تأملي راهبردي در چيستي سهشنبههاي اعتراض
چرا سبزها بريدند؟!
سه شنبه ها يکي پس از ديگري مي آيند اما آبي از تنور فتنه گران براي آمريکا و رژيم صهيونيستي گرم نمي شود. حضور اين جريان روبه زوال در روز ولنتاين(روز جهاني عشاق) به مراتب بيشتر از سه شنبه هايي بود که براي سران فتنه برگزار
مي شود. اين مسئله به ترديدهايي از اين دست دامن زد که جريان سبز تا چه اندازه سياسي است و تابع چه کانون و رهبريتي است؟ ارزش موسوي و کروبي در درون لايه هاي اين جريان چقدر است؟ آيا آنها ارزش حتي يک تجمع چند صد نفري در يکي از ميادين شهر را توسط اپوزيسيون نداشتند؟ و...
25 بهمن ماه سال 1389 آخرين ميخها نيز بر تابوت جريان سبز کوبيده شد. خاتمي اخيرا گفته است "با اتفاقات 25 بهمن هم پايگاه اجتماعي ناچيز ما به رخ كشيده شد و حتي خيلي ها كه قبلا از ما حمايت مي كردند، حاضر نشدند به خيابان بيايند و هم متهم به براندازي و ساختارشكني شديم." جرياني که در آخرين روزهاي حياتش پيوندي نامشروع بين سلطنتطلبان، منافقين، ليبرالها، مارکسيستها و به عبارتي مجموعه نيروهاي ضد انقلاب برقرار کرده بود. همان طور که پيشبيني ميشد سناريوي هر سه شنبه يک بار جريان فتنه عليرغم حجم قابل توجه تبليغات ماهوارهاي و اينترنتي با اقبال روبهرو نشد و پروژه آشوب در آستانه سال نو ناکام ماند. ريزشهاي بيسابقه جريان فتنه، پديده قابل تأملي است که از جنبههاي مختلف قابل مطالعه و بررسي است که به طور طبيعي پردازش تمامي جوانب آن نيازمند زمان بسيار است، اما به طور مشخص ميتوان به برخي از عوامل اصلي زير در تبيين اين ريزش گسترده اشاره کرد:
1- حاکم شدن عوامل ضد عقلاني بر استراتژي و تاکتيکهاي جريان سبز:
عوامل ضد عقلاني به متغيرهايي اطلاق ميشود که به سوءِ برداشتها از واقعيتها مربوطند. جريان موسوم به سبز از روز بعد انتخابات با فاکتورهاي غير عقلاني (احساسات، عواطف، شعارها و...) و عوامل ضد عقلاني رهبران جنبش نظير توهم پيروزي در انتخابات و حمايتهاي ميليوني!! روبهرو بود و دست و پنجه نرم ميکرد. نوسانات قابل پيش بيني عوامل غير عقلاني و ضد عقلاني اين جريان براي حاکميت و کاهش تدريجي آنها کاملاً طبيعي بود. اما يکي از مختصات جريان موسوم به سبز اين بود که به موازات کاهش متغيرهاي احساسي و عاطفي هواداران، عوامل ضد عقلاني بين رهبران و سران اين جريان رشد کردند.
اين توهمها فارغ از واقعيتهاي بيروني تحت عناويني چون ترديد، دروغ، ابهام و... بارها و بارها از لسان و زبان سران اين جريان، بيان شده است. رفتار نظام با اين جريان نيز در دامنه و بازه اين عوامل شکل گرفت. يعني نظام تا جايي که پاي احساسات و عوامل غير عقلاني جريان موسوم به سبز را وسط ميديد بنا را بر مدارا و مسامحه گذاشت. اما عوامل ضد عقلاني برخورد متفاوتي را ميطلبيد.
2- گسيختگي آنوميک جريان سبز:
عنصر اشتراک منافع يکي از لوازم حياتي جنبشهاي اجتماعي است. اساساً جنبش اجتماعي به هرگونه کوشش جمعي براي پيشبرد منافع مشترک و يا يک هدف اصلي اطلاق ميشود.
جريان موسوم به سبز از بدو پيدايش فاقد چنين ويژگي ضروري بود و از نوعي گسيختگي آنوميک رنج ميبرد. تيپولوژي جريان سبز را مجموعهاي از عناصر ناهمگن با انگيزهها و اهداف متفاوت تشکيل ميدهد که تنها قادر است در يک جغرافياي زماني و مکاني محدود مجموعه پتانسيلهاي اعتراضي موجود در جامعه اعم از ليبرالها، سکولارها، سلطنتطلبان، منافقين، ايادي غرب، عناصر فريب خورده، محرومان اداري، حاشيه نشينها و ... را جمع نمايد.
سه شنبه هاي خاموش نيز يکي پس از ديگري تئوري گسيختگي آنوميک جريان سبز را تقويت مي کنند. تا جايي که حتي امروزه در اصل سياسي بودن اين حرکت ترديدهاي جدي به وجود آمده است.
3- سرخي راديکاليسم سبز:
بقاياي جريان موسوم به سبز، روز به روز راديکالتر و خطرناکتر ميشود. در حوادث کور 25 بهمن امسال انواع آموزشها براي درگيري مسلحانه، ساخت کوكتل مولوتف، استفاده از اسپري و فندک براي ايجاد آتش و ... به معترضين داده شده بود. همين زبان سرخ راديکاليسم سبز يکي از عوامل ريزشهاي بيسابقه در اين جريان است. گريز از مجاري قانوني، روي آوردن به اردوکشي در خيابان، ايجاد بلوا و آشوب در چند خيابان تهران، ايجاد مزاحمت براي جان، مال و ناموس مردم و... روز به روز بر بياعتمادي مردم نسبت به سران فتنه افزود، تا امروز آنها در زمره ضد انقلاب دسته بندي ميشوند. در افکار عمومي جريان سبز يک فرايند سه مرحله اي را پشت سر گذاشته است. اين جريان که در ابتداي امر جلوه اعتراضي به نتايج انتخابات داشت -که در شرايط آن دوره تا حدودي طبيعي نيز به نظر
مي رسيد -در ادامه پس از وقايع روز قدس و عاشوراي سال 88 به فتنه گران تبديل شد که ديگر عملکرد آنها در قالب منطق اعتراض به نتايج انتخابات قابل تحليل نبود. امروز و پس از حادثه 25 بهمن اين جريان وارد مرحله ضد انقلابيگري شده چون در پاسخ به آمريکا و رژيم صهيونيستي و براي خدشه دار کردن نهضت اصيل ملت هاي خاورميانه و پشت پا زدن به آرمانهاي حضرت امام(ره) و انقلاب وارد عرصه شد و اين موضوع براي افکار عمومي محرز شده است.
4- پيوندهاي آشکار و پنهان با بيگانگان:
يکي ديگر از عوامل اصلي ريزشهاي بيسابقه در جريان موسوم به سبز، رونمايي تدريجي پيوندهاي آشکار و پنهان محرکان اين جريان با بيگانگان بخصوص دشمنان 30 ساله ملت ايران نظير آمريکا، انگليس و رژيم صهيونيستي است.
طي 20 ماه گذشته، مقامهاي رسمي آمريکا، اسراييل، رژيم صهيونيستي و... به حمايت از اغتشاشگران و مواضع غير اصولي سران فتنه پرداختند. رهبر معظم انقلاب سال گذشته در بيانات مهمي در جمع بسيجيان فرمودند: "دشمنان صحنه را شلوغ ميکنند تا عنصر خائني کاري را که آنها ميخواهند، انجام دهند." بازيچههاي جاهل دشمن در داخل نيز ضمن همراهي خواسته يا ناخواسته با اين توطئه، بخشهايي از اين بازي دومينوي خطرناک را بر عهده گرفتند و با تمکين نکردن مقابل قانون، زمينههاي لازم را براي پيشبرد اهداف دشمن فراهم کردند. در اتفاق 25 بهمن آمريکا به خوبي مي دانست در مصر از کجا ضربه خورده است لذا کوشيد با يک تحرک مذبوحانه در تهران يعني کانون تحولات خاورميانه بخشي از آلام رواني و سياسي خود را بکاهد. بيانيه موسوي و کروبي و دعوت آنها براي اغتشاش در 25 بهمن که کاملا ديکته شده از خارج مرزها بود به منظور تحت الشعاع قرار دادن حرکت اسلامي و اصيل مردم مصر، تونس، يمن، اردن و ... نوشته شده بود و جاي هر گونه شک و ترديدي را درباره اينکه سران فتنه، مهره هاي آمريکا و اسرائيل هستند، از بين برد.
5- نوع مواجهه نظام با فتنه انتخابات
نظام اسلامي به رهبري داهيانه مقام معظم رهبري با تفکيک فاکتورهاي مختلف در اعتراضهاي پس از انتخابات از جمله عواطف و احساسات هواداران نامزدها، تحريک و نقش آفريني بيگانگان، عوامل ضد عقلاني حاکم بر رفتار سران فتنه، حضور بيسابقه مجموعه نيروهاي ضد انقلاب اعم از منافقين، سلطنت طلبان،
ليبرالها، مارکسيستها و... پشت نقاب سبز و با تأسي به الگوي علوي، با اين فتنه برخورد کرد.
بديهي است تفکيک مؤلفههاي همسو و حتي در بعضي موارد ناهمسوي اتفاقهاي پس از انتخابات برخوردهاي متفاوتي را از سوي نظام ميطلبيد. در منطق نظام اسلامي هيچ گاه احساسات مجموعهاي از جوانان و افراد پاک نيت که به نامزد معترض رأي دادهاند با انگيزههاي براندازانه نيروهاي ضد انقلاب مثل منافقين يکي نيست. همانگونه که اين عواطف توجيه کننده رفتار ضد عقلاني و ساختار شکن سران فتنه نميباشد. برخورد صبورانه و در عين حال قاطعانه در انضمام با تفکيک فاکتورهاي مختلف در اتفاقهاي پس از انتخابات باعث شد ريزشهاي جريان سبز روز به روز بيشتر شود.
چرا سبزها بريدند؟!
سه شنبه ها يکي پس از ديگري مي آيند اما آبي از تنور فتنه گران براي آمريکا و رژيم صهيونيستي گرم نمي شود. حضور اين جريان روبه زوال در روز ولنتاين(روز جهاني عشاق) به مراتب بيشتر از سه شنبه هايي بود که براي سران فتنه برگزار
مي شود. اين مسئله به ترديدهايي از اين دست دامن زد که جريان سبز تا چه اندازه سياسي است و تابع چه کانون و رهبريتي است؟ ارزش موسوي و کروبي در درون لايه هاي اين جريان چقدر است؟ آيا آنها ارزش حتي يک تجمع چند صد نفري در يکي از ميادين شهر را توسط اپوزيسيون نداشتند؟ و...
25 بهمن ماه سال 1389 آخرين ميخها نيز بر تابوت جريان سبز کوبيده شد. خاتمي اخيرا گفته است "با اتفاقات 25 بهمن هم پايگاه اجتماعي ناچيز ما به رخ كشيده شد و حتي خيلي ها كه قبلا از ما حمايت مي كردند، حاضر نشدند به خيابان بيايند و هم متهم به براندازي و ساختارشكني شديم." جرياني که در آخرين روزهاي حياتش پيوندي نامشروع بين سلطنتطلبان، منافقين، ليبرالها، مارکسيستها و به عبارتي مجموعه نيروهاي ضد انقلاب برقرار کرده بود. همان طور که پيشبيني ميشد سناريوي هر سه شنبه يک بار جريان فتنه عليرغم حجم قابل توجه تبليغات ماهوارهاي و اينترنتي با اقبال روبهرو نشد و پروژه آشوب در آستانه سال نو ناکام ماند. ريزشهاي بيسابقه جريان فتنه، پديده قابل تأملي است که از جنبههاي مختلف قابل مطالعه و بررسي است که به طور طبيعي پردازش تمامي جوانب آن نيازمند زمان بسيار است، اما به طور مشخص ميتوان به برخي از عوامل اصلي زير در تبيين اين ريزش گسترده اشاره کرد:
1- حاکم شدن عوامل ضد عقلاني بر استراتژي و تاکتيکهاي جريان سبز:
عوامل ضد عقلاني به متغيرهايي اطلاق ميشود که به سوءِ برداشتها از واقعيتها مربوطند. جريان موسوم به سبز از روز بعد انتخابات با فاکتورهاي غير عقلاني (احساسات، عواطف، شعارها و...) و عوامل ضد عقلاني رهبران جنبش نظير توهم پيروزي در انتخابات و حمايتهاي ميليوني!! روبهرو بود و دست و پنجه نرم ميکرد. نوسانات قابل پيش بيني عوامل غير عقلاني و ضد عقلاني اين جريان براي حاکميت و کاهش تدريجي آنها کاملاً طبيعي بود. اما يکي از مختصات جريان موسوم به سبز اين بود که به موازات کاهش متغيرهاي احساسي و عاطفي هواداران، عوامل ضد عقلاني بين رهبران و سران اين جريان رشد کردند.
اين توهمها فارغ از واقعيتهاي بيروني تحت عناويني چون ترديد، دروغ، ابهام و... بارها و بارها از لسان و زبان سران اين جريان، بيان شده است. رفتار نظام با اين جريان نيز در دامنه و بازه اين عوامل شکل گرفت. يعني نظام تا جايي که پاي احساسات و عوامل غير عقلاني جريان موسوم به سبز را وسط ميديد بنا را بر مدارا و مسامحه گذاشت. اما عوامل ضد عقلاني برخورد متفاوتي را ميطلبيد.
2- گسيختگي آنوميک جريان سبز:
عنصر اشتراک منافع يکي از لوازم حياتي جنبشهاي اجتماعي است. اساساً جنبش اجتماعي به هرگونه کوشش جمعي براي پيشبرد منافع مشترک و يا يک هدف اصلي اطلاق ميشود.
جريان موسوم به سبز از بدو پيدايش فاقد چنين ويژگي ضروري بود و از نوعي گسيختگي آنوميک رنج ميبرد. تيپولوژي جريان سبز را مجموعهاي از عناصر ناهمگن با انگيزهها و اهداف متفاوت تشکيل ميدهد که تنها قادر است در يک جغرافياي زماني و مکاني محدود مجموعه پتانسيلهاي اعتراضي موجود در جامعه اعم از ليبرالها، سکولارها، سلطنتطلبان، منافقين، ايادي غرب، عناصر فريب خورده، محرومان اداري، حاشيه نشينها و ... را جمع نمايد.
سه شنبه هاي خاموش نيز يکي پس از ديگري تئوري گسيختگي آنوميک جريان سبز را تقويت مي کنند. تا جايي که حتي امروزه در اصل سياسي بودن اين حرکت ترديدهاي جدي به وجود آمده است.
3- سرخي راديکاليسم سبز:
بقاياي جريان موسوم به سبز، روز به روز راديکالتر و خطرناکتر ميشود. در حوادث کور 25 بهمن امسال انواع آموزشها براي درگيري مسلحانه، ساخت کوكتل مولوتف، استفاده از اسپري و فندک براي ايجاد آتش و ... به معترضين داده شده بود. همين زبان سرخ راديکاليسم سبز يکي از عوامل ريزشهاي بيسابقه در اين جريان است. گريز از مجاري قانوني، روي آوردن به اردوکشي در خيابان، ايجاد بلوا و آشوب در چند خيابان تهران، ايجاد مزاحمت براي جان، مال و ناموس مردم و... روز به روز بر بياعتمادي مردم نسبت به سران فتنه افزود، تا امروز آنها در زمره ضد انقلاب دسته بندي ميشوند. در افکار عمومي جريان سبز يک فرايند سه مرحله اي را پشت سر گذاشته است. اين جريان که در ابتداي امر جلوه اعتراضي به نتايج انتخابات داشت -که در شرايط آن دوره تا حدودي طبيعي نيز به نظر
مي رسيد -در ادامه پس از وقايع روز قدس و عاشوراي سال 88 به فتنه گران تبديل شد که ديگر عملکرد آنها در قالب منطق اعتراض به نتايج انتخابات قابل تحليل نبود. امروز و پس از حادثه 25 بهمن اين جريان وارد مرحله ضد انقلابيگري شده چون در پاسخ به آمريکا و رژيم صهيونيستي و براي خدشه دار کردن نهضت اصيل ملت هاي خاورميانه و پشت پا زدن به آرمانهاي حضرت امام(ره) و انقلاب وارد عرصه شد و اين موضوع براي افکار عمومي محرز شده است.
4- پيوندهاي آشکار و پنهان با بيگانگان:
يکي ديگر از عوامل اصلي ريزشهاي بيسابقه در جريان موسوم به سبز، رونمايي تدريجي پيوندهاي آشکار و پنهان محرکان اين جريان با بيگانگان بخصوص دشمنان 30 ساله ملت ايران نظير آمريکا، انگليس و رژيم صهيونيستي است.
طي 20 ماه گذشته، مقامهاي رسمي آمريکا، اسراييل، رژيم صهيونيستي و... به حمايت از اغتشاشگران و مواضع غير اصولي سران فتنه پرداختند. رهبر معظم انقلاب سال گذشته در بيانات مهمي در جمع بسيجيان فرمودند: "دشمنان صحنه را شلوغ ميکنند تا عنصر خائني کاري را که آنها ميخواهند، انجام دهند." بازيچههاي جاهل دشمن در داخل نيز ضمن همراهي خواسته يا ناخواسته با اين توطئه، بخشهايي از اين بازي دومينوي خطرناک را بر عهده گرفتند و با تمکين نکردن مقابل قانون، زمينههاي لازم را براي پيشبرد اهداف دشمن فراهم کردند. در اتفاق 25 بهمن آمريکا به خوبي مي دانست در مصر از کجا ضربه خورده است لذا کوشيد با يک تحرک مذبوحانه در تهران يعني کانون تحولات خاورميانه بخشي از آلام رواني و سياسي خود را بکاهد. بيانيه موسوي و کروبي و دعوت آنها براي اغتشاش در 25 بهمن که کاملا ديکته شده از خارج مرزها بود به منظور تحت الشعاع قرار دادن حرکت اسلامي و اصيل مردم مصر، تونس، يمن، اردن و ... نوشته شده بود و جاي هر گونه شک و ترديدي را درباره اينکه سران فتنه، مهره هاي آمريکا و اسرائيل هستند، از بين برد.
5- نوع مواجهه نظام با فتنه انتخابات
نظام اسلامي به رهبري داهيانه مقام معظم رهبري با تفکيک فاکتورهاي مختلف در اعتراضهاي پس از انتخابات از جمله عواطف و احساسات هواداران نامزدها، تحريک و نقش آفريني بيگانگان، عوامل ضد عقلاني حاکم بر رفتار سران فتنه، حضور بيسابقه مجموعه نيروهاي ضد انقلاب اعم از منافقين، سلطنت طلبان،
ليبرالها، مارکسيستها و... پشت نقاب سبز و با تأسي به الگوي علوي، با اين فتنه برخورد کرد.
بديهي است تفکيک مؤلفههاي همسو و حتي در بعضي موارد ناهمسوي اتفاقهاي پس از انتخابات برخوردهاي متفاوتي را از سوي نظام ميطلبيد. در منطق نظام اسلامي هيچ گاه احساسات مجموعهاي از جوانان و افراد پاک نيت که به نامزد معترض رأي دادهاند با انگيزههاي براندازانه نيروهاي ضد انقلاب مثل منافقين يکي نيست. همانگونه که اين عواطف توجيه کننده رفتار ضد عقلاني و ساختار شکن سران فتنه نميباشد. برخورد صبورانه و در عين حال قاطعانه در انضمام با تفکيک فاکتورهاي مختلف در اتفاقهاي پس از انتخابات باعث شد ريزشهاي جريان سبز روز به روز بيشتر شود.

روزنامه رسالت 19/ اسفند/1389