۰۵ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۲

نامه سرگشاده خبرنگار كيهان به بهداد

کد خبر : ۱۶۱۳۰

به گزارش صراط نيوز ، رحیم چوخاچی زاده مقدم که از خبرنگاران روزنامه کیهان است، در جدیدترین مطلب وبلاگ "خوب و بد" در مطلبی خطاب به محمد جعفر بهداد معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور که در گذشته از همکاران این روزنامه بوده، نوشت: 

حضرتعالی را حداقل بنده خوب می شناسم و خود تان هم این را خوب می دانید پس بگذارید با شما با همان ادبیاتی که به آن عادت دارید و در سخنان اخیرتان در جمع اعضای جامعه موسوم به " وعاظ ولایی " بیشتر از اندازه در این شیوه غلط سخن رانده اید ، سخن بگویم .

تعجب بنده از شما دراین است که نمی دانم چرا وقتی که خود را آنقدر زرنگ می دانستید و هشیار و آگاه اکمل به زمان و اوضاع وسیاست وقت خود را به جای خدمت به مردم وقف دفاع از کسی کرده اید که اگر کمی فکر بکنید خواهید فهمید که با چه هدفی و در پی چیست ، و چرا اینگونه دست و پا می زند تا فرد همیشه مطرح جامعه باشد و شما را نیزابزار عمله خود قرارداده و وادار به بیان ادعاهایی می کند که از عواقب حقوقی آن غافلید و غافلید از اینکه این گونه عمل کردن ها نه تنها منحرف کردن اذهان عمومی از مبارزه با دشمن و فتنه گران اصلی به سمتی است که دغدغه امروز من و شما همین است ، بلکه عواقب خطرناکتردیگری درپی دارد که کمترین آن ها ناامید شدن مردم همیشه در صحنه نسبت به نظام است ، دقیقا همان هدفی که فتنه گران در انتخابات 88 آگاهانه در پی آن بودند اما شما نا آگاهانه بستر سازان به هدف رسیدن بدون هزینه آنان شده اید !! و حال آن که همه چیز را به هم ریخته اید و حتی مراجع و فضلا را هم به چالش کشانده اید و برای اینکه خود را از مهلکه ای که به دستان خود تدارک دیده اید نجات دهید ، این روزها در صدد انداختن توپ به زمین دیگران بر آمده اید و با سفر به این شهر و آن شهر و سخنرانی در این محفل و محافل دیگر اتهامی که برخودتان وارد است با بی حیایی تمام بردیگران وارد می کنید و حال آنکه همان اصولگرایانی که شما در سخنرانیتان به عنوان " اصولگرایان ... !! " یاد کرده اید بارها در مقالات و به بهانه های مختلف چنین روزی را برای شما پیش بینی کرده بودند و اکنون به خود زنی افتاده اید ومانند کسانی شده اید که کمربند انتحاری به خود بسته اند ومی خواهند یا به نحوی از این مهلکه قسردر بروند و یا این که عده ای را هم به ناجوانمردی هلاک کنند و متاسفانه شما نیز که این همه خود را باهوش می دانستید و از دبگران با ذکاوت تر! فریب خورده این جمعیت شده اید و زبان و کلام خود را به سخنان و به اتهامات سخیفی بازکرده اید و به شکم جمعیتی زده اید که عمری با آن ها نان ونمک خورده اید و اکنون نمکدان می شکنید !! متاسفم از این که می خواهید با دست خود ، خویشتن را به کسانی که نمی شناسنتان بشناسانید ؟! حکایت شما به حکایت موش جوانی می ماند که روزی از روزها ،‌ در دل یک دشت بزرگ ، عبور می کرد . این موش جوان ما یک اخلاق بسیار بد هم داشت و آن اینکه همیشه می پنداشت که زیرک تر و قوی تر از همه است ! . چشم عقلش کورو بسیار خود پسند و مغرور بود.

سوت می زد و آواز می خواند و می رفت ، به ناگاه ، شتری را دید در سبزه زار . موش جوان با خود اندیشید : " چطور است که این شتر را بدزدم ! " ، فکر خود را پسندید! و پیش رفت و افسار شتر را گرفت و به خیال خود به دنبال خود کشاند . شترهم که خوشحال بود و سرحال ، برای آنکه بداند موش جوان چه اندیشه ای در سر دارد ، بی هیچ مخالفتی در پی اش رفت .

آری ، موش بیچاره بی خبر از فکر شتر ، برخویشتن بالید و با خود گفت : " چه کسی تا حالا دیده است که موشی چون من ، شتری را در پی خود می برم . پس من قویترین موشم . زیرک ترین و باهوش ترین موش روی زمینم . آری من اینم !!."

تا اینکه موش کنار جوی آبی ایستاد و با حیرت در امواج خروشان آب خیره ماند و با خودش گفت :" حالا چگونه ازاین جوی بزرگ و پر موج بگذرم !؟ شتر که توقف موش را دید ، در دل خندید و علت را پرسید و موش شرمگین و خجلت زده سر به زیر افکند. شتر بسیار خندید وباز پرسید :"‌ تو که این همه قوی هستی که می توانی شتری را به دنبال خود بکشانی ،‌ چگونه از غرق شدن در یک جویبار کوچک می ترسی ؟! بگذار بروم توی آب و عمق آب را اندازه بگیرم و ببینم عمق آن کم است یا زیاد." وقتی که شتر درآب جوی ایستاد، آب تا زانوهایش رسید و رو به موش کرد وگفت :

" تا زانوست آب ، ای کور موش از چه حیران گشتی و رفتی زهوش؟ "

موش شرمنده با تعجب به شتر نگاه کرد و گفت :"‌ هیچ می دانی که چه می گویی ؟ زانوی تو با زانوی موش بسیار فرق دارد." و سپس ، به التماس افتاد و از شتر خواست تا اورا از آب بگذراند. شتراز سر دلسوزی او را از آب گذراند اما در آن سوی آب شروع به پند و اندرز دادن به موش کرد و گفت ؛ که بیهوده مغرور نشود و دست به کاری نزند که از او ساخته نیست . شتر گفت :

"‌ تو رعیت باش ، چون سلطان نه ای

خود مران ، چون مرد کشتیبان نه ای

چون نه ای کامل ، دکان تنها مگیر

دست خوش می باش تا گردی خمیر

ابتدای کبر و کین از شهوت است

راسخی شهوتت از عادت است

مار شهوت را بکش ، در ابتدا

ورنه ، اینک ، گشت مارت ، ا‍ژدها "

*********

این را نقل کردم که این توجه را به شما بدهم که دراین مدت که از ما دور بوده ای ، ایکاش هر از گاهی در مسیر حرکت جدیدی که آغاز کرده ای و امیدوارم صحیح و سالم اما با معرفت به مقصد برسی گاهی ، نگاهی هم به عقب می کردی و می دیدی که چه بودی و چه کار می کردی و چه شعارهایی و چه استدلالاتی بر شیوه مسلمانی ات می کردی ، تا امروز اینگونه از سرگستاخی در میان افکار عمومی سخن نمی گفتی ، اندیشه می کردی و بعد زبان به سخن می چرخاندی و هدف هایی را که قرار است بزنی و گفته اند باید بزنی ! مشخص تر و آشکارتر می زدی تا منظور های متفاوت از آن مستفاد نشود ، ولی متاسفانه می بینم هنوز همان عادت و حال وهوای زشت گذشته را که با ما بودی و درکنار ما کار می کردی بسر داری که وقتی در بحث ها ، جوابی برای گفتن نداشتی به فرافکنی می پرداختی و حتی حیا را به کناری افکنده به ناسزاگویی متوسل می شدی تا به هر نحو ممکن خود را و منطق ات را حتی اگر غلط هم باشد محق جلوه دهی ، امروز نیز می بینم سخنانی را بر زبان می آوری که همان بو و همان خاصیت را دارد وحال آنکه وقتی از اینجا می رفتی فکر می کردم و خوشحال بودم که اگر بهداد وارد سیاست در عرصه عمل شود با " الفبایی " که از اساتید خود در روزنامه آموخته ، آن بهدادی نخواهد بود که می شناسیم اش .

اما چند ، از سخنان اخیرتان را که رصد کردم به کل نا امید شدم و مطمئن شدم که هنوز از" الف " الفبای سیاست نه " ادب " ش را آموخته اید و نه از " باء " آن که " بصیرت " باشد چیزی در چنته دارید!! که صد البته این شیوه سخن گفتن شما بیشتر ازآنکه بنده را که فقط یک دوست و همکار برای شما بشمارمی آمدم ، اسباب تاسف و ناراحتی و البته نگرانی آن دو استاد بزرگوارتان را هم فراهم کرده است و شاید در درجه اول مقصراصلی اشتباهات امروز شما از اصول اخلاقی همین دو استاد بزرگوار باشند که آن موقع آنطور که باید ، تلاش به شناخت بیشتری از شما به عمل نیاوردند که هیچ بلکه به نصایح دیگران از جمله بنده در همان دوران شرو شورتان که وصفش گذشت ، گوش فرا ندادند .

بربنده خرده مگیرید که با ادبیات شما و تقریبا مثل شما سخن می گویم چرا که فکر می کنم وقت آن رسیده نصایحی که زودتر از این ها باید به شما داده می شد ، به صراحت داده شود .

شما در سخنان اخیرتان درجمع جامعه موسوم به " وعاظ ولایی" بدون مرزبندی های لازم و شفاف سازی که مخاطب را متوجه منظور نظرتان از واژه سخیف " اصولگرایان احمق ! " چه کسانی هستند ، کنید ، تاکید کرده اید ، کسانی که برخی از اطرافیان آقای احمدی نژاد را که منظورتان آقای مشایی است ، نشانه گرفته اند ، آن ها در واقع هدفشان احمدی نژاد است و او را نشانه گرفته اند تا ایشان را بزنند و حتی از عبارت بسیار بسیار ساده لوحانه و خطرناک حذف فیزیکی ! به عنوان گام های بعدی این جریان جدیدی ، که شما مدعی آن هستید استفاده کرده وازآن به عنوان " فتنه بعدی " فتنه بزرگتر از فتنه 88 !! یاد کرده اید و آن را به بچه حزب اللهی ها نسبت داده اید .!! حبذا برشما !! آفرین برشما از کشفی که بعد از این همه مدت کرده اید ، نمی دانم باید به هوش و ذکاوت شما با ید تبریک بگویم یا به آقای احمدی ن‍ژاد ، که چنین مشاوران کارکشته و نخبه ای را در راس مشاورین تبلیغاتی ، رسانه ای ، هنری اعم از سینما و عکس و تئاتر و موسیقی و صد البته کوروش شناسی و ... !!

اما ازآنجا که با سربلندی تمام خود را مفتخر به حزب اللهی بودن می دانم و اصولگرا ، خود را از اصولگرایانی می دانم که باید از دولت به نحوی حمایت کنم که دچار هیچ گونه افراط و تفریطی نشوم و لذا معتقدم دولت سالم هم دولتی است که نقد پذیر باشد که شخص آقای احمدی نژاد به کرات ثابت کرده که اینگونه است ، البته نه مثل بعضی مثل شما که طوری از عملکرد ایشان دفاع می کنید که به روشنی هویداست که می خواهید با این دفاع به دنبال تطهیر عملکرد غلط خودتان هستید تا دفاع از ایشان.

 

محمد جعفر بهداد

 

شما در این مدت اخیر به کنایه و یا به صراحت توهین هایی به غیر، از خودتان روا داشته اید و لذا سکوت بیش از این را جفا به امت حزب الله که جانانه و از روی خلوص برای نظام ازجان مایه گذاشته اند می دانم و برخود واجب می دانم که چند کلمه ای را به عنوان یک روزنامه نگار و یک شهروند عادی بیان کنم ، البته نه به عنوان یک دوست که از نظر بنده از این پس چنین رابطه ای میان بنده و شما تا زمانی که از راه ، نادرستی که در حال طی کردن هستید برنگردید ، و از همه کسانی که در این نظام به نحوی خود را مسئول می دانند و به اندازه شما و شاید حتی خیلی بیشتر از شما برای حفظ آن خطر کرده اند عذر خواهی نکنید دوستی با شما بی معنی و خسرة الدنیا والآخره خواهد بود :

1- در سخنانتان در جمع موسوم به " وعاظ ولایی " به صراحت تاکید کرده اید که امروز روزی است که همه باید نسبت خود را با رهبرانقلاب براساس حقایق و واقعیت ها تعریف کنند و در جای دیگر باز هم تاکید کرده اید که "...اگر " آقا" وقتی می فرمایند این گونه موضوعات فرعی است حتما به این خاطر است که ما به این جریانات فرعی مشغول نشویم تا مبادا از پرداختن به کانون های اصلی بحران و تردید منصرف شویم ..." ، بنده همین سخنان شما و استدلال و استنادتان به فرمایشات " آقا " را به فال نیک می گیرم و از آن به عنوان یکی ا ز مصادیق بارز فرافکنی تان درخصوص ادعاها یی که در بخشی از سخنانتان متوجه موضعگیری های به قول شما " اصولگرایان احمق! " در انتقاد و تهمت پراکنی به اطرافیان و نزدیکان و افراد مورد اعتماد رئیس جمهور محترم کرده اید ، عرض می کنم که " آقا " اگر یک چنین مطلبی را که به آن اشاره کردید بیان کرده باشند که مطمئن هستم فرموده اند ، اما هم ایشان به کرّات به بهانه های مختلف با اشاره به مسائلی که از سوی دشمنان خارجی و دنباله های داخلی آن ها یعنی فتنه گران دنبال می شود به شدت کارگزاران دولت را از ایجاد مسائل حاشیه ای و فرعی منع کرده اند.

به نظرشما چه کسانی جز اعضای بدنه دولت ، یعنی دقیقا از آغاز دولت دهم به این طرف که کشور به خاطر فتنه فتنه گران در تب و تاب مبارزه با آن بود و رهبری به تنهایی ! بله ، به تنهایی ! در این عرصه سپری بودند درمقابل رگبار تیرهای سران فتنه که به سوی ولی فقیه و دولت دهم شلیک می شد ، اما در آن سو یعنی دولت به جای آنکه هرکدامشان جان نثار و سپری باشند برای دفع حداقل یکی از آن تیرها ، متاسفانه به حاشیه سازی های بی مورد پرداختند و به قول خودتان برمشکلات و دغدغه رهبری افزودند و با تشویش اذهان عمومی که نمی دانستند سپر کدامین تیر باشند ، آیا پاسخ هتاکی های فتنه گرانی را بدهند که هرروز با عملی یا سخنی و یا با انتشار بیانیه ساختارشکنانه ای کشور را تهدید می کردند و همچنان تهدید می کنند ، بدهند و یا نگران بدعت گزاری های ، بدعت گزارانی از بدنه دولت باشند که هرروز موضوعی را مطرح می کنند بدون آنکه کوچکترین آگاهی به تبعات آن داشته و یا تاثیر تخریبی آن را در روند مبارزه با دشمن اصلی را سنجیده باشند وهمانطور که خودتان شاهدید و ناظرید متاسفانه همچنان این روند غلط و شیوه نادرست ادامه دارد؟!.

آقای بهداد ! یا فراموش کرده اید یا خودتان را به به عمد به فراموشی زده اید که این هم یکی از عادات زشت گذشته شماست که هنوز هم در شما وجود دارد ولی بنده به یادتان می اندازم .

اولین حاشیه ای که ایجاد شد برمی گردد به سخنان سخیف رئیس شما وادعای پوچ استاد جدیدتان آقای مشایی که ادعای دوستی ملت ایران را با ملت اسرائیل ! مطرح کردند تا بدان حد که باعث ناراحتی و نگرانی شدید مردم و همچنین تکدر خاطر رهبرمعظم انقلاب هم شدند ، بنده به عنوان خبرنگار حوزه دولت در یکی از روزهای جلسه هیئت دولت ، آقای مشایی را درمحوطه تجمع خبرنگاران از میان آن ها کنار کشیدم و با معرفی خود به ایشان پیشنهاد کردم و گفتم ، شما که معتقدید چنین سخنی را مطرح نکرده اید و روزنامه ها اشتباه برداشت کرده اند ، پس اجازه بدهید بنده یک مصاحبه اختصاصی با شما داشته باشم و شما بدون کم و کاست حرف خودتان را بزنید تا غائله بخوابد و حتی به ایشان اطمینان خاطر دادم که برای امانتداری هم شده مطلب را قبل از چاپ به رویت ایشان رسانده و پس ازتایید کامل منتشرکنم ، اما ایشان به جای پذیرش چنین درخواستی و یا حداقل پاسخ منفی اما با رعایت حداقل ترین احترام و ادب با صدای بلند به نحوی که خبرنگاران دیگر هم متوجه شوند ، هرچه در چنته داشتند لیچار باربنده و روزنامه محل خدمتم کردند ! و در مقابل ، هرچه ایشان را دعوت به آرامش کردم نه تنها توجهی به حرف بنده نداشتند بلکه با تحریک برخی خبرنگاران بویژه روزنامه ها ی منتسب به فتنه گران امروزکه اغلب خانم هم بودند با عشوه خاص خودشان به توهین ها ی خود همچنان ادامه دادند که در پرانتز فقط برای مطول نشدن مطلب به یک گوشه از آن ماجرا اشاره می کنم و می گذرم ( خبرنگار خانم دوم خردادی : " آقای مشایی ! شما برای انتخابات بعدی دوست دارید پیراهن چه رنگی بپوشید ؟!...آقای مشایی : " رنگ های بهتر از این دارم که خواهم پوشید ، چون من معتقدم ، همه رنگ ها رنگ خداست و من مثل کیهان نیستم که از میان رنگ ها فقط رنگ سیاه و سفید را قبول داشته باشم...!! " ) وباز این بنده حقیربودم که ضمن حفظ احترام به ایشان وبرای جلوگیری از اصل شدن " فرعی " که شما هم به آن اشارت داشتید سربه زیر انداخته و از ایشان دور شدم به نحوی که عکاس روزنامه ، که شما هم خوب می شناسیدش عکسی از من گرفته بود که سر به زیر در حال دور شدن از رئیس شما بودم ، همین عکاس ، همین عکس را با فتوشاپ ( برای مزاح !) دستهایم را آنقدر به صورت کشیده تغییر داده بود که انگشتان دستم به زمین رسیده بود و این زیرنویس را هم برایش نوشته بود که " مقدم دست از پا درازتر برگشت !" و برده بود داده بود به شورای سردبیری ( برای ایجاد خنده و مزاح ) ولی وقتی ماجرا را به استاد آن دوران شما وامروز بنده ( همان کسی که شما ایشان را جزو اصولگرایان ... به حساب آورده اید !!) تعریف کردم ایشان تنها یک جمله فرمودند و چقدر زیبا فرمودند وآن اینکه :" کار خوب را شما کردید که جوابش را ندادید و حتی نیازی به رسانه ای کردن این ماجرا نیست ".اما غائله ای که ایشان به پا کرده بودند به اینجا ختم پیدا نکرد ، به طوری که فردای آن روز رئیس مجلس در واکنش به نوع برخورد آقای مشایی با غائله ای که خودش برپا کرده بود به ایشان و رئیس جمهور هشدار دادند ولی چند روزبعد روز پنج شنبه ای ، متاسفانه آقای رئیس جمهور هم متقابلا در مصاحبه با خبرنگاران از آقای مشایی حمایت کردند ! اما فردای آن روز همانطور که خودتان هم شاهد بودید " حضرت آقا " در نماز جمعه واکنش نشان دادند و به شدت با گوینده چنین اراجیفی برخورد کرده و استدلال آوردند که نمی توان به کسانی که در فلسطین اشغالی زندگی می کنند نام ملت گذاشت و با آن ها دوستی کرد ، زیرا آن ها حکم سربازان رژیم صهیونیستی رادارند . آیا این جمله رهبرانقلاب که به عقیده هردوی ما فصل الخطاب این ماجرا می توانست باشد ، به این معنا نبود که آقایان نزدیک به رئیس جمهور نباید حاشیه سازی کنند ؟ آیا " آقا " توصیه اکید نفرمودند که با اینگونه حاشیه سازی ها در واقع خوراک دادن به دشمن محسوب می شود.؟!

ولی متاسفانه همانطور که مشاهده می کنیم آقای مشایی نه تنها به این فرمایشات و توصیه ها وقعی ننهادند بلکه به جیر جیرشان همچنان ادامه دادند و حتی بلکه به اطرافیانشان امثال کسانی مثل کلهر و جوانفکر هم این میدان را دادند که به حاشیه سازی های بدتر از آن بپردازند و یا حتی به فردی مثل حضرتعالی که اخیرا در بندر عباس وسط سخنرانی تان در دفاع از ادعاهای اخیر رئیس محترمتان در باره موسیقی شمشیر را از رو بسته بودید و درباره توانمندی های آقای مشایی در شناخت موسیقی به اغراق سخن می راندید با نماینده ولی فقیه در بندرعباس به آنگونه که خبرگزاری ها منعکس کرده اند درگیری لفظی پیدا کرده اید ، نکند این تیتر و خبرهم به قول شما از قماش همان توطئه هایی باشد که این خبرگزاری های خبرسازبی ادب بی تربیت ! سروته خبر را زده اند و آن را علیه شما تیتر کرده اند؟!.

مکتب ساختگی و بدعتی به نام "مکتب ایرانی" ، دعوت ازهوشنگ امیراحمدی به ایران ،ادعاهای بسیار سخیف وجاهلانه آقای کلهرمبنی براینکه بسیجی ها و کلا رزمندگان به خاطر آنچه در فیلم های وسترن دیده بودند به سوی جبهه ها می رفتند !! و ماجرای چندش آور" منشور کوروش " واخیرا موسیقی و توهین به همه مراجع و خیلی موارد دیگر را که بنده حضور ذهن برای ارائه آن ها ندارم چه کسانی مطرح کردند ؟! آیا واقعا شما که خودتان یک آزاده هستید و رئیس جمهور محترم که افتخار حضور در تمامی صحنه های سرنوشت ساز 8 سال دفاع مقدس را در پرونده زندگیشان دارند ، این حضور را مدیون تماشای فیلم های وسترن آمریکایی می دانید ؟! آیا این سخنان سخیف در درجه اول توهین به شما نبود ؟! شما انتظار دارید مردم بالاخص رزمندگان و خانواده شهدا هیچ واکنشی از خود نشان ندهند ؟! و اگر نشان دادند به قول شما فتنه گر و از سران فتنه بزرگتری هستند که شما پیش بینی کرده اید به دست حزب اللهی ها صورت خواهد گرفت ؟!. این موارد و موارد مشابه دیگر نشان می دهد که عامل اصلی این برنامه ها خود شما ها هستید یعنی درواقع شما چند نفر به غضنفرهایی می مانید که دوستی خاله خرسه را با آقای رئیس جمهور دارید و همیشه دعای بنده این بوده و هست که روزی رسد ایشان فارغ از مشغله هایی که دارند به خود آیند و اندکی به این مسئله توجه کافی کرده و قبل از اینکه صدای مردم در آید خود به جبران مافات بپردازند.

2- واقعا آیا کوته فکری تا این حد در بدنه مشورتی دولت ریشه دوانده که وام چند 10 میلیونی به هنرپیشه ای به خاطر عکس هایی داده شود که بهتر از آن ها را دیگرانی که به ارزش های این انقلاب هم اعتقاد راسخ دارند وهم برای انقلاب نقاشی می کنند ، اما از روی ناچاری و به خاطر نداشتن اندکی سرمایه مجبوربه انبارکردن در صندوقچه زندگیشان شده اند و چشم نیاز به فقط 10 میلیون تومان از آن میلیون ها تومان وام با عوض یا بلا عوضی که به آن هنرپیشه داده شده است ، دوخته اند تا بتوانند ضمن ادامه حیات هنری شان موفق به ارائه آثار خود به مردم باشند .؟! یعنی شما فکرمی کنید با این کارهای بچه گانه می توانید آرای خاکستری اینگونه افراد که متعلق به مخالفین نظام و سران فتنه است و سرقفلی آرای آن ها در دست این قماش تفکرات است ، برای انتخابات آتی و یا هر انتخابات دیگری جذ ب کنید ؟! واقعا اگر چنین باشد یا خیلی غافلید و یا ( یادتان باشد من واژه بی ادبانه شما را به کار نمی برم ) فریب خورده باهوش تراز خودتان هستید...!!

ختم کلام اینکه هدف از قلمی شدن این مطلب که جزئی از کل بود تا ادای تکلیف باشد به شما ، که من بعد اگر خواستید به اصولگرایان انتقادی داشته باشید حداقل مرزبندی و رعایت اخلاق اسلامی را پیشه کارتان بکنید و تا دیر نشده به خود آیید تا بیش ازاین با آبروی رئیس جمهوری که منشور اخلاقی اسلام و ادب اسلامی را سرلوحه کارخود قرارداد ه و با همین شعارها هم پا به عرصه اجرایی گذاشته است ، بازی نکنید.

اما درخصوص شخص رئیس جمهور هم خدمتتان عارضم که بنده و همه هم فکرانم که شما به خوبی آن ها را می شناسید براین عقیده هستیم که حساب آقای احمدی نژاد واقعا ازحساب شما جداست و متعجبیم از این که این را به خوبی درک نمی کنید اما به هرحال به این موضوع در مطلب دیگری که پیش از این مطلب تحت عنوان " نامه سرگشاه یک جانباز به آیت الله یزدی " به نگارش درآمده و می توانید با مراجعه به وبلاگم آن را مطالعه بفرمایید به تفصیل پرداخته شده است .

 عزت زیاد

نظرات بینندگان
کامران
|
United Kingdom of Great Britain and Northern Ireland
|
۱۳:۵۷ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۵
جناب مقدم.
تشکر از نامه سر گشاده شما به اقای بهداد.گاهی یاداوری بعضی مسائل به بعضی از دوستان به عنوان برادر اگر جنبه مثبت داشته باشد کاملا بجاست..خسته نباشیدوامیدوارم که همیشه همچنین آگاهانه وتیز بینانه عمل نماید
سعید
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۲۰ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۵
جناب اقای مقدم خداقوت ازاین اتفاقات مرنجیدیادمان باشد کلام سردارعاشورایی اسلام شهیدهمت:اگراخلاص باشد همه چیز هست
علی
|
Netherlands (Kingdom of the)
|
۲۲:۵۴ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۵
نامه شما جالب بود ولی يک چيزی را متوجه نمی شوم: در حالی که آقای رئيس جمهور می گويد حرف مشايی حرف من است، چه اصراری داريد که حساب ايشان را از حساب آقای مشايی جدا کنيد؟
ارش
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۲:۴۰ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۶
جناب مقدم
برایت ارزوی توفیق و محشور شدن با شهدای کربلا مینمایم.
بعد از این نگاه تیز بین شما ناگهان به یاد ضرب المثل مگسان گرد شیرینی افتادم
جانم فدای رهبر.
مقدم دوست
|
-
|
۱۳:۴۱ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۶
معاون همين اقاي بهداد كه كتاب جنجالي محراب توليد را تهيه كرد هم پديده جالبي است تا ديروز كه از هاشمي رفسنجاني حمايت مي كرد امروز در يك ان هم خود را مدافع دو اتشه مشايي معرفي مي كند و هم با مخالفان مشايي در هفته نامه 9 دي فالوده مي خورد البته باشما صراطي ها هم سر و سري دارد كه در برابر خلاف هاي مالي او در صندوق مس و سو استفاده او از وزارت صنايع لب به سكوت بسته ايد
احمد علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۵۴ - ۱۳۸۹/۱۱/۰۹
ا) آفرین برادر عزیز ، جناب آقای مقدم . 2) ای کاش یادی هم از دوران صدارت وی در اداره ارشاد هرمزگان بشود که چگونه مردم عزیز و مظلوم آن استان را ارشاد میکرد ! 3)در تعجبم که جناب شریعتمداری این آقا را از کجا کشف کرد ! 4 ) خدا کنه بقیه یاران شریعتمداری زودتر چهره واقعی خودشونو نشون بدن . 5) تو کیهان بزرگ شد ، اسم و رسم دار شد ؛ حالا به کیهان فحش میده .!