"عماریون"- حجت الاسلام سید یاسر بلوچی در گفتگویی با عماریون اعلام کرد که سالها پیش علی.ی که سخنران هایش را در خانه افراد برگزار می کرد؛ در شهر ری برنامه ای را در خانه یکی از مریدان خود برگزار می نماید، وی در سخنرانیش با یک اطمینان به نفس قابل توجهی از دیدارهای خود با امام زمان عج صحبت می کرد و بارها اعلام کرد که با عالم غیب ارتباط داشته و از بعضی اتفاقاتی که در آینده می افتد با خبر است.
وی در ابتدای صحبت هایش ناگهان گفت :ای کسی که با خودت کلت آورده ای تا امشب مرا ترور کنید، بهت بگم که اسلحه خودت را غلاف کن، حضرت فاطمه زهرا(س) محافظ من است!! که این حرفها موجب شد مجلس دچار هیجان شود و مریدانش که عموما افراد ساده لوح بودند به گریه بیفتند.وی در بین صحبتهای خود می گفت که در عالم رویا(نمی گفت خواب) دیدم که در یک باغی هستم، آنجا حضرت ابالفضل(ع) را دیدم ایشان را بغل کردم و گفتم آقا اینجا چکار می کنید؟ فرمودند اینجا باغ حضرت زهرا(س) است و من نگهبان این باغ هستم!! متاسفانه با حرفهایش تاثیر خاصی بر شنونده ها که اکثر آنان از جوانان ساده دل بودند، گذاشت و همه محو سخنانش بودند. و هیچکس کمترین شک و شبهه ای را در رابطه با بحث های او بخود راه نمی داد.
نکته جالب این جا بود که بعد از کلی طرح مباحث در رابطه با حالتهای تشرف خود به خدمت امام زمان و همچنین ارتباطات خاص!! محل سخنرانی را ترک نمود و در حال خارج شدن از مجلس افرادی که تحت تاثیر صحبتهایش شده بودند به دنبال او راه می رفتند وی سوار بر ماشین شد، در این بین برای من تعداد زیادی سئوال بوجود آمد که قصد داشتم از او بپرسم، لذا خود را به کنار پنجره ماشین رساندم و گفتم یه سئوال دارم، علی ی که متوجه شده بود سئوالهایم احتمالا در خصوص حرفهای کذب و بی پایه اش است نگاهی به ساعت خود انداخت و گفت من باید تا نیم ساعت دیگر شهر سمنان باشم!!، من که از این حرف جا خورده بودم به او گفتم چطور شما می خواهید از شهرری نیم ساعته به سمنان برسید؟! که در این لحظه چند نفر از اطرافیان و مریدانش با پرخاش من را از کنار ماشین دور کردند و گفتند مگر نمی دانید آقا ( علی ی) طی الارض می کنند!!! من که هنوز جواب سئوال خود را نگرفته بودم تا خواستم لب بگشایم که …دیدم مریدان به قصد برخورد فیزیکی من را دوره کردند و هر کدامشان با پرخاش و عصبانیت حرفهایی نامربوط را به من می زدند.
لازم به ذکر است علی ی هم اکنون در بازداشت نیروهای امنیتی بسر می برد.
وی در ابتدای صحبت هایش ناگهان گفت :ای کسی که با خودت کلت آورده ای تا امشب مرا ترور کنید، بهت بگم که اسلحه خودت را غلاف کن، حضرت فاطمه زهرا(س) محافظ من است!! که این حرفها موجب شد مجلس دچار هیجان شود و مریدانش که عموما افراد ساده لوح بودند به گریه بیفتند.وی در بین صحبتهای خود می گفت که در عالم رویا(نمی گفت خواب) دیدم که در یک باغی هستم، آنجا حضرت ابالفضل(ع) را دیدم ایشان را بغل کردم و گفتم آقا اینجا چکار می کنید؟ فرمودند اینجا باغ حضرت زهرا(س) است و من نگهبان این باغ هستم!! متاسفانه با حرفهایش تاثیر خاصی بر شنونده ها که اکثر آنان از جوانان ساده دل بودند، گذاشت و همه محو سخنانش بودند. و هیچکس کمترین شک و شبهه ای را در رابطه با بحث های او بخود راه نمی داد.
نکته جالب این جا بود که بعد از کلی طرح مباحث در رابطه با حالتهای تشرف خود به خدمت امام زمان و همچنین ارتباطات خاص!! محل سخنرانی را ترک نمود و در حال خارج شدن از مجلس افرادی که تحت تاثیر صحبتهایش شده بودند به دنبال او راه می رفتند وی سوار بر ماشین شد، در این بین برای من تعداد زیادی سئوال بوجود آمد که قصد داشتم از او بپرسم، لذا خود را به کنار پنجره ماشین رساندم و گفتم یه سئوال دارم، علی ی که متوجه شده بود سئوالهایم احتمالا در خصوص حرفهای کذب و بی پایه اش است نگاهی به ساعت خود انداخت و گفت من باید تا نیم ساعت دیگر شهر سمنان باشم!!، من که از این حرف جا خورده بودم به او گفتم چطور شما می خواهید از شهرری نیم ساعته به سمنان برسید؟! که در این لحظه چند نفر از اطرافیان و مریدانش با پرخاش من را از کنار ماشین دور کردند و گفتند مگر نمی دانید آقا ( علی ی) طی الارض می کنند!!! من که هنوز جواب سئوال خود را نگرفته بودم تا خواستم لب بگشایم که …دیدم مریدان به قصد برخورد فیزیکی من را دوره کردند و هر کدامشان با پرخاش و عصبانیت حرفهایی نامربوط را به من می زدند.
لازم به ذکر است علی ی هم اکنون در بازداشت نیروهای امنیتی بسر می برد.
حضرت آقا در خطبه های 29 خرداد 88 فرمودند چرا به دولت قانونی رمال و دروغگو میگویند.
ح.حد.......... که ادعای ارتباط با ائمه داره و خودش رو صاحب کرامت میدانه
خودم دیدم
ضمنا امام جمعه و ولایتی های شهرستان هم در مقابل این شخص منحرف موضع گیری میکنند
کرمانشاه -شهرستان سنقر
بس اون حرف هاله نور را چه کسی توی دهن احمدی نژاد گذاشته بود