حامددهخدا
خيلي نازنين...
کد خبر : ۱۵۹۴۶
رسانهها، قدر مطلق تفاوتها را افزايش و بال و پر ميدهند.
ولي، اين تفاوتها، از جنس تفاوتهاي "سرنوشتساز" نيستند، بلکه سرپوشي بر تفاوتهاي "سرنوشتساز" ميگذارد.
بيشتر، سرگرمکنندهاند. افراد را به تفاوت در سبکها و عادتوارهها مشغول ميکنند. همه چيز را به باريکي و ظرافت ميکشند و از جديت مياندازند.
اين مردم، شبيه مردم انقلابي نيستند. جهادگر نيستند. سرگرم به کماهميتها هستند.
مردمي که تنها "ناز" به دنيا نگاه ميکنند، ميتوانند گريبان يک انقلاب و جهاد راستين را بفشارند.
اين سبک و نسق هويتسازي، کار را به جايي ميرسانند که ديگر تعجبي ندارد که کسي در يک گفتار "بسيار مهم"، بگويد من "عاشق سيبي هستم که وقتي گازش ميزني صدا بدهد". يا "عاشق انگوري که تا روي زبانت انداختي فرو برود".
رسانهها، ساز و برگي به دست افراد ميدهند که با ريزبيني، به مسائل کماهميت اهتمام ورزند و با اين توجهات، براي خود يک شخصيت منحصر به فرد بسازند و به آن بنازند.
موضوع ساختن يک شخصيت منحصر به فرد که خود را در اموري مانند مد، عادتهاي خاص، حساسيتهاي ويژه و... نشان ميدهند، از تبعات فراهمي مصالح متنوعي است که رسانهها در اختيار ما ميگذارند.
با رسانه، افراد "فرصت" مييابند تا در مورد جنبههاي ريز و واقعاً کماهميت زندگي زيادي فکر کنند. خوردن سيب، در چه وجهي خيلي کيف دارد؟! فرايند شکلدادن به خود، بازتابيتر و بازتر ميشود، بدين معنا که افراد براي ساختن هويت منسجم و منحصر به فرد براي خود، بيش از پيش به منابع متفاوتي دسترسي پيدا کردهاند که خودشان ميتوانند هر جور خواستند تلفيق کنند.
هر چند که هر يک از ما ميتوانيم با تلفيق ترجيح خوردن سيب سفت و انگور نرم و پنير يه ذره شور و کره مارک فلان و چاي دير دم و... براي خود هويت آزاد و مستقل و جدا از ديگران بسازيم، ولي تکثير اين فرايند، با مواد رسانهاي تغذيه ميشود. نوعي وابستگي بين ما و رسانهها پديد آورده است.
به همين نسبت، هر قدر که هويت ما به رسانه وابسته ميشود، از موقعيتهاي محلي و مأنوس منفک ميگردد.
جواناني پديد ميآيند که اقل شباهت خانوادگي و وابستگي ملي و ديني و... را با خود حمل ميکنند و در عوض، تلاش ميکنند با تمسک به سلايق فرامنطقهاي که در رسانه روايت ميشوند، تا حد امکان براي خود تشخصي فراهم کنند.
اين رابطه، تا آنجا که براي افراد اطلاعات و ارتباطي که از منابع دور نشأت ميگيرد را فراهم مينمايد، آزادي از تقيد است.
جوان، "احساس" آزادي ميکند.
توضيح نظري مطلب اينکه...
توسعه رسانههاي حامل ارتباطات گسترده و عظيم، همان طور که شيوههاي جديدي براي گسترش پيام، براي فرستندگان فراهم آورده است، شيوههاي تازهاي براي "تأمل" گيرندگان را هم فراهم آورده است، و اوضاع را به نحو روزافزوني به پيچيدگي کشاندهاند.
تأملات در زمينههاي بسيار دور، با استقلال نسبي از "برخي" فرستندگان، طوري به وقوع ميپيوندند، که زمين و زمان را تکان ميدهند.
از جمله چيزهايي که در مورد رفتارهاي گيرندگان رخ ميدهند، بينظير و منحصر به فرد محسوب ميشود، يکي اين است که بافت زماني-فضايي دريافت پيام، با بافت زماني-فضايي ساخت، اشتراک چنداني ندارند. از اين گذشته، دريافت پيام نيز در بافتهاي مختلفي صورت ميگيرد و مآلاً، تفسير، به انحاي مختلفي صورت ميگيرد.
از اين قرار، رسانه ميتواند آزاديبخش و عدالتپيشه تصور شود. افراد، با خصايل و صفات اجتماعي متفاوت، اين امکان را مييابند تا تفاسير متفاوتي در مورد پيام بسازند. از آنجا که شبه رفتار رسانهاي پيامها را براي گستره نامعيني از گيرندگان دور قابل دسترسي ميسازد، گوناگوني خصايل و صفات اجتماعي که افراد با خود به همراه ميآورند تا آن را با فرايند دريافت ارتباط دهند، به مراتب بيش از گوناگوني موجود در رفتار روزمره و رودر روست. از اين قرار اغلب تفاسير اين ظرفيت را دارند تا از کنترل خارج شوند. اقلاً کنترل تفاسير احتياج به ميزان بالايي از حساب و کتاب و سرمايهگذاري و توان دارد.
تفاوتهاي اجتماعي در ميان گيرندگان، به طور عمده بر شيوههايي که آنها با پيامهاي دريافتي ارتباط مييابند و نحوه درک، ارزشيابي، بحث و بررسي و يکپارچه سازي آن پيامها در زندگيشان تأثير ميگذارد. از اين طريق، رسانهها نيز به نوبه خود، به تعميق تفاوتهاي اجتماعي تأثير ميگذارند. رسانهها به اين تفاوتها بال و پر ميدهند.
پس، قدر مطلق تفاوتهاي اجتماعي با حضور رسانهها افزايش يافته است.
هر چند که سازندگان پيامها در موضعي نيستند که به طور مستقيم، واکنشهاي گيرندگان را بازنگري کنند و کنشهاي خود را در پرتو اين بازخوردها تعديل نمايند، اما فرستندگان پيام، ميتوانند گسترهاي از تدابير و شگردهاي نمادين را با هدف ايجاد هماهنگي در تفاسير مخاطبان به کار گيرند که هر روز پيچيدهتر و به قدر زيادي انحصاريتر ميشود.
اين مباحث ادامه دارند.