كيهان
«سر و كار ايران با جنبش هاي منطقه» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
شطرنج با گوريل. اين نامي است كه مي توان بر تحولات يك سال اخير خاورميانه و شمال آفريقا گذاشت. اصطلاح «شطرنج با گوريل» پيش از اين، تمثيلي از امر محال به شمار مي رفت اما مي توان گفت كه اين اتفاق اكنون امكان پذير شده است. در روزگاري كه منطقه به مدت يك دهه بوي جنگ و خون مي داد و آمريكا و ناتو و اسرائيل، جنگ جهاني چهارم را پيش مي بردند، جمهوري اسلامي ايران و سپس ملت هاي مسلمان منطقه، همين قدرت هاي ياغي را مجبور كردند دست و پا بسته بنشينند و تن به جنگ نرم بسپارند، نوعي از شطرنج سياست كه در آن، تدبير و درايت و شناخت امواج حقيقي قدرت (مردم) حرف اول را مي زند نه زور بازو و تعداد كلاهك هاي اتمي و رزمناوهاي پيشرفته و جنگنده هاي رادار گريز و بمب هاي هيدروژني و اورانيومي. تسليحات اتمي بلوك محافظه كار غرب و حتي سرويس ها و امكانات پيشرفته جاسوسي آنها نه از پس ايران برآمد و نه توانست دومينوي انقلاب اسلامي در مصر و تونس و ليبي و بحرين و عربستان و يمن را مهار كند.
7 سال پيش مدتي پس از آن كه آمريكا افغانستان را فتح كرد، دانيل پايپز مشاور ارشد بوش و استاد موسسه هوور وابسته به دانشگاه استنفورد سخني گفت كه بسياري ديگر مانند رئول مارك گركت (از متخصصان سابق سازمان سيا در امور خاورميانه) با الفاظي مشابه تكرار مي كردند؛ «اگر در عراق انتخابات برگزار كنم، طرفداران ايران و فرزندان معنوي آيت الله خميني روي كار خواهند آمد.» پايپز البته يك جمله اضافه تر گفت و آن اينكه «صدام با همه عيب ها يك حسن داشت و آن ديكتاتوري و سركوب او بود. ما بايد دست كم به مدت 10 سال مدل حكومت نظاميان در تركيه را به اجرا بگذاريم.»
كسي كه 7 سال پيش علنا از حكومت نظامي دفاع مي كرد، اكنون فهميده كه آنچه در خاورميانه پيش آمده، جنگي نرم از جنس شطرنج است و زور بازوي محض كارآمدي خود را از دست داده است. پايپز 10 روز پيش در روزنامه صهيونيستي جروزالم پست نوشت: «طغيان ها از مراكش تا جنوب خاورميانه، در متن يك شطرنج منطقه اي و جنگ سرد تعريف مي شوند.
در يك سوي اين جنگ، بلوك مقاومت به رهبري ايران (با حضور تركيه و لبنان و سوريه و غزه) قرار دارد كه در جست وجوي به لرزه درآوردن و تغيير نظم فعلي به نظم مبتني بر دينداري قوي تر اسلامي و خصومت بيشتر با غرب است. جبهه ديگر طرفداران حفظ وضع موجود و از جمله عربستان و اسرائيل هستند. اينها ترجيح مي دهند همه چيز به شكل فعلي خود حفظ شود.»
به اين مفهوم، جنبشي كه در منطقه در جريان است اسلامي- ايراني و ضدآمريكايي- ضدصهيونيستي است. يعني محتوا و جوهره آن اسلامي است و از انقلاب اسلامي ايران تأثير مي پذيرد بي آن كه كسي بتواند كوچك ترين اثري از مداخله ايران پيدا كند. چگونه مي توان هويت اين جنبش ها را انكار كرد درحالي كه به عنوان مثال، طبق نظرسنجي 8 ماه پيش مركز تحقيقاتي آمريكايي موسوم به PEW «83 درصد مردم مصر از آمريكا متنفرند و 84 درصد آنان خواستار تطبيق قوانين با شريعت اسلامي هستند.»
جمهوري اسلامي
«ضديت با مقاومت، اشتباه تاريخي حريري» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
گروه معروف به "14 مارس" كه رهبري آن با سعد حريري است، روز گذشته، در اقدامي كه كاملاً مشخص بود توسط آمريكا ديكته شده است، هوادارانش را به خيابانهاي بيروت كشاند تا پس از شكست سنگين اين گروه در جريان سقوط دولت حريري، به نيروهاي خود روحيه بدهد و به زعم خود، قدرتش را به رخ رقبايش به ويژه جنبش حزب الله لبنان بكشد. وابستگي اين گردهمائي بقدري آشكار بود كه پرچم عربستان سعودي نيز در دست بعضي از حضار مشاهده ميشد و شبكه العربيه كه متعلق به سعودي است نيز آنرا پوشش ميداد.
14مارسي ها، محور گردهمايي روز گذشته خود را "مخالفت با سلاح در لبنان به جز سلاح ارتش" قرار داده بودند كه اشاره مستقيم به سلاح مقاومت لبنان است. سعد حريري در اين گردهمايي گفت سلاح مقاومت غيرقانوني است و اين سلاحها بايد در اختيار ارتش لبنان قرار بگيرند.
جريان "14 مارس" پس از ضربهاي كه دو ماه قبل از جناح مقابل، يعني گروه "8 مارس" با رهبري حزب الله لبنان دريافت كرد دچار شكست فاحشي در صحنه سياسي لبنان گرديد و اكنون تلاش ميكند خود را از شوك اين ضربه غيرمنتظره خارج سازد.
دو ماه قبل، زماني كه سعد حريري، نخستوزير سابق، بياعتنا به توصيههاي مشفقانه مسئولان مقاومت اسلامي و سياستمداران مستقل لبنان، درصدد بود با پشتيباني آمريكا و عربستان و تحت پوشش دادگاه رفيق حريري، لبنان را بار ديگر به ورطه تفرقه و حتي جنگ داخلي بكشاند، با واكنش قاطع جنبش حزب الله و حاميانش مواجه شد.
حزب الله لبنان خواستار خروج وزراي وابسته به گروه 8 مارس از دولت ائتلافي سعد حريري شد و متحدان حزب الله نيز اين درخواست را پذيرفتند و درست زماني كه حريري در كاخ سفيد در ديدار با اوباما، مشغول اجرايي ساختن توطئه خود بودند، دولت حريري را سرنگون كردند. اين واقعه از يكسو قدرت و ابتكار عمل حزب الله لبنان در صحنه سياسي اين كشور را مورد تاكيد قرار داد و از سوي ديگر، نقشههاي آمريكا و رژيم صهيونيستي را كه به ايجاد بلوا در لبنان در سايه به اصطلاح دادگاه ترور رفيق حريري دل بستهاند خنثي كرد.
جريان "14 مارس" در سال 1383 و به دنبال ترور مشكوك رفيق حريري نخستوزير اسبق لبنان شكل گرفت. اين جريان با استفاده از فضاي ويژه احساسي و عاطفي كه پس از كشته شدن حريري در لبنان پديد آمد توانست با همدستي گروههاي مسئلهداري همچون حزب كتائب و غيره تشكيلات بانفوذي ايجاد نمايد و اين تحولات متعاقباً منجر به كسب اكثر كرسيها توسط اين گروه در انتخابات مجلس شد. اين گروه در عين حال با نشانه رفتن انگشت اتهام به سوي سوريه موجبات خروج نيروهاي سوري از لبنان را فراهم كرد.
رسالت
«مهارت در سياستورزي» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
دستاوردهاي مدرنيته در غرب حسناتي دارد و سيئاتي!حسنات آن همين كه ما در حوزه اقتصاد، سياست و فرهنگ شاهديم كه ممد غلبه كفار در بلاد اسلامي است!!
سيئات مدرنيته را هم در جوامع آنها به وضوح ميبينيم كه حتي حال علماي مدرن را به هم زده و ميخواهند با آسيبشناسي آن را مرتفع كنند. غرب از آزادي فقط بيبندوباري و فساد و فحشاء و اهانت به مقدسات ديني را به جوامع اسلامي صادر كرد تا شكاف سنت و مدرنيته را براي رسيدن به اهداف خود فعال نگه دارد.
غرب از دموكراسي نه احترام به راي مردم بلكه باز توليد هرج و مرج و آشوب و استبداد را به جوامع اسلامي صادر كرد. مردم از ساخت دولتهاي مدرن در جوامع اسلامي در يكصد سال اخير فقط شاهد ظهور ديكتاتوريهايي بدتر از دوران ماقبل مدرن بودند.
طراحان اتاق فكر در غرب اخيرا با باب كردن انقلابهاي رنگي تيرخلاص به داوري مردم، راي مردم و جايگاه صندوق راي در حل و فصل اختلافات و فصل خصومات زدند.
آنها به طرفين رقابت آموختند در هر شكلي از تركيب آراء ميشود بازي را به هم زد و مردم را به خيابانها ريخت و به جاي نگاه به صندوقهاي راي براي تعيين تكليف نتايج انتخابات با اردوكشي خياباني و ترقهبازي و آتش سوزي نتيجه انتخابات را عوض كرد.
اين بازي خطرناكي بود. در غرب طي دو قرن حيات مدرنيته اصلا موردي را ياد نداريم كه آنان نتيجه انتخابات را در جوامع خود فارغ از آراي مردم در صندوقهاي راي پيگيري كرده باشند. احترام به راي مردم و منتخب مردم امري مقدس بود اما آنها اخيرا القاء ميكنند اين امر مقدس خيلي هم مقدس نيست، ميشود راي مردم را به هيچ گرفت و با شامورتي بازي ولات بازي نتايج انتخابات را تغيير داد. چرا غربيها به اين روز افتادهاند كه حتي به آموزهها و دستاوردهاي مثبت مدرنيته كفر ميورزند.
دليل اين امر آن است كه به اين نتيجه رسيدهاند كه در جوامع اسلامي اگر انتخابات آزاد و سالم برگزار شود جايي براي نفوذ غرب و ادامه سلطه آنان باقي نميماند.
آنچه ما در دو سال گذشته گرفتار آن بوديم آن است كه كساني كه مدرنيته را در ايران نمايندگي ميكردند با فرماني از غرب (بخوانيد بيبيسي و وي او اي) مامور شدند نتايج انتخابات را در هر صورت - ولو اينكه منتخب مردم دو سوم آراء را داشته باشد- انكار كنند آنها مامور شدند به هيچ وجه از طريق نهادهاي فيصله بخش و نهادهاي حقوقي نظام دنبال ختم ماجرا نروند، حتي باز شماري صندوقها را كه راحتترين و آسانترين راه كشف حقيقت ماجرا است نپذيرند.
تهران امروز
«چرا اختلاف در آمار ؟» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم رسول رضايي است كه در آن ميخوانيد:
يکي از انتقاداتي که به دولت وارد مي شود آمارهاي بعضا متفاوت و گاه متناقضي است که نتيجه گيري و امکان داوري درباره عملکرد دولت و داوري درباره خروجي کار دولت را با مشکل مواجه مي کند.
براي روشن شدن به اين دو خبر توجه فرماييد.
1 - عبدالرضا شيخ الاسلامي وزير کارصبح ديروز در ديدار با نمايندگان ايرانيان مقيم قطر در دوحه پايتخت اين کشور گفت : در سال 1389 توانستهايم 8/ 1 ميليون شغل شغل ايجاد کنيم – خبرگزاري ايسنا
2 - محمود احمدينژاد ديروز بعد از ظهر در نشست هيأت دولت با استانداران سراسر كشور گفت: در سال 89 توانسته ايم 6/ 1 ميليون ميليون شغل ايجاد کنيم – خبرگزاري فارس
نگاهي به گفتههاي مقامات ارشد دولتي درباره ميزان اشتغالزايي سال 89 که به فاصله يک صبح تا بعد از ظهر يکي از زبان وزير کار و ديگري از زبان رييس جمهور بيان شده است چه پيامي به ما ميدهد؟ کدام يک از اين آمار درست است و چرا درخصوص اعلام آمار اشتغالزايي در کشور بين سخنان وزير کار و رئيسجمهور يک اختلاف حدودا 20 درصدي وجود دارد ؟ پاسخ به اين سوال از آنروي اهميت دارد که تک تک آمار و ارقام هايي که از سوي مقامات رسمي درباره شاخصهاي مهم اقتصادي اعلام مي شود مورد توجه فعالان و سرمايه گذاران و توليد کنندگان قرار مي گيرد و آنان با رجوع به چنين آمار و ارقامي جهت گيري حرکت اقتصادي خود را در آينده تعيين مي کنند.
گذشته از اينکه در حال حاضر برخي شاخصهاي مهم اقتصادي نظير نرخ رشد ، نرخ بيکاري و خط فقر از سوي دولت اعلام نمي شود و بسياري از فعلان اقتصادي واقعا نمي دانند سمت و سوي قعاليتهاي خود در کشور را بر اساس چه شاخصي تنظيم کنند ، اما واقعيت اين است که بيان آمار و ارقام متفاوت آن هم تنها به فاصله چند ساعت از زبان دو مقام ارشد دولتي تعجب بر انگيز است.
در اينجا بحث مچ گيري يا زير سوال بردن تلاش دولت براي ايجاد اشتغال در کشور مطرح نيست بلکه منظور نشان دادن ناهمانگي ها در اعلام آمار و ارقام صحيح است که هميشه هم بحث انگيز بوده است. به خصوص اينکه دولت هميشه معترض است که برخي رسانهها و برخي جريانات بدخواه منتظر بهانه جويي و فرصت طلبي براي سياه نمايي عليه دولت هستند تا خدمات دولت را زير سوال ببرند. البته نفي نمي کنيم که واقعا برخي جريانات چنين هدفي را دنبال مي کنند ولي ناديده گرفتن اين نکته که بعضا دولت خود زمينه ساز چنين شائبه هايي مي شود نيز قابل انکار نيست.
نمونه آن هم به اختلاف 20 درصدي برميگردد که ديروز از سوي رئيسجمهور و وزير کار درباره آمار اشتغالزايي بيان شد. به خصوص اينکه آخرين آمار رسمي مربوط به نرخ بيکاري هم به بهار 89 بر ميگردد و پس از آن آمار بيکاري فصلي تابستان و پاييز اعلان نشده است. فقط در اين ميان رئيسجمهور لابلاي برخي صحبتهايش از کاهش بيکاري به حدود 10 تا 11 درصد سخن مي گويد و مرکز آمار هم اعلام کرده که آمار بيکاري را اعلام نميکند .
مردم سالاري
«تفرقه، منشا عذاب جامعه» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم دکتر سيد علي ميرباقري است كه در آن ميخوانيد:
اعتقاد به توحيد، اصل نخست از اصول دين اسلا م، بلکه اولين اصل تمام اديان است. اين عقيده فطري، و ريشه اي در ذات و وجود آدمي است، حتي به باور ما، توحيد برکل عالم وجود حاکم است. اگر اعتقاد به توحيد نباشد، اتم ها، مولکول ها، سلول ها، جمادات و گياهان و حيوانات و ستاره ها و منظومه ها و کهکشان ها و آسمان ها و جهان شکل نمي گرفت.
در جهان بيني توحيدي، حيات و تکامل و نظم، معني و مفهوم مي يابد، و کمال انسان در هيچ حد معيني متوقف نمي شود و جامعه انساني با وحدت و نشاط و دلگرمي و اميد، تا رسيدن به درجات متعالي کمال اجتماعي، به پيش مي رود.
در جهان بيني توحيدي، کل جهان که آفريده خدا است، با عنايت و مشيت او نگهداري مي شود و اگر لحظه اي عنايت الهي از موجودي برداشته شود يا موجودي از اين نظام خود را جدا کند يا راه خود را از اين مجموعه تحت مشيت الهي جدا بداند، نيست و نابود مي گردد. روشن است که پيامد اعتقاد توحيدي، وحدت است و انسان، تنها موجودي است که از آغاز خلقتش، اجتماعي زندگي کرده است و اين ويژگي او به صورت تدريجي، روي به سوي تکامل دارد و هر چه جامعه انساني، در مسير تکامل جلوتر رود، اعتقاد به توحيد و ميل به وحدت و اجتماعي بودن نيز در او، رتبه بالا تري مي يابد.
مثلا به قول امام خميني(ره)، اگر پيامبران در يک جا جمع شوند، هيچ اختلا في با هم نخواهند داشت و به قول قرآن«لا نفرق بين احد منهم= اختلا في بين پيامبران وجود ندارد» (قرآن- سوره بقره، آيه 136) وحدت در تمام عناصر عالم به وضوح مشاهده مي شود و همه عالم با هماهنگي کامل، تحت يک نظام واحد و يک عقل و يک تدبير به سوي يک هدف واحد، پيش مي رود. اين نظم و تدبير و اين وحدت، در بدن آدمي نيز حاکم است.
در شريفترين و پيچيده ترين سلولها، مانند سلول هاي مغز تا يک پرز از ناخن يا مو، نه تنها خصومت و تضادي هرگز وجود ندارد، بلکه با حفظ سلسله مراتب خود، از يک روح واحد که برتمام سلول هاي بدن حاکم است، پيروي مي کنند و هر سلول يا عضو، براي زنده ماندن خود، مي کوشد در تمام لحظات به اين روح و حيات مشترک متصل باشد، زيرا معتقد است و برايش روشن است که اگر رابطه اش را با کل، حفظ نکند، بي درنگ به پاره اي چرک و عفونت يا به گرده اي برباد رفته، تبديل و نابود مي شود. در بينش توحيدي، اين رويه برجامعه هم بايد حاکم باشد.
در اين جهان بيني، مرزها و سقف ها و تمام تقسيم بندي هاي غير توحيدي، فرو مي ريزد و جامعه تحت يک فرمان و يک اراده به حرکت ميآيد. با اعتقاد به اين نظريه، اين جهان و جهان ديگر، و به زبان بهتر، دنيا و آخرت يکي است و دنيا، اسم جغرافيايي مکاني، و آخرت مکان جغرافيايي ديگر نيست و هرکس که نزديک بين، خودبين، پست بين و دني و حريص و خودخواه باشد، بينش دنيايي دارد و کسي که هدفي بزرگتر از منافع شخصي و بالا تر از منيت ها و خودخواهي ها را نظاره مي کند، بينشش آخرتي است و اين است که در هر قسمت از جامعه و به هر کاري که مشغول باشد، کارش عبادت محسوب مي شود و حتي خوابش هم عبادت است.
در بينش توحيدي، جامعه، امت واحدي است که همه اعضاي آن از يک منبع هدايت مي گردد.«ان هذه امتکم امه واحده و ان ربکم فاعبدون»(قرآن- سوره مومنون-آيه52) اين جهان بيني، تخم صداقت، راست گرايي و اتحاد و وحدت را در قلب و عقل انسان مي کارد و خودخواهي و خودمحوري و منيت و انحراف و تفرقه را از آنها پاک مي کند. در نظام توحيدي، اصل بر وحدت است و قرآن که منادي و مروج اين نظام است، با تفرقه و جدايي در جامعه به شدت مخالف است و به اعتقاد قرآن، تمام انبياي الهي مهمترين کارشان اين بود که بين مردم يکپارچگي و اتحاد به وجود آورند، زيرا اين خواست خدا و اساس خلقت عالم است.«واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا= و همگي به ريسمان الهي چنگ زنيد و پراکنده نباشيد»(قرآن- سوره آل عمران- آيه 103) قرآن، علت تفرقه و نفاق و اختلا ف را، انحراف از صراط مستقيم الهي مي داند.«و ان هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لا تتبع السبل فتفرق بکم عن سبيله- اين راه مستقيم من است،از آن پيروي کنيد و راه هاي مختلف را نرويد که تفرقه و انحراف از حق به دنبال دارد»(قرآن- سوره انعام- آيه153) در تمام قرآن سعي براين است که در جامعه اختلا ف و تفرقه پديد نيايد و به شدت و اصرار و دلا يل محکم و مستدل، دعوت به وحدت و اتحاد انجام مي پذيرد. قرآن در موارد متعدد، مسلمانان را به مطالعه سرنوشت اقوامي که راه تفرقه و اختلا ف پيش گرفتند و به شديدترين عذاب ها، گرفتار شدند، دعوت مي کند و نتيجه تفرقه و اختلا ف و چند دستگي را ذلت و خواري مي شناسد.پيامبر(ص) در اواخر عمر مبارک خودبارها، خطر اختلا ف و چنددستگي را گوشزد کرده و بزرگترين خطر را اختلا ف و تفرقه بين امت عنوان مي فرمود و به شدت از بروز آن نگران بود و اين خطر را از خطر کفار و غوغاي جنگ هاي خارجي شديدتر مي دانست.
ابتكار
«هرکس شليک کند، خودش کشته خواهد شد!» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم فضل الله ياري است كه در آن ميخوانيد:
سونامي و زلزلهاي که در روزهاي گذشته، ژاپن را به تيتر يک رسانهها تبديل کرده بود؛ اگرچه خود شوکآور بوده است، شمار قربانيان آن (که در روزهاي اول با به رخکشيدن تکنولوژي صنعتي و ساختماني ژاپن انگشتشمار اعلام ميشد) هماکنون به گفته برخي از مسئولان پليس اين کشور از مرز دههزار نفر تجاوز کرده است. اين موضوع نشان ميدهد که انسان آنچنانکه فکر ميکند، در برابر طبيعت قدرتمند نيست و ايمني بشر را حتي تکنولوژيهاي پيشرفته نيزتضمين نميکند.
اين موضوع اگرچه جاي سخن فراوان دارد، اما ميتوان از آن بهعنوان تمثيلي استفاده کرد و در فضاي کنوني کشور به کار برد تا آنان که اين روزها بر طبل هتاکي و فحاشي و بيقانوني ميکوبند، فکر نکنند که هميشه پشت سر جماعت هتاک ايستادهاند؛ بلکه گردش روزگار ممکن است آنان را روزي مقابل هم قرار دهد و مشتهايي که هماکنون براي حريفان گره ميشود و دهانهايي که براي فحاشي و دريدهگويي به رقيبان و خانوادههايشان گشوده ميشود، روزي حاميان را نيز نشانه رود و اين البته تنها خصلت گردش ايام نيست؛ بلکه از همان جا نيز سرچشمه ميگيرد که حاميان هتاکي و فحاشي با حمايت از اين رفتارها به آن مشروعيت ميبخشند و به هتاکان و فحاشان ميفهمانند که اين سلاحي است که در هر زمان ميتوان انگشت بر ماشه آن فشرد و هرکه را خواست نشانه رفت.
نگاهي به چهرههاي اين هتاکان (چه بهصورت زنده و چه بهواسطه تصاوير ) نشان ميدهد اين افراد منطق را بستهاند و نطق را گشودهاند و چنان سخن ميگويند که گويي حق مطلق نزد آنان است و به اين نميانديشند که حق هيچگاه به باطل فحاشي و هتاکي آلوده نميشود. حق حتي بر زبان نيامده، خود گوياست. بدون ترديد اعتماد بر اين جماعت، تکيه بر باد است و بلکه اعتماد به طوفان.
در ناکارآمدي اين جماعت همين بسکه تنها زماني به کار ميآيند که حرمتها بشکنند و مرزهاي اخلاق و قانون و مذهب را زير پا بگذارند. وگرنه هرگاه پاي حرمت و اخلاق و قانون و مذهب باشد، اين گروهها چنان ميگريزند که جن از بسم الله.
در اين وادي هيچکس ايمن نيست. هرکس هيزمي بر اين آتش بيفزايد، کنترلي بر شعلهها ندارد و دامن خود را نيز در معرض سوختن قرار ميدهد. گلولهها چشم و گوش ندارند که حريف را بشناسند. تنها از انگشتي فرمان ميبرند که ماشه را ميفشارد. اينجا هرکس شليک کند، خودش کشته خواهد شد.
* عنوان مطلب برگرفته از شعري از شاعر معاصر«رسول يونان» است.
آفرينش
«زلزله ژاپن هشداري براي ما و شما» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
زلزله ژاپن را شايد بتوان به عنوان يكي از بزرگترين زلزله هاي قرن دانست . زلزله اي كه نزديك به 9 ريشتر قدرت داشت و با خود سونامي بزرگي را نيز به همراه آورد.
اين زلزله به حدي بزرگ بود كه پس لرزه هاي آن 6 ريشتر گزارش شده ، يعني پس لرزه هايي به اندازه زلزله بم (1382) . اما مشاهده مي كنيم كه آمار تلفات به هيچ عنوان قابل قياس نيست. آمار غير رسمي تلفات در ژاپن را در حدود 21هزار تن اعلام كرده اند كه بيشترين عامل اين تلفات سونامي و غرق شدن مردم بوده است. ژاپن روي چند گسل زلزله قراردارد كه همه آنها فعال هستند لذا آنها هميشه خود را براي مواجه شدن با يك حادثه اين چنيني آماده كرده اند.
توجه در رعايت نكات ايمني و استفاده از بهترين شيوه هاي ساخت و ساز در ژاپن امروز به كمك آنها آمد و جلوي يك فاجعه انساني عظيم را گرفت .با توجه به مركزيت دو شهر تهران وتوكيو حضور جمعيت و سازمان ها و ادارات دولتي و اقتصادي در اين شهرها امري مشابه مي باشد. و از طرفي هم اين دوشهر بر روي چند گسل زلزله قرار دارند . با اين تفاوت كه گسل هاي توكيو همگي فعالند و گسل هاي تهران در خواب بسرمي برند و احتمال بيدار شدن آنها مي رود.
حال بايد واقع بين بود و از خودمان بپرسيم آيا تهران همچون توكيو طاقت مواجه شدن با چنين زلزله اي را دارد.واقع بيني در اين زمينه نه تنها عامل ايجاد ياس در جامعه نمي شود بلكه زمينه ساز هوشياري مردم و مسئولين مي گردد.
اينكه در تهران زلزله به وقوع خواهد پيوست امري اجتناب ناپذير است چون ما قدرت تغيير حوادث طبيعي را كه نداريم. اما قدرت رويارويي با اين حوادث را داريم و بايد خودمان را براي رويارويي با اين حوادث آماده كنيم.اين که تهران به لحاظ بافت شهري و ساخت و ساز در چند سال اخير با توجه با استانداردهاي ايمني مورد توجه قرار گرفته جاي بسي خرسندي است.
اما هنوز با توجه به ميزان بافت هاي فرسوده در تهران اقدامات کافي که بتواند از جان بيش از 10 ميليون نفر حفاظت کند صورت نگرفته است . البته اين مشکل را تنها بردوش مسئولين شهري کشور قرار نمي دهيم زيرا بستر کار بسيار گسترده و نياز به همکاري و توجه ويژه دولت دارد. چندي پيش كميته اضطراري بلاياي طبيعي (DEC) درباره خطر زلزله دستکم سه شهر بزرگ جهان در 10 سال آينده هشدار داد.
بر اساس هشدار اين نهاد شهرهاي تهران ، استانبول و كاتماندو ( پايتخت نپال) در 10 سال آينده در معرض يك فاجعه انساني در اثر وقوع زلزله قرار دارند.شايد آمارهاي اين نهادها به طور کامل مورد استناد نباشد اما حاکي از آن است که خطر در کمين است لذا بايد خود را براي چنين حوادثي آماده کنيم. آن هم در چنين وضعيتي که شهرتهران با توجه به معابر، حجم بالاي خودروها و عدم امکان دسترسي به اکثر محلات و مناطق مسکوني دارد کار در زمينه امداد رساني و نجات بسيار مشکل خواهد بود.
آرمان
«سه موضوع بنيادين جامعه ايران» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دکترسيدعليمحمودي است كه در آن ميخوانيد:
با مطالعه در كنشها و واكنشهاي جامعه ايران در چند سال اخير، به باور من سه موضوع بنيادين قابل امعاننظر و موشكافي است. اين موضوعها عبارتند از: «رشد آگاهيها»، «تراكم مطالبات» و «آسيبديدن طبقه متوسط». به ترتيب به اين سه موضوع و چگونگي ارتباط آنها با يكديگر ميپردازم.
1.رشد آگاهيها: جامعه ايران - چه در سطح نخبگان و چه در گستره توده- در حال بالا بردن دامنه و ژرفاي آگاهيهاي مختلف خويش است؛ از اطلاعات عمومي گرفته تا آگاهيهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي. هر سال كه ميگذرد به حجم كيفي و كمي اين آگاهيها افزوده ميشود.
رسانههاي گروهي و امكانات نوين گردش اطلاعات از قبيل اينترنت، شبكههاي ماهوارهاي و امكانات تلفنهاي همراه، افزون بر رسانههاي مكتوب، عليالدوام در كار دادوستد اخبار و اطلاعات هستند. شبكههاي نوين ارتباطي، مرزهاي دولتي و جغرافيايي را به سادگي در مينوردد.
رشد و توسعه آگاهيها در دانشگاهها، حوزههاي ديني، كارخانهها، ادارهها، بازارها، كوچهها و خيابانهاي كشور، به نحو روشن و ملموس به چشم ميخورد. اعمال پارهاي محدوديتها، عزم مردم به ويژه جوانان - يعني اكثريت ملت ايران را- در راه به دست آوردن آگاهيها از منابع گوناگون و متنوع اطلاعرساني در داخل و خارج كشور، راسختر كرده است. هرچه محدوديتها بيشتر، انگيختگي براي دستيابي به اطلاعات و آگاهيها افزونتر.
بنگريد به حجم غيرقابل تصور سايتها و وبلاگهاي فارسيزبان و شمار بيحدوحصر پيامهاي كوتاه كه گردش پرشتاب و خيرهكننده آنها به سرعت نور لبخند ميزند!. وقتي شما به رسانه من بياعتماد شديد، عطاي آن را به لقايش خواهيد بخشيد. بنابراين، جامعه تشنه آگاهي، از پاي نمينشيند و براي آن كه راه خويش را درست انتخاب كند، نيازمند اطلاعات دقيق و موثق است.
اين جامعه در مييابد كه دسترسي به اطلاعات، يك «حق» است كه بايد از آن برخوردار شود و نه يك «امتياز». اين خبري اميدبخش وشورانگيز است كه جامعه جوان 70وچند ميليوني ايران، با برخورداري از هوش سرشار و كسب مهارت، هر روز به گستره و ارتفاع آگاهيهاي خويش در عرصههاي گوناگون ميافزايد.
2. تراكم مطالبات: تنوع و گسترش اطلاعات از يكسو و آگاهيهاي عرضه شده توسط مراكز علمي و پژوهشي از سوي ديگر، به شكلگيري منطقي درخواستها و مطالبات مدد ميرساند.
حمايت
«خشم خداوند» عنوان يادداشت روز روزنامه حمايت به قلم ابراهيم صفري است كه در آن ميخوانيد:
خداي متعال، در آيه 108 سوره انعام تاکيد ميکند که هيچگاه بتها و معبودهاي مشرکان را دشنام ندهيد؛ زيرا اين عمل سبب ميشود که آنان نيز، نسبت به ساحت قدس خداوند همين عمل را از روي ظلم، ستم و جهل و ناداني انجام دهند.لذا فحش و دشنام دادن براي مومن در هيچ صورتي حتي به كفار و مشركان نيز روا و شايسته نيست و اگر مومني مورد فحش و دشنام شخصي قرار گيرد، حق ندارد در مقابل به آن فرد اهانت کند.
در همين رابطه روايتي از حضرت رسول (ص) نقل شد كه فرمودند: "هرگاه کسي از تو چيزي مي داند و آن را به تو نسبت داد، تو آنچه را از او مي داني به وي نسبت مده (و اظهار مکن) تا ثواب اين کار از آنِ تو باشد و گناهش از آنِ او" و اميرمومنان (ع) مي فرمايند: "دشنام دادن و بددهني (يا دشنام شنيدن) از اسلام به دور است".
از منظر قوانين نيز توهين و فحاشي از جمله جرايم عمدي است و منظور از آن علم و آگاهي مرتكب، به وهن آور بودن كردار يا گفتار يا نوشتاري است كه به حيثيت و شرافت طرف لطمه وارد مي کند. بنابراين کسي که به فحاشي و يا قذف مي پردازد با شرايطي که قانون گذار براي آن پيش بيني کرده عمل مذکور جرم بوده و مسايلي مثل عصبانيت و ... دليل بر مبرا بودن فرد نخواهد شد.
طبق ماده 608 قانون مجازات اسلامي اهانت و استفاده از الفاظ ركيك و فحاشي جرم تلقي شده و قابل كيفر است. ماده 609 قانون مجازات نيز به اهانت مشدد پرداخته و براي حمايت از مسوولان و مديران و دولتمردان كشور كه در حين انجام وظيفه يا به سبب آن با توهين مواجه شوند براي توهينكننده مجازات مقرر شده است.
عنوان توهين مفهوم كلي است و شامل افترا نيز ميشود. وجه مشترك عمل مجرمانه توهين و افترا هتك حيثيت طرف جرم است. با اين وجود بين اين دو، وجوه افتراقي وجود دارد.
الف- توهين غالبا به وسيله الفاظ و گفتار و حركات ركيك واقع ميشود در صورتي كه افترا با استفاده از وسايل خاصي نظير اوراق چاپي يا خطي، نشريات و امثال آن صورت ميگيرد؛
ب- توهين به ويژه فحاشي از جرايم صرفا مادي است و تحقق آن موكول به اثبات قصد مجرمانه نيست ولي در افترا تحقق قصد مجرمانه شرط است؛
ج- توهين غالبا به صورت حضوري است و موارد غيابي آن خيلي اندك است ولي افترا غالبا بدون حضور طرف صورت ميگيرد.
سخنان صريح مقام معظم رهبري در جمع اعضاي مجلس خبرگان، در انذار سياسيون به ترك فحاشي و اتهام زني، نگاهداشت جامعه اسلامي از فروافتادن در انحرافات اخلاقي و بازگشت به اسلام واقعي و قانون است.
ايشان فضاي اهانت و هتك حرمت ها را خلاف شرع و خلاف عقل سياسي و موجب "خشم خداوند" دانستند كه با اين رهنمود روشن، همه كساني كه در حوزه سياست فعاليت مي كنند مكلف به تبعيت كامل از فرمان قرآني رهبري بوده و بايد ضمن توبه از همه رفتارهاي غيراخلاقي گذشته، براي اجرايي كردن اين سخنان در برنامه هاي آتي خود چاره انديشي و برنامه ريزي كنند.
دنياي اقتصاد
«تكليف تصميمسازان پولي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم
مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوانيد:
توقع رييسجمهور از سيستم بانكي براي كاهش سود بانكي، توقعي كاملا منطقي و بجا است.
زيرا توليد رقابتپذير در صحنه جهاني با نرخهاي بالاي سود بانكي امكانپذير نيست. لذا بانك مركزي موظف است تمام توان كارشناسي خود را براي نيل به اين هدف به كار گيرد. اما براي رسيدن به هدف فوق، تمهيد مقدماتي لازم است. براي روشن شدن موضوع، مثالي را مطرح ميكنيم.
فرض كنيد فردي در اثر يك مرض عفوني دچار تب شده است و براي درمان به پزشك مراجعه ميكند و از پزشك توقع دارد كه او را درمان كرده و نيز تبش را هم پايين آورد. در اينجا هيچ كس بيمار مزبور را به دليل اين توقع بجا از آن پزشك مورد ملامت قرار نميدهد. اما اگر پزشك فوق براي درمان او به روشهاي غيرمنطقي روي آورد مستحق سرزنش يا حتي مجازات خواهد بود.
براي درمان بيماري عفوني و قطع تب، طبيعي است كه پزشك با ميكروب پديدآورنده بيماري مقابله ميكند و همينطور در كنار اقدام فوق، ممكن است از داروهاي تب بر نيز استفاده نمايد.
حال اگر پزشكي در اين حالت بخواهد براي قطع تب، بيمار را در يك فريزر منجمد كند يا براي مقابله با ميكروبهاي درون بدنش او را در يك كوره بسوزاند در اين صورت پزشك مزبور نميتواند ادعا كند كه چون بيمار از من خواست تا با تب يا با عوامل بيماريزاي بدن او مقابله كنم بنابراين مسوول عواقب اين اقدامات نسنجيده هم من نيستم، بلكه آن بيمار بخت برگشته مسوول است.
اين مثال كه در نگاه اول بسيار مضحك مينمايد درست مثل آن است كه رييسجمهور از بانك مركزي بخواهد سود بانكي را كاهش دهد و اين بانك بدون آنكه مقدمات آن را فراهم آورد اقدام به اين كار با صدور يك دستورالعمل كند. در اين صورت مسوول عواقب آن هم بانك مركزي و سيستم بانكي خواهد بود نه هيچ كس ديگر.
اقتصاد كشور ما هم اكنون در وضعيت يك روند افزايشي تورم قرار گرفته كه اين روند، از مرداد ماه امسال آغاز شد و برآوردها نشان ميدهد در صورت عدم افزايش رشد نقدينگي تا دي ماه 1390 ادامه خواهد داشت و سپس كاهش يافته و روي نرخ تورم 13 درصد در اواخر سال 1391 تثبيت ميشود. حال چنانچه در يك روند افزايش تورمي، سود بانكي، افزايش نيابد مضراتي به شرح ذيل به همراه خواهد داشت: 1- عدم رغبت دريافتكنندگان تسهيلات بانكي به بازپرداخت ديون خود؛ زيرا درآمد ناشي از عدم بازپرداخت ديون، بيش از سود بانكي پرداختي خواهد شد؛ بنابراين افزايش مطالبات معوق بانكي نتيجه محتوم اين اقدام خواهد بود.
2- عدم تخصيص بهينه تسهيلات، زيرا قرار بر اين است كه فقط توليد سودآورتر به تسهيلات بانكي دسترسي داشته باشد. 3- به دليل ايجاد صف تقاضا، فساد در سيستم بانكي امكان وقوع پيدا خواهد كرد يا ممكن است ضوابط جاي خود را به روابط بدهند. 4- ايجاد شتاب در افزايش نرخ تورم به دليل افزايش تقاضا براي پول 5- كاهش نرخ سود بانكي
در شرايط تورمي باعث افزايش رانتجويي از اين محل شده و به دنبال آن، توليدكنندگان واقعي از تسهيلات، بيبهره ميمانند.
جهان صنعت
«نتيجه ضعيف يک قانون» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم الهه بيگي است كه در آن ميخوانيد:
مرکز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي نتايج نظرسنجي از 17508 نفر شهروندان 30 مرکز استان در مورد وضعيت عمومي جامعه و عملکرد نهادهاي حکومتي را اعلام کرد که در آن آمده است تنها 11 درصد مردم از نحوه واگذاري سهام شرکتهاي دولتي مطلع هستند.
اين نظرسنجي نشان ميدهد که اطلاعرساني دولت روي اين موضوع موفق نبوده چراکه اگر دولت تمايل داشت اطلاعات مربوط به خصوصيسازي را به اطلاع عموم برساند در گزارشهاي اقتصادي و گزارش عملکرد برنامه اعلام ميکرد در حالي که تمام تلاش دولت اطلاعرساني بر طرح تحول اقتصادي و هدفمندکردن يارانهها بوده و به نظر ميرسد در اين رابطه تبعيضآميز عمل کرده است.
دليل ديگري که دولت اطلاعرساني نکرده اين است که نحوه واگذاريها اغلب با مشکلات عمده در مسير واگذاري روبهرو بوده و در اين راه موفق عمل نکرده است. حتي با وجود عدم اطلاعرساني دولت اگر واقعا واگذاريها به درستي انجام ميگرفت و دولت به سمت خصوصيسازي ميرفت، مردم وجود آن را حس ميکردند و عينا شاهد خصوصيسازي بودند.
از سوي ديگر تحليلگران اقتصادي معتقدند در مدت سه سال از زمان اجراي قانون خصوصيسازي عملا حجم دولت کوچک نشده همچنين بودجه امسال نشان ميدهد دولت فربهتر از سالهاي گذشته شده است. به هر سو سوال اصلي اين است که اگر دولت در مسير خصوصيسازي موفق است پس چرا اطلاعرساني نميکند که مردم هم بدانند نه اينکه تنها 11 درصد از مردم از برنامههاي دولت باخبر باشند؟
گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح
کد خبر : ۱۸۳۰۵