مقامات کاخ سفيد همچنان بر روي کشته شدن اسامه بن لادن مانور ويژه اي مي دهند.ژنرال دويد پترائوس که نماد اشغالگري ايالات متحده در افغانستان محسوب مي شود مانند بسياري ديگر از مقامات غربي عنوان کرده است که کشته شدن بن لادن پايان تروريسم در جهان نيست و از اين پس بايد در انتظار تقابلي جدي تر باالقاعده و طالبان بود.
واقعيت امر اين است که غرب اساسا صلاحيت تشخيص دو نقطه آغازين و پاياني تروريسم و حتي تعريف حدفاصل ميان اين دو نقطه را ندارد.مقامات آمريکايي و اروپايي در اظهارات اخير خود به گونهاي سخن مي گويند که گويا همگان 11 سپتامبر 2001 و انفجار مشکوک برجهاي دوقلوي نيويورک را نقطه آغاز تروريسم مي دانند.به عبارت بهتر،غرب بار ديگر قصد دارد تعريف ابزارگرايانه و اغواگرايانه خوداز تروريسم را در فضاي رسانه اي و هيجاني ناشي از مرگ مرد شماره يک القاعده تزريق کند.در اين برهه حساس بايد ميان "تروريسم مولد"و"تروريسم مکمل"تفکيکي عاقلانه ايجاد کرد.تروريسم مولد خطرناک ترين و اصلي ترين نوع تروريسم در جهان است ."ترورسم مولد"شاهرگ و تغذيه کننده اصلي همه گروههاي تروريستي در دنيا محسوب مي شود.در اين ميان ديگر گروههاي تروريستي نسبت به اين تروريسم مولد يا تروريسم مادر حالت مکمل را دارا هستند.
القاعده گروهي افراطي بود كه در راستاي مقابله با اتحاد جماهير شوروي و از سوي ايالات متحده آمريكا وبا همكاري مستقيم كشورهايي مانند عربستان سعودي به وجود آمد.در ميان تروريسم مولد و تروريسم مكمل رابطه اي دووجهي را نمي توان ترسيم نمود. به عبارتي ديگر در صورت از بين رفتن تروريسم مكمل و نابودي آن تروريسم مولد همچنان به حيات كلي خود ادامه خواهد داد ولي در صورت از بين رفتن تروريسم مولد تروريسم مكمل در قالبي ساكن جاي خواهد گرفت.ايالات متحده آمريکا ،انگليس و رژيم صهيونيستي اصلي ترين نمادهاي تروريسم مولد در جهان محسوب مي شوند.
اما در اين ميان تکليف القاعده و طالبان و اسامه بن لادن مشخص است. تروريسم مكمل در كل حركتي نامنظم و ساختاري نامطمئن دارد و از آنجايي كه مبدا تشديد فعاليت هاي آن تروريسم مولد مي باشد روابط مستقل و تعريف شده اي را نمي توان در ساختار آن گنجاند. القاعده و طالبان خودساختار مشخصي ندارند اما در مقاطعي حساس از سوي ايالات متحده و اتحاديه اروپا هدايت پذير بوده اند.هم اکنون اصلي ترين معضلي که غرب با القاعده دارد،غير قابل پيش بيني بودن فعاليتهاي بخشي از اعضاي اين گروه و نافرماني آنها از مديريت ابتدايي ايالات متحده بر آنهاست.از اين حيث مخالفت ميان غرب و القاعده نه بر اساس "نگاه منفي جهاني نسبت به تروريسم"بلکه بر پايه "عدم فرمان پذيري حداکثري القاعده از غرب"صورت گرفته است .
"بن لادن"طي يک دهه اخير اسم رمز تبليغاتي دو رئيس جمهور جمهوريخواه و دموکرات آمريکا محسوب شده است.بوش پسر در سال 2001 ميلادي به القاعده اي شش دانگ و تمام عيار و خستگي ناپذير نياز داشت که بتواند دو هواپيماي مسافربري را از مقابل ديدگان سيا بربايد و سپس در ارتفاعي پايين آنها را به پرواز در آورد و در نهايت آنها را به برجهاي دوقلوي تجارت جهاني بکوبد!اما امروز باراک اوباما به القاعدهاي نياز دارد که رهبر طي يک عمليات ضدتروريستي!غافلگير و کشته شود و جسد آن به دريا و در درون دهان کوسه ها انداخته شود!
در نهايت اينکه غرب بر اساس نوع رابطه اي که ميان خود و القاعده تعريف کرده است اساسا صلاحيت اظهار نظر در مورد نقاط آغازين و پاياني تروريسم در نظام بين الملل را ندارد.حقيقتي که حتي اوباما و نتانياهو نيز نسبت به آن آگاه هستند.
واقعيت امر اين است که غرب اساسا صلاحيت تشخيص دو نقطه آغازين و پاياني تروريسم و حتي تعريف حدفاصل ميان اين دو نقطه را ندارد.مقامات آمريکايي و اروپايي در اظهارات اخير خود به گونهاي سخن مي گويند که گويا همگان 11 سپتامبر 2001 و انفجار مشکوک برجهاي دوقلوي نيويورک را نقطه آغاز تروريسم مي دانند.به عبارت بهتر،غرب بار ديگر قصد دارد تعريف ابزارگرايانه و اغواگرايانه خوداز تروريسم را در فضاي رسانه اي و هيجاني ناشي از مرگ مرد شماره يک القاعده تزريق کند.در اين برهه حساس بايد ميان "تروريسم مولد"و"تروريسم مکمل"تفکيکي عاقلانه ايجاد کرد.تروريسم مولد خطرناک ترين و اصلي ترين نوع تروريسم در جهان است ."ترورسم مولد"شاهرگ و تغذيه کننده اصلي همه گروههاي تروريستي در دنيا محسوب مي شود.در اين ميان ديگر گروههاي تروريستي نسبت به اين تروريسم مولد يا تروريسم مادر حالت مکمل را دارا هستند.
القاعده گروهي افراطي بود كه در راستاي مقابله با اتحاد جماهير شوروي و از سوي ايالات متحده آمريكا وبا همكاري مستقيم كشورهايي مانند عربستان سعودي به وجود آمد.در ميان تروريسم مولد و تروريسم مكمل رابطه اي دووجهي را نمي توان ترسيم نمود. به عبارتي ديگر در صورت از بين رفتن تروريسم مكمل و نابودي آن تروريسم مولد همچنان به حيات كلي خود ادامه خواهد داد ولي در صورت از بين رفتن تروريسم مولد تروريسم مكمل در قالبي ساكن جاي خواهد گرفت.ايالات متحده آمريکا ،انگليس و رژيم صهيونيستي اصلي ترين نمادهاي تروريسم مولد در جهان محسوب مي شوند.
اما در اين ميان تکليف القاعده و طالبان و اسامه بن لادن مشخص است. تروريسم مكمل در كل حركتي نامنظم و ساختاري نامطمئن دارد و از آنجايي كه مبدا تشديد فعاليت هاي آن تروريسم مولد مي باشد روابط مستقل و تعريف شده اي را نمي توان در ساختار آن گنجاند. القاعده و طالبان خودساختار مشخصي ندارند اما در مقاطعي حساس از سوي ايالات متحده و اتحاديه اروپا هدايت پذير بوده اند.هم اکنون اصلي ترين معضلي که غرب با القاعده دارد،غير قابل پيش بيني بودن فعاليتهاي بخشي از اعضاي اين گروه و نافرماني آنها از مديريت ابتدايي ايالات متحده بر آنهاست.از اين حيث مخالفت ميان غرب و القاعده نه بر اساس "نگاه منفي جهاني نسبت به تروريسم"بلکه بر پايه "عدم فرمان پذيري حداکثري القاعده از غرب"صورت گرفته است .
"بن لادن"طي يک دهه اخير اسم رمز تبليغاتي دو رئيس جمهور جمهوريخواه و دموکرات آمريکا محسوب شده است.بوش پسر در سال 2001 ميلادي به القاعده اي شش دانگ و تمام عيار و خستگي ناپذير نياز داشت که بتواند دو هواپيماي مسافربري را از مقابل ديدگان سيا بربايد و سپس در ارتفاعي پايين آنها را به پرواز در آورد و در نهايت آنها را به برجهاي دوقلوي تجارت جهاني بکوبد!اما امروز باراک اوباما به القاعدهاي نياز دارد که رهبر طي يک عمليات ضدتروريستي!غافلگير و کشته شود و جسد آن به دريا و در درون دهان کوسه ها انداخته شود!
در نهايت اينکه غرب بر اساس نوع رابطه اي که ميان خود و القاعده تعريف کرده است اساسا صلاحيت اظهار نظر در مورد نقاط آغازين و پاياني تروريسم در نظام بين الملل را ندارد.حقيقتي که حتي اوباما و نتانياهو نيز نسبت به آن آگاه هستند.