۱۰ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۹

انتقادآیت الله جوادی آملی ازمکتب ایرانی

کد خبر : ۱۸۷۲۲
به گزارش مهر، آیت الله عبدالله جوادی آملی در دیدار فعالان تشکلهای قرآنی خمینی شهر اصفهان، در سخنانی با تبریک سال جدید به ملت شریف ایران، اظهار داشت: نظام اسلامی مدیون قران و عترت است.

مفسر بزرگ قرآن کریم با تبیین ویژگیهای جامعۀ قرآنی، حرکت در مسیر قرآن و اهل بیت را رمز صیانت انسان از انحرافات دانست و با بیان اینکه اسلام و مذهب ایران را نگه داشته است، از قرآن به عنوان میزان و ترازوی سنجش انسان یاد کرد.

وی با انتقاد از ترویج مکتب ایرانی به جای مکتب اسلام، تاکید کرد: درست است که ایران مرز پرگهر و وطن ما است، اما این اسلام، مذهب و روحانیت است که ایران را نگه داشته است.

استاد برجستۀ حوزۀ علمیه تصریح کرد: رویکرد نظام اسلامی ما قرآنی است و با این رویکرد حیات خود را ادامه می دهد تا این امانت به دست صاحب اصلی آن حضرت صاحب الامر(عج) تقدیم شود.

این مرجع تقلید افزود: اینها سرمایه ماست، بنابراین با داشتن این سرمایه ها هم می توانیم تکبر نداشته باشیم، نه بی جا برویم و به برکت قرآن و عصمت و عترت یک سر و گردن هم از دیگران بالاتر باشیم و یقیقنا قرآن هم ما را حفظ می کند.

آیت الله جوادی آملی با اشاره به روایتی مبنی بر اینکه خود را بر قرآن عرضه کنید، تاکید کرد: پیامبر گرامی اسلام و ائمه اطهار(ع) تاکید می کردند که قبل از اینکه شما را وزن کنند، خودتان را وزن کنید، مقصود از این سخن وزن کردن ظاهری نیست بلکه مقصود جان و هویت انسان است.

هویت انسان با قرآن سنجیده می شود

مفسر قرآن کریم از این کتاب آسمانی به عنوان میزان و ترازوی سنجش انسان یاد و تاکید کرد: هویت انسان با قرآن سنجیده می شود و اگر انسان قرآن را درست نفهمد، میزان را درست نشناخته است و در چنین شرایطی توزین با میزان ناشناخته امکان ندارد، ما باید کیفیت بهره وری از قرآن را با تفسیر و اراک مفاهیم به درستی بفهمیم و به آن عمل کنیم.

مرجع عالیقدرجهان تشیع با اشاره به مفاهیم بلند وپرمحتوای قرآن کریم، خاطرنشان کرد: برای توده مردم ادراک ابتدایی از قرآن کریم هم مقدور و هم وظیفه است، ما که جزو توده مردم هستیم و از سوادی متوسط برخورداریم باید به این امور توجه کنیم.

وی با بیان اینکه ذات اقدس اله دوشاخص مهم وزین و آسان بودن را برای قرآن کریم مشخص کرده است، تاکید کرد: قرآن کریم کتابی است وزین و آسان، این دو شاخصه در کُنه این کتاب آسمانی وجود دارد و ما باید به خوبی آن را تشخیص داده و هر روز خود را با آن بسنجیم و به همراه آن پیش برویم.

اسطوره و خیالبافی در قرآن جایی ندارد

آیت الله جوادی آملی گفت: قرآن کریم حرف سبک، بی محتوا، بی دلیل نمی زند و اسطوره و خیال بافی در آن جایی ندارد؛ اگر حرفی بی دلیل زدیم و کاری بی جهت کردیم معلوم می شود عمل و حرف ما قرآنی نبوده است.

وی تصریح کرد: درست است که آیاتی درقرآن کریم وجود دارد که بسیاری ازمفسران هم در آن مانده اند، اما همان آیات بوسیله مثل، قصه و داستان به قدری رقیق می شود که برای همه افراد قابل فهم است.

استاد برجستۀ حوزۀ علمیه تصریح کرد: قرآن کریم چون وزین است، قابل نقد نیست، چون با مغز است وزین است، اما سنگین نیست و چون با فطرت هماهنگ است، علم پذیر است.

آیت الله جوادی آملی یادآور شد: حال که ترازو مشخص شد توزین نیز آسان می شود، هرگاه کار خوب و وزین انجام دادیم باید خدا را شاکر باشیم و اگر کار و یا حرف و عمل اشتباه و نادرست از ما سرزد باید استغفار کنیم.

وی با تبیین ویژگی های جامعه قرآنی، تصریح کرد: ما در شرایط کنونی دو وظیفه سنگین و مهم داریم، نخست اینکه خود قرآنی باشیم و دوم اینکه با تمام وجود از قرآن دفاع کنیم.

این مرجع تقلید تاکید کرد: ما سر سفره شهدا هستیم، تمام خدماتی که در کشور می شود که کم هم نیست نخست ثواب آن را در کارنامه امام راحل و در مرحله بعد در کارنامه مسئولان می نویسند.
نظرات بینندگان
مهران آزادپی
|
United States of America
|
۱۵:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۱/۱۰
۱
۲
صراط جان ، به این نکات عنایت ویژه داشته باش - ( کاش می شد با خط درشت بنویسم )
مکتب ایران به جای مکتب اسلام نیست .
مکتب ایران جایگزین مکتب اسلام نیست.
کسی نمی خواهد مکتب اسلام را بردارد .
کسی نمی خواهد به جای مکتب اسلام مکتب ایران را جایگزین کند .
اصلا در فطرت ما ایرانیان این مقوله جای نمی گیرد که مکتبی را جایگزین اسلام کنیم .
مکتب ایران ، مکتب شیعه اثنی عشری است .
مکتب ایران شالوده و اساس و بنیادش بر اسلامی واقع است که چراغداران آن نورشان از خورشید ، منور تر است .
مکتب ایران مکتب افراط و تفریط نیست .
مکتب ایران فلسفه انتظار است .
مکتب ایران سرسپردگی به گورستان تاریخ نیست .
مکتب ایران دل سپردگی به حضرت موعود است .
مکتب ایران شیعه ولائی است که گردن نمی کشد .
تابع محض ولایت است .
شوق است - شور است - شعور است - نمی آزارد - خشن نیست - مدیر است - به مستکبران باج نمی دهد - اما چنگ و دندان هم نشان نمی دهد . کفر ستیز است - وبا مومنان رحیم - مصداق اشداء علی الکفار است .
همه فهم است . قابل درک است - زبان زبر ندارد - دست زور ندارد - دست امیرالمومنین است . انبر داغ بر کف دستان عقیل می نهد . رنج روستازادگان محروم را التیام است .
از دارا میستاند به عدل - به نادار می دهد به عدل -
کجای این همه که گفتم جای برنتابیدن دارد؟؟؟؟؟؟
کجای این همه که نوشتم جای دشمنی دارد؟؟؟؟؟؟
مکتب ایران ، تعریف ایرانی و شیعی و منتظر از اسلام است .
ناشناس
|
United States of America
با سلام خدمت آقاي آزادپي؛بازهم كامنتهاي طولاني فاقد استدلال منطقي و مشتمل بر اطناب ؛ اطاله كلام تكرار بيجا و توسل به مغالطلات گوناگون.حداقل يكبار هم كه شده لطف كرده پاسخ منتقدان نظرات خود را خوانده و آنها را قابل دانسته و در صورت داشتن پاسخ و مطمئن بودن به راه خودتان در پيروي از رييس دفتر رييس جمهور؛با منتقدان وارد گفتگو شده يا ايشان را قانع كنيد يا اينكه دست از اين نظرات برداريد.به نظر مي رسد شما از شاگردان موفق مكتب اسفنديار در پراكندن شبهه و بي توجهي به پاسخ ديگران هستيد.علي ايحال در مورد اين آخرين كامنت شما نكات زير به عرض مي رسد:
1.ازعدم مخالفت مكتب ايران با مكتب اسلام سخن گفته و درسازگاري اين دو با هم داد سخن داده اييد.اما بنده شما را به ديدن فيلم اختتاميه همايش ايرانيان خارج از كشور كه رييس دفتر رييس جمهور در آن جا به طرح اين موضوع پرداخته است ارجاع مي دهم.در آنجا رييس دفتر رييس جمهور بعد از كلي زمينه چيني در مورد خاصيتهاي ايران و ايراني -كه در قسمتي از سخنان ايشان به خوبي بوي مشمئز كننده نژاد پرستي استشمام مي شود- بدون تاكيد ويژه ايي بر بعد مسلماني ايرانيان؛ ناگهان مي گويند بنابراين من اصرار داردم كه به جاي مكتب اسلام بگوييم مكتب ايران.
لذا فضاي طرح موضوع با زمينه چيني قبلي در طرح آن در آن جلسه به خوبي القا كننده تقابل بين مكتب اسلام و مكتب ايران در كلام رييس دفتر رييس جمهور است.اما اينكه ايشان مي گويند حقيقت اسلام ناب در مكتب ايران مطرح است حرفي است كه بعد از اين زمينه چينيها و القاي اين تقابل به صورتي ظريف و ظاهرا زيركانه و احتمالا براي پاسخ به منتقدان؛ بيان مي شود.
2.اصولا هر مكتب فكري را يا به نام بنيانگذاران آن مي نامند يا با توجه به محتواي فكري آن.اگر منظور از مكتب ايران حقيقت اسلام ناب و تشيع اثني اشري است؛ بنابراين بايد اين چنين مكتبي را مكتب پيامبرخاتم ؛مكتب اسلام ؛ مكتب تشيع ؛ مكتب اهل بيت يا مكتب جعفري بناميم .ناميدن اين بسته فكري به نام مكتب ايران اساسا غلط است؛ زيرا ايرانيان هرچند اين بسته فكري را به جان پذيرفته و در راه اعتلاي آن تلاش كرده اند اما نه بنيانگذار آن بوده اند نه محتواي آن ارتباطي به ايرانيت ايرانيان دارد.
3.هر مكتب فكري به افرادي به عنوان متخصصان مسلط به مباني آن مكتب و تبيين كنندگان آن نيازدارد تا ايشان آن مكتب را براي كساني كه با آن ناآشنا هستند تبيين كرده و مانع بروز انحرافات در آن شوند.در مورد دين خاتم و تجلي نابترين و صحيح ترين برداشت آن يعني تشيع اثني اشري؛ در زمان غيبت فقها و علماي دين متخصصان و تبيين كنندگان آن هستند.طبيعي است ايشان از ديگران احق به نامگذاري آن بوده كه همگي بالاتفاق اين عنوان جعلي را رد كرده اند و رييس دفتر رييس جمهور اساسا در جايگاهي قرار ندارد كه صلاحيت ورود به اين مباحث را داشته باشد هرچند اگر رييسش و يا شايد هم مرئوسش!! او را اسلام شناس خبره بپندارد.
4.از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تمام تلاش مسوولان عالي رتبه نظام خصوصا امام و رهبري برايجاد وحدت در امت اسلامي متمركز بوده است.در اين راستا هيچگاه مسوولان تاكيد ويژه ايي بر تشيع به عنوان اسلام ناب نداشته اند و احيانا اگر در مناسبتهاي خاصي مانند عيد غدير به آن اشاره مي شده اولا ازعنوان مكتب اهل بيت استفاده مي شده است و ثانيا از كنار اين مسئله بدون تبليغات شديدو پرحجم عبور مي كرده اند و در واقع تمام تمركز بر عنوان مكتب اسلام بوده است كه عنواني است وحدت آفرين بين همه فرق مسلمان و مي تواند همه را زير يك چتر واحد جمع كند.برگزاري كنفرانس تقريبب بين مذاهب اسلامي و اعلام هفته وحدت نيز در همين راستا بوده است.حال شما تصور كنيد ناگهان در عالي ترين سطوح نظام نه تنها كار از تاكيد بر تشيع به عنوان صحيح ترين برداشت اسلامي بگذرد بلكه مسولان فراتر رفته و با مخلوط كردن آن با مباحث نژادي عنوان من در آوردي مكتب ايران را مورد استفاده قرار دهند.اين كار در واقع از بين بردن تمام زحمات سي ساله نظام اسلامي براي ايجاد وحدت در امت اسلامي بوده و سبب بد بين شدن مسلمانان به ايرانيان خواهد شد زيرا ناگهان مي بينند ايراني كه دم از وحدت اسلامي مي زده است مي گويد برداشت صحيح اسلام نزد من است و تازه نام آن هم مكتب ايران است!!اين كار يعني به خطر انداختن امنيت ملي و تضعيف آن و از بين بردن و دود كردن عمق استراتژيك جمهوري اسلامي كه اتفاقا سردار فيروز آبادي در انتقادات خود از طرح اين موضوع بر اين نكته تاكيد كردند.
5.يكي ديگر از تبعات منفي و خطرناك چنيني نامي باب شدن دخالت افراد بي صلاحيت در حوزه مباحث تخصصي اسلامي خواهد بود كه با فكر و اعتقادات مردم سرو كار دارد و هرگونه انحرافي در اين عرصه مي تواند جامعه ايي را به انحراف بكشاند.وقتي چنيني نامي مطرح شد طبيعي است عده ايي از ظن خود يار آن خواهند شد و انحرافات عقايدي خود را در اين پوشش مطرح خواهند ساخت.
6.نكته ايي كه به نظر مي رسد جاي تحلييل و بررسي دارد اين است كه انگيزه از طرح اين مطلب چيست.بنده بعيد مي دانم رييس دفتر رييس جمهور كه شما طرفداران سينه چاك او را با هوش و زيرك مي دانيد از غلط بودن اين نامگذاري ؛ بي صلاحيتي خود براي ورود در اين عرصه و تبعات منفي آن بي اطلاع باشد.در خوشبينانه ترين حالت بنده معتقدم طرح اين موضوع براي ايجاد جنجال در فضاي سياسي جامعه و انحراف افكار عمومي از مسايل اصلي كشور و تلاش براي جذب آرا كساني است كه ممكن است با طرح اين موضوعات و تاكيد بر ايرانيت و ايجاد تقابل با اسلام جذب اين سخنان شده و به گويندگان آن متمايل شوند.
7.نكته پاياني اينكه از آقاي آزاد پي كه درسخنان و كامنتهاي خود از پيروي از ولايت دم زده و بر تبعيت از سخنان ايشان تاكيد دارند و ديگران را متهم به فتح سنگر ولايت مي كنند و اتفاقا اطلاعات خوبي هم دارند بعيد است از نظر مقام معظم رهبري مبني بر مخالفت با طرح موضوع مكتب ايران كه در ديدارشان با اعضاي جامعه مدرسين بيان شده است بي اطلاع باشند.نكند شما هم سنگر ولايت را فتح كرده ايد و هر جا كه به نفعتان نباشد توجهي به سخنان ايشان نداريد.
در پايان از سايت فاخرصراط كه با انتشار كامنتهاي مخالف و موافق فضاي تضارب آرا را فراهم كرده است تشكر نموده و از ايشان مي خواهم بخش ويژه ايي را براي انعكاس مطالب آقاي آزاد پي در نظر بگيرند زيرا ايشان در كامنت خود ازعدم امكان نوشتن كامنت خود با فونتهاي مختلف گلايه كرده اند!!
ابوالفضل درويشاني
|
Germany
|
۱۶:۰۷ - ۱۳۹۰/۰۱/۱۰
۱
با سلام خدمت برادر عزيزي كه پيام بالا را در خصوص مكتب ايران نوشتند . مطالبي كه در خصوص ويژگيهاي مردم ايران شمرديد صحيح مي باشد اما شامل تمامي شيعيان جهان مي باشد به جه دليل مي خواهيم اين شاخص ها را در محدوده يك خاك به حصار بكشيم آيا ما حق داريم به شيعه لبنان ويا عراق ويا يمن ويا بحرين كه با عشق به ولايت و به ياد سرور شهيدان جان خود را به اعتلاي اسلام عزيز مي بخشد و بهتر بگوييم به خود عزت مي بخشد را ثمره مكتب ايراني بدانيم . برادر گرامي حيف نيست اسلام عزيز و اهل بيت گرامي را بومي كنيم در حاليكه خلقت هستي را سبب ساز هستند .برادر گرامي بهتر نيست مطالبي كه نياز به توضيح تخصصي دارد از متخصص آن سوال شود . با تشكر
مهران آزادپی
|
Germany
برادر گرامی ، عنایت ویژ داشته باشید که منظور بومی کردن نیست ، بلکه اشاعه و ترویج است . این مقوله را در ساختار حکومتی و اجتماعی پیاده می کنیم و نتیجه های خوب آن را بعنوان محصولی که زبر و ضمخت و خشن و شمشیر بدست نیست ( یعنی تقابل با آنچه دنیا از آن بعنوان اسلام یاد می نماید ) به دنیا صادر می نمائیم .
مهران آزادپی
|
Germany
|
۱۶:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۱/۱۲
برادر ناشناس ، که اینجانب و سایر مطالعه کنندگان این سایت حتی از درک نام شریف شما هم محرومیم - کامنت اینجانب صرفا به جهت رفع سوء تفاهمی است که در درک موضوع مکتب ایران بوجود آمده -
اینکه مکتب ایران تقابل با مکتب اسلام است که به نظر اینجانب ، اصلا و ابدا این تعبیر و تفسیر درست نمی باشد -
اینکه شکسته نفسی فرموده اید و مواکدا اینجانب را متهم به عدم توجه به گفته های خود دانسته اید بطور کل ناصحیح است - اینجانب کلمات و جملات زیبای شما را حتی چندین بار و بسیار عمیق مطالعه می کنم و ایضا تشکر ویژه خود را نیز به همین وسیله به استحضار می رسانم.
آنچه بیشتر از هر چیز در این مقوله حائز اهمیت است ، عنایت ویژه شما و امثالهم به کامنت های حقیر است که در همین زمینه ، نقد نظراتم ، نکات ارزنده ای را نیز برای اینجانب ، در بر دارد .
و اما در پاسخ به سوالات جنابعالی
1- مکتب ایران مکتبی نوظهور است که البته دارای طرفداران و منتقدین بیشماری است که نقاط ضعف و قوت این مکتب نیز همچون سایر مکاتبی که در عرصه فرهنگ و تاریخ به ثبت رسیده اند ، در طول مسیر و طی پروسه آن معلوم می شود - اما هدف کلی این است که این مکتب کمتر دچار نقص باشد و دورنمای این مکتب مدینه فاضله است که برخی از مشخصات آنرا که بصورت عملی در رفتار و پندار بنیانگذاران آن در جامعه کنونی به عینه دیده ام ، در کامنت قبلی نوشته ام و امید است در تداوم این راه ، به غایت آن برسیم . یا اینکه حد اقل برای جاری سازی این عدالت ، نهایت تلاشمان را بکار بندیم .
2- راه ، راه درستی است و زیبنده مردمی است که همه مال و جان و ناموس خود را وقف اعتلای پرچم عدل ، حد اقل در این نیم قرن اخیر نموده اند . نام این راه را شما هرچه می خواهید بگذارید - اما بنیان گذاری این راه را در حافظه تاریخی خود ثبت فرمائید .
3- برداشت شما از فیلم اختتامیه همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور که اینجانب نیز بارها آنرادیده ام و موشکافانه بررسی نموده ام - بطور کل صحیح نیست - و ایضا تحلیل شما از آنچه گفته شده است را نیز درست نمی بینم - چه آنکه بطور اجمالی از روی آن عبور کرده باشید و آنچه را خودتان دلتان خواسته شنیده اید - یا اینکه تعمدا ، بازی کلمات را دستاویز قرار داده اید و از بین همه آنچه گفته شده ، چند کلمه را انتخاب نموده اید که منظور نظر خودتان را حاصل نماید .
جان کلام این است که حقیقت ناب اسلام در مکتب ایران نهفته است که خوشبختانه شما این را به خوبی دریافته اید ، اما به منظوری که من آن را درک نمی کنم - مغالطه ای را وارد ماجرا نمو ده اید و از القاء نژاد پرستی سخن به میان آورده اید و صد البته نمیدانم چگونه است که این القائات که از آن سخن گفته اید بر روی شما و اینجانب به یکسان بی تاثیر بوده است .
4- شما بعنوان آقای ناشناس یا هر اسم محترمی که دارید ، مخیر به جذب یا دفع این ایدئولوژی هستید ، همانطور که هر انسان آزاد و آزاد اندیش دیگری نیز همینطور است - حال چه شده است که کامنت اینجانب را نوعی تبلیغ و ترویج این مکتب انگاشته اید و در تقابل با آن خود را به زحمت انداخته اید ( و صد البته ارشادات جنابعالی را با گوش جان شنیده ام ) - از نکاتی است که هنوز به درک آن نائل نشده ام - تاکید می کنم که کامنت اینجانب صرفا جهت رفع سوء تفاهم در درک موضوع تقابل است -
5- اینکه فرموده اید چرا آقای م خارج از حوزه تخصصی خود وارد به این مقوله شده اند - اولا لطف بفرمائید و در این زمینه از افراط و تفریط پرهیز فرمائید - ثانیا ، این ادعای شما بطور کل صحیح نیست و بهتر است به سوابق نامبرده در این حوزه نگاهی با تامل داشته باشید ( از موضوع تدریس ایشان تا سوابق کاری و اجرائی و......... ) - ثالثا برای تبیین بیشتر مسئله 1 از توضیح المسائل حضرت امام خمینی را عینا در پرانتز برایتان کامنت می گذارم که فرموده اند ( عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روى دليل باشد، ولى در احكام غير ضرورى دين بايد يا مجتهد باشد كه بتواند احكام را از روى دليل به دست آورد،يا از مجتهد تقليد كند، يعنى به دستور او رفتار نمايد، يا از راه احتياط طورى به وظيفه خود عمل نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است، مثلا اگر عده‏اى از مجتهدين عملى را حرام مى‏دانند و عده ديگر مى‏گويند حرام نيست، آن عمل را انجام ندهد، و اگر عملى را بعضى واجب و بعضى مستحب مى‏دانند آن را بجا آورد. پس كسانى كه مجتهد نيستند و نمى‏توانند به احتياط عمل كنند واجب است از مجتهد تقليد نمايند. ) - و از کجا به این قائل هستید که آقای م دلیل ندارند؟؟؟؟ - همانطور که ملاحظه می فرمائید تقلید در فروع دین است - رابعا مگر من وشما متخصص امر هستیم و نظرات ما بایستی حجت بر عموم داشته باشد ؟؟؟؟ - ما فقط نظرات خود را می گوئیم و عموم مردم هم مخیرند که بپذیرند یا نپذیرند . خامسا ، در اسلامی که همه ما سراغ داریم ، راه برای هرگونه تحقیق و تفحص و موشکافی باز است - به یاد داشته باشید که حضرت ختمی مرتبت ، خاتم پیامبران بوده است و این نشان می دهد که خداوند حجت را بر بشر تمام نموده است و اسلام کامل ترین دین خداست و هر گونه دخل و تصرف در این کامل ترین ، از کج فهمی من و شماست و اسلام در نفس خود عاری از هر عیب و نقص است .
6- لطفا زمینه تخصص خود را هم در پاسخ به این کامنت بیان بفرمائید تا میزان درک انحراف مشخص شود و خوانندگان این کامنت متوجه شوند شما از چه زاویه ای به مطلب نظاره می فرمائید که برخی از اعمال را انحراف می بینید و این انحراف را مسبب انحطاط جامعه تلقی می فرمائید - برادر من - اینگونه کلی نگری و کلی گوئی خود سبب انحراف نیست؟؟؟؟؟ لطفا کاملا طبقه و پنجره ای را که از آن به دنیا نگاه می فرمائید برای اینجانب مشخص بفرمائید تااینجانب نیز منظور شما از انحراف و انحطاط درک کنم - آیا واقعا در جایگاهی هستید که اینگونه با صراحت مطلبی را انحراف بنامید و کسی را تبیین کننده راه انحطاط خطاب کنید ؟؟؟؟؟ - یا اینکه میخواهید نتیجه را به بعد ها و جوابگوئی در محضر عدالت موکول فرمائید؟؟؟؟؟؟
7- آنچه در خوش بینانه ترین حالت تشخیص داده اید هم چه جای بحث دارد ؟؟؟؟ بسیاری از حضرات که وارد عرصه انتخابات شده اند ، با دستمایه های بسیار سخیف و نسنجیده ، به میدان پا گذاشته اند - حال آنکه مکتب ایران حرف هائی برای گفتن دارد که نمونه عملی آنرا در قطع ایادی عده ای مفت خور از بیت المال و چشاندن مزه عدالت اگر چه قلیل به وضوح می بینید . مثلا گفتگوی تمدن ها - که منتهی به پس گردنی خوردن و پس گردنی خوراندن به ملت ایران توسط کسی شد که بالغ بر بیست میلیون رای حامی آن بود و ژست لبخند ژکوند که در هر بار پس گردنی خوردن را در مقابل دنیا از خود به نمایش می گذاشتیم - شعار گفتگوی تمدن ها بود - نتیجه چه بود؟؟؟؟؟
یا استراتژی جمع آوری گشت ارشاد توسط یکی از کاندیدا ها - که شما بهتر از من می دانید به کجا انجامید -
بد تر از آن ، کاندیدا های مشخصی هستند ( بخوانید طیف مورد عنایت شما ) که از خود حتی حرفی برای گفتن ندارند و میخواهند وارد این عرصه شوند - که نمونه های عینی آنرا امروز می بینید - کسانی که خلاء پوچی خود را با مراجعه و رایزنی عده ای خاص پوشش می دهند و در این زمینه از هیچ اقدامی جهت تخریب رقیب فروگزار نیستند . و دهها نمونه اش را سراغ دارم که در این مقال نمی گنجد .
8- در خصوص آخرین مطلیب هم اظهار نظر فرموده اید باز هم از شرط عدل و انصاف خارج شده اید و سخنان مقام معظم رهبری را بصورت گزینشی مطرح فرموده اید و فقط به آن قسمت که منظور نظر خودتان بوده ، اکتفا نموده اید و این البته چیز تازه ای نیست .
اینجانب نیز فارغ از نوع نگاه و افق دید دست اندر کاران ، از سایت صراط به جهت ترویج عدالت در حوزه خود ، با درج کامنت های موافق و مخالف بصورت بی طرف ، تشکر ویژه دارم و امیدوارم راه خود را ، با همین جدیت ادامه دهد .
ناشناس
|
Germany
با سلام مجدد خدمت آقای آزاد پی
بسیار خوشحال شدم از اینکه بعد از طرح مسایل کلی وغیر مستدل و پیروی از مکتب اسفندیار در پراکندن شبهه و نشنیدن پاسخ و پیروی از استراتژی "یک گوش در و دیگری دروازه" که توسط این شخص به خوبی اجرا می شود؛بالاخره در مطلب فوق سعی خود را در یافتن و ایجاد استدلال برای توجیه انحرافات فکری آقای -متاسفانه- رییس دفتر رییس جمهور بکار بسته ایید ؛هرچند که مطلب شما باز هم حاوی اشکالات بسیاری است که در زیر به آنها اشاره می کنم.ضمنا بنده هنوز پاسخی از شما درباره بیش از ده سوال و نکته مطرح شده ذیل خبر "منتقدان مشایی حسود و..." و ذیل خبر "هزینه 3 میلیاردی جشن جهانی..." دریافت نکرده ام.
1.ماحصل فرمایشات شما در بندهای 1و2و3 اینستکه:مکتب موسوم به ایران مکتبی نوظهور است و این راه ؛راه درستی است و حقیقت ناب اسلام در مکتب ایران نهفته است و برداشت من از فیلم اختتامیه درست نیست.
انچه که به نظر می رسد اینستکه جنابعالی باز هم بی توجه به استدلال اینجانب گفته ایید حقیقت اسلام ناب در این مکتب نهفته است.اگر این گزاره را بپذیریم؛چنانکه گفته ام هر مکتب فکری را یا به نام محتوای آن می نامند یا به نام بنیانگذاران آن؛ لذا اگر مقصود شما از مکتب ایران؛ حقیقت اسلام ناب است که بهترین نام همان مکتب اسلام یا مکتب تشیع است که وجه تسمیه این دو نام توجه به محتوای این مکتب است و اگر بنیانگذاران مد نظر باشد مکتب پیامبر خاتم؛مکتب اهل بیت یا مکتب جعفری نام پسندیده ایی است لذا باز هم تاکید می کنم اساسا اگر -تاکید می کنم اگر- منظور از مکتب ایران حقیقت اسلام ناب است این نامگذاری غلط است و اگر منظور چیز دیگری است که بحثی دیگر را می طلبد.
واما در مورد برداشت من از فیلم اختتامیه؛ توجه شما را به کف زدن حاضران بعد از بیان جمله کلیدی اقای –متاسفانه- رییس دفتر رییس جمهور جلب می کنم.این اقا بعد از کلی زمینه چینی پیرامون ایران و ایرانی و افاضات مبالغه آمیزو بدون تاکیدی بر بعد مسلمانی ایرانیان؛ می گوید بنا بر این من اصرار دارم از این به بعد بگوییم مکتب ایران نه مکتب اسلام. در واقع در کلام خود ایرانیت را در مقابل اسلامیت قرار می دهد و واکنش شعف انگیز مدعوین که ایرانیان خارج از کشور بوده که گرایشات ناسیونالیستی در انها عموما قوی است ؛با کف زدن خود جایگزینی مکتب ایران به جای مکتب اسلام را تایید می کنند موید برداشت حقیر است.هرچند در ادامه این اقا می گوید برداشت صحیح از اسلام در مکتب ایران نهفته است.
2.اینکه پاسخ بنده به کامنتهای جنابعالی را نوعی تقابل فرض کرده ایید برداشت غلطی است که دلیل ان را نمی دانم زیرا سعی من این است تا با اتخاذ روش قرانی "مجادله احسن" با کسانی که نظراتشان را قبول ندارم وارد محاجه شوم و از توهین نیز بپرهیزم و دلایل خود را عرضه کرده و تقاضای پاسخ نمایم بنا براین اساسا بحث تقابل منتفی است ضمنا از اینکه نگران به زحمت افتادن من هستید ممنونم.من هم راضی به قبول این زحمات نیستم ولی چه کنم که به حکم وظیفه مجبور به پذیرش این زحمات بوده و گلایه ایی ندارم.ضمن اینکه وقتی شما در فضای مجازی به طرح شبهه و دفاع از نظرات انحرافی اقای -متاسفانه-رییس دفتر رییس جمهور می پردازید باید تحمل شنیدن پاسخ را هم داشته باشید.
3.در مورد عدم تخصص این اقا باز هم بر نظر قبلی خود تاکید می کنم. ایشان اگر راست می گوید سوابق تحصیلات علوم اسلامی خود در حدی که به وی اجازه اینگونه اظهار نظرها را بدهد بر متخصان شناخته شده عرضه کند و هر گاه از جانب ایشان تایید شد بنده به سهم خود مرید ایشان خواهم شد.تا جایی که بنده می دانم ایشان تحصیلات مهندسی داشته و همین اواخر که به صورت غیر قانونی قصد تحصیل در رشته مدیریت در یک دانشگاه جنوب کشور را داشت با رسوایی ایجاد شده از ان هم باز ماند.
شما اگر اقایانی مانند مصباح یزدی؛محمد یزدی؛احمد خاتمی؛جنتی ؛ایت الله املی و... قبول دارید همگی بالاتفاق تخصص و صلاحیت وی برای اینگونه اظهار نظرها را رد می کنند.اگر هم قبول ندارید که دیگر ما با شما بحثی نداریم.
از رساله امام راحل مطلبی بیان کرده ایید که درست است ولی نتیجه نادرستی گرفته ایید و به قول مولا علی کلمه الحق یراد بها الباطل.ایا مکتب ایران و دخل و تصرف در مسایل اسلامی جز اصول دین شده است؟ایا هرکس در اصول دین دچار شبهه بود و نظرات خاصی داشت باید با سو استفاده از تریبونی که متعلق به بیت المال است و به برکت نظام اسلامی در اختیار او قرار گرفه شبهات خود را درجامعه بپراکند.
ایشان می تواند قایل به این نظرات باشد ولی جایگاه طرح این مسایل تریبون عمومی نیست اگر دچار شبهه است با دین شناسان مطرح کند و پاسخ بگیرد.
بگذریم که در همان فروع هم ظاهرا تقید و پایبندی به تقلید ندارد و در مورد مسئله موسیقی ان گفت که همه شنیدیم.
ضمنا من نگفتم نظرات من باید بر همه حجت باشد واین هم از نسبت های ناروایی است که شما به من داده ایید.شما نظر دادید بنده هم پاسخ دادم.
بله راه تحقیق و تفحص در مسایل اسلامی باز است ولی همچنانکه گفتم تحقیق و تفحص با شبهه پراکنی از تریبون متعلق به بیت المال و نظام اسلامی فرق دارد.همین الان من در بسیاری از مسایل دچار شبهه بوده و در حال تحقیق و تفحصم ولی به خود حق نمی دهم شبهات خود را با اب وتاب و در رسانه عمومی مطرح کرده تا چند نفر دیگر را نیز دچار ان شبهات بنمایم.
4.تخصص بنده چه اهمیتی دارد؟مهم اینست که علمای ما اظهارات این فرد را رد کرده و او را به صراحت منحرف می دانند و بر سخن خود استدلالات قاطع دارند.علما و مراجع را که انشاالله قبول دارید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!(استفاده از علامت سوال مفت و مجانی به سبک خودتان!)
5.از شما متشکرم که غیر مستقیم و با زبان بی زبانی حدس و تحلیلی مرا از بیان این مطالب توسط اقای-متاسفانه-رییس دفتر رییس جمهور تایید کرده و این سخنان را دارای کاربرد انتخاباتی و جلب رای دیگران دانسته ایید.منتهی می گویید دیگران هم همین کار را کرده اند و به مطالب سخیف تری متوسل شده اند!!
6.عزیز فاتح سنگر ولایت؛ بالاخره رهبری فرموده اند من با طرح مکتب ایرانی مخالفم و به اقایان در این باره تذکر داده ام یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(استفاده از سبک خودتان در خرج علامت سوال مفت ومجانی) چرا باز هم دست بردار نیستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و اما به نکات 4و5 طرح شده توسط اینجانب خصوصا 4 اساسا پاسخی نداده ایید.
با تشکر مجدد از سایت صراط.
رضا
|
Germany
ناشناس، رهبرمعظم انقلاب کجا و در چه تاریخی در مخالفت با مکتب ایران موضع گیری و صحبت کرده اند؟ لطف کنید منبع جهت رجوع به سخنان آقا در این مورد معرفی نمائید!