمله‌اي به ايالات متحده آمريكا صورت مي‌گرفت.

*منتقدين اينگونه مطرح مي‌كردند كه آمريكا دست به شكنجه زندانيان زده است

بعد از اين كه برنامه سازمان سيا را اجرا كرديم، درباره وجود چنين شيوه‌اي با شمار اندكي از قانونگذاران هر دو حزب صحبت كرديم. در آن زمان نگراني برخي از آن قانونگذاران اين بود كه ما با تروريست‌ها به اندازه كافي سخت برخورد نكرده‌ايم. اما سال‌ها بعد، وقتي كه به نظر تهديدها آن فوريت خود را از دست دادند و مسير جهش بادهاي سياسي تغيير كردند، بسياري از همين قانونگذاران به منتقدين سرسخت ما بدل شدند. آنها اين اتهامات را مطرح مي‌كردند كه آمريكا در اقدامي غيرقانوني مرتكب شكنجه شده است.

*شيوه‌هاي سخت بازجويي، به معني شكنجه نيستند

اين ادعاها درست نبودند. من از همه متخصصين ارشد حقوقي در دولت آمريكا خواسته بودم كه بررسي لازم را درباره روش‌هاي بازجويي به كار گيرند و آنها به من اطمينان داده بودند كه اين روش‌ها مؤيد شكنجه نيستند. مطرح كردن اين موضوع كه پرسنل اطلاعاتي ما با اطاعت كردن از دستورالعمل‌هاي قانوني مرتكب قانون‌شكني شده باشند، يك اهانت و ادعايي اشتباه است.
برنامه بازجويي سازمان سيا جان بسياري از مردم را نجات داد. اگر ما شمار بيشتري از عوامل القاعده را دستگير كرده بوديم كه از اطلاعات مهم و ارزشمندي برخوردار‌بودند، باز هم دستور استفاده از اين شيوه‌ها را درباره آنها صادر مي‌كردم.

*مخالفت وزارت دادگستري با برخي مفاد برنامه شنود مكالمات و تماس‌ها

صبح روز 10 مارس سال 2004، ديك چني [معاون رئيس جمهور] و "اندي كارد " [رئيس ستاد كاركنان كاخ سفيد] با خبري تكان‌دهنده به سراغ من آمدند: اين كه مدت اعتبار برنامه تجسس تروريسم [شنود مكالمات و تماس‌ها از خارج به داخل يا از داخل به خارج از آمريكا] همان روز به اتمام مي‌رسد.
از آنها پرسيدم: چطور چنين چيزي ممكن است؟ اين برنامه براي حفاظت از كشور حياتي است. از زماني كه من در اكتبر سال 2001 اجراي اين برنامه را تاييد و امضاء كرده بودم، دو سال و نيم مي‌گذشت. در تمام اين مدت، آژانس امنيت ملي آمريكا از اين برنامه براي كشف و بيرون كشيدن جزئيات مربوط به طرح‌ها و اماكن تروريستي استفاده كرده بود. "مايكل هيدن " مدير آژانس امنيت ملي بعدها اعلام كرد كه اين برنامه شنود در پيدا كردن و ممانعت از حملات تروريستي در داخل ايالات متحده آمريكا موفق و تاثيرگذار بود. برداشت حرفه‌اي او اين بود كه "اگر ما اين برنامه را قبل از ديگر حملات به كار مي‌گرفتيم مي‌توانستيم برخي از عواملي را كه در حملات 11 سپتامبر شركت داشتند، شناسايي كنيم ".

*وكلاي حقوقي كاخ سفيد اصرار بر قانوني بودن شنود مكالمات داشتند

اندي كارد به تشريح شرايط پرداخت. "جان اشكرافت " نيز از زمان تصويب اين برنامه در سال 2001 بطور مرتب پيشنهاد تجديد آن را در هر سال ارايه كرده بود. اما وزارت دادگستري مخالفتي حقوقي درباره يكي از مفاد اين برنامه مطرح كرده بود.
از آنها پرسيدم: چطور من از اين موضوع خبر ندارم؟ اندي نيز در اين موضوع با من هم عقيده بود. او به من گفت كه خود او نيز همان شب قبل از چنين مخالفتي با خبر شده است. شايد تصور تيم حقوقي اين بود كه مي‌توانند موارد اختلاف را بدون دخالت از سوي رئيس جمهور، حل و فصل كنند. به اندي گفتم كه با جان اشكرافت و "آلبرتو گونزالس " مشاور حقوقي كاخ سفيد همكاري كند تا مشكل حل شود. خودم در آن روز مجبور بودم براي سخنراني درباره سياست‌هاي تجاري دولت به شهر "كليولند " بروم.

*تمايلي به جلب نظر وزارت دادگستري نداشتم اما چاره‌اي جز آن نبود

وقتي كه بازگشتم موضوع را بار ديگر از اندي جويا شدم. پيشرفت اندكي در كار صورت گرفته بود. وزارت دادگستري همچنان بر مخالفت خود اصرار داشت. از سويي ديگر وكلا و نمايندگان حقوقي من نيز كوتاه نيامده بودند. آنها اصرار داشتند كه برنامه شنود قانوني است.
پرسيدم: اين اشكرافت كدام گوري است؟
اندي پاسخ داد: او در بيمارستان بستري است.
خبر نداشتم. به جان اشكرافت زنگ زدم و متوجه شدم كه دوره احياي بعد از جراحي كيسه صفرا را طي مي‌كند. به او گفتم كه اندي و آلبرتو گونزالس را نزد او مي‌فرستم تا درباره موضوع مهمي صحبت كنند. آنها با دستور تجديد مجوز برنامه تجسس تروريسم به بيمارستان مراجعه كردند. وقتي نزد من بازگشتند به من گفتند كه اشكرافت آن را امضاء نكرده است. تنها راه ادامه اجراي اين برنامه، جلب نظر وزارت دادگستري و برطرف كردن مورد مخالفت آن بود. هر چند اين ايده را نمي‌پسنديدم اما چاره‌اي جز اين نبود. دستور ادامه اين برنامه تجسس را با اتكا به اختيارات قانوني‌ام به عنوان رئيس قوه مجريه امضاء كردم.
وقتي براي استراحت به بستر رفتم عصباني بودم چرا كه حس مي‌كردم از همه ماجرا با خبر نيستم. مي‌خواستم بدانم چه خبر است.

*افرادم مرا در جريان همه موارد اختلاف نگذاشته بودند

صبح روز 12 مارس 2004، وقتي كه به دفتر رياست جمهوري رفتم،‌ اندي به من گفت: آقاي رئيس جمهور! ما به مشكل بزرگي برخورد كرده‌ايم. "جيم كومي " كه جانشين دادستان كل است مي‌خواهد بخاطر تمديد اين برنامه تجسس از سوي شما اعلام استعفاء كند. برخي ديگر از مقامات وزارت دادگستري نيز همين قصد را دارند.
خشكم زد. هيچ كس به من نگفته بود كه كومي در مدتي كه جان اشكرافت براي جراحي در بيمارستان به سر مي‌برد، به عنوان معاون وي مسئوليت‌ها را در دست دارد. اگر من از اين موضوع با خبر بودم هرگز اندي و گونزالس را به بيمارستان نزد اشكرافت نمي‌فرستادم.

*از قرار معلوم با استعفاي دسته جمعي مواجه بودم

بعد از دريافت گزارش‌هاي روزمره اطلاعاتي از سوي اف‌بي‌آي، خواستم كه با كومي بطور خصوصي صحبت كنم. جيم كومي را زياد نمي‌شناختم اما مي‌دانستم كه او در مدت فعاليت خود به عنوان دادستان نيويورك، سوابق درخشاني از خود برجا گذاشته است. برايش توضيح دادم كه وظيفه من اين است آن چه را كه براي حفاظت از كشور لازم است، انجام دهم و احساس من اين است كه برنامه تجسس تروريسم در اين راستا مفيد است. او نيز نگراني‌هاي خود را درباره موارد مشكل‌آفرين اين برنامه مطرح كرد. به او گفتم: نمي‌فهمم چرا شما چنين موضوعي را در اين دقايق آخر مطرح كرده‌ايد؟
او با تعجب نگاهي به من كرد و گفت: آقاي رئيس جمهور! افراد شما هفته‌ها است از اين موضوع خبر دارند.
بعد از آن حرف تكان دهنده ديگري مطرح كرد. اين كه او تنها كسي نبود كه قصد كناره‌گيري داشت بلكه "باب مولر " مدير پليس فدرال آمريكا نيز چنين قصدي داشت. مثل اين كه قرار بود شاهد استعفاي دسته جمعي در تاريخ معاصر روساي جمهوري آمريكا باشم در حالي كه ما در وسط دوران جنگ بوديم.