صراط - انتشار كتاب با كاروان غاليان بخاطر بعضي از سو تفاهم ها در وزارت ارشاد با مشكلاتي رو برو شده است.
اینها جملاتی است که حسین بابازاده مقدم با چهره ای نگران از بی مهری های ارشاد در گفتگو با صراط نیوز مطرح می کند. او که پیش از این کتابی دیگر با عنوان گنوسیس در نقد مبانی فراماسونری نوشته می گوید:
دوستانم در ارشاد فكر ميكنند اينكه ما قبول كنيم در مكتب شيعه غلوکنندگان منحرف نیز حضور دارند وبا فرقه سازي قصد انهدام كل اين آئين را دارند ، طرح موضوعش لطمه به مكتب شيعه است ، اما حقير مصمم هستم كه اين كتاب را چاپ كنم.
صراط: چند وقت است که ارشاد این وضعیت را به وجود آورده؟
مدت ۹ ماه هست كه منتظر مجوزهستم و هفته گذشته برخي از تاملات را ناشر در اختيارم قرار داد كه متاسفانه ناشي از بررسي صفحه به صفحه و نه كلي كتاب بود.
صراط: چرا اینطوری فکر می کنند؟
درواقع كساني كه اشكالاتي را طرح كرده بودند درباره روح حاكم بر سير كتاب قضاوت نكرده بودند و هر بخش يا بهتر است عرض كنم هر صفحه اي را جداي از صفحات قبل و بعد از آن ديده بودند.
صراط: شنیده ایم نثر جذاب را هم با کوته فکری به قلم روشنفکر مئابانه تشبیه کرده اند!
در اين گيرو دار به نوشتن با قلم روشنفكرانه هم متهم شدم كه نميدانم واقعا استفاده از روش نوشتن جذاب برای مخاطب اگر منحصر به جريان روشنفكري شده است و آقایان خودشان توانایی ندارند، دليلي براي عدم استفاده نسلي با دغدغه هاي زياد مثل ما ميشه يا نه آيا اصلا نوشتن با قلمي بيطرف گناه محسوب ميشه كه محصول مدتها تلاش و تجربه بنده بايد سرگردان اتاقهای مميزي باشه؟
صراط: چرا کتابهای مروج تفکر فلاسفه غربی و غرب زدگان وطنی با تیراژ بالا چاپ می شه اما کتاب شما متهم به اضلال می شه؟!
حالا خيلي هم توجه نميشود كه واقعا چطور كتابهاي بي ارزش و ضد ديني براحتي مجال انتشار پيدا ميكنند من نميدانم چرا دوستان ارشاد براي اين كتابها اين وسواس را به خرج نميدهند؟!
صراط: چه هدفی از نوشتن این کتاب داشتید؟
هدف اصلي من زنده كردن دغدغه ها و ملاحظات رهبر عزيزم درباره آئين هاي خرافي و نفوذشان در بدنه فكري و مذهبي شيعه بوده است و بخاطر اين هدف مقدس اگر حتي لازم باشد اين متن را بصورت كامل در وبلاگم منتشر ميكنم.
صراط: فکر نمی کنید با انتشار اینترنتی یک کتاب عملا کتاب ضایع شود؟
اميدوارم با درايت دست اندركاران اين كار با ذوق لابه لاي سِرچ هاي بي هدف اينترنتي گم و مفقود نشه. دوست ندارم بگم منتظر انتشار كتاب بصورت وبلاگي باشيد اما ظاهرا شرايط را بايد زمان روشن كند زماني كه قطعا طولاني نخواهد بود.
صراط: کمی در مورد کتابتان توضیح دهید
واژه «غاليان» عنوان جرياني فرقهاي در تاريخ اديان و فرق است كه دست به غلو درباره شخصيتها، پديدهها و آموزههاي مقدس زدهاند و عملأ آن را به پرستش نشستهاند. در كتاب «با كاروان غاليان»، جريان تاريخي غلو از مسيحيت تا اسلام مورد توجه و تشريح قرار گرفته است. اين كتاب داراي نظريهاي بوده كه فرقههاي شبه معنوي سه مرحله را طي ميكنند و در نهايت در جامعه انساني متولد ميشوند كه ويژگيهاي هر مرحله به ويژه با رويكرد به فرقههاي غالي در اين كتاب مورد توجه قرار گرفته است. دلبستگي به آموزههاي غلو انگيز باعث نشستن خاك غفلت بر حقايق متعالي و نوراني اديان ميشود. كتاب من با مقدمهاي در شكلگيري پديده غلو درشيعه و با استناد به آرا و شخصيتهاي برجستهاي همچون مقام معظم رهبري و آيتالله جوادي آملي و غيره به پايان ميرسد.
صراط: ... وحرف آخر؟
واقعا چقدر سخت است كه براي انتشار يك اثر كه حرف دل و نتيجه تحقيقي بيطرفانه و بدون غرض و مرض است بايد اينقدر سختي بكشيم و كارهامون گوشه اتاق هاي اداري خاك بخورند درحالي كه جامعه واقعا نياز داره و اينها حداقل كار هستد.
اینها جملاتی است که حسین بابازاده مقدم با چهره ای نگران از بی مهری های ارشاد در گفتگو با صراط نیوز مطرح می کند. او که پیش از این کتابی دیگر با عنوان گنوسیس در نقد مبانی فراماسونری نوشته می گوید:
دوستانم در ارشاد فكر ميكنند اينكه ما قبول كنيم در مكتب شيعه غلوکنندگان منحرف نیز حضور دارند وبا فرقه سازي قصد انهدام كل اين آئين را دارند ، طرح موضوعش لطمه به مكتب شيعه است ، اما حقير مصمم هستم كه اين كتاب را چاپ كنم.
صراط: چند وقت است که ارشاد این وضعیت را به وجود آورده؟
مدت ۹ ماه هست كه منتظر مجوزهستم و هفته گذشته برخي از تاملات را ناشر در اختيارم قرار داد كه متاسفانه ناشي از بررسي صفحه به صفحه و نه كلي كتاب بود.
صراط: چرا اینطوری فکر می کنند؟
درواقع كساني كه اشكالاتي را طرح كرده بودند درباره روح حاكم بر سير كتاب قضاوت نكرده بودند و هر بخش يا بهتر است عرض كنم هر صفحه اي را جداي از صفحات قبل و بعد از آن ديده بودند.
صراط: شنیده ایم نثر جذاب را هم با کوته فکری به قلم روشنفکر مئابانه تشبیه کرده اند!
در اين گيرو دار به نوشتن با قلم روشنفكرانه هم متهم شدم كه نميدانم واقعا استفاده از روش نوشتن جذاب برای مخاطب اگر منحصر به جريان روشنفكري شده است و آقایان خودشان توانایی ندارند، دليلي براي عدم استفاده نسلي با دغدغه هاي زياد مثل ما ميشه يا نه آيا اصلا نوشتن با قلمي بيطرف گناه محسوب ميشه كه محصول مدتها تلاش و تجربه بنده بايد سرگردان اتاقهای مميزي باشه؟
صراط: چرا کتابهای مروج تفکر فلاسفه غربی و غرب زدگان وطنی با تیراژ بالا چاپ می شه اما کتاب شما متهم به اضلال می شه؟!
حالا خيلي هم توجه نميشود كه واقعا چطور كتابهاي بي ارزش و ضد ديني براحتي مجال انتشار پيدا ميكنند من نميدانم چرا دوستان ارشاد براي اين كتابها اين وسواس را به خرج نميدهند؟!
صراط: چه هدفی از نوشتن این کتاب داشتید؟
هدف اصلي من زنده كردن دغدغه ها و ملاحظات رهبر عزيزم درباره آئين هاي خرافي و نفوذشان در بدنه فكري و مذهبي شيعه بوده است و بخاطر اين هدف مقدس اگر حتي لازم باشد اين متن را بصورت كامل در وبلاگم منتشر ميكنم.
صراط: فکر نمی کنید با انتشار اینترنتی یک کتاب عملا کتاب ضایع شود؟
اميدوارم با درايت دست اندركاران اين كار با ذوق لابه لاي سِرچ هاي بي هدف اينترنتي گم و مفقود نشه. دوست ندارم بگم منتظر انتشار كتاب بصورت وبلاگي باشيد اما ظاهرا شرايط را بايد زمان روشن كند زماني كه قطعا طولاني نخواهد بود.
صراط: کمی در مورد کتابتان توضیح دهید
واژه «غاليان» عنوان جرياني فرقهاي در تاريخ اديان و فرق است كه دست به غلو درباره شخصيتها، پديدهها و آموزههاي مقدس زدهاند و عملأ آن را به پرستش نشستهاند. در كتاب «با كاروان غاليان»، جريان تاريخي غلو از مسيحيت تا اسلام مورد توجه و تشريح قرار گرفته است. اين كتاب داراي نظريهاي بوده كه فرقههاي شبه معنوي سه مرحله را طي ميكنند و در نهايت در جامعه انساني متولد ميشوند كه ويژگيهاي هر مرحله به ويژه با رويكرد به فرقههاي غالي در اين كتاب مورد توجه قرار گرفته است. دلبستگي به آموزههاي غلو انگيز باعث نشستن خاك غفلت بر حقايق متعالي و نوراني اديان ميشود. كتاب من با مقدمهاي در شكلگيري پديده غلو درشيعه و با استناد به آرا و شخصيتهاي برجستهاي همچون مقام معظم رهبري و آيتالله جوادي آملي و غيره به پايان ميرسد.
صراط: ... وحرف آخر؟
واقعا چقدر سخت است كه براي انتشار يك اثر كه حرف دل و نتيجه تحقيقي بيطرفانه و بدون غرض و مرض است بايد اينقدر سختي بكشيم و كارهامون گوشه اتاق هاي اداري خاك بخورند درحالي كه جامعه واقعا نياز داره و اينها حداقل كار هستد.