۱۴ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۶

آیا‌هدفمندی‌همان‌طرح‌هاشمی‌است؟

کد خبر : ۱۵۰۵۰
حجت الاسلام قاسم روانبخش در جدیدترین مطلب وبلاگ خود با اشاره به اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها نوشت:

1. ضرورت تغییر الگوی مصرف و مقابله با اسراف و تبذیر در منابع انرژی کشور، موضوعی است که تقریباً کم‌تر کسی با آن مخالف است. دولت‌های گذشته نیز درباره ضرورت جلوگیری از حیف و میل انرژی همواره سخن به میان می‌آوردند ولی یا جرأت ورود به آن را نداشتند و یا برای آن طرح جامعی ارائه نکردند. آقای هاشمی رفسنجانی در دوره ریاست جمهوری‌اش همواره از ضرورت اجرای این طرح سخن می‌گفت و به اقتصاد آزاد و حذف سیستم کوپنی و یارانه‌ای می‌اندیشید؛ از این رو با افزایش نرخ دلار و تک نرخی کردن نرخ ارز و آزاد سازی برخی کالاها سعی می‌کرد اقتصاد کشور را به سمت تک نرخی شدن سوق دهد. او در مواردی نیز به اجرا نزدیک شد و با تبلیغات گسترده قول داد با آزاد کردن قیمت‌ها، یارانه‌ها را مستقیم از طریق بانک به مردم پرداخت نماید؛ ولی در اولین گام یعنی پرداخت یارانه مرغ متوقف شد؛ زیرا پس از آزاد سازی قیمت مرغ، تنها برای یک بار آن هم با صف‌های شلوغ بانک‌ها، یارانه پرداخت شد و در مورد سایر کالاها هیچ پرداختی صورت نگرفت. درباره قیمت انرژی نیز دولت آقای هاشمی با افزایش 30درصد سالانه قیمت‌های انرژی بدون پرداخت یارانه به اقشار ضعیف، به طور یکسان عمل کرد. این موضوع به اندازه‌ای بدون برنامه بود که از بهمن هرسال بازار و حمل و نقل و خدمات عمومی و در یک جمله همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌داد. در این میان گر چه افزایش قیمت‌ها به صورت یکسان مثلاً 30درصد رخ می‌داد، ولی مستضعفان و اقشار متوسط از دو سو زیر فشار قرار می‌گرفتند؛ از یک سو 30درصد گرانی به طور مستقیم بر زندگی آن‌ها اثر می‌گذاشت و از سوی دیگر ثروتمندان برای جبران گرانی 30درصد، کالاهای خود را بیش از 30 درصد افزایش می‌دادند و همه سنگینی بار گرانی بر شانه توده‌های کم درآمد جامعه سنگینی می‌کرد و متأسفانه هیچ برنامه حمایتی برای کمک به طبقات کم درآمد در نظر گرفته نمی‌‌شد. این برنامه که در واقع همان اقتصاد لیبرالیستی بود موجب شد تا طبقات ضعیف جامعه در زیر چرخ‌های سیاست‌های تعدیل اقتصادی آقای هاشمی له شوند و ثروتمندان هر روز ثروتمندتر از گذشته در عرصه اقتصاد کشور ظهور پیدا کنند. شورش‌های اجتماعی در شهر‌های اسلام شهر، اکبرآباد، کوی طلاب مشهد و قزوین، کم‌ترین عکس العمل‌های این سیاست‌ها بود که با قدرت پلیس و زور باتوم سرکوب می‌شد! بنابر اظهارات آقای دکتر داوودی، معاون اول سابق رئیس جمهور، در آن زمان سفارش واردات بخش قابل توجهی ابزار سرکوب از جمله باتوم به خارج داده شده بود!

دولت آقای خاتمی نیز ادامه دهنده همان سیاست‌های اقتصادی بود، ولی به دلیل عوض شدن رویکرد آن از اقتصادی به سیاسی، مزاج مردم تا حدودی تغییر یافت و در نتیجه از سنگینی آن‌گونه طرح‌ها اندکی کاسته شد. ولی مع الاسف کاری اساسی و اصولی برای اصلاح الگوی مصرف صورت نگرفت؛ بلکه کشور به سوی اسراف و تبذیر سوق داده شد و مسؤولان نیز خود به الگوی اسراف و تبذیر تبدیل شدند!

درباره اسراف در سوخت و مصرف انرژی هم آقای خاتمی بارها این قصه پرغصه را تکرار می‌کرد که جمعیت ایران کم‌تر از یک بیستم چین ولی مصرف انرژی در کشور ما چند برابر آن است؛ بنابراین باید کاری کرد و کشور را از این شرایط نامیمون نجات داد. او این حدیث پرغصه را همواره بیان می‌کرد، ولی حتی جرأت اجرای سهمیه بندی بنزین را که مجلس او را ملزم آن به کرده بود، پیدا نکرد. خوشبختانه دولت آقای احمدی نژاد که دولتی شجاع و ریسک پذیر است، توانست پس از اجرای موفق طرح سهمیه‌بندی بنزین و کارتی شدن آن طرح عظیم هدفمند سازی یارانه‌ها را نیز با اقتدار و در عین حال با آرامش فوق‌العاده به اجرا در آورد.

2. اکنون که این طرح مهم بدون هیچ‌گونه تنش و بحران به اجرا درآمده، برخی این‌گونه وانمود می‌کنند که این طرح همان طرح آقای هاشمی و کارشناسان دوران کارگزاران است! ولی چنان که ذکر شد، طرح کارگزاران با آن چه در دولت آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد، غیر قابل مقایسه است. آن چه دولت‌های کارگزاران و مشارکت به دنبال آن بودند، بر شکاف طبقاتی می‌افزود و طبقات متوسط و فقیر جامعه را در زیر چرخ‌های خود له می‌کرد و آن‌ها را به واکنش وا می‌داشت؛ اما این طرح، مستضعف محور و مورد حمایت اقشار کم درآمد است. در این طرح قیمت‌ها آزاد می‌شود اما به گونه‌ای نیست که طبقات پایین و متوسط جامعه در زیر چرخ‌های سیاست‌های تعدیل اقتصادی، خرد و هنگام اعتراض با باتوم و فشار سرکوب شوند. هدف در این طرح، برداشتن طبقات است نه شکل گیری طبقات جدید و ایجاد شکاف‌های عمیق‌تر اقتصادی. پرداخت یارانه‌های نقدی به مردم و افزایش قیمت بنزین و سوخت و به طور کلی انرژی، طبقات ضعیف‌تر را مورد حمایت مستقیم قرار می‌دهد و از سوی دیگر از افزایش نرخ‌های بی‌حساب و کتاب کارخانه‌ها و ورود سوء استفاده کنندگان به بازار به شدت جلوگیری می‌کند. در نتیجه آنان که در انرژی و آب و برق مصرف کم‌تری دارند، می‌توانند مبلغ دریافتی یارانه خود را در بخش دیگری از زندگی مصرف کنند؛ ولی ثروتمندانی که با ماشین‌های آخرین سیستم به هرمناسبتی مسیر ویلاها و دریای شمال را در پیش‌ می‌گرفتند و استخرهای خانگی سرپوشیده خود را گرم کرده، در رفاه خاصی قرار داشتند، باید هزینه آن را نیز پرداخت کنند. این طرح به دلیل مستضعف محور بودن، با همکاری عالی مردم و مسؤولان اجرا شد و به‌رغم امیدواری فتنه‌گران سبز و اربابانشان، هیچ‌گونه تنشی در هیچ شهر و روستایی گزارش نگردید.

3. یکی از آرزوهای دیرینه مقام معظم رهبری این بوده است که شیر نفت در اختیار خودمان قرار داشته باشد و بتوانیم هرگاه خواسته‌ باشیم، آن را ببندیم. به نظر ایشان تا به این مرحله نرسیم، نمی‌‌توانیم به رشد و شکوفایی دست‌یابیم. به نظر می‌رسد ملت ایران با اجرای هدفمندی یارانه‌ها بتواند گام‌های بلندی در این زمینه بردارد و به این افق روشن نزدیک شود؛ زیرا درآمد حاصل‌ از فروش انرژی در داخل می‌تواند‌ اقتصاد ما را تا حدود زیادی از وابستگی به نفت رهایی بخشد.

4. تدبیر دولت در اجرای هدفمندی یارانه‌ها و همکاری صدا و سیما در توجیه این طرح عظیم، سهم مؤثری در آرامش بازار و مردم داشت. باز شدن حساب برای سرپرستان خانوار و واریز پول به حساب آن‌ها و بستن حساب قبل از اجرا و ریختن پول به اندازه‌ای که با مبلغ جمع آوری شده از هدفمندی یارانه‌ها نزدیک باشد، همه از مراحل سنگین این طرح بود که با همت عالی و زحمات شبانه روزی متخصصان اقتصادی و دولت و مجلس انجام پذیرفته است.

5. کاهش روزانه 10 میلیون لیتر بنزین و 6درصد گاز خانگی -به مقدار 20 میلیون مترمکعب در روز- و 5درصد آب در هفته اول اجرای طرح، نوید بخش موفقیت این طرح عظیم است. البته این هنوز آغاز کار است؛ ادارات دولتی و خانواده‌ها هم اکنون در حال مشورت و برنامه‌ریزی برای کاهش مصرف انرژی هستند؛ از این رو امید می‌رود در روز‌ها و هفته‌های آتی رقم صرفه جویی از آن‌چه در هفته اول اجرا شاهد آن بودیم فراتر رود.

6. خانواده‌ها باید در این شرایط جدید چگونگی نحوه صرفه‌جویی در انرژی و آب و نان و... را به اعضای خانواده یاد بدهند؛ همه باید بدانند کلید‌هایی که در کنار درهای هر اتاق و آشپزخانه و حیاط و حمام قرار داده شده برای این است که هر وقت لازم داریم استفاده کنیم و در پایان کلید خاموش را بزنیم. پس از آن‌که گاز شهری با قیمت ارزان در اختیار مردم قرار گرفت، اکثر خانه‌ها به صورت سالنی در آمد و اسراف در این بخش از انرژی به حدی رسید که به رغم توقف صادرات گاز در زمستان، در بخش‌هایی از کشور قطع گاز یا افت فشار داشتیم. تغییر الگوی مصرف در گاز می‌تواند هم از هدر رفتن این نعمت خدادادی جلوگیری کند و هم کاهش قیمت‌ها را برای خانواده به ارمغان آورد.