۰۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۲:۰۸
سيد حسين علوي

چه کسانی پشت این بازی خطرناکند؟

... همان كسي كه وقتي داشت جايزه «چهره ماندگار» را دریافت مي‌كرد با نيش خندي زهرآلود، طي سخناني که به صورت زنده از تلویزیون پخش می شد، از شخصيت برجسته‌اي[!] به نام مصطفي معين (كانديداي شكست خورده جناح هواداران آمريكا در انتخابات تير 84 و از عناصر موثر كودتاي ناكام 88) تجليل ويژه نمود تا نمك به زخم چرکیني به نام «توليت علوم انساني در كشورمان» بپاشد ...
کد خبر : ۱۳۴۵۶
صراط - آيا او را مي‌شناسيد؟ حتما با تعجب از نگارنده مي‌پرسيد چه كسي را؟ راهنمايي اول اينكه او جامعه‌شناس است. جامعه‌شناسي، با ذائقه يك صهيونيست تابلودار به نام سر كارل پوپر. جامعه شناسی که انقلاب اسلامي را نتيجه دسيسه مسقيم آمريكايي‌ها عليه شاه مي‌داند! اين جملات را بخوانيد:

«ارتش با حضور ژنرال هايزر آمريكايي از جلوگيري از درگيري‌ها به شدت منع شده بود. لذا دخالت آمريكا در اين مرحله از انقلاب نيز مشخص مي‌شود. زيرا با مطالعه نظريات دانشمندان مختلفي مانند تيلي و زيمرمان و... اين فرضيه نامعقول به نظر نمي‌رسد كه اگر نيروهاي نظامي در مراحل مختلف جريان انقلاب، بدون در نظر گرفتن ملاحظات بين المللي و ملاحظات انساني[!] با شدتي بسيار زياد وارد عمل مي شدند، احتمال انقلاب كاهش مي‌يافت.»(1)

غرض از انتشار اين حرفهاي بی‌بنیاد، بررسي و نقد آنها نيست. چه اينكه اگر بنا به نقد بود، يك ارجاع ساده به كتاب ماموريت مخفي در تهران، نوشه ژنرال هايزر و مشاهده اعترافات صريح وي در همين كتاب، مبني بر طراحي كودتا عليه انقلاب اسلامي و البته ناتواني ارتش از انجام چنين كودتايي(2)، پرده از دروغهاي اين جامعه‌شناس پوپريست برمي‌داشت. يا شايد مشاهده اسناد آمريّت ايالات متحده آمريكا در كشتار وحشيانه 17 شهريور 1357 توسط همان ارتشي كه ظاهرا خيلي هم اهل ملاحظات انساني بوده! رهبري ساواك توسط سازمان سيا ، تثبيت قدرت شاه در كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 و مشاهده اسناد صدها توطئه آمريكا در اثناي انقلاب عليه سيل بنيان‌كن اسلام انقلابي، كه از تاريكخانه لانه جاسوسي آمريكا كشف شده و... براي ردّ چنين اوهامي كه قطعا در راستاي اهداف مشترک آمريكا و صهيونيستها براي تضعيف هويت ضدآمريكايي انقلاب طراحي شده كافي بود. اما غرض، طرح اين حرفها و اين نقدها نبود. فقط خواستيم اين جامعه‌شناس سکولار را بهتر بشناسيد. راستي او را شناختيد؟ يا باز هم بايد راهنمايي كرد؟

اين استاد مشهور جامعه‌شناسي همان كسي است كه براي نخستين بار، دلدادگان مكتب انسان ساز جهاد و شهادت را اراذل و اوباش چاقوكشي خواند كه ضمن از دست دادن محاسبات عقلاني، در اثر غرور و احساسات و فشار هنجاري و رقابت بر سر قلدري‌هايي كه محصول نظامهاي استبدادي است، رودرروي گلوله مستقيم دشمن قرار گرفتند! او در خلال تحليلي (به قول خودش جامعه‌شناسانه!) در ريشه‌يابي شهادت‌طلبي جوانان بسيجي در طول هشت سال دفاع مقدس مي‌نويسد:

«عامل بسيار اساسي در تهور و شجاعت جوانان، الگوهاي رفتاري آنها در محلات بود. محله در ايران سنتي نقش بسيار اساسي در نظام گروهي داشته است. در محلات سنتي، گروه جوانان داراي سلسله مراتب است، آنهم بر پايه دو ضابطه؛ از يك طرف قدرت و شهامت و از طرف ديگر سن. هر محله عموما در رقابت با محله‌هاي مجاور بود كه گاه‌به‌گاه كارش به درگيري‌هاي شديد (كتك‌كاري و چاقوكشي) مي انجاميد. و در جريان آن اعضاي گروه (جوانان محله) يا بايد با شهامت به مقابله مي پرداختند و يا بايد از گروه به عنوان «ترسو» و «بزدل» طرد مي‌شدند. بنابراين شهامت و شجاعت در اين محلات براي اعضاي گروه، ابتدا يك هنجار بوده است كه تبديل به ارزش شده بود. به اين علت در بين جوانان سنتي ايران «ترس» تقريبا مفهومي نداشته است. حال با بروز جنگ اين نيروهاي نترس، به جاي درگيري با خود، يعني با محلات مجاور، زير چتر يك رهبري قوي مشترك با يك دشمن مشترك به مبارزه برخاسته بودند. براي جوانان ايراني قشر پائين فشارهنجاري، غرور و احساسات، نقش بسيار مهمتري در تصميم‌گيري‌ها دارد تا گزينش عقلاني. بايد متذكر شد كه درگيري هاي محلي نيز خود از چند علت سرچشمه مي‌گيرد كه رفتار پرخاشگرانه مخصوص نظامهاي اجتماعي استبدادي و همچنين رفتار احساسي از آن جمله‌اند. اين خصوصيات كه در ارتشهاي غربي نيز پرورش داده مي‌شوند، خودبه‌خود در مقابله با دشمن تاثير بسيار مثبتي داشت.»(3)

هرچند متاسفانه مجوز نشر و ده‌ها بار تجدید چاپ اين جملات سخيف را وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صادر كرده است! اما نگارنده به خاطر بازنشر اين بي‌شرمي آشكار در حق کسانی كه عاقل‌ترين عقلاي قوم بودند و اکنون در جوار حضرت سيدالشهداء(ع)، عند ربهم یرزقون‌اند،‌ از خانواده‌هاي محترم شهدا و روح پرفتوح امام شهيدان، طلب بخشايش مي‌كند. اما چاره چيست كه بايد اين هتاکی‌ها را خواند تا حجت بر اشخاص بي‌اطلاعي كه احتمالا پس از آشنايي با نام اين فرد رگهاي گردنشان متورم مي‌شود، تمام گردد. اما آيا هنوز او را نشناخته‌ايد؟ صبرتان تمام شده؟ كمي صبر كنيد شايد با چند راهنمايي ديگر او را شناختيد.

گفتیم او در عداد مقلّدان فيلسوفي صهيونيست است كه از شهيرترين شواليه هاي يهودي دارنده لقب «سِر» از ملكه انگلستان به حساب مي‌آيد. او چنان از پوپر تجليل كرده و نخستين كتاب باليني خويش را با آراء‌ سراسر اعوجاج پوپر تطبيق داده كه صراحتا نظريه شناخت پوپر و پوپریستها را به عنوان «منطق تحقيق نوين» يا «تئوري دانش نوين» معرفی نموده است.(4) اما ديگر اين را نگفتيم كه او در كتابهايش كشور جعلي اسرائيل را نيز به رسميت شناخته و نام نحث اين رژيم جلاد را به جاي نام مقدس فلسطين نشانده است. این استاد جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی (ره) در خلال يكي ديگر از كتابهايش ضمن حذف نام فلسطين از ليست كشورهاي خاور نزديك مي‌نويسد: «كشورهاي خاور نزديك عبارتند از: تركيه، لبنان، اسرائيل، سوريه، اردن، عراق، كويت و ايران.»(5)

وی از دانشگاه هوهنهایم آلمان مدرک پروفسوری دریافت کرده است. دانشگاهی که با سیطره پوپریستهایی چون آلبرشت و هوفمان و ... همواره مامن اندیشه‌های صهیونیستی و ماسونی در حوزه علوم انسانی بوده و قطعا به کسانی که وفاداری خود را به مبانی (به ظاهر) علمی آن ثابت نکرده باشند اجازه ارتقاء تا سطح پروفسوری را نمی‌دهد. نخستین دانشگاهی که او را به عضویت در هیئت علمی پذیرفت، شهرتش «مامن ماسونها و عناصر ساواک و دربار» بود. وی در دوران ستمشاهي در شرایطی که محال بود بدون تاييد ساواك کسی به استخدام هیئت علمی دانشگاه‌های مهم درآید، به عضويت در هيئت علمي گروه جامعه‌شناسی دانشگاه ملي (شهید بهشتی(ره) فعلی) درآمده و هم‌اكنون مدعی است که پس از انقلاب، علاقه ملت ایران به روحانیت تشیع و اعتقاد مردم به دین مبین اسلام شدیدا کاهش یافته است!(6)

صبرتان به سرآمد، نه؟ اکنون القاب و پستهای کلیدی‌‌ای كه سياستمداران بي اطلاع و يا خداي ناخواسته، «خائن» در نظام مقدس جمهوري اسلامي به وي داده‌اند را بخوانيد؛ او در سال ۱۳۷۵ به عنوان استاد نمونه مؤسسات آموزش عالی ایران انتخاب شد. در سال ۱۳۷۹ عضو کمیسیون علوم انسانی شورای پژوهش‌های کشور، در ۱۳۸۲ عضو هیأت ممیزه دانشگاه شهید بهشتی(ره)، و در ۱۳۸۴ به عضویت شورای دانشگاه شهید بهشتی (ره) درآمد. از ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۵ رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی(ره) بود و در ۱۳۸۶ به سرپرستی کمیته علوم اجتماعی شورای عالی برنامه‌ریزی درآمد. وی عضو پیوسته فرهنگستان علوم ایران، عضو شورای پژوهشی فرهنگستان علوم ایران، عضو شورای پژوهشی فرهنگستان علوم پزشکی ایران و عضو هیأت ممیزه مرکزی علوم انسانی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و عضو هیات امناء پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بوده است!

سرگيجه گرفته ايد، نه؟! شايد هم داريد از غصه دق مي كنيد! اصلا او را شناختيد؟ او فرامرز رفيع پور است. همان كسي كه هفته پيش در ميان حيرت منتظران اسلامي شدن علوم انساني، به عنوان «چهره ماندگار» نظام مقدس جمهوري اسلامي معرفي شد! همان كسي كه وقتي داشت جايزه «چهره ماندگار» را دریافت مي‌كرد با نيش خندي زهرآلود، طي سخناني از شخصيت برجسته‌اي [!] به نام مصطفي معين (كانديداي شكست خورده جناح هواداران آمريكا در انتخابات تير 84 و از عناصر موثر كودتاي ناكام 88) تجليل ويژه نمود تا نمك به زخم چرکیني به نام «توليت علوم انساني در كشورمان» بپاشد...

حالا يك سوال ديگر؛ چه كساني كار هدايت و حمايت از اساتید و مراكز علوم انساني غربي را در ايران بر عهده دارند؟ این اشخاص چه نسبتي با اسلام و انقلاب دارند؟ آيا لازم است براي پاسخ به اين سوال، راهنمايي‌هايي از جنس راهنمايي‌هاي بالا ارائه شود؟ بگذريم، جواب آنچنان روشن است كه از توضيح بي‌نياز! نگارنده این سطور تردیدی ندارد که شبکه‌ای از عناصر وفادار به علوم انسانی غربی و اساتید سکولار و ماسون در ورای مخالفتهای آشکار با اسلامی شدن علوم انسانی و تزریق اساتید اسلام‌گرا به این حوزه از علم حضور دارد. شبکه‌ای منسجم که قادر است در اوج مبارزه ملت ایران، علیه فتنه‌ای که ریشه در علوم انسانی فاسد وارداتی داشته، با مجوز وزارت ارشاد، ماهنامه «مهرنامه» را با هدف تمسخر اسلامی کردن علوم انسانی به سردبیری یکی از متهمان اصلی کودتای 88 منتشر کند. شبکه‌ای که به راحتی قادر است به رئيس دفتر فرح پهلوي در جشنواره حكمت سينوي جايزه بدهد، مقلّد پوپر صهيونيست، كه بي شرمانه شهدا را مُشتي چاقوكش مي‌خواند را به عنوان «چهره ماندگار» معرفی کند، مجتهد شبستري لامذهب را به عنوان سخنران افتتاحيه به همايش روز جهاني فلسفه دعوت نماید، شاگردان حسین بشیریه (تئوریسین پنتاگون) را در مديريت فرهنگي شهرداري بگمارد، فرزند شواليه ماسون بيلدربرگ را صاحب كرسي آكادميك كند، كاخي در جوار زاينده رود به ريچارد فراي (جاسوس سرويس اطلاعات مركزي آمريكا - CIA) دستخوش داده و مدال طلاي جشنواره ابن سينا را بر سينه كريم مجتهدي سكولار بياويزد.

سید حسین علوی
............................................................................................................................
پی نوشتها:
1- رفيع پور ، فرامرز. توسعه و تضاد ، بخش اول: پيدايش انقلاب ، صفحه 103، شركت سهامي انتشار، 1370
2- ژنرال رابرت هایزر، ماموریت مخفی در تهران (خاطرات نماینده پنتاگون در ایران)، ص 103 و 127
3- رفيع پور ، فرامرز. توسعه و تضاد ، بخش دوم: دوران بعد از انقلاب ، صفحه 136 ، شركت سهامي انتشار، 1370
4- رفيع پور ، فرامرز. كند و كاوها و پنداشته ها ، شركت سهامي انتشار ، 1358 ، صفحه 73
5- رفيع پور ، فرامرز. كند و كاوها و پنداشته ها، شركت سهامي انتشار ، 1382 ، صفحه 145
6- رفيع پور ، فرامرز. توسعه و تضاد ، صفحه 164 و 165، شركت سهامي انتشار، 1370
نظرات بینندگان
هدایت اشتری لرکی
|
France
|
۰۶:۱۲ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
مامیرزا نصرالله خان کلام الدوله شمشیر مرصع نشان حمایل کرده وبا غیض وغضب نهیب به مسئولان دربار خود کرده که آخه این چه وضعیه? اگر قرار است زیر سقفی که خداوند عالمیان بر بالای انست، شهید فهمیده یا شهید بهشتی یا شهید مصطفی خمینی چهره های ماندگاراین نظام الهی باشند که هستند، پس تحت چه شرایطی و با ارائه چه استدلالی و استدلال به کدام عملکردی، افرادی که سید بزرگوار میرزا حسین علوی دام عمره و دام عزه که در اینجا از چهره مخدوش و سابقه انها پرده برداری کرده را زیر همین سقف مستقر کنند وبه عنوان چهره های ماندگارنظام اسلامی به مردم شریف و نجیب این ام القرای اسلامی معرفی کنند?  چه کسانی مسئول ارزیابی و تطبیق اعمال وافکار این افراد بدون روبنده ، با ارزشهای نظام الهی ماست? چه مرجعی بر این تحرکات نظارت دارد? اگر شهید فهمیده برای سد معبر کردن پیشروی تانک دشمن خونخوار، خون خود در راه جهاد تقدیم کرد، ایا حداقل ما این شجاعت را نداریم که با فریاد اعتراض خود جلوی پیشروی افکار منحرف را در جامعه اسلامی سد کنیم? غده چرکین این فاجعه زمانی بیشتر دهان باز میکند که رویت میکنیم که دستگیران و معاونان نفوذ این افکار منحط ، کسانی هستند که با ادعای التزام به نظام اسلامی، مصدرو محمل چنین حمایت های جاهلانه از کسانی میشویم که آثار تخریبی افکار و فعالیت های انها را در طول این سی سال رویت و لمس کرده ایم. ما میرزا نصرالله خان کلام الدوله به اطلاع عمعوم میرسانیم که از موضع به حق سید بزرگوار میرزا حسین علوی دام عمره و دام عزه حمایت کرده و همراه با همه وفاداران، به نظام اسلامی تجدید بیعت کرده و در راه مبارزه با اعمال خلاف ماهیت نظام وخلاف مسیر نظام وحفاظت از این نظام الهی، اماده ایثار و مجاهدت هستیم.
منتظری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۲۱ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
چیز عجیبی اتفاق نیافتاده است. همین کار را هم وزارت ارشاد نسبت به اعطای نشان هنرمندی به بعضی افراد انجام داده است و کار خود را توجیه هم کرده است که فقط از لحاظ هنری امتیاز داده است و آبی هم از آب تکان نخورد.
حمید رضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۴۰ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
آقای سید حسین علوی عزیز ! دست از سر این کشور بردار ، این کشور متعلق به صالحین است نه متحجرین!
علوی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۴۷ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
انا لله وانا الیه راجعون
باورم نمی امد که این شخص این اندازه مسئله دار باشد
از روشنگریتان بسیار سپاسگذارم
reza
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۱۴ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
اين متن تحليلي با عنوان چه كساني پشت اين بازي خطرناك هستند ؟؟؟ بحث جديدي نيست و ميتوان اين نتيجه را گرفت كه اين تئوري به صورت گسترده و سريالي در همه ابعاد و با پتانسيل بالا در كليه مسايل كشور وجود دارد كه بايستي به جرات گفت فتح اخرين قله اين حركت و تفكر در همين همايش اخير با نام چهره هاي ماندگار اشكار شد. پس مي توان از اين رخداد چنين نتيجه گرفت كه نفوذ تا به اين حد وجود دارد!!!!!
آدم
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۴۶ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
چرا تا دیروز این چرت و پرت ها رو در موردش سرهم نمیکردی جناب آقای علوی؟ نمیدونم از این سیاست زده تر هم میشه شد یا نه. فقط چون از معین تشکر کرده شد ابلیس؟پولی که با به دروغ پایمال کردن آبروی یک انسان دیگه میگیره تو اسلام شما حلاله؟

صراط: گویا این خواننده محترم فقط لید یادداشت را خوانده اند! توصیه می کنیم مستندات را هم بخوانند. ضمنا اولا کسی آقای رفیع پور را ابلیس نخوانده است. ثانیا آن پولهای نجس را مصطفی معین خرج تبلیغات 3 میلیاردی انتخابات 84 کرد نه صراط نیوزی که تبلیغات کنار سایتش گویای پاک دستی آن است.
مرادی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۳۱ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
متاسفم از اینکه مسئولان به اینهمه هشدار بی توجهی می کنند.
صدیقی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۴۷ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
افشاگری یعنی این. حرف مفت زدن و فحش دادن بدون انتشار هیچ سندی کار عناصری مثل گنجی و گلپور و امثال اینهاست. اما انصافا قلم آقای علوی بوی فحاشی نمی دهد. ایشان فقط سند منتشر کرده اند. حالا آن کسانی که عشق امثال رفیع پور کورشان کرده باید ثابت کنند که وی به شهدا چنین توهینهایی را نکرده است. و الّا فحاشی به نویسنده (مثل اون کسی که در بالا کامنت گذاشته) فقط از آدمهای بی سواد و پر مدعا بر میاد/ صدیقی - دانشجوی دکترای جامعه شناسی
حاج محمدی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۴۹ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
آدم از اینهمه اشراف که حاصل مطالعات گسترده نویسنده این مقاله است انصافا لذت می برد. رحمت بر اون شیر پاکی که خورده ای آقای علوی. (حاج محمدی - کالیفرنیا)
هدایت اشتری لرکی
|
France
|
۱۳:۵۹ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
مامیرزا نصرالله خان کلام الدوله گاهی از اظهار نظر هایی که بوی مفاصا حساب سربرج با بقال سر کوچه از ان به مشام میرسد، دچار شگفتی میشویم. آقا یا خانمی بسیار محترم، در افاضه خود یک راست رفته سراغ اتهام پول گرفتن بچه های صراطی برای افشاگری فرامرز رفيع پور. این آقای خانم نمیدانم چه جنسی، نمیدانم چه کینه ای نسبت به اجل اکرم مصطفی معین داشته که فرض کرده فرامرز رفيع پور اسم مستعار ایشان است و بر همین مدار اشتباه بصری و عقلی، دهانه سورنای خودرا به سمت عزیزان یک لا قبای صراط چرخانده و مراتبی چرت و بسی پرت به آنها منسوب کرده که جزو میراث و یادگارماندگار تربیت خودش است. ما امیدآن داریم که که رسانه ها بر همین مدار و همین مرام طی طریق کنند و دولتمردان را از اشتباهات نفس، آگاه فرمایند
همکلاسی
|
Lebanon
|
۱۴:۱۴ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
حسین جون سلام. من یه دوره کلاسهای پروفسور رفیع پور رو شرکت کرده بودم. انصافا تحلیل های خوبی داره. روش تحلیلی اجتماعی او خوب است. اما انتقاد های شما رو هم مقداری از قبل اطلاع داشتم. رسانه ای کردن این انتقادات به نظرم خوب نیست. اگر میخواهید اطلاع رسانی کنید به مسئولین، باید از طریق مسئولین باشد.

صراط: متاسفانه با وجود اطلاع رسانی قبلی به مسئولان با بی توجهی و بی مسئولیتی آنها مواجه شده بودیم
جمال الدین
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۲۹ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
خیلی پست و کثیفید !
سایتتون پر از نجاسته ! نمی شه تو صراط از مقدسات دم زد !!!
پس لطفا خفه شید !!!!
جمال الدین
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۳۷ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۸
ظاهرا اون پیام خوب حالی به حالیتان کرده ؟! دم رفیقمون گرم که حالتون رو گرفته !
هر کسی اجازه داره تا افکارش رو بیان کنه ، حالا اگر آقایان بی عرضه اند و فقط بلدند فحاشی کنند و لجن به اطراف بپراکنند ، حرف دیگری است !!
شهید قلب تاریخ است .
یک هموطن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۴۵ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۹
این همایش مزخرف را ضرغامی درست کرده جایزه رفیع پور را هم خودش داده است. واقعا برای ایشان متاسفم. ضرب الاجل یک ساله رهبری هم ایشان را اصلاح نکرد.
سعیدعلی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۲۴ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۹
بابا بس کنید دیگه. تاکی باید شانتاژبازی هارو ادامه بدیم.
مرتضي 11
|
Germany
|
۰۸:۳۸ - ۱۳۸۹/۰۹/۱۰
شما ها ظاهر را مي بينيد
متاسفم سخت در اشتباهيد
صراط مستقيم را گم كرده ايد
هدایت اشتری لرکی
|
France
|
۲۳:۳۳ - ۱۳۸۹/۰۹/۱۰
مامیرزا نصرالله خان کلام الدوله با رعایت پرنسیپ های دموکراسی گهگاه در مقام دفاع از موضع صراطیان بر میاییم. این نکته را بدین جهت تقدیم اهل بصیرت میفرماییم که تصور نکنند ما با این صراطیان جز راهشان آشنایی داریم. صراطیان برای احترام به آزادی بیان، نظراتی را هم درج میکنند که ما گاهی از خجلت، غرق خجلت میشویم که براستی خجالت چیست که عده ای با ان بیگانه هستند. در همین ستون نظرات، نظراتی درج شده باشاخصه های خارج از پرنسیپ دموکراسی در اظهاربیان. کسی که در اینجا باطن و فطرت خودرا اینگومه به نمایش میگذارد که (خیلی پست و کثیفید ! سایتتون پر از نجاسته ! نمی شه تو صراط از مقدسات دم زد !!! پس لطفا خفه شید !!!!)
چگونه میتواند در یک دیالوگ که ابزار ان منطق واستدلال است وارد شود. چگونه میتواند اگر عقیده دیگر دارد، از ان با ابزار منطق و استدلال دفاع کند. قطعا وقتی نظر دهنده فاقد این ادبیات و آموخته هاست، برای پوشش جهل خود، متوسل به فحاشی و توهین میشود. البته ناگفته نماند که صراطیان با سعه صدر، با درج این جنس نظرات مخالفتی ندارند چون نیت انها احترام به کاربر محترمی است که به اینجا میاید اما ما هم که کاربری با همان حق هستیم، حق داریم به این افراد بفرماییم ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست. امیدواریم همه ما بطریقی از عقاید خود دفاع کنیم که طرف مقابل را هم شیفته اخلاق خود کنیم.
به صدا و سیما چه مربوطه
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۲۸ - ۱۳۸۹/۰۹/۱۱
اولا وظیفه انتخاب چهره ماندگار بر عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی، توی این مملکت رسم شده سازمان ها کار اصلی خودشون رو ول میکنن میرن تو کار دیگران دخالت میکنن تا براشون تبلیغ بشه.انتخاب چهره ماندگار رشته های فنی هم با تبانی بود اگر علاقمندید بروید و سوابق دکتر رمضانیانپور و رهایی رو از نظر علمی با هم مقایسه کنید هر دوشون از یک دانشکدن.رهایی برای اینکه وزیر علوم داشت برکنارش میکرد با صدا و سیما بست.قبلا در مورد مسابقات رباتیک دانشگاه هم این کار رو کرده بود.
ر-ف
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۵۶ - ۱۳۸۹/۰۹/۱۱
ضرغامي براي حفظ خود مخبر دزفولي دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي را هم به عنوان نخبه انتخاب كرده است .
خاك بر سر ما كه يك دامپزشك مديريت فرهنگي كشور به عهده اوست .تا كنون شورا براي فرهنگ اين مملكت چه كرده است.فقط كلي گويي.در عرصه فرهنگ هنوز ژنرال نداريم همه كوتوله اند
عروج
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۰۴ - ۱۳۸۹/۰۹/۱۱
دوست عزیزی که علیرغم این همه مستندات دیگران را به قشری بودن متهم می کنی؛ خواهشمند است ما را به باطن راهنمایی کن.
(اشاره به یکی از نظرات پایانی)