کشور سوریه که برگرفته از نام سرزمین اصلی آشور به حساب میآید تا ساعاتی دیگر (صبح فردا) شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است، کشوری که بر اساس آخرین آمارها 22 میلیون و 717 هزار و 417 نفر جمعیت دارد و برخی از کارشناسان جمعیت این کشور را بالاتر از این رقم و حدود 25 میلیون برآورد میکنند.

لالایی توپی
روز و شبهای سوریه در یک مقوله وجه اشتراک دارند و آن هم صدای انفجارهایی است که هر تازه واردی را به کنجکاوی وا میدارد ولی پس از مدتی متوجه میشوی این صداها انفجار شلیک توپهای خودی این کشور به سمت نیروهای مخالف است، کما اینکه از برخی مردم نیز شنیده میشود که در بین این انفجارها نباید از خمپارههایی هم که تروریستها به داخل شهرها شلیک میکنند، غافل شد. صدای توپها روزها به مانند قلقلکی تلخ و شبها نیز تداعی کننده لالایی کودکان در قصههای غول ترسناک است. در یک کلام «سوریه آرام است»؛ جملهای که بر سر زبان بسیاری از افراد محلی میشنوی اما تعبیر آنها این است که این آرامش قبل از توفان است.
هتلی مجلل اما فاقد ارتباط با جهان
هتل Dama Rose که زمانی میزبان احمدینژاد رئیسجمهور سابق کشورمان نیز بود هم اکنون میزبان یک هیئت 10 نفره از فعالان آمریکایی، اروپایی و خبرنگارانی از 30 کشور جهان برای پوشش انتخابات ریاست جمهوری است و این در شرایطی است که در دو روز نخست استقرار رسانهها و با ورود گروههایی از خبرنگاران، نخستین چیزی که در این هتل مهم، ضعف کارایی خود را به وضوح نشان داد، سرعت پایین اینترنت و در نهایت از کار افتادن اینترنت هتل بود که به مصداق زندانی شدن یک خبرنگار است. یکی از مسئولان این کشور در گفتوشنودی که با خبرنگاران داشت عنوان میکرد تروریستها باعث این اختلال شدهاند.
«بشار» پزشکی در لباس فرماندهان نظامی
به محض ورود به نقطه صفر مرزی خاک سوریه، تصاویر بشار اسد، رئیسجمهور پزشک این کشور که حال در قاب عکسها، لباس و درجه نظامی بر تن دارد چشمنوازی میکند، بنرهای بزرگ کنار جادهها، اتیکتهای منقوش به نقش بشار روی لباس نظامیان و موارد بسیار دیگر نشان از علاقه مردم این کشور به بشار را دارد ولی با یک تفاوت و آن هم تفاوت در چهره بشار است، کما اینکه عکسهای قدیمی بشار که حتی بر روی شیشه جلوی خودورهای نظامی قدیمی و موتورهای پلیس راهنمایی و رانندگی حک شده است، بشاری را با سبیل نشان میدهد ولی قابهای عکسی که از این پزشک سیاستمدار در قاب مغازههای سوری و دیوارهای شهر به چشم میخورد فاقد سبیل است.
سوریه کشور دوم ایرانیها
در مواجهه با سوریها چند شرط بسیار اهمیت دارد، اول اینکه برخورد سوریها با ایرانیها بسیار متفاوت است به طوریکه اگر مقداری در شهرهای سوریه مانند دمشق قدم بزنی متوجه میشوی که مردم سوریهها اطمینانی به خارجیها که به زبان خود، آنها را اجنبی عنوان میکنند ندارند ولی به محض مشاهده یک ایرانی، رو به یکدیگر کرده و میگویند ایرانی... و این به معنای ایجاد چتر اعتمادی است که مصداق بارز آن را در گوشه و کنار سوریه میتوان ملاحظه کرد.

حال بر همین اساس اعتماد سوریها به ایرانیها باید یک مسئله مهم نیز در نظر داشت و آن برخورد نظامیان با گردشگران در یک کشور جنگزده مانند سوریه است که مسلماً سختگیریهایی نیز وجود دارد اما در همان وهله نخست برخورد، با آگاهی از هویت ایرانی، برخورد کاملاً متفاوت میشود ولی بهترین شرایط زمانی است که مشاهده کنی یک نظامی اتیکتی با نشان تصاویر بشار اسد و سیدحسن نصرالله بر سینه داشته باشد، یعنی شیعهای که تو را همچون برادری دوست خواهد داشت.
حضور بشار یا عکسها و نمادهایی که از وی و پدرش در سوریه بسیار مشهود است را میتوان در تلویزیون ملی سوریه نیز مشاهده کرد که بشار در عرصههای سازندگی و اجتماعی کشورش نقش پررنگی ایفا میکند.
کارناوالهای انتخاباتی همراه با جشن و پایکوبی
پس از یک شب اقامت در دمشق، با اتفاقهای قابل توجهی روبهرو میشوید از جمله اینکه شبها همزمان با صدای انفجارهای ناشی از شلیک توپ، صدای رقص و پایکوبی در قالب برپایی کارناوالهای انتخاباتی طرفداران نامزدها که اکثراً هم طرفدار بشار اسد هستند به گوش میرسد؛ ساعاتی در خیابانهای شهر به تبلیغ نامزدهای خود با جشن و پایکوبی میپردازند.

پوشش مردم سوریه به خصوص دمشق نیز قابل توجه است، مردان کمتری کراوات میزنند، به ندرت هم زنان پوشش چادر دارند و زنانی هم که مقید به پوشش اسلامی هستند، از پوشش کامل سوری که مانند پوشش سرتاسر مانتو است استفاده میکنند و حتی در زیارتگاهها به زنان لباسی مانند لباس کشیشها برای رعایت پوشش اسلامی اهدا میکنند.