محمد ناظمي
پاسخ به يك سئوال
کد خبر : ۱۵۸۶۱
آيا جز اين است كه اين افراد اسير و گرفتار «نفس» خود شدهاند. نفس امارهاي كه اگر مهار نشود همه اندوختههاي انسان را خاكستر خواهد كرد و ذلت و رسوايي را به بار خواهد نشاند. بديهي است، اين سرنوشت محتوم همه افراد و عناصري است كه در زندگي فردي و اجتماعي خود افسار نفس سركش را رها نمايند بويژه آنهايي كه طعم ثروت و قدرت در زير دندانشان مزه كرده باشد.
افرادي كه امروز مسير خود را كج كردهاند، سالهاي مديد در بالاترين مناصب قدرتي كشور بودند و تا آنجا كه قانون و راي مردم اجازه ميداد تا آخرين روز و لحظه آن استفاده كرده و در قدرت باقي ماندند. اگر قصد خدمت و يا تحقق ايده و آرمانهاي خود را داشتند از فرصت در اختيار استفاده كردند و مردم نجيب و قدرشناس هم عليرغم همه فراز و فرودهايشان آنها را تحمل و حمايت كردند و عزتشان را حفظ نمودند. اما از اينكه در انتخابات رياست جمهوري نهم و دهم خواستند مجددا به قدرت بازگردند نگاه مردم به آنها مثبت نبود.
مردم انتظار داشتند كه اين آقايان اگر ديروز در جايگاه نخست وزيري، رياست جمهوري و رياست مجلس خدمت كردهاند، امروز در جايگاه فكري، برنامههاي راهبردي، انتقال تجربه و حمايت به نظام و مردم خدمت نمايند و اگر در قانون اساسي ايران دو دوره چهار ساله براي رياست جمهوري پيشبيني شده است براي اين است كه مردم طعم تلخ دورانهاي تداوم قدرت يك فرد يا خانواده در رژيمهاي سلطنتي و پادشاهي را تجربه و چشيدهاند و ديگر نميخواهند با هيچ قيمتي چنين تجربهاي تكرار شود. همين طور هم شد، مردم در انتخابات رياست جمهوري دوره نهم به آقايان راي ندادند و در دوره دهم نيز به اين آقايان راي ندادند. اين آقايان اگر گرفتار و اسير نفس نشدهاند و قدرت را هدف قرار نداده بودند رفتارهاي پس از انتخابات آنها به اين ميزان براي آنها و كشور شكننده نبود. رفتارهاي پس از انتخابات آنها بيانگر اين موضوع است كه درسهاي اسلام و سيره ائمه معصومين(ع) براي تزكيه و بويژه در خصوص حاكمان و صاحب منصبان اثر نكرده است. اسلام و سيره ائمه(ع) صرفا براي مردمي نيست كه كمترين مسئوليت اجتماعي دارند. اين زمامداران هستند كه ميبايستي با اتكا به دستورات الهي، نفس خود را تزكيه و مهار آن را در اختيار داشته باشند و هيچ گاه مزه ثروت و قدرت نتواند آنها را از مسير ضوابط الهي و ارزشها خارج سازد. متاسفانه پس از انتخابات دوره دهم رياست جمهوري، اين آقايان نتوانستند تصوير مثبتي از خودشان نشان دهند. نگاهشان به دنيا و قدرت، چشم بصيرت و طينت آنها را كور كرد در نتيجه كژ راههاي را در پيش گرفتند كه از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ديگراني اين راه را تجربه كردند و در دامن قدرتهاي سلطهگر استكباري گرفتار آمدند و خسران دنيا و آخرت را براي خود خريدند. آنها نيز هر يك، به نوعي اسير خودبيني، كيش شخصيت و قدرت بودند و در پي نفسانيات خود حركت كردند چرا كه رفتار و عمل آنها تا به امروز نشان ميدهد كه ذرهاي در پي آرمانها و ارزشهايي كه مدعي آن بودهاند حركت نكردهاند و اين آقايان نيز امروز و فردا چنين سرنوشتي را بر خود رقم خواهند زد.