دلسوز ها میگن که برادر من ! اون گردن افراشتتو کمی بیار پایین و دور و برتو نگاه کن ببین اگه دوره دیگه ای بود شغلت چی بود؟؟ واقعا یادت رفته از کجا رسیدی به اینجا؟؟ راستی تو مگه سنت به زمان " عمو هوشنگ " قد میده؟ تو عنفوان کودکی رات نمیدادن اونجا ها !!
یا اینکه فکر کردی کسی یادش میره به خاطر حرف مرادت ، آقای خاص!! یهو از ١٧٠ کیلو رسیدی به ٧٠ کیلو؟؟ اگه فکر میکنی کسی یادش میره حداقل روش های کاهش وزن رو از وبلاگت بردار!! یا کسی نمیفهمه که تیپ و قیافت رو با آقای خاص!! ست میکنی !! خنده های دیگران رو نمیبینی؟؟ راستی هنوزم وقتی میخای با موبایل حرف بزنی دستکش دستت میکنی؟؟ شما که اینقدر وسواس داری چرا تو انتخاب مرادت وسواس به خرج ندادی؟
بیخیال!! این صفر رو نمینویسم!! چون تا ننوشتمش عددی نیست!!
زمان قدیم یه آدم پیزوری میاد یه لگد میزنه به شیر علی قصاب ، گردن کلفت شهر !! که یه کتکی بخوره و اسمش تو زبون ها بیفته! حالا هم هر کی میخاد یه عددی به حساب بیاد ، میاد یه نیشگونی از روضه خون ها و هیئت ها میگیره!! زحمتش رو کس دیگه میکشه ، رای رو کس دیگه جمع میکنه ، کت شلوار پوشیدن و مسئولیت گرفتنشون میرسه به مومنان مسجد ندیده ی گردن افراشته!!
