سانسور
كتمان حقيقت، التباس حق به باطل، تحريف و تصحيف و مانند آن را سانسور مى خوانيم. به عبارت ديگر سانسور يعنى،
مميزى و تفتيش مطبوعات، مكاتيب، نمايش ها و همايش ها است. سانسور، ممانعت از ايراد سخن ها، انتشار آثار و ابراز وجود انسان ها است. البته سانسور، اساسأ توسط دولت ها و براى سيطره بر ملت ها، اعمال مى شود، اما آنچه نگارنده را به واكاوى و باز تعريف مسئله سانسور وامى دارد، بهاء و بهانه اى است كه اين روزها در قالب خود سانسورى
سايت هاى اينترنتى و مطبوعات كثيرالا نتشار به چشم مى خورد! در دنياى مجازى و عصر ارتباطات كه به نظر مى رسد، بايد آسان ترين مسئله، مسئله آزادى بيان و بر قرارى آزاد و آسان ارتباطات باشد، افراد و گروه هايى از مردم، هر يك به طور جدا، جدا، اقدام به تأسيس و راه اندازى روزنامه ها، مجله ها و سايت هاى خبرى و بنگاه هاى سياسى زود بازده مى نمايند و به طور تؤامان، دو هدف موازى و متضاد را دنبال مى كنند. هدف اول، صرفأ ياد داشت هاى خود و دوستان همراه و هم گروهشان را منتشر مى كنند! و هدف دوم، مطالب ديگران و كسانى را كه با ايشان هماهنگى فكرى و هم انديشى سياسى ندارند، سانسور مى كنند! اينگونه نگاه ضعيف و سخيف به ملزومات ركن چهارم دموكراسى و اساس مردم سالارى دينى، باعث تضعيف فضاى نقد و انديشه و انزواى نويسندگان و انديشمندان از يك سو، و رشد قارچ گونه
و تقويت رو به تزايد رانت و سرمايه دارى رسانه اى، از سوى ديگر مى گردد. معلوم است كه وقتى يك سرمايه دار پشت پرده يك رسانه، اعم از روزنامه ها و سايت ها قرار مى گيرد، هدف وسيله را توجيه مى كند و ارتقاء سطح علم و آگاهى مطرح نيست، بلكه مراد تأثير گذارى ثروت و قدرت، بر فضاى مجازى و با هدف ترور شخصيت آگاهان اجتماعى است.
از اين رو، آثار افراد وابسته و وارثان قدرت و ثروت، هرچند ضعيف و محكوم به اشكال و انحراف، در جرايد و سايت هاى آنان، به بهترين وجه ممكن منتشر مى شود و نظرات و ديدگاه هاى صاحب نظران و انديشمندان، هر چند غنى و قوى سانسور مى شود! در حقيقت، مراد از انتشار روزنامه و مديريت سايت، هم افزايى انديشه و افزايش آگاهى هاى سياسى نيست، بلكه غرض، يارگيرى از افراد و دامن زدن به گروه گرايى، با هدف دسترسى بيش از پيش به قدرت و ثروت است. صدر و ذيل مطالب مطبوعات و صفحه سايت ها، توسط عده اى محدود و شناخته شده براى خود و نا شناخته براى مردم، اداره مى شود. اين افراد هر چه مى نويسند و يا از آنها مى خواهند كه بنويسند، تيتر يك مى شود و در مقابل، هم آنهايى كه بر طبل آزادى بيان و ضرورت تشكيل اطاق هاى آزاد فكر مى كوبند، حتى يك مقاله علمى از ديگران را بر نمى تابند!
نو بهار است در آن كوش كه خوش دل باشى
كه بسى گل بدمد باز و تو در گل باشى
بعضى از دوستان به بنده توصيه مى كنند، من كه مطالب علمى و فرهنگى مى نويسم، بهتر است وارد چالش هاى سياسى و مواضع جناح ها و افراد نشوم. ضمن قدر شناسى و احترام نسبت به نظرات خيرخواهانه عزيزان مشفق، مشفقانه
مى كوشم، فارغ از گرايش هاى حزبى، به فرهنگ و دغدغه هاى فرهنگى معاصر بپردازم. اما، تنها براى خالى نبودن عريضه، عرض مى كنم، در روز و روزگارانى نه چندان دور و دير كه مميزى كتاب و مطبوعات و سايت ها و سانسور و فيلترينگ، كمى نا قسمتى، تنگ تر نشان مى داد، برخى از مديران كنونى و نويسندگان وابسته به آنان، همى بانگ بر
مى آوردند، خلق الله چه نشستيد كه آزادى مرد! اما همين كه خود بر كرسى رياست و بر صدر مى نشينند، تو گويى ناگهان تعريف حلال و حرام خداعوض مى شود!؟ باز هم، كتاب ها، مجله ها ، روزنامه ها و سايت هاى تحت سلطه و سيطره، اعضاى ميتينگ هاى انتخاباتى و از محل بودجه هاى از پيش تعيين شده، مهندسى، چاپ و منتشر و آثار ديگران سانسور و وتو مى شود! در حكومت اسلامى كه امام خمينى (ه) آن را فلسفه عملى فقه مى داند، مشروعيت دستگاه ها على الاعموم، به ولايت فقيه است و كسانى كه نسبت به ولايت التزام عملى ندارند، حق دخل و تصرف و نقش آفرينى منفى
و مخرب در ساز و كار حكومت و بيت المال مسلمين را ندارند.
امام على (ع) در خطبه شقشقيه ضمن معرفى خط نفاق مى فرمايند،
"......... اما هنگامى كه زمام كار را به دست گرفتم، جماعتى از ايشان عهد خود را شكستند و گروهى از دين بيرون شدند و قومى همدست ستمكاران گرديدند، گويى اينان سخن خداى سبحان را نشنيده بودند كه فرمود، سراى آخرت از آن كسانى است كه در زمين، نه برترى مى جويند و نه فساد مى كنند، و سر انجام نيكو از آن پرهيزگاران است."
كاسه و كوزه ايمان كه نمودند درست
ديدم آن كاسه به تنگ آمد و آن كوزه شكست.
محمد تقي فرجي
فرهنگ و دغدغه هاى فرهنگى
کد خبر : ۱۸۷۶۰۶