علوم انسانی و بازنگری در آن
حسین بابازاده مقدم
کد خبر : ۱۵۵۳
اين علوم طبيعتا ساير بسياري از رشته هاي قديمي و جديدالتاسيس مي شود كه مهترين آنها علوم سياسي و علوم اجتماعي و زير مجموعه اي از گرايش هاي مشترك و منفرد آنهاست.
اما علوم انساني در ايران بيشتر ازينكه باعث ساخت اجتماعي متناسب با فرهنگ و هويت ايراني اسلامي باشد ، در چهارچوب هايي كاملا وارداتي طرح و توسعه يافته است.
همين امر از سالها پيش نگراني و هشدارهاي پي در پي دست اندكاران و نخبگان را به همواره داشت تا اينكه موضوع از سوي شخصيت كشور يعني مقام معظم رهبري مورد اشاره قرار گرفت.
مقام معظم رهبري طي چند مرحله بر لزوم بومي سازي و منطبق سازي علوم انساني در ايران با ارزشهاي رايج جامعه ايراني تاكيد كرده اند و همين امر باعث شده است تا تجديد نظر و اصلاحاتي در علوم انساني از اهميت بيشتري برخوردار شود.
اما بازنگري در علوم انساني به چه معناست.
ديدگاههاي متعددي دراين باره طي چند ماه اخير و خصوصا پس از دستگيري برخي از نظريه پردازان سياسي و اجتماعي البته در سطوح نازل بعنوان محرك و ايدئولوگ جريان اغتشاشات انتخاباتي مطرح شده است.
عده اي از نخبگان كشور بنابر دلايل متعددي و خصوصا عدم اطلاع داشتن از ماهيت علوم انساني و نا آشنا بودن با نحوه شكل گيري و سير تكوين و تحول اين دانش هاي كاملا به هم مرتبط حملات ناجوانمردانه و غير منطقي را عليه اين علوم سامان داده اند و با كمترين اطلاعي از ماهيت اين اموزه ها و بسنده كردن به شعارهاي تبليغاتي و انتقادي سراسر اين دستاوردهاي بشري را مورد حملات جدي قرار داده اند.
اما مسلما اين ديدگاههاي ناروا ره به حايي نخواهد برد و بدليل عدم برقراري گفتگوي علمي با بخش دانشگاهي كشور ناكام باقي مي ماند.
طبيعتا براي بازنگري دقيق و موثر در علوم انساني نياز است تا نخبگان مطلع و تحصيلكرده در همين رشته ها كه البته تعهدات لازم در برابر اموزه هاي ديني دارند و به دين به مثابه يك روح جامع ، متعالي و كارآمد مي نگرند بازنگري در علوم انساني سپرده شود.
مشكل ديگري كه مطرح است اين مهم است كه برخي از تحصيلكردگان در رشته هاي فني و مهندسي در كمال ناباوري با تدوين طرح هايي قصد دارند با يك رويكرد كاملا غير عقلايي و نيانديشيده دست به بازنگري دراين علوم ببرند.
در حقيقت اين گروه همانهايي هستند كه به الفباي علوم انساني نيز آگاهي ندارند و در حاليكه با گذشت زمان و تخصصي شدن همه فرايندها تقريبا تمامي جهان در مطالبه بررسي هر موضوعي در مجراي تخصصي آن است نمي توان اقدامات و اظهارات نسنجيده و غير علمي اين افراد را توجيه كرد.
بلكه بر جامعه دانشگاهيان متعهد كه سالها از القاي انديشه هاي ناصواب و ناكارآمد غربي كه البته در كنار نقطه نظرات علمي مورد قبول به چالش با ساختار و سيستم اموزشي كشور پرداخته اند ، وظيفه است كه با ورود گسترده و نيرومند دراين حوزه اجازه دخالت افراد بي اطلاع را ندهند.
حتي در سطوح حوزويان نيز موضوع ازچنين اهميتي برخوردار است ، بدين معنا كه طبيعتا طلابي مي بايست در امر بازنگري در علوم انساني به مشاركت دعوت شوند كه داراي اطلاعات كافي از انديشه هاي سياسي اسلام والبته رويكردهاي غربي به مفاهيم اساسي چون حكومت، قدرت، جامعه ، سياست، دولت و ... باشند.
طبيعتا بخشي از تحصيلكردگان حوزوي نيز ممكن است بنابر دلايل شخصي از تحقيق در ارتباط با مسائل سياسي و اجتماعي اسلامي نيز سابقه و تمايلي نداشته اند و اين موضوع بايد مدنظر دست اندكاران اين امور قرار بگيرد.
ضمن اينكه موضوع اساسي التقاط زدايي از علوم انساني است كه داراي اهميت بيشتري مي باشد.
زيرا تدري انديشه هاي غربي چنانچه با رجز خواني و قصيده سرايي در مدح و عظمت فكر غربي همراه نباشد اصولا با استناد به نظرات شهيد بزرگوار مطهري فاقد اشكال است ، بلكه آنچه به جامعه فكري ايران آسيب جدي وارد مي كند پرستش فكر غربي در دانشگاههاست كه نيازمند اصلاح است.
همچنين اين برداشت از بازنگري در علوم انساني كاملا نادرست است كه بازنگري و اصلاح علوم انساني يعني از بين بردن كل يافته هايي كه تاكنون دانشمندان غربي و شرقي انرا بدست اورده تئوريزه كرده و پيرامون ان انديشه هايي را پرداخته اند.
مسلما اينچنين رويكردي نميتواند مورد نظر نخبگان عالي كشور و در راس انان مقام معظم رهبري باشد ، زيرا كه اين امر نتايج مثبتي را در بر ندارد.
مساله ديگر قابل تامل در علوم انساني كمبود منابع پايا و غني است كه خود ناشي از سياستهاي نادرست در حوزه چاپ و نشر كتب دانشگاهي است.
انجام اقدامات حمايتي و برنامه ريزي براي كادر سازي از گروهي از مولفين امري بسيار ساده براي دستگاههاي مرتبط با اموزش عالي در كشور است كه مي تواند در پروژه اي دو ساله با سرمايه گذاري بروي چهره هاي جوان و با انگيزه موثر واقع شود.
اين نيروهاي جوان همان افرادي هستند كه براي دفاع از انديشه هاي اسلامي و تقدس زدايي از فكر غربي در رشته هاي علوم انساني گاه هزينه هاي بسيار گزافي را پرداخته اند و به ساختار معيوب و آثار مسمومي كه در حوزه علوم انساني در دانشگاهها عرضه مي شود تن در نداده اند.
نهايتا نبايد اجازه داد كه بازنگري در علوم انساني مانند بسياري ديگر از اهداف مقدسي كه از سوي رهبري معظم انقلاب اسلامي طرح مي شود در چهارچوبي اداراي و با سطحي نگري قرباني شود.
زيرا امروز كشور عميقا نيازمند اين بازنگري البته به شكلي عالمانه مي باشد.