کیهان/ خاندان عترت طاهرين از آن جهت كه همتاي قرآن كريمند ؛ هر وصفي كه درباره قرآن مطرح است ، در اين دودمان طاها و ياسين هم طرح مي شود. اگر قرآن فصل الخطاب است: نّه لقول فصل و ما هو ب الهزل (1)؛ سخنان عترت طاهرين هم اينچنين است و اگر درباره قرآن مطالبي به عرضتان مي رسد ، همان مطالب درباره عترت طاهرين هم صادق است و اگر چند جمله به عنوان تفسير قرآن ارائه مي شود ، اين به مثابه تفسير كلمات نوراني عترت طاهرين (عليهم السّلام) هم هست . اگر خداي سبحان در آيه تطهير(2) به طهارت اينها فتوا داد و اگر رسول گرامي در آن حديث ثقلين(3) اينها را همتاي قرآن كريم قرار داد ، پس تفسير قرآن كريم به مثابه تفسير كلمات اينهاست و تبيين سيره و سنّت آنها به منزله تفسير قرآن كريم است .
تلاش و كوشش دولت و ملّت براي منزوي كردن حضرت فاطمه (س)
درباره عظمت فاطمه زهرا (س) همين بس كه وجود مبارك اميرالمؤمنين ، علي بن أبيطالب (ع) در مراسم تدفين آن بانو به رسول گرامي (ص) عرض كرد : پيامبرا ! سخن از غصب فدك و مانند آن نبود و نيست ، سخن از هضم زهرا و حذف زهراست!! كه همه خواستند اين بي بي را از صحنه سياست منزوي كنند و چون كار دولتمردان نبود ، ديگران را هم با خود هماهنگ كردند ؛ به صورت امت واحد در آمدند تا زهرا را منزوي كنند ! مهمترين گزارش دنيا را كه دخترت امشب به عرض شما مي رساند : ستنبّ ئك ا بنتك النّازله ب ك اين است : ب تضافر الامّه علي هضم ها (4). به عرض شما مي رساند كه دست اندركاران دولت و ملّت با هم شدند تا زهرا را منزوي كنند . انزواي فاطمه از سوي ملّت به تنهائي ساخته نبود ، از دولت به تنهائي ساخته نبود ؛ دولت و ملّت هماهنگ شدند تا اين بي بي را هضم كنند !! گرچه نتوانستند هضم كنند .آنها با هم تضافر كردند ، تظاهر كردند ، تعاضد كردند ، تعاون كردند ، تساهل كردند تا زهرا را از صحنه خارج كنند . زيرا شنيده بودند رضاي او ، رضاي پيامبر و خداست ؛ قهر و خشم او ، قهر و خشم پيامبر و خداست .
درباره عظمت فاطمه زهرا (س) همين بس كه وجود مبارك اميرالمؤمنين ، علي بن أبيطالب (ع) در مراسم تدفين آن بانو به رسول گرامي (ص) عرض كرد : پيامبرا ! سخن از غصب فدك و مانند آن نبود و نيست ، سخن از هضم زهرا و حذف زهراست!! كه همه خواستند اين بي بي را از صحنه سياست منزوي كنند و چون كار دولتمردان نبود ، ديگران را هم با خود هماهنگ كردند ؛ به صورت امت واحد در آمدند تا زهرا را منزوي كنند ! مهمترين گزارش دنيا را كه دخترت امشب به عرض شما مي رساند : ستنبّ ئك ا بنتك النّازله ب ك اين است : ب تضافر الامّه علي هضم ها (4). به عرض شما مي رساند كه دست اندركاران دولت و ملّت با هم شدند تا زهرا را منزوي كنند . انزواي فاطمه از سوي ملّت به تنهائي ساخته نبود ، از دولت به تنهائي ساخته نبود ؛ دولت و ملّت هماهنگ شدند تا اين بي بي را هضم كنند !! گرچه نتوانستند هضم كنند .آنها با هم تضافر كردند ، تظاهر كردند ، تعاضد كردند ، تعاون كردند ، تساهل كردند تا زهرا را از صحنه خارج كنند . زيرا شنيده بودند رضاي او ، رضاي پيامبر و خداست ؛ قهر و خشم او ، قهر و خشم پيامبر و خداست .
عدم انزوا و نابودي عترت طاهرين (ع) به دليل همتائي با قرآن كريم
چنين انسان كاملي نه تنها آن روز هضم نشد ، بلكه در دوره امويان و مروانيان هم هضم نشد ، در دوره عباسيان هم هضم نشد ، در ادوار بعدي تا به پهلوي برسد هضم نشد ؛ همچنان مي ماند . زيرا اين فاطمه و ساير ذوات مقدّس، عترت طاهره قرآن كريمند و قرآن ناطقند و قرآن ،قابل هضم و انزوا نيست :يريدون ل يطف ؤا نور الله ب افواه ه م و الله مت مّ نور ه (5) در يك بخش ، و يأبي الله لا ان يت مّ نوره (6) بخش ديگر .
چرا بي بي و سائر ذوات مقدّس عترت طاهره قابل هضم نيستند ؟ چرا قرآن كريم قابل انزوا و حذف نيست ؟ براي اينكه اين نور است و از درون مي جوشد و مشتعل مي شود . اگر چيزي نور ضعيف باشد ، مانند نور شمع و فانوس ؛ قابل خاموش كردن است و اگر نوري باشد نظير نور آفتاب ، بلكه بالاتر از آفتاب و اين نور هم از درون بجوشد ، نه از بيرون ، به هيچ وجه قابل خاموش كردن نيست .
اين كه ذات أقدس له فرمود : نور خدا خاموش شدني نيست ، نمي شود با دهان و با تبليغ و قلم و بنان و بيان اين نور را خاموش كرد ؛ براي اين است كه اينها بالاتر از شمس و قمر سپهرند ، اوّلاً ؛ و از درون انسانها كه فطرت است ، افروخته مي شود ، ثانياً ؛ همانطوري كه يك نار الله الموقده(7) در دلهاي عدّه اي است ، يك نور الله هم هست كه يهد ي الله ل نوره من يشآء(8). آن نوري كه از دل برخيزد ، با فوت دهان خاموش نمي شود . اين نور هرگز خاموش شدني نيست ، بلكه مشتعل مي ماند تا رسيدن به لقاي الهي .
چنين انسان كاملي نه تنها آن روز هضم نشد ، بلكه در دوره امويان و مروانيان هم هضم نشد ، در دوره عباسيان هم هضم نشد ، در ادوار بعدي تا به پهلوي برسد هضم نشد ؛ همچنان مي ماند . زيرا اين فاطمه و ساير ذوات مقدّس، عترت طاهره قرآن كريمند و قرآن ناطقند و قرآن ،قابل هضم و انزوا نيست :يريدون ل يطف ؤا نور الله ب افواه ه م و الله مت مّ نور ه (5) در يك بخش ، و يأبي الله لا ان يت مّ نوره (6) بخش ديگر .
چرا بي بي و سائر ذوات مقدّس عترت طاهره قابل هضم نيستند ؟ چرا قرآن كريم قابل انزوا و حذف نيست ؟ براي اينكه اين نور است و از درون مي جوشد و مشتعل مي شود . اگر چيزي نور ضعيف باشد ، مانند نور شمع و فانوس ؛ قابل خاموش كردن است و اگر نوري باشد نظير نور آفتاب ، بلكه بالاتر از آفتاب و اين نور هم از درون بجوشد ، نه از بيرون ، به هيچ وجه قابل خاموش كردن نيست .
اين كه ذات أقدس له فرمود : نور خدا خاموش شدني نيست ، نمي شود با دهان و با تبليغ و قلم و بنان و بيان اين نور را خاموش كرد ؛ براي اين است كه اينها بالاتر از شمس و قمر سپهرند ، اوّلاً ؛ و از درون انسانها كه فطرت است ، افروخته مي شود ، ثانياً ؛ همانطوري كه يك نار الله الموقده(7) در دلهاي عدّه اي است ، يك نور الله هم هست كه يهد ي الله ل نوره من يشآء(8). آن نوري كه از دل برخيزد ، با فوت دهان خاموش نمي شود . اين نور هرگز خاموش شدني نيست ، بلكه مشتعل مي ماند تا رسيدن به لقاي الهي .
ضرورت برخورداري از« انگيزه الهي » ،« استقامت » و « انديشه ناب »
ذات أقدس له ما را در بخشي از آيات قرآن، به 3 اصل دعوت كرده ؛ يكي داشتن انگيزه الهي ، يكي داشتن استقامت و پايمردي و پايداري ، يكي هم داشتن انديشه ناب . اين 3 اصل هميشه بود ، الآن هم هست . آيات قرآن كه سراسر نور است ، معارف فراواني دارد . زاويه اي از آن معارف همين اصول 3 گانه است.در گوشه بي گوشه دل، شه رهي است ؛ اين شاهراه كه از زاويه بي زاويه دل شروع مي شود ، ما را مي رساند به آن لاشرقي و لا غربي و گفتند : تا به آنجا نرسيده اي ، نايست ! اين 3 مطلب ، در بخش پاياني سوره مباركه سبأ است .
ذات أقدس له ما را در بخشي از آيات قرآن، به 3 اصل دعوت كرده ؛ يكي داشتن انگيزه الهي ، يكي داشتن استقامت و پايمردي و پايداري ، يكي هم داشتن انديشه ناب . اين 3 اصل هميشه بود ، الآن هم هست . آيات قرآن كه سراسر نور است ، معارف فراواني دارد . زاويه اي از آن معارف همين اصول 3 گانه است.در گوشه بي گوشه دل، شه رهي است ؛ اين شاهراه كه از زاويه بي زاويه دل شروع مي شود ، ما را مي رساند به آن لاشرقي و لا غربي و گفتند : تا به آنجا نرسيده اي ، نايست ! اين 3 مطلب ، در بخش پاياني سوره مباركه سبأ است .
تهديدها و آفت هاي پيش روي جوانان به عنوان « نسل سوّم انقلاب »
سرّ انتخاب اين بحث در مجمع شما تشكلات جوانان مذهبي مشهد اين است كه اكثر قريب به اتفاق شما را نسل جوان تشكيل مي دهد . نسل جوان ، نسل سوّم انقلابند . نسل اوّل انقلاب مشكلاتي اصلاً ندارد يا بسيار كم دارد؛ نسل دوّم انقلاب هم به شرح ايضاً . نسل سوّم انقلاب نه خطرات طغيان طاغوت قبل از انقلاب را ديده اند تا از او تبرّي كنند ؛ و نه قيام الهي امام راحل را ديده اند تا به اين تولّي كنند؛ نه در جريان جنگ حضور فعال داشته اند تا ابهت و جلال و شكوه اسلام و انقلاب را ببينند !
سرّ انتخاب اين بحث در مجمع شما تشكلات جوانان مذهبي مشهد اين است كه اكثر قريب به اتفاق شما را نسل جوان تشكيل مي دهد . نسل جوان ، نسل سوّم انقلابند . نسل اوّل انقلاب مشكلاتي اصلاً ندارد يا بسيار كم دارد؛ نسل دوّم انقلاب هم به شرح ايضاً . نسل سوّم انقلاب نه خطرات طغيان طاغوت قبل از انقلاب را ديده اند تا از او تبرّي كنند ؛ و نه قيام الهي امام راحل را ديده اند تا به اين تولّي كنند؛ نه در جريان جنگ حضور فعال داشته اند تا ابهت و جلال و شكوه اسلام و انقلاب را ببينند !
جواني كه 20 ، 25 سالش است و يا زير 20 سال ؛ اين در نسل سوّم جاي دارد. نه اعلاميه هاي امام و سخنراني هاي امام و تبعيد امام و 15 خرداد و 17 شهريور و تبعيد به تركيه و مانند آن را ديد كه بداند اين انقلاب با چه جلال و شكوهي سرمايه گذاري شده ! در زمان جنگ و دفاع مقدّس هم او دوران خردسالي اش را طي مي كرد ؛ نه بمباران مناطق مسكوني را مي ديد ، نه در آن شبهاي عمليات حضور داشت ، نه در جبهه شركت كرد ، نه از مينها با خبر بود ، نه از كشته شدنها با خبر بود، نه از شهادتها و اسارتها آگاهي داشت ! از قبل از انقلاب و انقلاب و جنگ، دستش تهي است . اين نسل سوّم انقلاب خداي ناكرده در معرض تهاجم و يا شبيخون فرهنگي است !!
مشكلات جدّي حضرت امير (ع) با نسل سوّم انقلاب پيامبر اكرم (ص)
مشكل علي بن أبيطالب ، مشكل نسل سوّم انقلاب پيغمبر بود . آنها كه هم سن علي بودند ؛ يا رحلت كردند ، يا منزوي شدند . آنها كه دوران ميانسالي علي را ديدند، نسل دوّم بودند ؛ آنها يا شوريدند ، يا دستشان كوتاه شد . وجود مبارك علي بن أبيطالب سال13 در مكه ، در صحابت رسول گرامي آن دوران تلخ را پشت سر گذاشت . 10 سال بعد از هجرت در مدينه ،دوران خندق و خيبر و بدر و احد و حنين را با سلحشوري پشت سر گذاشت . وقتي خانه نشين شد بعد از جريان بي بي (س) ، 25 سال به كشاورزي مي پرداخت . در اين 25 سال افراد فراواني مردند و افراد فراواني به دنيا آمدند .
مشكل علي بن أبيطالب ، مشكل نسل سوّم انقلاب پيغمبر بود . آنها كه هم سن علي بودند ؛ يا رحلت كردند ، يا منزوي شدند . آنها كه دوران ميانسالي علي را ديدند، نسل دوّم بودند ؛ آنها يا شوريدند ، يا دستشان كوتاه شد . وجود مبارك علي بن أبيطالب سال13 در مكه ، در صحابت رسول گرامي آن دوران تلخ را پشت سر گذاشت . 10 سال بعد از هجرت در مدينه ،دوران خندق و خيبر و بدر و احد و حنين را با سلحشوري پشت سر گذاشت . وقتي خانه نشين شد بعد از جريان بي بي (س) ، 25 سال به كشاورزي مي پرداخت . در اين 25 سال افراد فراواني مردند و افراد فراواني به دنيا آمدند .
وقتي خلافت به عرض علي بن أبيطالب معروض شد و حضرت زمام خلافت را به دست گرفت ، اكثر قاطع كساني كه بايد جبهه ها را اداره مي كردند ، نسل سوّم انقلاب بودند و علي بن أبيطالب را نشناخته بودند . نه مكه را ديده بودند ، نه دوران مبارزات 10 ساله مدينه را ديدند ، نه آن فداكاريهاي قبل و بعد را مشاهده كرده بودند ! و اميرالمؤمنين به اين نسل سوّم مي فرمود : نه شما خودم را ديديد ، نه پيامبر را ديديد كه درباره من در غدير چه گفت ، در يوم الدّار(9) چه گفت، در مبارزات ديگر چه گفت ، در مناظرات ديگر چه گفت ؛ نه حرف او را شنيديد ، نه فعل مرا ديديد !! بنابراين شمائيد با سابقه كم يا بي سابقه و اگر بيگانه بخواهد در شما اثر بگذارد ؛ قلبتان آرام و ساده است و مي پذيرد .
به فرزندش فرمود : تو جواني ؛ نه آن دوران قبل را ديدي ، نه در جريان غدير با آن جلال و شكوه بودي ؛ با اينكه فرزند من هستي ، امّا ممكن است قلب جوان مثل سرزمين موات باشد ؛ بيگانه در اين سرزمين موات بذر افشاني كند و اين دل را تصاحب كند ! شايد اين سخن را كه در نهج البلاغه مي خوانيم ، براي قاطبه جوانهاي عادي فرمود ، نه براي فرزندان خود . آنها تربيت شدگان فاطمه (س) بودند ؛ ولي خطر نسل جوان اين است .
در نهج البلاغه يك بيان است ، در بيانات رسول گرامي يك مطلب است ؛ اين دو مطلب را كه جمع
بكنيم ، خطر نسل جوان روشن مي شود كه ممكن است بيگانه سرمايه گذاري بكند و نسل جوان را بربايد . وقتي نسل جوان را ربود ، كشور به غارت مي رود . آن سالمند، قدرت مبارزه را از دست داده است ؛ تنها نيروئي كه مي تواند در خاكريز اوّل و دوّم فداكاري كند ، نسل جوان است .
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در ديدار با اعضاي مجمع فرهنگي مذهبي موعود (عج) و اقشار مختلف مردم به مناسبت ايام فاطميه ـ مشهد مقدّس ؛ حسينيّه هراتيها ـ 11 / 5 / 1381
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) طارق / 13 و 14 (2) اشاره به:احزاب / 33 (3) ر . ك : وسائل الشيعه / 27 / 34
(4) نهج البلاغه / خ202 (5) صف / 8 (6) توبه / 32
(7) همزه / 6 (8) نور / 35 (9) ر . ك:بحار الأنوار / 10 / 432
خوان حكمت در ايام فاطميه، روزهاي زوج منتشر مي شود.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در ديدار با اعضاي مجمع فرهنگي مذهبي موعود (عج) و اقشار مختلف مردم به مناسبت ايام فاطميه ـ مشهد مقدّس ؛ حسينيّه هراتيها ـ 11 / 5 / 1381
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) طارق / 13 و 14 (2) اشاره به:احزاب / 33 (3) ر . ك : وسائل الشيعه / 27 / 34
(4) نهج البلاغه / خ202 (5) صف / 8 (6) توبه / 32
(7) همزه / 6 (8) نور / 35 (9) ر . ك:بحار الأنوار / 10 / 432
خوان حكمت در ايام فاطميه، روزهاي زوج منتشر مي شود.