۲۸ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۶:۲۷
متن کامل گفتگوی تاجیک با شبکه 2 سیما

اصلاح‌طلبی در ایران همزاد سکولاریسم بود

کد خبر : ۲۱۹۰
اصلاحات، جريان بي‌فرجامي بود كه متولد نشده مرگش فرارسيد
مشاور دولت اصلاحات گفت: اصلاحات از جمله جريان‌هايي بود كه هنوز متولد نشده مرگ آنها فرا ‌رسيده و نتوانستند ادامه پيدا كنند.

به گزارش صراط ، محمدرضا تاجيك رئيس سابق مركز بررسي‌هاي استراتژيك رياست جمهوري در دولت خاتمي با حضور در برنامه ويژه گفت‌وگوي خبري شبكه دو سيما به نقد و ارزيابي حوادث پس از انتخابات و اصلاحات پرداخت.
در ابتدا مرتضي حيدري مجري برنامه سوال كرد كه تاريخ معاصر ايران از منظر جامعه شناختي و علمي شاهد حوادثي بود كه موانعي را بر سر راه حركت جامعه ايجاد و اغتشاشاتي را به خصوص پس از انتخابات رياست جمهوري موجب شد، حال شما از نگاه علمي و آسيب شناسي به اين موضوع چطور نگاه مي‌كنيد و ريشه‌هاي اين حوادث را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
مشاور سيد محمد خاتمي و مير‌حسين موسوي در پاسخ گفت: ابتدا تقدير مي‌كنم كه چنين مجالي به من داديد تا راجع به چنين موضوع مهمي با مردم صحبت كنم.
تاجيك ادامه داد: اگر نگاهي گذرا به تاريخ معاصر بياندازيم، مي‌بينيم كه همواره در پس وقايعي، جامعه ما به يك مقطع خاص تاريخي قفل شده است يا از حركت باز ايستاده، اين وقايع در بعضي مواقع جامعه ما را يك گام پس برده و موجب بحران‌هايي شده است كه همواره دستي از درون و دستي از برون در آن تاثير داشته است.

* تدبير معيوب و تخمين غلط عناصر داخلي

اين كارشناس مسائل استراتژيك با بيان اينكه دست دروني بيشتر از جنس تحليل نادرست، تخمين غلط، تصميم نابهنگام و نهايتا از جنس تدبير معيوب است، افزود: دستي هم كه از بيرون در قضايا تاثير داشته، استكبار جهاني، قدرت‌هاي بزرگ خصم، ابر رسانه‌هاي فعال استكباري و صهيونيستي مجازي و حقيقي و همچنين دست عمال خارجي يا اپوزيسيون برانداز خارج نشين است.
مشاور رئيس جمهور در دوره اصلاحات با اشاره به مسائل تاريخي خاطرنشان كرد: در دوران مشروطه جريان‌هاي منورالفكر، روشنفكر و شبه روشنفكري كه در جامعه ما وجود داشت براساس يك تحليل غلط بر اين تصور بود كه جامعه ما از سنت‌هاي ديرينه خودش خسته و ملول است، فرهنگ و دين خود را يكي از عوامل عقب ماندگي خود مي داند، نسبت به گذشته و حال خود شرمگين است و به دنبال تغيير بوده و با بيرون آوردن جامه سنتي، جامه مدرن غربي را به تن كند تا با همان علم، همان معرفت و همان پيشرفت هايي كه غربي‌ها به آن نايل شدند، نائل شوند.
تاجيك اظهار داشت: براساس اين تحليل غلط، منورالفكران ما بر اين فرض مي شوند كه چنانچه پژواك صداي انسان غربي در جامعه خود شوند، انسان ايراني فوج، فوج و دسته، دسته به آنها مي پيوندند و استقبال مي كنند و به راحتي جامه سنتي و ديني خود را از تن به در مي كنند و به جامه غربي در مي آيند، ملبس به لباس غربي مي‌شوند، با ولع كالاهاي فرهنگي و معرفتي غرب را مي‌بلعند و تلاش مي كنند خود را شبيه انسان غربي كنند.

* تحليل غلط سال 1320 منجر به كودتاي آمريكايي و تداوم استبداد در جامعه ما مي شود

از اين استاد دانشگاه با طرح اين پرسش كه براساس اين تحليل و تخمين غلط چه اتفاقي مي افتد؟‌ اظهار داشت: در همين راستا تصميم‌هاي نابهنگام و تدبير معيوب در جامعه حادث مي شود، شيخ فضل الله نوري‌ها به بالاي دار مي روند و مشروطه خواهان به نام آزادي و به نام دموكراسي و به نام تحمل عقايد حذف و طرد مي شوند و مسير براي ورود و دخالت خارجي‌ها و براي استقرار يك مستبد ديگر در كشور هموار مي‌شود.
تاجيك بيان داشت: در اين صورت حتي شعرا، روشنفكران ما به جايي مي رسند كه در وصف يك مرد پولادين شعر مي گويند و داستان مي سرايند و انتظار مي كشند تا او بيايد و آنها را از مشروطه و مشروطه خواهان متاسفانه نجات دهد.
مشاور رئيس جمهور در دوره اصلاحات گفت: مشخص شد كه چگونه تحليل غلط و تخمين نابجا موجب تصميم نابهنگام و تدبير معيوب مي‌شود و جامعه را به يك مقطع خاص تاريخي قفل مي‌كند و چند گام به پس مي برد، بعد از سال 1320 متاسفانه باز همين شرايط ادامه پيدا مي كند و همچنين آزادي تبديل به آنارشي مي‌شود و مفاهيمي وارد جامعه ما مي شود كه با مذاق فرهنگي، فكري و معرفتي جامعه ما همخواني ندارند و مردم جامعه ما اينها را هضم نمي كنند بلكه اينها را دفع مي كنند.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: اگر به جريانات راست فاشيستي بعد از سال 1320 و چپ ماركسيستي و شئونيسم افراطي ايران كه مي خواهد ايران را به ماقبل اسلام برگرداند، نگاه كنيم، مي بينيم كه تمام اين‌ها براساس يك تحليل غلط و يك تخمين نابجا شرايط را فراهم مي كنند براي اينكه استبداد در جامعه ما تداوم پيدا كند، شرايط را براي ورود و استقرار خارجي‌ها فراهم مي كنند و ضمن تاثيرگذاري بر جامعه، جامعه را به كج راه و بيراهه مي برند و مسير رشد و توسعه جامعه را سد مي كنند كه اين مسير متاسفانه بعد از سال 1332 هم ادامه پيدا مي كند.
وي افزود: تحليل غلط سال 1320 منجر به كودتاي آمريكايي و تداوم استبداد در جامعه ما مي شود و بعد از سال 1320، گروه‌هاي مختلف ماركسيستي و غيرماركسيستي دچار همين آفت‌ها هستند و فقط از سال 1342 كه امام (ره) با آن درايت و شناخت عميق از مردم و جامعه تشخيص مي دهد كه مردم مستعد هستند كه بتوانند بنيانگذار يك انقلاب بسيار شكوهمند و در عصر سكولار و مدرن باشند و بر اين اساس مسير را براي رسيدن مردم به انقلاب فراهم مي‌كند.

* توهم پيروزي از تحليل غلط جامعه ناشي شد

تاجيك همچنين گفت: متاسفانه بعد از سه دهه از انقلاب اسلامي در آستانه انتخابات ما شاهد بروز و ظهور آفت‌هايي در جامعه بوديم و يك عده براساس تحليل غلطي كه از جامعه داشتند براين تصور بودند كه جامعه و عمق جامعه و عمق مردم و گستره مردم همان گستره و عمق مردمي است كه در اطراف آنها جمع شدند و تمام سرزمين ايران و مرز و بوم اين كشور همين اندازه‌اي است كه اطراف آنها جمع شدند و عمق نگاه آنها عمق افرادي است كه اطراف آنها هستند و فرض‌شان اين است كه تمام مردم خواهان آن هستند كه اين يك تحليل غلط است كه از جامعه صورت گرفت.
مشاور رئيس جمهور در دوره اصلاحات اظهار داشت: تحليل دوم غلطي كه در آستانه انتخابات صورت مي گيرد اين است كه فرض مي شود كه مردم همه از شرايط موجود ناراضي هستند و همه خواهان يك تغيير بزرگ هستند و به شدت خسته و ملول از زندگي اجتماعي، اقتصادي و فردي خود هستند و همه به دنبال يك ناجي و به دنبال يك منجي مي گردند كه حامل شعار تغيير باشد و بخواهد وضع موجود را دگرگون كند و وضعيت ديگري را جايگزين آن كند.

*ميانه اصولگرايي و اصلاح‌طلبي مطلوب مردم است

وي گفت: براساس اين تحليل غلط، عده‌اي بر اين تصور مي‌شوند كه اين منجي و اين ناجي اگر هم صفتي از اصولگرايي و هم وصفي از اصلاح‌طلبي را با خود داشته باشد، مي‌تواند گروه‌هاي مختلف اجتماعي و سياسي را با هم جمع كند و از شانس برتري در اين مسابقه بزرگ براي پيروزي بر خورددار باشد، بنابراين يك چهره اصولگرا و اصلاح طلب مي تواند موفق تر باشد، چرا كه هم مردم از اصولگرايي خسته و هم از اصلاح‌طلبي ملول و دل شكسته هستند و به دنبال كسي مي گردند كه ميانه باشد.
وي ادامه داد: باز بر اساس همين تحليل غلط بر اين تصور مي شود كه اگر چنين شخصيتي با شعار تغيير پا در ميدان بگذارد، قشر خاكستري جامعه دفعتا به وسط ميدان و به حركت در مي‌آيد و از آن حالت خفتگي و خمودي خارج و وارد صحنه مي‌شود و مي‌تواند پشتوانه جدي كانديدايي كه حامل تغييرات است قرار بگيرد و شانس او را در انتخابات بالا و بالا ببرد و براساس اين تحليل غلط چه اتفاقي مي افتد؟ يك تخمين غلط صورت مي‌گيرد و آن تخمين اين است كه اين شرايط جامعه جز پيروزي نصيب ما نخواهد كرد، بنابراين توهم پيروزي در اينجا شكل مي گيرد.

* عبور از ولايت، قانون و دخالت خارجي‌ها محصول توهم پيروزي بود

تاجيك خاطرنشان كرد: بعضي از نظرسازي‌ها و نظرسنجي‌هاي بي بنيان هم اين توهم را تقويت مي‌كند و به نظر من قضيه به اينجا ختم نمي شود، چرا كه توهم پيروزي يك همزاد به نام توهم تقلب دارد، يعني وقتي شرايط جامعه به گونه‌اي تحليل مي‌شود كه جز پيروزي از آن حاصل نمي‌شود و به شدت معتقد مي‌شوند كه پيروزي از آن تو است، خودآگاه يا ناخودآگاه بر اين تصور مي‌شوند كه هيچ عاملي نمي تواند سد اين پيروزي باشد جز يك واقعه يا حادثه بزرگ كه اين واقعه بزرگ در فرآيند انتخابات يك تقلب وسيع و بسيار گسترده است.
وي خاطرنشان كرد: در اينجا سه اتفاق مي افتد، براساس اين تخمين غلط و آن تحليل نادرست تصميمات و تدبيرهاي معيوبي اتخاذ مي شود كه در اولين گام از حريم ولايت عبور مي كنند و بايد توجه داشت كه حتي اگر به قانون اساسي معتقد باشيم، ولايت فقيه فصل الخطاب است و نبايد از حريم آن عبور شود ولي متاسفانه اين موضوع صورت مي‌گيرد.
وي گفت: در دومين گام از خود قانون عبور مي شود، قانون به ما اجازه نمي‌دهد براي تحقق خواسته‌مان، حتي اگر حق باشد به شيوه غيرقانوني متوسل شويم و همه چيز درون قانون معني پيدا مي كند، بيرون قانون هرج و مرج و ناكجاآباد است و معنا ندارد.
مشاور رئيس جمهور در دوره اصلاحات ادامه داد: در سومين گام بستر براي دخالت خارجي فراهم مي‌شود، باز شرايطي فراهم مي‌شود كه رسانه‌ها و ابررسانه‌هاي خارجي، سرويس‌هاي اطلاعاتي خارجي و كشورهاي خصم بتوانند از اين فضا نهايت بهره را ببرند.

*حاكميت فراسوي حكومت است

در ادامه اين برنامه مجري از تاجيك پرسيد: شما در صحبت‌هايتان به تغيير اشاره كرديد، در هر كشوري قانون اساسي يك ميثاق ملي است، رئيس جمهور تا چه حد مي‌تواند موجب ايجاد تغيير در فرايند حاكميت نوع حاكميت و روابط حاكميت با جامعه شود، در كشورهاي ديگر معمولاً يكي از شعارهاي انتخاباتي مثلا تركيه، آقاي اردوغان مهمترين شعارشان وفاداري به قانون اساسي تركيه بود، يا در آمريكا از جمله شعارهاي رؤساي جمهور تحقق و پياده سازي قانون اساسي است و رئيس جمهور هم در دنياي هم در كشور ما بر اساس قانون اساسي تا چه حد اختيار دارد تغييرات ايجاد بكند در ساختارهاي حكومتي و در نوع تعامل حكومت با مردم، آيا مي‌تواند همه‌ چيزها را تغيير دهد، يا تغييراتي كه در اختيار رئيس جمهور هست يك چارچوب و محدوده‌ي مشخصي دارد؟ كه وي در پاسخ گفت: بي ترديد وظايف يك رئيس جمهور در دنيا و در قانون ما هم يك وظايف محدود و مشخصي است، چارچوب وظايف يك رئيس‌جمهور در سطح حاكميت نيست و در سطح حكومت است و حاكميت فراتر از حكومت است و فراتر از اختيارات رئيس جمهور است. حكومت درون حاكميت معني پيدا مي كند، هويت مشروعيت و مقبوليت خود را از آن مي گيرد و حاكميت فراسوي حكومت است.

*تمام تلاش خارجي‌ها و اپوزيسيون، بي رنگ كردن خط قرمز جامعه بود

وي ادامه داد: تمام تلاش قدرت‌هاي خارجي و اپوزيسيون برانداز خارجي در حوادث پس از انتخابات بر اين اساس صورت گرفت تا حريم حرمت‌هاي جامع را بشكنند و خطوط قرمز جامعه را يكي پس از ديگري بي رنگ كنند.
مجري برنامه از محمد رضا تاجيك پرسيد: شما در صحبت‌هايتان چند بار به نقش اپوزيسيون برانداز خارجي و سرويس‌هاي خارجي بيگانه در حوادث پس از انتخابات اشاره كرديد، جنابعالي علاوه بر اين كه يك استاد دانشگاه هستيد و جايگاه آكادميك و علمي داريد، در فرايند‌هاي منتهي به انتخابات و حوادث پس از آن هم به عنوان يك ناظر حضور داشتيد و از نزديك جريانات را ملاحظه كرديد، مصداقي براي بينندگان ما بگوييد كه اين‌ها چطور مي‌توانند دخالت داشته باشند، واقعيت امر چيست؟ گاهي ممكن است براي عده‌اي اين تصور به وجود بيايد كه ما هر مسئله‌ اي را بخواهيم به يك عامل خارجي نسبت دهيم چقدر اينها واقعي هستند و چقدر در حوادث نقش داشتند و دخالت داشتند؟
تاجيك در پاسخ گفت: بي ترديد تجربه 100 سال گذشته ما نشان مي دهد كه در هر واقعه‌اي كه در جامعه ما اتفاق افتاده نقش خارجي‌ها در آن برجسته بوده است و اصلاً توهم توطئه هم نيست، نبايد اين را از ذهن بيرون كرد و نبايد تجربه‌اي كه ما به طور ملموس در طول 100 سال گذشته داشتيم، فراموش كنيم.
وي در ادامه با بيان اينكه علت بافت فرهنگي و ديني جامعه ما را هم كشورهاي خصم و هم اپوزيسيون خارج از كشور به نيكي مي دانستند، افزود: ترديد نداشته باشيد كه اگر كشورهاي خصم و اپوزيسيون خارج از كشور مي‌توانستند موج ايجاد كنند، در طول اين 30 سال ايجاد مي‌كردند.
تاجيك گفت: بايد يك موج ايجاد شود تا آنها بتوانند موج سواري كنند، بنابراين شكار لحظه‌ها مي كنند و منتظر مي‌مانند تا حادثه‌اي در جامعه ما اتفاق بيفتد و موجي كه اتفاق افتاد آن را مصادره كنند.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: البته اين معنايش اين نيست كه آنها بستر سازي نمي‌كنند، معنايش اين نيست كه آنها هزينه خرج نمي‌كنند، ما مي‌بينيم كه چه هزينه‌هايي را اختصاص مي‌دهند براي اين كه جامعه ما را متلاطم بكنند و چه بودجه‌اي اختصاص داده مي‌شود آن هم به صورت رسمي تا بتوانند جامعه ما را متلاطم بكنند، بسترها را فراهم مي‌كنند اما از اين استعداد و امكان برخوردار نيستند تا بتوانند در چنين جامعه‌اي ايجاد موج كنند.

*هجمه 130 شبكه تبليغاتي و رسانه‌اي بيگانه بر انتخابات ايران

وي در ادامه با اشاره به هجمه‌هاي تبليغاتي و رسانه‌اي بيگانگان درباره‌ انتخابات ايران، گفت: حدود 130 شبكه روي ايران فعال است و اين مساله در طول تاريخ تقريباً بي نظير است، صدها سايت و وبلاگ روي فضاي مجازي روي ايران كار مي‌كنند و اين حجم هجمه‌ تبليغاتي و رسانه‌اي كه در مورد موضوع انتخابات ما ايجاد شد به نظر من بي‌نظير بود و تمام رسانه‌هاي استكباري و صهيونيستي درون مايه اصلي خود را به ايران اختصاص دادند.
تاجيك ادامه داد: به تعبير«مك لوهان» كه مي‌گويد محتواي پيام مهم نيست، بلكه شكل آن مهم است، آنها با شكل پيام، محتواي ناحق خودشان را به خورد افكار عمومي دادند و از هيچ چيزي نگذشتند.
مشاور دولت اصلاحات ادامه داد: آنها همه‌ لحظات را شكار كردند تا در سراسر جهان به دفعات پخش كنند و تمام تلاش خود را كردند كه جامه واقعيت و حقيقت بر تن آن دو توهم كنند، چون آنها مي‌دانستند سكوي پرش خيلي خوبي است، اگر توهم پيروزي و توهم تقلب رسوب كند در اعماق جان و دل مردم و باورش كنند،آن وقت نگاه‌ها، زبان‌ها و گوش‌هايشان تيز مي‌شود و آنها مي‌توانند در يك فضاي تيز بهره ‌برداري خاص خودشان را بكنند.

*سفيد كردن خط قرمزها تلاش استكبار در حوادث انتخابات بود

وي ادامه داد: بنابراين همه‌ تلاش خود را كردند كه انتخابات را تبديل به اغتشاشات كنند و امر طبيعي در يك جامعه را به فضاي بحراني سرشار از اغتشاشات و فضاي كاملاً غير مدني تبديل كنند،يعني تلاش كردند از سطح انتخابات فراتر بروند و انتخابات يك سكوي پرش بود و تمام تلاششان را كردند كه در اين مسيري كه باز كرده‌اند، حريم‌ها و حرمت‌هاي جامعه را يكي پس از ديگري درنوردند، خطوط قرمز اين جامعه را يكي پس از ديگري تبديل به خطوط نارنجي و زرد و سفيد كنند و آن را بي‌رنگ و رو بكنند.
تاجيك با تاكيد براينكه آنها از فضاي انتخابات خارج شدند و به حريم و حرمت‌هاي مردم هيچ ترحمي نكردند، ادامه داد: رسانه‌هاي خارجي تمام تلاش خود را كردند تا اين موج را به شكلي مصادره كنند كه رهبري آن از داخل به خارج منتقل شود، افرادي كه آن را شروع كردند ادامه دهنده آن نباشند، اراده آنها در حاشيه قرار گيرد، صداي آنها ديگر شنيده نشود و صداي ديگري در اين فضا پژواك داشته باشد تا بر اين اساس آنها بتوانند شعارها را تغيير دهند، جهت گيري‌ها را عوض كنند، از تقابل دو رقيب انتخاباتي فضا را خارج كنند و به تقابل با نظام بكشانند.
وي تصريح كرد: تمام تلاششان بر همين بود و به نظر من با تمام توان وارد فضا شدند و تمام رسانه‌ها حتي رسانه‌هاي عربي (غربي كه هيچ) هم وارد اين فضا شدند و تلاش كردند از اين آشفته بازار به نفع خودشان بهره‌برداري تبليغاتي كنند.

*مجري اين برنامه در ادامه سوال كرد كه در تحليل حوادث پس از انتخابات از منظر جامعه شناختي و سياسي آيا اين آفاتي كه شما برشمرديد درباره جريان اصلاحات هم صادق مي‌دانيد و اصولاً ارزيابي شما از جريان اصلاحات در روند حوادث پس از انتخابات چيست؟

*حوادث انتخابات توجيه ديني، قانوني، عقلي، مدني و مردمي نداشت

اين كارشناس مسائل استراتژيك گفت: اجازه بدهيد قبل از اينكه به اين سوال پاسخ بدهم، ارزيابي خودم از حوادث پس از انتخابات را ارائه كنم تا اين بحث را تكميل كنم، به نظر من ادامه جريانات پس از انتخابات توجيه ديني، شرعي، قانوني، عقلي، مدني و مردمي نداشت.
وي ادامه داد: توجيه ديني و شرعي نداشت به اين دليل كه در يك نظام ولايي فصل الخطاب ولايت امر است؛ بنابراين وقتي ايشان سخن مي گويند، بايد كات كرد.
تاجيك در بيان اينكه توجيه ديني و شرعي نداشت، گفت: براي اينكه در هيچ كجاي قرآن، احاديث، روايات، سيره و سنت تجويزي بر اين گونه حركات نمي بينيم و حتي خلافش را مي‌بينيم.
اين استاد دانشگاه به علت توجيه قانوني اين حوادث اشاره كرد و افزود: باز به اين علت كه در قانون اساسي ما فصل الخطاب ولايت است و دوم اينكه هيچ قانوني از جمله قانون ما اجازه نمي‌دهد كه براي تحقق خواست خود فراسوي قانون عمل كنيد؛ چرا كه راهكار و ساز و كار قانوني مشخص است و بايد از همان مسير دنبال كرد و به نتيجه رسيد.
تاجيك به توجيه عقلي نداشتن حوادث پس از انتخابات اشاره كرد و اظهار داشت: براي اينكه هيچ عقل سليمي نمي‌گويد كه در مسيري گام‌بردار كه بي فرجام است و در مسيري گام بردار كه در هر گوشه آن «ديو و ددي» خفته، دشمني كمين كرده،سيخ و ميخي وجود دارد و پر هزينه است، بنابراين هيچ عقل سليمي اين را تجويز نمي‌كند كه در مسيري گام بردار كه خلاف منافع ملي است چرا كه منافع ملي بر منافع فردي، گروهي و حزبي ارجح است.

*حيثيت و هويت نظام بر مؤلفه‌هاي اعتقادي و ديني استوار است

اين استاد دانشگاه با بيان اينكه امام بزرگوار پايه گذار نظامي بودند كه ستون خيمه آن از جنس دين و اعتقادات و ارزش‌هاي ديني است، گفت: حيثيت و هويت اين نظام بر مؤلفه قدرت اقتصادي، نظامي، علمي و غيره نبوده بلكه بر مولفه‌هاي اعتقادي و ديني است و بر اساس همين مولفه قدرت، به تعبير حضرت امام (ره) تبديل به قطب سوم قدرت جهاني شد.
وي ادامه داد: چنين نظامي كه يك نظام ديني است مترادف با يك نظام مردمي، ارزشي، اخلاقي است و مترادف با اين است كه مي توان به درستي و راستي و كردار و رفتار حاكمان و نخبگان و نهادهاي آن اطمينان كرد و حقوق مردم در اين جامعه حفظ مي‌شود و اگر اين‌ها را زير سوال ببيرم منافع ملي را زير سوال برده‌ايم.
تاجيك به مدني نبودن حوادث اشاره و خاطرنشان كرد: مدني بودن صرفا در پرتو قانون معني پيدا مي كند و هيچگاه نمي تواند فراسوي قانون تعريف شود؛ دوم اين كه مدني بودن با خشونت، تخريب اموال عمومي سازگاري ندارد و چگونه مي‌شود از مدني بودن صحبت كرد كه هم خشونت ورزيد هم تخريب اموال عمومي كرد.
اين استاد دانشگاه با اشاره به مردمي نبودن اين حوادث گفت: براي اينكه اكثريت مردم به فرد ديگري راي دادند و انتخابشان فرد ديگري بوده است و دوم اينكه در چنين شرايطي و چنين اغتشاشاتي آن قشري كه بيش از همه لطمه مي‌بيند مردم كوچه و خيابان هستند.
وي با تاكيد بر اينكه ادامه اين قضيه توجيهي نداشت و به صلاح مملكت نبود كه به اين شكل مسير را هموار كنيم، افزود: براي اينكه جرياناتي در جامعه اتفاق افتاد كه ادامه آن از كنترل خارج شد و اشخاص ديگري بر روي اين موج سوار شدند و به هدايت آن پرداختند.

*تاجيك در پاسخ به سوال مجري مبني بر اينكه ارزيابي وي از جريان اصلاحات و نقش آن در روند حوادث پس از انتخابات گفت: جريان اصلاحات يك طيف وسيع چهل تكه، رنگارنگ، تشكيل شده از گروه‌هاي بسيار تندرو راديكال تا محافظه كار، افراد سنتي، افراد مدرن، روشنفكران نسبتاً سكولار تا روشنفكران ديني و تا كساني كه دنباله رو جامعه ديني و كساني كه به دنبال يك جامعه غربي هستند، در آن قرار دارند.

وي افزود: اگر بخواهم منصفانه راجع به جريان اصلاحات صحبت كنم و از افراط و تفريط خودداري كنم نقدم را بايد به دو دسته تقسيم كنم، يك دسته از نقدهاي من شامل كليت جريان اصلاحات مي‌شود و يك دسته ديگر شامل جريانات تندرو جريان اصلاحات مي‌شود.
تاجيك در بيان نقد كليت جريان اصلاحات گفت: اين جريان آغازي بود در ميان آغازهاي متعددي كه ما در طول 100 سال گذشته تجربه كرديم و در واقع از نوع آغازهاي بي فرجام كه هنوز متولد نشده، مرگ آنها فرا رسيده و نتوانستند ادامه پيدا كنند و تاثيرات عميق و گسترده‌اي را در جامعه برجا بگذارند.
وي ادامه داد: از اين جهت من معتقدم شايد برخي از دوستان معتقد نباشند كه جريان اصلاحات 76 يك روايت و حكايت تاريخي نبود، پروسه نبود و پروژه‌اي بود كه ريشه در اعماق تاريخ نداشت.

* افراد منور الفكر فرنگي مآب حركت‌هاي اصلاحي را سكولاريزه كردند

تاجيك ادامه داد: در طول 100 سال گذشته هر كجا كه نشاني از يك حركت اصلاحي مي بينيم يك عده منور الفكر فرنگي مآب در پس آن قرار گرفته‌اند كه منظورشان از اصلاحات سكولار، غربي و مدرن كردن جامعه است كه تداوم پيدا نمي‌كند چون با مذاق فرهنگي و معرفتي جامعه ما همخواني ندارد.
وي با بيان اينكه اين جريان ريشه تاريخي ندارد و برخلاف جريان انقلاب و حركت امام بزرگوار حركت كردند، افزود: امام از زماني شروع كردند كه به تعبير خودشان نه كشور و نه لشگري داشتند و در كتاب ولايت فقيهشان همين تعبير را دارند، آن زمان كه در تبعيد بودند، از همان زمان طلبه‌ها را فرا مي‌خوانند و به كار تبليغات، تعليمات، همفكر سازي و به كاري كه بتواند فضاي اسلام را از آن ابهاماتي كه استعمار 100 سال تلاش كرده است كه چهره اسلام را مخدوش كند، بتواند آن فضا را بزدايد و نهايتاً بر اساس اين حركت‌ها يك جريان عظيم و ريشه دار اجتماعي، فكري و سياسي را پايه گذاري كنند، كه اين منجر بشود به يك انقلاب ديني در عصر مدرن و در عصر سكولاريسم.
تاجيك با بيان اينكه فقدان ريشه تاريخي، مشكلات و آفات ديگري را دامنگير جريان اصلاحات كرد، اظهار داشت: يكي از اين آفات جدي فقدان هدف مشترك است، يعني در جريان اصلاحات، ما با اهداف بسيار متعدد و متنوع مواجه مي شويم كه برخي از گروه‌هاي اصلاح‌طلب به دنبال تحقق جامعه مدني، برخي ديگر تحقق دموكراسي در كشور، گروه‌هاي ديگري دموكراسي منطبق با دين، برخي‌ها دين منطبق با دموكراسي، بعضي‌ها هدف خود را نوعي غربي شدن جامعه، برخي‌ها سكولار شدن جامعه و برخي به دنبال يك جامعه ديني با نوعي قرائت خاص هستند.
وي تاكيد كرد: براين اساس مي‌بينيد كه به تعبير مولانا حتي در هدف هم طيف اصلاحات جمعيت نشدند و گروه‌هاي مختلف به علت تكثر هدفي كه دنبال مي كردند، نتوانستند تبديل به يك جمعيت شوند.

*برخي اصلاح طلبان از اهداف امام فاصله گرفتند

تاجيك با بيان اينكه برخي اصلاح طلبان از هدفي كه امام دنبال مي كرد، فاصله گرفتند، افزود: امام(ره) فرموده بود كه جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيشتر و نه يك كلمه كمتر، لذا اين همه واژه‌هاي نامأنوس به براي يك هدف ايجاد مشكل مي‌كرد.
وي گفت: دومين مشكلي كه اتفاق افتاد در اثر اين فقدان ريشه تاريخي عدم انسجام و وحدت در ميان اصلاح طلبان بود كه عواملي نظير فقدان ايدئولوژي، فقدان رهبري مشترك و فقدان راهبرد مشترك بود.
اين استاد دانشگاه افزود: در اين راستا درباره فقدان ايدئولوژي در ميان اصلاح طلبان بايد بگويم بسياري از اين افراد به تاثير از برخي جريانات روشنفكري در جامعه به اين نتيجه رسيدند كه ايدئولوژي، يك دستگاه تماميت طلب، جهانشمول، خودي دگر ساز، تقليل گرا و جوهرگرا است كه مانع تحرك فكري و پلوراليزم معرفتي مي شود، پس بايد نوعي ايدئولوژي زدايي كرد و بايد خود را از چنبره تنگ و باريك ايدئولوژي رها ساخت و اصلاً عصر ما، عصر پايان ايدئولوژي‌هاست.
تاجيك با بيان اينكه ما بايد بتوانيم به تنوع و تكثر فكري برسيم، ادامه داد: در حالي كه ايدئولوژي‌ها اين اجازه را نمي دهند، ايدئولوژي اجازه صراط‌هاي مستقيم را نمي‌دهد، ايدئولوژي‌ها حامل صراط هستند نه صراط‌ها، پس بنابراين عده‌ي زيادي اساساً يك رويكرد منفي به ايدئولوژي پيدا مي‌كنند، يك تمايل به ايدئولوژي زدايي،خود را از چنبره ايدئولوژي رهانيدن، آزاد انديش شدن، دموكراسي با ايدئولوژي همخواني ندارد، كدام يك بايد به نفع ديگري كنار بكشد؟آن ايدئولوژي است.

*برخي از اصلاح طلبان بر اساس ايدئولوژي زدايي دچار آفت شدند

اين استاد دانشگاه همچنين اظهار داشت: بر اساس همين ايدئولوژي زدايي، برخي از اصلاح طلبان دچار آفت ديگري به نام جدايي دين از سياست شدند، يعني برنتابيدند، ديني باشد كه با سياست ممزوج باشد، چون توليد ايدئولوژي مي كند و در اين نقطه اين عده از اصلاح طلبان دوباره از آموزه‌هاي امام (ره) جدا شدند.
وي ادامه داد: چون امام سياست را عين ديانت مي‌دانست و ديانت را عين سياست، اين عده از اصلاح طلبان به نظر من غافل از آن بودند كه با امتزاج دين و سياست و بر اساس يك نوع ايدئولوژي كه توليد ايثار، هويت، فداكاري، عصبيت مي‌كرد، انقلاب پيروز شد و تداوم پيدا كرد و آنها اعلام كردند اگر ايدئولوژي زدايي شود، ما همه اين موارد را از دست مي‌دهيم، ولي متاسفانه اين حادث شد.
تاجيك با بيان اينكه افزون بر فقدان ايدئولوژي اصلاح طلبان با فقدان رهبري هم مواجه بودند، گفت: برخلاف جريان امام (ره) كه ايشان در يك پروسه طولاني مدت تاريخي در اعماق دل و جان و روح مردم به عنوان يك رهبر نشست، رهبري جنبش اصلاحات توسط يك غسل تعميد ريشه و گذشته تاريخي ندارد و در شرايطي خاص ايجاد مي‌شود.

*اكثر اصلاح طلبان در راهبرد وحدت نداشتند

اين استاد دانشگاه به فقدان راهبرد واحد در ميان اصلاح طلبان اشاره كرد و اظهار داشت: اكثر اصلاح طلبان در راهبرد، با هم وحدتي نداشتند، عده اي به دنبال تثبيت قانون بودند و عده‌اي به دنبال تغيير آن، عده اي به دنبال عبور از آقاي خاتمي بودند و عده‌اي به دنبال توقف در آقاي خاتمي، عده‌اي به دنبال اين بودند كه يك استراتژي دموكراتيك غربي را در جامعه راه بيندازند و عده‌اي از درون دينشان به مسائل نگاه مي‌كردند.
وي در اين خصوص تاكيد كرد: به هر حال يكي در دستگاه ماهور مي‌نواخت، يكي در شور يكي در پنجگاه و سه گاه و چهار گاه يكي هم بداهه نوازي مي‌كرد، بعضي‌ها هم پاپ مي‌نواختند، يعني در هفت دستگاه بعضي‌ها مي‌نواختند كه اين مشكلات جدي ايجاد كرد.
تاجيك در ادامه اظهار داشت: يك عامل قضيه اين بود كه بسياري از اصلاح طلبان يك نگاه برون ديني به دين داشتند، نه درون ديني، بر خلاف حضرت امام(ره)؛ به تعبير «زبيدا» حضرت امام حرف قشنگي مي‌زند، مي‌گويد كه امام به گونه‌اي مي‌نوشت و به گونه‌اي فكر مي‌كرد و مي‌انديشيد كه پنداري غرب وجود ندارد، نه اين كه امام كتب غربي را مطالعه نمي‌كرد نه اينكه امام با فلسفه غرب آشنا نبود، نه اينكه امام پرهيز مي‌كرد از اينكه با معرفت غرب آشنا شود، بلكه امام معتقد بود كه مكتبي كه نزد اوست از آنچنان غنايي برخودار است كه اگر بجوشانيدش براي هر نسلي و هر عصري صحبتي براي گفتن دارد، احتياجي به كاتاليزور بيروني ندارد از درون اين را بجوشانيد با تو سخن خواهد گفت و نيازهايت را بر طرف مي‌كند، امام (ره)يك نگاه درون ديني به قضيه داشت ولي بسياري از اصلاح طلبان متاسفانه نگاه برون ديني به قضيه داشتند و به همين دليل به تعبيري كه «فرانتيس فانون»به كار مي‌برد خيلي ها تبديل به ادامه صداي غربي‌ها شدند و يا به تعبير «ژوليوس نايرره» روشنفكران جهان سوم هر وقت مشكلي در جامعه‌شان بروز مي‌كند تلاش مي‌كنند از براي كتاب ديگران مشكل جامعه خود را حل كنند، به كتاب‌هاي خودشان و به آن چيزي كه نزد خودشان هست رجوع نمي‌كنند و اين هم يك مسئله‌اي بود كه بسياري از اصلاح طلبان دچارش بودند و مشكل داشتند.

*اصلي‌ترين مشكل فضاي اصلاح طلبي فقدان گفتمان تعريف شده بود

وي در ادامه به اصلي‌ترين مشكل فضاي اصلاح طلبي اشاره كرد و افزود: فقدان يك رهيافت و گفتمان منسجم و تعريف شده اصلي‌ترين مشكل فضاي اصلاح طلبي است.
تاجيك ادامه داد: گفتمان اصلاح طلبان متاسفانه چهل تكه، پيوندي و غرس شده است و هويت هلو انجيري دارد، يك هويت تركيبي دارد و يك كشكول است كه همه چيز مي‌توان در آن پيدا كرد و درون آن از واژگان سنتي تا واژگان ديني، غربي و سوسياليستي ... را مي توان پيدا كرد و براي همين است كه در بافت و تافت اين گفتمان، هم جامعه مدني را مي‌بينيد و هم جامعه النبي، هم تكثر و وحدت، سنت و مدرنيته، انقلاب و اصلاح، هم خودي و هم غير خودي، ديانت و سياست، تثبيت قانون و تغيير آن، راديكاليزم و محافظه كاري و نخبه گرايي و مردم گرايي را در كنار هم مي بينيم كه فضايي مغشوش وجود دارد.

* اصلاح طلبان حتي بر سر واژه اصلاحات وحدتي ايجاد نكردند

تاجيك با بيان اينكه حتي بر سر واژه اصلاحات هنوز وحدتي ايجاد نشده است، گفت: وقتي ما بحث مي‌كنيم، از مفهوم اصلاحات چه چيزي را مراعات مي‌كنيم، مدلول مفهوم اصلاحات چيست؟ مصداقش واقعا چيست؟ آيا ما بر مصداق و مدلول اصلاحات توافق داريم همه بر اين امر؛ يا نه خود مفهوم اصلاحات هم دچار تشتت و شقاق و فراق است، دچار يك نوع سرگشتگي مفهومي و گم‌گشتگي مفهومي است و ايجاد وحدت نمي كند.
وي با بيان اينكه فقدان يك فرهنگ سياسي غني اصلاحي را هم مي توان به عنوان يكي از مشكلات جريان اصلاح طلبي برشمرد، افزود: فقدان تجربه كار تشكيلاتي هم از ديگر مشكلات است چرا كه جبهه اي كه تشكيل مي شود، چهل تكه و اجزاي مختلفي دارد و يك حزب شباهت ندارد و نه به يك تشكل منسجم كه بتوان درباره آن سخن گفت.
تاجيك به ديگر مشكلات اشاره كرد و گفت: فقدان فرهنگ سياسي موجب شد كه جريان اصلاحات در فضاي اصلي خود بيشتر گرايش به نخبگان پيدا كند تا مردم دچار نوعي توهم دهه 60 و 70 ماركسيست‌ها شد كه بحث پوپوليزم را مطرح مي كردند و اين طيف براي رهايي از پوپوليزم به صورت روز افزوني به نخبه گرايي گرايش پيدا كردند و مردم را فراموش كردند و هفت دهك پايين جامعه ما تقريبا فراموش شد و در انتخابات هم همين اتفاق افتاد.

*جريان اصلي اصلاح طلبي زبان و بيان ارتباط با توده‌هاي مردم را نداشت

مشاور خاتمي در دولت اصلاحات در ادامه اين برنامه اظهار داشت: جريان اصلي اصلاح طلبي زبان و بيان ارتباط با توده‌هاي مردم را نداشت و زباني نخبه گرا داشت كه تنها آنان با اين زبان رابطه برقرار مي كردند و براي همين فرض كردند كه اگر اين سه دهك را داشته باشند پيروز هستند،بنابراين فراموش كردند كه هفت دهك پايين به شكل ديگري فكر مي كنند،گرايشات و تمايلات آنان چيز ديگري است. مشغله‌ها و دلمشغولي‌هايشان چيزهاي ديگري است و اين دغدغه‌ها خيلي با اينها همخواني ندارد، و بيشتر در يك فضاي تجريدي شبهه روشنفكري بسياري از آنها به سر بردند، در يك عالم انتزاعي كمتر به عالم انضمامي پا گذاشتند، تا از نزديك با اقشار مختلف جامعه آشنا شوند و گرايشات آنها را لمس كنند و بدانند با آنها چگونه رابطه برقرار كنند و اگر پشتيباني آنها را مي‌خواهند بايد بدانند كه از چه راهي وارد شوند، تقريباً مردم و هفت دهك پايين در حاشيه قرار گرفتند.
وي اظهار اشت: بسياري از تندروهاي اصلاح طلب، هويت نقيضي داشتند و خود را در رد ديگران تعريف مي‌كردند و ما دو فرصت چهار ساله داشتيم كه با رأي بالاي آقاي خاتمي وارد ميدان شديم و اصلاح طلبان بايد از اين فرصت استفاده مي كردند.
تاجيك با بيان اينكه اصلاح طلبان بايد از خود كارآمدي نشان مي‌دادند، نه اين كه منتظر باشند ببينند چه كسي كجا سخنراني مي‌كند، در كدام روزنامه مقاله مي‌نويسد، تاكيد كرد: همه دغدغه‌ها و دل‌مشغولي‌ها بر اين شد كه چطور جواب بدهند و چگونه مقابله كنند و اين هويت نقيض مانع از اين شد كه آنها مسير را به سوي آينده هموار كنند تا باز مردم به اين‌ها اقبال نشان دهند.
وي با طرح سوالاتي مبني بر اينكه چگونه مي‌شود كه پس از هشت سال دفعتاً اين درصد از مردم ريزش مي‌كنند و ديگر به اين جريان اقبال نشان نمي‌دهند؟ ادامه داد: بايد يك مقدار به خود برگشت؛ چرا كه بايد ببينيم كجا اشتباه شده است.
اين استاد دانشگاه در عين حال افزود: من اصلاح‌طلبان را يك طيف مي‌دانم و البته گروه‌هاي معتدل و گروه‌هاي ديني در اصلاحات وجود دارند كه ملي و بومي فكر مي‌كنند و خطاب من هم به آنها نيست.
تاجيك در پاسخ به اين سوال مجري كه برخي حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري 88 را به نوعي كودتاي مخملي يا كودتاي رنگي تشبيه كردند، بي آنكه ما نگاهي داشته باشيم به اركان اينگونه حركات و شاخصه‌هاي اصلي آنها و اينكه آيا اصولاً در كشور ما با ويژگي‌ها و مشخصاتي كه دارد، از ابعاد ملي و ديني و ساختاري و نگاه مردمي و معرفتي كه شما هم چندين بار به آنها اشاره كرديد، آيا امكان تحقق چنين كودتاهايي كه در كشورهاي اروپاي شرقي و آسياي ميانه سابقه دارد در كشور ما با چنين شاخصه‌هايي وجود دارد؟ و اساساً به لفظ كودتاي مخملي يا رنگي با ويژگي‌ها و مشخصات خاص خودش امكان تكرار در كشور ما را دارد يا خير؟اينگونه پاسخ داد: نبايد ترديد كرد كه قدرت‌هاي بزرگ و حتي اپوزيسيون خارج كشور در سوداي ايجاد چنين انقلابي در كشور هستند.

* استفاده از استراتژي انقلاب عليه انقلاب در حوادث پس از انتخابات

وي ادامه داد: اپوزيسيون خارج كشور و حتي موسسات استراتژيك غربي از مدت‌ها قبل به اين نتيجه رسيدند كه براي اسقاط نظام انقلابي و ديني، بايد از همان استراتژي‌هايي استفاده كرد كه خود انقلاب به ما معرفي مي‌كند، يعني از استراتژي‌هاي خود انقلاب عليه انقلاب استفاده كنند، مدت‌ها است كه اين دگرديسي را ايجاد كردند كه بتوانند از استراتژي‌هاي انقلاب عليه انقلاب استفاده كنند.
تاجيك با بيان اينكه انقلاب ما با تكيه بر ميكروفيزيك قدرت پيروز شد نه مايكروفيزيك قدرت، تصريح كرد: انقلاب ما با تكيه بر قدرت‌هاي خرد، رسانه‌هاي كوچك، شب نامه‌ها و نوارها در مقابل رسانه‌هاي بزرگ و ميكروپالتيك در مقابل ماكروپالتيك پيروز شد و تمام ريزبدنه‌هاي جامعه تجميع و تبديل به يد واحده شدند.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه قدرت‌هاي بزرگ و اپوزيسيون سوداي كودتاي رنگين را در سر مي‌پروراند شكي نيست، اظهار داشت: جامعه ما هرگز چنين استعدادي مانند كشورهاي اروپاي شرقي و آسياي ميانه ندارد.
وي در توضيح اين مطلب افزود: در جوامعي كه انقلاب‌هاي رنگي رخ داده، ايدئولوژي زدگي مفرط مشاهده مي‌شود.
تاجيك افزود: ماركسيسم «ارتدكسي» و ماركسيسم راست كيش از مدت‌ها پيش مرده بود نه توليد نشاط، نه توليد ايمان، نه عصبيت، نه اميد و نه ايثار مي كرد، بلكه كاملاً مرده بود و خودش شده بود درد بي درمان به صورتي كه هيئت حاكمه جامعه را تبديل به يك قفس آهنين كرد و حتي مردم براي فرار از اين قفس آهنين، به دنبال مفري مي‌گشتند.
وي ادامه داد: براي فرار از اين ايدئولوژي تماميت خواهي كه هيچ روزنه‌اي براي انسان‌ها باقي نمي‌گذاشت و تمام زواياي زندگي آنها را دربر گرفته بود و به تعبير «جورج اورول به مثابه يك ناظر بزرگ عمل مي‌كرد و مردم را در چنبره‌ خودش حفظ كرده بود»، دين موجب نشاط، سلامت و راستي و درستي و مشي زندگي شد.

*همه آمارها از گذشته تاكنون نشان مي‌دهد گرايش‌هاي مردم ايران ديني است

تاجيك به آماري كه در سال 1353 و در زمان شاه گرفته شده بود و همچنين به آمار سال‌هاي 79 و 82 اشاره كرد و گفت: حتي زمان شاه كه جريان سكولار كردن و غربي كردن جامعه به شدت پيش مي‌رفت، آمار سال 53 مي‌گويد كه بالاي 80 درصد مردم ما اعلام كرده‌اند كه ما گرايش‌هاي ديني داريم و آمار سال‌هاي 79 و 82 هم باز نشان مي‌دهد كه بالاي 80 درصد مردم ما كاملاً معتقد به دين هستند و دين را موجب نشاط، سلامت و راستي و درستي و مشي زندگي مي دانند.
تاجيك به آمار ديگري مبني بر اينكه كه در جامعه ما اكثر مردم، دين را برترين نظام معنايي، هنجاري و ارزشي خودشان مي دانند و با تمام روح و روانشان به آن اعتقاد دارند، اشاره كرد و اظهار داشت: دين در اعماق روح و روان مردم رسوب كرده و جزئي از هستي آنهاست.

* گرايش‌هاي سكولاريزم عصبيت‌هاي ديني را تقويت مي‌كند

وي ادامه داد: آمار جالب ديگري در جامعه ما نشان مي دهد كه هر موقع عده اي تلاش كردند كه سكولاريزم را تقويت كنند، عصبيت‌هاي ديني تقويت شده و گرايش به آن بيشتر و عميق‌تر شده است و همين آمار نشان مي دهد كه هر زمان هجمه‌اي حتي خارجي به جامعه صورت گرفته، عصبيت‌ها و ارزش‌هاي ديني، بومي و ملي تقويت شده است.
اين استاد دانشگاه اضافه كرد: بنابراين هر نوع حركتي در جهت نوعي اسقاط نظم و نظام موجود چه به صورت نرم و چه به صورت سخت، جز تقويت عصبيت‌هاي ديني و ملي چيز ديگري اضافه نمي كند.
تاجيك به تحقيق مؤسسه «رند» آمريكا مبني بر اينكه ما هر موقع هجمه‌ بيروني به جامعه ايران كرديم شقاق آنها تبديل به وفاق شده و چپ و راست آنها قاطي هم شده‌اند، افزود: بنابراين قدرت‌هاي غربي اين مسايل را تجربه كرده و مي دانند كه در جامعه ما چنين چيزي ممكن نيست و حادث نمي شود.

*جدايي ميان حاكميت و حكومت مشكل جوامع دچار انقلاب‌هاي رنگين بود

تاجيك با بيان اينكه مشكل بعدي در جوامع تجربه كرده انقلاب‌هاي رنگي وجود نوعي شقاق در ميان حاكميت و حكومت بوده، اظهار داشت: به اين معني كه خودي عليه خودي درون حاكميت صف كشيده است و كساني كه نخبگان اصلي جامعه و متولي حكومت هستند در مقابل هم ايستاده‌اند.
اين استاد دانشگاه با اذعان به اينكه بسياري از اين اتفاقات در اثر آموزش‌هاي موسسات غربي كه درون اين كشورها به نام موسسات صلح، آزادي، دموكراسي و ... ايجاد شده، رخ داده است تصريح كرد: موسسات ياد شده تاثير فكري، آموزشي و تعليماتي خود را بر عده اي گذاشته و آنها را به تعبير خود، تبديل كرده بودند به پرندگان گردن چرخان كه در موقع احساس خطر و مواقع خاص، زبان و بيان آنها 180 درجه مي چرخد و لسان غرب در كشورشان مي شوند.

* انديشه اصل مترقي ولايت فقيه اجازه جدايي ميان حكومت و جامعه را نمي‌دهد

وي با تاكيد بر اينكه چنين شقاقي هيچگاه ميان نخبگان رسمي در كشور ما ايجاد نشده است، افزود: در فضاي قانوني و سازوكارهاي حكومتي و حاكميتي ما انديشه اي شده كه جلوي چنين شقاق‌هايي را بگيرد كه از جمله آن مي توان به اصل مترقي ولايت فقيه اشاره كرد كه فصل الخطاب در همه امور است و اجازه نفوذ چنين مسائلي را به درون حاكميت و حكومت نمي دهد.
تاجيك خاطرنشان كرد: مساله ديگر انديشه والاي حضرت امام(ره) است كه مجمع تشخيص مصلحت را در نظر گرفتند كه بسياري از اختلافاتي كه در نهادهاي مختلف ايجاد مي شود به اين شورا برده مي شود، مورد حل و فصل قرار مي گيرد.

* فعال بودن سفارت آمريكا يكي از موارد انقلاب‌هاي رنگين بوده است

اين استاد دانشگاه تصريح كرد: فعال بودن سفارت آمريكا و ديگر موسسات غربي از موارد ديگري است كه در آستانه انقلاب‌هاي رنگي در اين جوامع وجود داشته است كه اين موسسات به نام نهادهاي مختلف مدني و تحقيقاتي اقدام به تعليم و آموزش دانشجويان و گروه‌هاي مختلف جوان مي كردند و بسيار هم موثر بودند.
تاجيك بيان داشت: سيطره سنگين روسيه بر اين كشورها، ديگر پديده اي است كه در آستانه انقلاب‌هاي رنگي وجود داشته به طوري كه مردم اين كشورها دچار يك نوع روان پريشي شده‌اند و به دنبال مفري هستند تا از اين فضا آزاد شوند؛ به همين منظور مردم اين كشورها به غرب، فرهنگ و حضور آنان خوش آمد مي گويند

* انقلاب رنگين هيچگاه در كشور ايران رخ نخواهد داد

وي تاكيد كرد: چنين فضايي اساسا در كشور ما حادث نشده و بايد گفت كه هيچ شباهتي هم ميان جامعه ما و جوامعي كه در آن انقلاب رنگي حادث شده وجود ندارد؛ چرا كه جامعه ما داراي يك فرهنگ و تمدن 6 هزار ساله است كه كمتر جامعه اي از چنين تمدن و فرهنگي غني برخوردار مي باشد.
اين استاد دانشگاه در پايان افزود: آمار در كشور ما نشان مي دهد كه اكثر مردم ما به مليت و ايراني بودن خود افتخار مي كنند و تجربه تاريخي نشان مي دهد كه هر زمان مورد هجمه خارجي قرار گرفتيم، اين فرهنگ، تمدن و دين ما بوده كه روي مهاجم تاثير گذاشته و او شبيه ما شده است.