۲۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۰

به جاي گفت و شنود كيهان

کد خبر : ۱۴۲۴۴
در آستانه تاسوعا و عاشوراي حسيني(ع) و در روزها و شب هايي كه آزادگان عاشق و در سوگ حسين(ع) و يارانش دل هاي داغدار و ديده هاي گريان دارند، اين ستون را به سروده اي عاشورايي از مرحوم قيصر امين پور اختصاص مي دهيم.
ني و نينوا
خوشا از دل نم اشكي فشاندن
به آبي آتش دل را نشاندن
خوشا زان عشقبازان ياد كردن
زبان را زخمه فرياد كردن
خوشا از ني خوشا از سر سرودن
خوشا ني نامه اي ديگر سرودن
نواي ني نوايي آتشين است
بگو از سر بگيرد، دلنشين است
نواي ني نواي بي نوايي است
هواي ناله هايش، نينوايي است
نواي ني دواي هر دل تنگ
شفاي خواب گل، بيماري سنگ
قلم، تصوير جانكاهي است از ني
علم، تمثيل كوتاهي است از ني
خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سر او را به خط ني رقم زد
دل ني ناله ها دارد از آن روز
از آن روز است ني را ناله پرسوز
سري سرمست شور و بي قراري
چو مجنون در هواي ني سواري
پر از عشق نيستان سينه او
غم غربت، غم ديرينه او
غم ني بندبند پيكر اوست
هواي آن نيستان در سر اوست
سرش بر ني، تنش در قعر گودال
ادب را گه الف گرديد، گه دال
ره ني پيچ و خم بسيار دارد
نوايش زير و بم بسيار دارد
سري بر نيزه اي منزل به منزل
به همراهش هزاران كاروان دل
گران باري به محمل بود بر ني
نه از سر، باري از دل بود بر ني
چو از جان پيش پاي عشق سر داد
سرش بر ني، نواي عشق سر داد
به روي نيزه و شيرين زباني!
عجب نبود ز ني شكرفشاني
اگر ني پرده اي ديگر بخواند
نيستان را به آتش مي كشاند
سزد گر چشم ها در خون نشينند
چو دريا را به روي نيزه بينند
شگفتا بي سر و ساماني عشق!
به روي نيزه سرگرداني عشق!
ز دست عشق در عالم هياهوست
تمام فتنه ها زير سر اوست!