۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۵:۰۳
كتاب‌هايي با موضوعاتي تكراري!

هر کتابی به یک بار خواندن می ارزد؟!

کد خبر : ۲۰۶۰۹

"صراط" - بارها و بارها شاید از زبان دهها نوع آدم با صدها نوع طرز تفکر شنیده باشیم:«کتاب بخوانید.هر کتابی! هر کتابی به یک بار خواندنش می ارزد. شاید حتی یک نکته ناگفته داشته باشد که به شما بیاموزد!». آیا واقعا این جمله درست است؟!
۲: کتاب‌های عامه‌پسند ادبی
بسیاری از آن‌ها که خودشان را معتاد کتاب خواندن می‌دانند و غالباً هم تا بحث از کتابخوانی می‌شود جز اولین مدعیان‌اند، آنهایی‌اند که کتاب‌های رمان و داستانی عامه پسند را می‌پسندند و مطالعه می‌کنند. البته اینکه واقعا خیلی‌ها به این نوع کتاب‌ها به دلایلی چون جذابیت داستان‌هایشان که غالباً با موضوع عشقی و رمانتیک یا با موضوعاتی از قبیل قتل و دزدی و … معتاد هستند فی‌نفسه موضوع بدی نیست، چون به هر حال درصد عمده‌ای از کسانی که در آمارهای زسمی کتابخوانی می‌آیند جز این دسته هستند. با این حال، باید دید آیا خواندن این کتاب‌ها خوب است یا بد؟! اینکه واقعاً حجم عمده‌ای از این کتاب‌ها مورد استقبال قرار می‌گیرند موضوعی است که باید به جذابیت کتاب نظر انداخت یا به جامعه؟!… و شاید ده‌ها سوال دیگر. اما سوال اصلی اینجاست: «هدف از مطالعه این کتاب‌ها سرگرمی است یا آموختن به روش غیرمستقیم؟!»
تفاوت عمده کتاب‌های ادبی مفیدی که در آن‌ها پر است از حرف‌های مهم و نغز که اسرار زندگی نویسنده‌ای متفکر است با بسیاری از داستان‌های عامه پسند که موضوعات بسیاری از آنها تکراری است و بسیاری از انسانها با کمی تمرین هم می‌توانند چنین آثاری بنویسند دقیقاً در پاسخ به این سوال است! اگر هدف خواننده از کتابخوانی تنها سرگزمی و گذران وقت است و هدفی چون آموختن، یادگرفتن تکنیک‌های جدید و حذاب نویسندگی، استفاده از تکنیک‌های زندگی آدم‌های موفق داستان‌ها در زندگی واقعی و… نیست شاید با خواندن این کتاب‌ها به هدفشان برسند. اما اگر خیلی‌ها که در این دوره و زمانه که وقت را طلا می‌دانند برای کتاب‌ خواندن و در عین لذت بردن، چیز آموختن و روش زندگی و حرف‌های سیاسی و اجتماعی مهم شنیدن هدف اصلی‌شان باشد، خواندن کتاب‌های ادبی عامه پسند روش درستی نباشد! داستان دختر و پسری که برای رسیدن به هم باید از ده‌ها مشکل عبور کنند و شاید در این میان درگیر داستانی جنایی شوند و یا از هم جدا بمانند و یا شاید حتی با هم زندگی کنند و از هم بدشان بیاید و …داستان‌هایی است که شاید نیاز نباشد خواننده برای دانستن موضوع آن وقت خود را تلف کند، چون بسیاری از این آثار هر روزه از شبکه‌های داخلی و خارجی به صورت سریال و فیلم به نمایش در می‌آید و تفاوتشان با کتاب تنها در تحوه ارائه است و لاغیر! داستان‌هایی که سر آخر همه چیز به خوبی تمام می شوند و در نهایت اگر نویسنده خیلی جسارت داشته باشد، خلاف سنگین‌اش این است که عشاق را به هم نمی‌رساند و…
…پس نتیجه بحث چندان دور از ذهن نخواهد بود. بسیاری از این کتاب‌ها نه تنها در آموختن روش زندگی چیزی در چنته ندارند که تنها می‌توانند زمان‌های مفیدی که می‌توانست با کتاب‌های بسیار مفیدتر پر شود را از خواننده گرفته اند، بدون اینکه خوانندگان چیز مهمی از کتابخوانی عایدشان شود! اما در نهایت امر شاید پرداختن به این موضوع که برخی نیز بنا به توصیه، برای راه‌افتادن در کتابخوانی سعی می‌کنند از این کتاب‌ها آغاز کنند خالی از لطف نباشد. این اتفاق غالباً برای کسانی که هدفشان از کتاب خواندن سرگرمی نیست مسلماً نمی‌تواند مفید باشد، چه از خواندن آن‌ها کتاب‌خوان حرفه‌ای که بتواند با آموختن از کتاب به کتاب نویسی روی آورد یا با یاد گرفتن از کتاب زندگی واقعی‌شان را تغییر دهند، تربیت نمی‌شود. خواندن کتاب‌هایی که شاید یک نویسنده با دهها عنوان شبیه به هم در طول عمر منتشر کند و بسیار هم مورد اقبال عامه قرار گیرند، با تمام این مسایل این‌ها کتاب‌هایی است برای سرگرمی و نه برای آموختن یک زندگی متفاوت. دنیای کتاب‌هایی با موضوعات تکراری!