روزنامه جمهوری اسلامی در شماره تاریخ دوازدهم اردیبهشت خود گفتوگویی با آیتالله امینی انجام داده است و آیت الله امینی ذیل پرداختن به شخصیت شهید مطهری نکاتی را بازگو می کند.
به گزارش خبرنگار خبرنامه دانشجویان ایران، این مصاحبه که به تلاش سروش محلاتی انجام شده است، در بخشی با میان تیتر "فشارهاي روحي بر مطهري" آیت الله امینی در پاسخ به سوالی چنین می گوید: اين قضايا در اثر همان بود كه واقعيات كمتر به مراجع ميرسد.
متن این بخش از گفتوی روزنامه جمهوری اسلامی ایران با آیت الله امینی به شرح زیر است:
سروش محلاتی:حساسيت بيت مرحوم آقاي بروجردي روي آقاي مطهري به خاطر اين مسائل [کم توجهی به اندیشه بلند شهید مطهری از سوی برخی طلاب] بود؟
آيتالله اميني: فقط اين جهت نبود، جنبههاي مختلف داشت. به هرحال آقاي مطهري چون فردي بود كه از بعضي جهات انتقاد ميكرد، طبعاً به گوش آيتالله بروجردي ميرسيد. آن هم اطرافيان ميرساندند شايد خود آقاي بروجردي اگر واقعيات را ميشنيد قبول ميكرد. اما مراجع معمولاً فرصت كافي براي اين جهت ندارند، اطرافيان نگاه ميكردند، اطرافيان هم به هر حال، جوّ آن زمان را آن جور ميخواستند. آقاي منتظري ارتباط بيشتري با بيوت و با آقاي بروجردي داشت، ولي مناعت طبع و بزرگواري آقاي مطهري اقتضا نميكرد خيلي اين طرف و آن طرف برود. به علاوه آقاي منتظري به عنوان يك چهره روحاني صرف شناخته ميشد، اما آقاي مطهري به عنوان يك چهره سياسي هم مطرح بود، لذا گاهي كارهائي كه خود آقاي منتظري ميكرد، ميگفتند اين سياست آقاي مطهري است؛ همين ترويج درس امام را ميگفتند: اين سياست مطهري است و ميخواهد چه كار كند كه دارد درس امام را ترويج ميكند؟! بهرحال، آيتالله بروجردي از نظر فكري و روحي و اخلاقي، انسان بزرگ و شريفي بود، ولي برخي از كساني كه با ايشان مرتبط بودند، اين طوري نبودند.
سروش محلاتی: آقاي منتظري ميگويد "آقاي مطهري وقتي ميخواست از قم برود، نامه تشكر و خدا حافظي براي آقاي بروجردي نوشت و داد به من ببرم براي آقاي بروجردي و من يك روز نيمه شعباني رفتم، يك عدهاي هم خدمت آقاي بروجردي نشسته بودند و نامه را كه تقديم كردم، گفتم آقاي مطهري، تا اسم آقاي مطهري را آوردم، ايشان كنار زد. دو مرتبه من گفتم آقاي مطهري خواستند، ايشان كنار زد و بالاخره حاضر نشد كه آن نامه تشكرآميز را از دست من بگيرد و من را در جمع خجالت زده كرد." معلوم ميشود كه مرحوم آقاي بروجردي نسبت به آقاي مطهري حساسيت زيادي داشتهاند.
آيتالله اميني: اين قضايا در اثر همان بود كه واقعيات كمتر به مراجع ميرسد. مخصوصاً آقاي بروجردي، كه دورش را افرادي گرفته بودند كه اخبار را معمولاً از آنها ميشنيد و الاّ آقاي بروجردي كسي نبود كه واقعاً بخواهد خدمات طلبهها و فضلاء را ناديده بگيرد. آقاي مطهري هم معروف به جنبههاي سياسي بود و مسأله فدائيان اسلام هم مطرح بود. آقاي مطهري خودش جزء فدائيان اسلام نبود اما به فدائيان اسلام خوش بين بود، ارتباط تنگاتنگي نداشت ولي از ايشان دفاع ميكرد. ميگفت كارشان خوب است ولي اينها خام و نپختهاند و لذا ترديد داشتند در اين كه اينها در اين قسمت موفق ميشوند. مقصود من اين است كه بيمهري در حق آقاي مطهري، مربوط به شخص آيتالله بروجردي نبود، ايشان آدم وارستهاي بود، ولي كساني در بيت بودند كه مسائل را درست منعكس نميكردند.
* اين مشكلات آقاي مطهري به امام كه آن موقع استادشان بوده، منتقل ميشد يا نه؟ حمايت ميكردند يا نميكردند؟ به خصوص در قضيه بيت مرحوم آقاي بروجردي كه به آقاي مطهري بدبين بودند، امام ميتوانست كاري بكند و كاري كرد؟
آيتالله اميني: البته خود امام هم با همين مشكل مواجه بود. با اين كه امام خودش درس آيتالله بروجردي ميرفت و خودش از كساني بود كه باعث شد آقاي بروجردي به قم بيايد و مرجعيتشان را ترويج ميكردند ولي آقاي بروجردي، بعد به هر حال وقتي مرجع شد يك مقداري تغيير حالت داد. من يادم است كه يك روزي خدمت امام رفته بوديم و راجع به همين اصلاحات در حوزه صحبت ميشد. من به ايشان گفتم كه چرا آقاي بروجردي اين جوري هستند و با اصلاحات موافقت نميكند. امام گفتند كه آقاي بروجردي خودش از روشنفكران اين قسمت بود و يكي از جهاتي هم كه ما از ايشان ترويج كرديم همين بود و وقتي پيشنهاد مرجعيت به ايشان كرديم، گفت من نميخواهم يك صراف بشوم، پول بگيرم و بدهم، مگر اينكه آدم بتواند كاري بكند. از اين جهت اباء ميكرد از اين كه مرجعيت را بپذيرد. امام ميگفتند ما به ايشان گفتيم: اتفاقاً ما شما را انتخاب ميكنيم براي همين جهت كه چون با اصلاحات موافقيد ولي بعد از اين كه به مرجعيت رسيد همينجوري شد. امام ميگفت: مثل اين كه لازمه مرجعيت همين است! البته خود امام هم چون همان جنبههاي روشنگري و روشنفكري و امثال اينها داشت، گاهي آقاي بروجردي به ايشان هم كم لطفي ميكردند.
به گزارش خبرنگار خبرنامه دانشجویان ایران، این مصاحبه که به تلاش سروش محلاتی انجام شده است، در بخشی با میان تیتر "فشارهاي روحي بر مطهري" آیت الله امینی در پاسخ به سوالی چنین می گوید: اين قضايا در اثر همان بود كه واقعيات كمتر به مراجع ميرسد.
متن این بخش از گفتوی روزنامه جمهوری اسلامی ایران با آیت الله امینی به شرح زیر است:
سروش محلاتی:حساسيت بيت مرحوم آقاي بروجردي روي آقاي مطهري به خاطر اين مسائل [کم توجهی به اندیشه بلند شهید مطهری از سوی برخی طلاب] بود؟
آيتالله اميني: فقط اين جهت نبود، جنبههاي مختلف داشت. به هرحال آقاي مطهري چون فردي بود كه از بعضي جهات انتقاد ميكرد، طبعاً به گوش آيتالله بروجردي ميرسيد. آن هم اطرافيان ميرساندند شايد خود آقاي بروجردي اگر واقعيات را ميشنيد قبول ميكرد. اما مراجع معمولاً فرصت كافي براي اين جهت ندارند، اطرافيان نگاه ميكردند، اطرافيان هم به هر حال، جوّ آن زمان را آن جور ميخواستند. آقاي منتظري ارتباط بيشتري با بيوت و با آقاي بروجردي داشت، ولي مناعت طبع و بزرگواري آقاي مطهري اقتضا نميكرد خيلي اين طرف و آن طرف برود. به علاوه آقاي منتظري به عنوان يك چهره روحاني صرف شناخته ميشد، اما آقاي مطهري به عنوان يك چهره سياسي هم مطرح بود، لذا گاهي كارهائي كه خود آقاي منتظري ميكرد، ميگفتند اين سياست آقاي مطهري است؛ همين ترويج درس امام را ميگفتند: اين سياست مطهري است و ميخواهد چه كار كند كه دارد درس امام را ترويج ميكند؟! بهرحال، آيتالله بروجردي از نظر فكري و روحي و اخلاقي، انسان بزرگ و شريفي بود، ولي برخي از كساني كه با ايشان مرتبط بودند، اين طوري نبودند.
سروش محلاتی: آقاي منتظري ميگويد "آقاي مطهري وقتي ميخواست از قم برود، نامه تشكر و خدا حافظي براي آقاي بروجردي نوشت و داد به من ببرم براي آقاي بروجردي و من يك روز نيمه شعباني رفتم، يك عدهاي هم خدمت آقاي بروجردي نشسته بودند و نامه را كه تقديم كردم، گفتم آقاي مطهري، تا اسم آقاي مطهري را آوردم، ايشان كنار زد. دو مرتبه من گفتم آقاي مطهري خواستند، ايشان كنار زد و بالاخره حاضر نشد كه آن نامه تشكرآميز را از دست من بگيرد و من را در جمع خجالت زده كرد." معلوم ميشود كه مرحوم آقاي بروجردي نسبت به آقاي مطهري حساسيت زيادي داشتهاند.
آيتالله اميني: اين قضايا در اثر همان بود كه واقعيات كمتر به مراجع ميرسد. مخصوصاً آقاي بروجردي، كه دورش را افرادي گرفته بودند كه اخبار را معمولاً از آنها ميشنيد و الاّ آقاي بروجردي كسي نبود كه واقعاً بخواهد خدمات طلبهها و فضلاء را ناديده بگيرد. آقاي مطهري هم معروف به جنبههاي سياسي بود و مسأله فدائيان اسلام هم مطرح بود. آقاي مطهري خودش جزء فدائيان اسلام نبود اما به فدائيان اسلام خوش بين بود، ارتباط تنگاتنگي نداشت ولي از ايشان دفاع ميكرد. ميگفت كارشان خوب است ولي اينها خام و نپختهاند و لذا ترديد داشتند در اين كه اينها در اين قسمت موفق ميشوند. مقصود من اين است كه بيمهري در حق آقاي مطهري، مربوط به شخص آيتالله بروجردي نبود، ايشان آدم وارستهاي بود، ولي كساني در بيت بودند كه مسائل را درست منعكس نميكردند.
* اين مشكلات آقاي مطهري به امام كه آن موقع استادشان بوده، منتقل ميشد يا نه؟ حمايت ميكردند يا نميكردند؟ به خصوص در قضيه بيت مرحوم آقاي بروجردي كه به آقاي مطهري بدبين بودند، امام ميتوانست كاري بكند و كاري كرد؟
آيتالله اميني: البته خود امام هم با همين مشكل مواجه بود. با اين كه امام خودش درس آيتالله بروجردي ميرفت و خودش از كساني بود كه باعث شد آقاي بروجردي به قم بيايد و مرجعيتشان را ترويج ميكردند ولي آقاي بروجردي، بعد به هر حال وقتي مرجع شد يك مقداري تغيير حالت داد. من يادم است كه يك روزي خدمت امام رفته بوديم و راجع به همين اصلاحات در حوزه صحبت ميشد. من به ايشان گفتم كه چرا آقاي بروجردي اين جوري هستند و با اصلاحات موافقت نميكند. امام گفتند كه آقاي بروجردي خودش از روشنفكران اين قسمت بود و يكي از جهاتي هم كه ما از ايشان ترويج كرديم همين بود و وقتي پيشنهاد مرجعيت به ايشان كرديم، گفت من نميخواهم يك صراف بشوم، پول بگيرم و بدهم، مگر اينكه آدم بتواند كاري بكند. از اين جهت اباء ميكرد از اين كه مرجعيت را بپذيرد. امام ميگفتند ما به ايشان گفتيم: اتفاقاً ما شما را انتخاب ميكنيم براي همين جهت كه چون با اصلاحات موافقيد ولي بعد از اين كه به مرجعيت رسيد همينجوري شد. امام ميگفت: مثل اين كه لازمه مرجعيت همين است! البته خود امام هم چون همان جنبههاي روشنگري و روشنفكري و امثال اينها داشت، گاهي آقاي بروجردي به ايشان هم كم لطفي ميكردند.

