کارآگاهان در گام نخست پی بردند چند زن دیگر در دام مشابهی افتادهاند و در تحقیقات از زنان مشخص شد دو جوان همیشه چاقو و قمه به دست بودند و در بعضی از سرقتهایشان زنان را نیز در صورت مقاومت تهدید به مرگ میکردند.
مأموران که خود را در برابر دو جوان چاقو به دست میدیدند درگام بعدی تحقیقات، آلبوم مجرمان سابقهدار را پیش روی زنان گذاشتند و «حسین» که یکبار به جرم سرقت به زندان افتاده بود شناسایی شد.تجسسها برای ردیابی «حسین» ادامه داشت تا اینکه روز 15 مهرماه سال جاری کارآگاهان در عملیاتی غافلگیرانه کیف قاپ جوان را در مخفیگاهش زمینگیر کردند.«حسین» که قصد داشت با دروغ پردازی پلیس را گمراه کند وقتی طعمههایش را پیش روی خود دید به ناچار لب به اعتراف گشود و همدستش «احمد» را که در کیف قاپیها همراهیاش میکرد لوداد.
مأموران خیلی زود «احمد» را قبل از اینکه با اطلاع از دستگیری همدستش پا به فرار بگذارد در مخفیگاهش دستگیر کردند.بنا بر این گزارش، در حالیکه «حسین» برای افشای دیگر جرائم احتمالیاش در اختیار مأموران است باز پرس مسعودی با تقاضای چاپ عکس «حسین» خواست تا کسانی که در دام کیفقاپیهای وی قرار گرفتهاند به پلیس آگاهی ورامین یا شعبه اول بازپرسی دادسرای ورامین مراجعه کنند.
گفتوگو با کیف قاپ جوان
حسین که 20 سال دارد روی دستها و گردنش با خالکوبی و ضربات چاقو جای
سالمی دیده نمیشود و ادعا دارد بیگناه است.کیف قاپ جوان وقتی وارد اتاق
اجرای احکام زندان خورین ورامین شد و پیش روی خبرنگار شوک قرار گرفت سکوت
کرد اما وقتی دید قرار است تصویرش در روزنامه چاپ شود ادعاهای عجیبی کرد.
بهچه جرمی دستگیر شدی؟
من بیگناهم و قصدم کمک به دختر جوان بود نه سرقت!
کمک؟
ساعت 11 شب بود در حالی که با دوستم سوار موتور بودیم دیدیم چند پسر مزاحم
دختر جوان شدهاند، از موتور پیاده شدم و به سمت دختر رفتم و زمانی که
نزدیکش شدم وی فکر کرد من نیز مزاحم هستم و با کیفش چند ضربه به سینه من زد
و گوشیاش روی زمین افتاد و با سرعت به سمت خیابان رفت، من هم وقتی دیدم
گوشیاش روی زمین است برداشتم.
پس رابینهود شدی؟
رابینهود که نه، اما شما هم بودید برای کمک به دختر جوان میرفتید.
به دیگر طعمههایت قصد کمک داشتی؟
نه، من کیف قاپی نکردم و بیگناهم.
اعتیاد داری؟
2 سال است که مواد نمیکشم.
شیشهای بودی؟
بله، 18 ساله بودم که دستگیر شدم و به زندان افتادم و به ناچار مجبور شدم اعتیادم را ترک کنم.
سابقهداری؟
بهخاطر سرقت از خانههای ورامین به زندان افتادم.
شرور هستی؟
نه، اهل دعوا و شرارت نیستم.
یعنی جای چاقو روی گردنت به خاطر دعوا نیست؟
وقتی شیشه میکشیدم توهم داشتم و روی دست و گردنم با چاقو، خودزنی میکردم و حس عجیبی داشتم.
توهم؟
بله، حتی در آخرین سرقتی که دستگیر شدم بعد از اینکه وارد خانه شدم و قصد دزدی داشتم روی مبل نشسته بودم تا صاحبخانه آمد.
شغلت چیست؟
کشاورزی و دامداری میکنم.چوپان برادرم هستم و تنها یک گوسفند دارم که قرار است بچهاش به دنیا بیاید.
پس خواهر و برادر هم داری؟
سهتا برادر دارم که یکی از آنها اعتیاد دارد و دیگری در زندان است و
تنها برادرم که زن و بچه دارد اهل خلاف نیست و کاری به ما ندارد.
برادرت به چه جرمی زندان است؟
برادرم بیگناه است و در خانهاش مواد جاساز کرده و به پلیس خبر داده
بودند، حتیحکم برادرم به خاطر موادی که در خانهاش پیدا کرده بودند اعدام
اعلام شده بود اما مشخص شد برای برادرم دسیسه چیدهاند.
پس از آزادی دوباره خلاف میکنی؟
نه، من الان هم بیگناهم ولی پس از آزادی دیگر خلاف نمیکنم چون نانآور مادرم هستم.
میدانی قرار است عکست در روزنامه چاپ شود؟
«حسین» فقط سکوت کرد و ادعا کرد بیگناه است.