پایگاه خبری تحلیلی اعتدال- از اولین باری که اسفندیار رحیم مشایی توانست تمامی توجه تمامی رسانه های داخلی و خارجی را معطوف خود کند، قریب به سه سال می گذرد . مرد پر حاشیه دولت در این مدت با جنجال آفرینی های گوناگون چهره نخست رسانه های کشور بود.
طرح دوستی با مردم اسرئیل، وجود یک خدا به ازای هر انسان، ماجرای جشن ترکیه، همایشهای سازمان میراث فرهنگی، دیدارهای غیر معمول با بازیگران جوان و سرشناس زن، سفرهای متعدد به آمریکا و اخبار تائید نشده در مورد سفرهای متعدد به هند، چگونگی عزل و نصب های وزراء، ایرانی بودن پیامبر اکرم(ص)، ادعا درباره مدیریت ظهور امام زمان(عج)، دیدارهای متعدد با هوشنگ امیر احمدی موسس انجمن ارتباط آمریکاییان و ایرانیان، همایش پر حاشیه ایرانیان خارج از کشور، جشن نوروز، قضیه رمالها و شاید دهها جنجال دیگر که رحیم مشایی به تنهایی توانسته در رسانههای کشور ایجاد کند، نشان از ظرفیتهای بالای این فرد و آشنایی و توان مدیریت کامل وی یر رسانهها دارد.
از خرداد 1387 تا اردیبهشت 1390 یعنی قریب به 33 ماه اگر تعطیلات هفتگی و مناسبتها را از مجموع تعداد روزها کم کنیم، می بینیم که هر 10 الی 15 روز کاری یک جنجال برای کشور توسط شخص وی ایجاد شده است و این جدا از سوژه سازی های سایر اعضای کابینه است.
با مرور اوضاع رسانههای مکتوب و دیجیتال کشور بعد از ماجراجوییهای آقای خاص، می بینیم که رسانهها نیز در محکومیت، نقد و حتی همراهی با این جریان سازی حرکت کردهاند، امری که به عقیده برخی کاشناسان دقیقا آن چیزی بوده است، که در آن برهه های زمانی دولت به آن نیازمند بوده است.
امروزه شاید این عقیده که انحراف اذهان عمومی از برخی مشکلات که خود از اشتباهات و قانون گریزیهای دولت ناشی می شود، اصلی ترین علت برخی بحران آفرینی های این گروه منحرف اما پر نفوذ در دولت است تقویت شده است. خواستهای که گاه هزینه ها و خسارتهای هنگفت مادی و معنوی را به مردم و نظام تحمیل کرده است.
گروه نزدیک به آقای مشایی در مطرح کردن خود از هر فرصتی استفاده می کند. افراد منتسب به این حلقه هرگاه در کارهای اجرایی با شکست مواجه شده و با خیل عظیم انتقادات کارشناسان و نمایندگان روبرو میشود، برای برون رفت از این بن بست با راه انداختن هیاهویی پوچ و بی ریشه که متاسفانه بعضا با وهن اصول انقلاب اسلامی و اسلام همراه است، به یکباره اذهان عمومی را از اصل ماجرا منحرف کرده و خود در خفا به آنچه که نباید میپردازد، همچنان که رئیس دستگاه قضا نیز بر این مطلب صحه گذاشت و از فساد اقتصادی گسترده این گروه خبر داد.
به وسط کشیدن جنگیر و رمال، بازیگران زن و هزاران موضوع کم اهمیت و بی اهمیت از سوی این گروه و دامن زدن به شایعات و نزاعها و وارد کردن رئیس جمهور در این دعواها را اگر با مسایلی همچون قرار داد گازی کرسنت، قرارداد گازی خط لوله صلح، سهم ایران در دریای خزر، تغییرات اخیر خاورمیانه و کمای دیپلماسی ایران، ایجاد خط هوایی ایران- مصر و ... مقایسه کنیم، به وضوح هزینه مادی که این حاشیه سازیهای به کشور وارد کرده است را درک خواهیم کرد.
تاکنون دلسوزان این کشور با جدا کردن حساب حلقه مخرب از رئیس جمهور، سعی داشتند تا شأن شخص دوم کشور را حفظ کنند، اما این نجابت و دور اندیشی چیزی جز جری کردن سوء استفاده کنندگان نداشت و این افراد در حیات خلوت دفتر ریاست جمهوری با مهرههای ناکارآمد خود بر روی اهداف اقتصادی خویش متمرکز شدند و رسانهها و برخی سیاسیون را به آدرسهای اشتباه فرستادند و اصولا چون برای آنها «هدف وسیله را توجیه می کرد»، حتی تخریب جایگاه ریاست جمهوری و اصولگرایان در نزد مردم ایزان و حتی دنیا سبب نشد اینها از راه ناصواب خود برگردند.
اما هر چند اصل و مشی اسلام بر مدارا است و تاکنون سعی شده است از وارد آمدن هزینههای مضاعف به کشور جلوگیری شود، اما رفتار دولت در هفتههای اخیر که برخی معتقدند باز هم فرد حاشیه ساز دولت در پشت این ماجرا بوده است، موجب شد تا آنها که سنگ این دولت را بی محابا به سینه می زدند به خود آیند و چشمها را بر واقعیتها بگشایند و در طی روزهای گذشته مخاطب کلام خود را از رحیم مشایی برگردانند و با مخاطب قرار دادن محمود احمدی نژاد وی را نسبت به عواقب ماجراجویی ها و شیطنتهای برخی از نزدیکانش برحذر دارند.
هر چند خیلی از حرمتها در طی حوادث سالهای اخیر ریخته شد، اما نظام جمهوری اسلامی همواره ثابت کرده همان قدر که در برابر ارزشها و منافع ملت با کسی شوخی ندارد، به همان میزان نیز در جذب همه افراد با سلایق گوناگون آغوشی گشوده دارد.
تداوم حمایتهای بیحساب و کتاب محمود احمدینژاد از این گروه نه چندان خوشنام و بلندپروازی های غیر منطقی آنها باعث شد تا این بار سیاسیون مخاطب خود را رئیس مشایی قرار دهند و با وی اتمام حجت کنند که دیگر او را در حیطه قانون به رسمیت می شناسند و مطمئنا قانون اهرمهای نظارت بر رئیس جمهور را مشخص کرده و از سوی دیگر، حمایتهای خاص از وی منقطع خواهد شد!
بی معنا شدن ماهیت و محوریت آقای مشایی و همراهان ایشان و بسیاری از جنجال آفرینهای سالهای اخیر و مخاطب قرار دادن آقای احمدی نژاد نشان دهنده آن است که این آخرین فرصت است و کشور می رود تا یک بار برای همیشه به این حاشیه سازیها خاتمه دهد و از تمام پتانسیل کشور برای رشد و تعالی ایران اسلامی به سوی تحقق اهداف سند چشم انداز و خدمت به مردم استفاده کنند.
این اتمام حجت در کنار افشاگری های آیت الله آملی لاریجانی در باب فساد اخلاقی و اقتصادی این گروه، دیگر جای تردید برای کسی باقی نمیگذارد که زمان شیطنت و بازی با منافع ملت تمام شده و هر که در این تایتانیک بنشیند، حتما غرق خواهد شد.
احمدي نژاد از قايق بادي مشايي پياده شو !
از همون اول کاراشون هدفدار بوده...
میگی نه صبر کن چند وقت دیگه شایدم چند سال دیگه می فهمیم
**احمدی دلاور .....الیاس را از کشتی ولایت بنداز بیرون""تا کشتی را سوراخ نکرده**
کاش همان زمان که حضرت آقا به رئیس جمهور محترم گفتند وجود این آقا در کنار ایشان به نفعشون نیست باور میکردند
کاش آقای احمدی نژاد باور کنه که ما عهد اخوت با هیچکس نبستیم!!!
همونهائی که موسویان را از چنگ قانون به خارج از کشور فراری دادن بولتن نویس مراجع تشریف دارن.
یادتون نرفته که؟!
تازه این هنوز اولشه.
کجا رفتن اونایی .........................................!
هنوزم ....................................؟
مار تو آستین پروروندین آقایون.