سيلي(گفت و شنود)
کد خبر : ۱۴۱۶۱
گفتم: حيوونكي ها حق دارند! چون آنهمه مايه و تيله كه براي سران فتنه خرج كردند و آنهمه حمايت سياسي و تبليغاتي و مالي كه از موسوي و كروبي و خاتمي كردند همه دود شده و به هوا رفته.
گفت: سيلي هاي محكمي هم كه از جمهوري اسلامي ايران در لبنان و فلسطين و بحرين و عراق و افغانستان و تركيه و عربستان و اردن و آفريقا و آمريكاي لاتين و... خورده اند حسابي جيغ آنها را درآورده است.
گفتم: پس خبر نداري كه اين سفير انگليس نوه «گس» همان فرستاده دولت انگليس براي انعقاد قرارداد استعماري معروف به «گس-گلشاهيان» است يعني داغ سيلي خوردن پدربزرگش را هم دارد.
گفت: يعني هنوز نمي خواهد بفهمد كه چه خاكي بر سر او و دولت متبوعش ريخته شده؟!
گفتم: چه عرض كنم؟! باباي يكي مرده بود براي اينكه با شنيدن اين خبر شوكه نشود، به او گفتند؛ پدرت دارفاني را وداع كرد. يارو پرسيد؛ دارفاني ديگه چه جور داريه؟ گفتند؛ يعني به ديار باقي رفت، گفت؛ تا حالا اسم كشور «باقي» را نشنيده بودم و... بالاخره بهش گفتند پدر خرت مرد! و يارو با تعجب گفت؛ حتماً اشتباه مي كنيد، چون «خر» من پدر نداشت!